:
كمينه:۱۱.۵۱°
بیشینه:۱۱.۹۹°
به‌روز شده در: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۲
سعید لیلاز: مشکل نبود دانایی و اقتصاد دان نیست مشکل در منافع و مصالح مدیران و نبود جسارت و انگیزه است(قسمت4)

تحریم مسنله اصلی نیست اصل مشکل منافع و بی عملی مدیران و عملکرد آنها براساس مصالح و نبود جسارت و انگیزه است

مانع هست مشکل هست تحریم هست اما وقتی جسارت و اراده و انگیزه در مدیران اجرایی را نه به خاطر نداشتن دانش بلکه بنا به مصالح مختلف نداریم مشکلات بیشتر می‌شود. نظر دادن به رئیس جمهور و به بقیه مدیران نتیجه‌ای ندارد چون خود آنها می‌دانند مشکل کجاست
کد خبر: ۲۲۸۱۴۷
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۲۱

اقتصاد گردان - در روزهایی که فشار اقتصادی، نرخ دلار، رقم تورم و آینده بودجه، نقل همه محافل -حتی خانوادگی- است، علیرضا معزی و محمد مهاجری دوعضو شورای سردبیری خبرآنلاین میزبان سعید لیلاز کارشناس اقتصادی در اتاق سردبیری بوده اند و موضوعات مختلف اقتصادی، از جمله ریشه ناترازی ها، تورم، عملکرد مدیران و راهکارهای رفع مشکلات اقتصادی را مورد بررسی قرار داده اند.
سعید لیلاز در این گفت وگو به نکات مختلفی اشاره دارد: 
 توجه به معیشت مردم در کنار کنترل تورم و اصلاح قیمت ها امکانپذیر است وسیستم آن را برای حفاظت از معیشت مردم داریم. تعیین دستمزد زیر نرخ تورم ۲۱ میلیون خانوار را به زیر خط فقر منتقل می کند. غارت مردم توسط بانک های ناتراز و بدهکاران بزرگ بانکی انجام می شود. مشکل تورم از غارت منابع توسط بانک های ناتراز و رشد نقدینگی است. 70 درصد دارایی های بانک ها موهوم است. دو سوم مشکل نقدینگی و تورم، از ناترازی بانک هاست.
سیستم رانتی موجود، افراد وفادار و حامی دولت رانتی ایجاد می کند و نظام باید بین حفظ حکومت و حفظ افراد وفادار که به دنبال رانت هستند یکی را انتخاب کند. بروکراسی مانع بزرگ کارها و اقتصاد است. تحریم مسنله اصلی نیست اصل مشکل منافع و بی عملی مدیران و نداشتن جسارت آنها است که باعث می شود از ترس بروکراسی و دستگاه های نظارتی براساس مصالح عمل کنند. ما مشکل دانایی و اقتصاد دان نداریم. مشکل منافع داریم.
رفع تحریم ها اثر موقتی بر اقتصاد دارد  و رشد مثبت برای 65 ماه در شرایط تحریم داشته ایم. دلار آزاد تنها 5 درصد بازار است و نتیجه تورم است و اثری بر اقتصاد ندارد. 
بدون آزادسازی امکان رشد اقتصادی و خصوصی سازی وجود ندارد. مشکل خصوصی سازی و انتقال منابع مردم به گروه های خاص مشکل را حل نمی کند. عده ای به دنبال یک بناپارت هستند تا به اقتصاد نظم بدهد.


مشکل منافع داریم نه دانایی و اقتصاد دان
هر جراحی اقتصادی آنچنان دردناک است که ممکن است به شکستن و ایجاد مشکلات منجر شود اما مردم باید پذیرای آن جراحی اقتصادی باشند.
من در جلسات دولت آقای پزشکیان نه دعوت شدم و نه رفته‌ام. مطلقا ارتباطی ندارم. مسئله امروز ایران مشکل دانایی و نبود اقتصاد دان نیست مشکل منافع است. منافع عده ای اجازه جراحی و اصلاحات را نداده است.
مدیران  باید جسارت و اراده اجرا را داشته باشند اما اگر جسارت و اراده نداشته باشند نمی‌توانند مشکل را حل کنند. همه راه حل‌ها را می‌دانند و ما مشکل دانایی نداریم بلکه مشکل این است که جسارت و اراده اجرا نداریم به دلیل مشکل مشروعیت، قادر به اجرای برخی برنامه‌ها نیستند.
من دو دستگاه آمبولانس وارد کردم که ۲۰۰ سی سی بالاتر از حجم مصوب دولت است. تمام مدیران مربوطه در دستگاه مربوطه می گویند که ترخیص آن غیر ممکن است و می‌گویند که ما را با دستگاه امنیت و با سازمان بازرسی در نیانداز. یعنی جسارت و انگیزه و اراده تصمیم گیری وجود ندارد. 
یک بار رئیس جمهور سوال کرد که چرا ۱۴۰ هزار کانتینر در گمرکات بندرعباس قبل از انفجار رسوب کرده است ؟ اما کسی جواب او را نداد. زیرا مدیران انگیزه و حوصله پاسخگویی به رئیس جمهور را ندارند که به چه دلیل این همه کانتینر در گمرکات رسوب کرده است. خود رئیس جمهور نیز دلیل این امر و رسوب کانتینرها را پیگیری نکرده است زیرا آنها به اندازه‌ای مشکلات و مسائل جزئی دارند که به این مسائل نمی‌پردازند. 
همین جا تاکید کنیم که وقتی ۱۴۰ هزار کانتینر در گمرکات رسوب کرده به این معنی است که تحریم مانع آن نبوده است و مسئله ما تحریم نبوده بلکه نبود جسارت تصمیم گیری و اراده و انگیزه کافی برای ترخیص کانتینرهاست.

