اقتصاد گردان - در روزهایی که فشار اقتصادی، نرخ دلار، رقم تورم و آینده بودجه، نقل همه محافل -حتی خانوادگی- است، علیرضا معزی و محمد مهاجری دوعضو شورای سردبیری خبرآنلاین میزبان سعید لیلاز کارشناس اقتصادی در اتاق سردبیری بوده اند و موضوعات مختلف اقتصادی، از جمله ریشه ناترازی ها، تورم، عملکرد مدیران و راهکارهای رفع مشکلات اقتصادی را مورد بررسی قرار داده اند.
سعید لیلاز در این گفت وگو به نکات مختلفی اشاره دارد:
توجه به معیشت مردم در کنار کنترل تورم و اصلاح قیمت ها امکانپذیر است وسیستم آن را برای حفاظت از معیشت مردم داریم. تعیین دستمزد زیر نرخ تورم ۲۱ میلیون خانوار را به زیر خط فقر منتقل می کند. غارت مردم توسط بانک های ناتراز و بدهکاران بزرگ بانکی انجام می شود. مشکل تورم از غارت منابع توسط بانک های ناتراز و رشد نقدینگی است. 70 درصد دارایی های بانک ها موهوم است. دو سوم مشکل نقدینگی و تورم، از ناترازی بانک هاست.
سیستم رانتی موجود، افراد وفادار و حامی دولت رانتی ایجاد می کند و نظام باید بین حفظ حکومت و حفظ افراد وفادار که به دنبال رانت هستند یکی را انتخاب کند. بروکراسی مانع بزرگ کارها و اقتصاد است. تحریم مسنله اصلی نیست اصل مشکل منافع و بی عملی مدیران و نداشتن جسارت آنها است که باعث می شود از ترس بروکراسی و دستگاه های نظارتی براساس مصالح عمل کنند. ما مشکل دانایی و اقتصاد دان نداریم. مشکل منافع داریم.
رفع تحریم ها اثر موقتی بر اقتصاد دارد و رشد مثبت برای 65 ماه در شرایط تحریم داشته ایم. دلار آزاد تنها 5 درصد بازار است و نتیجه تورم است و اثری بر اقتصاد ندارد.
بدون آزادسازی امکان رشد اقتصادی و خصوصی سازی وجود ندارد. مشکل خصوصی سازی و انتقال منابع مردم به گروه های خاص مشکل را حل نمی کند. عده ای به دنبال یک بناپارت هستند تا به اقتصاد نظم بدهد.
علیرضا معزی: به نظرم، دولت عملا کاری کرده که اقتصاد به اولویت های بعدی رفته است.
سعید لیلاز: اقتصاد همیشه اولویت دارد و مسائل دیگر تحت تاثیر اقتصاد است. اعتقاد ندارم که دولت دغدغه اقتصاد ندارد. هم دولت و هم حکومت دغدغه اقتصاد دارند. اما وضعیت ناترازی ها به وضعیتی رسیده که جز جراحی های عمیق راه حل دیگری ندارد. با قرص آسپرین نمی توان این بیماری ها را درمان کرد. دولت و حکومت باید تصمیم بگیرند که این جراحی ها را انجام دهند و بین حفظ حکومت و حفظ افراد وابسته به نظام یکی را انتخاب کنند تا ناترازی ها حل شود و موتور تورم خاموش شود.
چرا جراحیهای عمیق انجام نمی شود؟ زیرا ساختار اقتصاد فاسد شده است. من سال ۱۳۹۶ این نظریه را مطرح کردم که شخص مقام معظم رهبری به زودی مجبور خواهد شد بین اجزای حکومت یعنی آدمهای حاکمیت یا حفظ حکومت یکی را انتخاب کند. اما هنوز به این انتخاب نرسیدهاند که بین حفظ تمامیت حاکمیت و حکومت و اجزا و افراد حاکمیت کدام را باید انتخاب کنند؟
مثال تاریخی بزنم. در اواخر دوره صفویه بخش عمدهای از نیروهای حکومتی به دنبال آن بودند که کاروان حج داشته باشند. چون مسئله کشور خروج طلا از کشور بود و آنها تحت عنوان موضوع کاروان حج به دنبال خروج طلا از کشور بودند.حکومت نمیتوانست جلوی آنها را بگیرد چون این کاروانها و افراد جزئی از خود حکومت بودند.