مدیران بنا به مصالح جسارت کافی ندارند 
محمد مهاجری: به نظر من مسئله اول کشور تحریم است اگر تحریم‌ها نبود به جای ۱۴۰ هزار کانتینر ۵۴۰ هزار کانتینر وارد بنادر می‌شد و نیازهای کشور را برطرف می‌کرد.

لیلاز: تحریم مانع هست مشکل هست اما وقتی جسارت و اراده و انگیزه در مدیران اجرایی را نه به خاطر نداشتن دانش بلکه بنا به مصالح مختلف نداریم مشکلات بیشتر می‌شود. نظر دادن به رئیس جمهور و به بقیه مدیران نتیجه‌ای ندارد چون خود آنها می‌دانند مشکل کجاست. 

تحریم مسنله اصلی نیست اصل مشکل منافع و بی عملی مدیران است

در بهترین سال اجرای برجام حجم تجارت خارجی کشور ۱۹۷ میلیارد دلار بود. این رقم در سال ۱۴۰۳ و با وجود تحریم‌ها به ۲۰۴ میلیارد دلار رسید. تمام آثار تحریم و کرونا در سال ۱۴۰۰ پشت سر گذاشته شد. رقم تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۱۴۰۰ از بهترین سال یعنی سال ۹۶ جلو زد.
کسانی که به مسئله تحریم بیش از اندازه اهمیت می‌دهند در واقع به حاکمیت مشروعیت می‌دهند که این وضعیت را ادامه دهد. یعنی مشکل با کوتاه آمدن در مقابل آمریکا و یا رفع تحریم‌ها حل نمی‌شود بلکه موضوع اصلی مسائل داخلی و نبود مدیریت و غیره است. 
اگر اقتصاد ایران بخواهد به سال ۱۳۹۰ برگردد که ۱۲۰ میلیارد دلار نفت فروختیم و ۹۷ میلیارد دلار واردات داشتیم اما رشد اقتصادی فقط 3.5 درصد بود، باید قیمت نفت به ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار برسد تا بتوانیم نیازهای داخلی را تامین کنیم. معنای این حرف آن است که شرایط امروز با سال ۱۳۹۰ متفاوت است و شرایط ثابت نیست حتی اگر تحریم‌ها رفع شوند ما به وضعیت قبلی برنمی‌گردیم. 
در واقع تحریم‌ها چیزی جز افزایش هزینه‌ها یا تعرفه‌های واردات نیست. آمریکا عملاً تعرفه‌هایی که بر کشورهایی مثل چین بسته بیشتر از هزینه‌های تحریم ایران بوده است و این یک جنگ تجاری جهانی است. تنها ایران است که موضوع تحریم را تا این حد بزرگنمایی کرده است. 
اگرچه جلوی فروش نفت و کشتی‌های نفتی را می‌گیرند اما با این حال ما در سال گذشته ۶۳ میلیارد دلار صادرات نفت داشتیم. البته در بازگشت ارز حاصل از صادرات مشکلاتی وجود دارد.‌
تحریم اثرگذار هست اما اصل مشکل نیست. اصل مشکل منافع است که یک عده با هم نشستند روی سفره و با هم می‌خورند و حاضر نیستند که دست به تغییر سیستم و فضای کسب و کار موجود بزنند.

ظهور یک بناپارت برای حل مشکلات بزرگ 
کارل مارکس در بررسی سال ۱۸۵۱ در فرانسه کتابی به نام لئوپناپارت نوشت و گفت: نظام‌های سرمایه‌داری به جایی می‌رسند که طبقه حاکم توانایی و شایستگی برای ادامه حکومت و قدرت را از دست می‌دهد و عده ای به دنبال بناپارت می روند تا با بی نظمی برخورد کند. 
تغییر رژیم دو شرط می‌خواهد. اول آنکه حاکم نتواند ادامه دهد، این را در سال ۹۶ تئوریزه کردم. وقتی بخشی از نظام حاضر است برای رسیدن به اهداف خود کشور را به هم بریزد و آشوب ایجاد کند این نظام به بن‌بست رسیده است و تنها در یک ساختار رانت گونه می‌تواند حیات خود را ادامه دهد. دوم آنکه طبقه محکوم و آلترناتیوی وجود داشته باشد که بخواهد قدرت را به دست بگیرد و انقلاب کند. 
جمهوری اسلامی آلترناتیو ندارد. مسائل جنگ اوکراین و سر کار آمدن ترامپ و تحریم‌ها نیز این مسائل را به تاخیر انداخت و کمک کرد به ادامه وضع موجود. 
کسانی که تصور می‌کنند مشکلات کشور ریشه در تحریم‌ها دارد عملاً به نظام حاکم مشروعیت بیشتر می‌دهند و وضع موجود ادامه پیدا می‌کند. وقتی آلترناتیو وجود ندارد و شخصی مثل امام خمینی وجود ندارد که قدرت را از شاه بگیرد، در نتیجه  عده ای به دنبال ظهور یک بناپارت هستند. کسانی که شعار می‌دهند رضا شاه روحت شاد در واقع دنبال همان بناپارت هستند  یعنی یکی بیاید و  بی نظمی برخورد کند.  
یک نفر بیاید و با قاطعیت تصمیم بگیرد و مشکلات را حل کند. کشور فاقد یک نظام قاطعانه تصمیم گیری است یعنی عده ای می‌گویند تکان بخورید و مشکل را حل کنید و یک نفر بیاید مشکل را حل کند. 
لازم است توجه داشته باشیم که کمونیسم که مارکس می‌گفت با نظام سوسیالیستی فعلی متفاوت است. در شوروی سابق استخدام غیردولتی ممنوع بود.