در اواخر دوره قاجار نیز دولت ایران به جای فروش ارزاق و نان مجبور به آجر فروشی شد و نان بوی آجر میداد. به سفیر ایران گفتند که یک مستشار مالی از خارج کشور دعوت کن تا به تنظیم بودجه و وضعیت مالی ایران بپردازد. مورگان شوستر را استخدام کرد و با کمک وزارت خارجه آمریکا یک پلیس مالی تشکیل دادند. سراغ پولدارها و بدهکارهای مالیاتی میرفت و طبق قانون مالیات را از آنها مطالبه میکرد و خودش پلیس و افراد مسلح را به همان محل میبرد و اعمال قانون می کرد. حتی از فامیل شاهان قاجار و مثلاً پسرخاله مظفرالدین شاه نیز بدهی مالیاتی طلب میکرد و به او میگفت که ما به تو پول نمیدهیم چون فامیل شاه هستی. خلاصه نتیجه این شد که ظرف ۸ ماه دو جنگ را حل کردند. کسری بودجه حل شد و دولت احمد شاه قاجار سرپا ماند.
شاهزادهها نشستند و فکر کردند که اینگونه نمیشود و باید کاری کرد. رفتن با روس ها هماهنگ کردند و ارتش روسیه گفت یا مورگان شوستر و تیمش میروند یا از قزوین به سمت تهران آمده و تهران را فتح میکنیم. دولت نیز عقب نشینی کرد. و تیم مورگان شوستر کنارهگیری کرد. در واقع نظام قاجاریه اجزای خود را به حفظ کل نظام ترجیح داد و باعث فروپاشی قاجاریه شد. این اتفاق ممکن است که همین حالا نیز بیفتد. در دوره پهلوی نیز از سال ۵۲ به بعد اتفاقاتی افتاد که در خاطرات اعلم آمده است که از سال ۱۳۴۵ به بعد شاهد تشکیل یک سری بانکها و شرکتهایی با مسئولیت افراد نزدیک به حکومت بودیم و در آن دوره نیز فساد گسترش یافت و عده بسیاری از سردمداران حکومت پهلوی دارای بانک و شرکتهای بزرگ و کسب و کارهای مختلف بودند. همین عامل باعث انقلاب سال ۱۳۵۷ شد البته من از آن انقلاب دفاع میکنم.
عدهای پیش اعلیحضرت شکایت کردن که آقای سپهبد ایادی معروف به آقای ۲۵ درصد است. سر میز قمار شاه اجازه قراردادها را میگرفتند و حتی به صورت مصلحتی به شاه قمار را میباختند. کار به جایی رسیده بود که شاه باید بین اجزای نظام خود و نظام یکی را انتخاب میکرد.
امروز نیز عدهای به شکلهای مختلف به دنبال خروج ارز، خلق پول از طریق بانک ها، آمارسازی غیر واقعی از واردات و صادرات و دسترسی به ارز دولتی هستند.
نظام جمهوری اسلامی یکی را انتخاب کند
به نظر میرسد که خطوط کلی تاریخ مثل هم است و در هر دورهای تکرار میشود. بر این اساس در سال ۹۶ اعلام کردم که نظام جمهوری اسلامی به جایی رسیده که باید بین خود نظام و اجزای نظام یکی را انتخاب کند. امروز به این نقطه رسیدهایم که هنوز نظام بین حفظ نظام و اجزای نظام به نتیجه نرسیده است تا جلوی این ویژه خواری موجود در کشور را بگیرند.
در ۶ سال گذشته ما حدود ۱۲۰ میلیارد دلار خروج ارز حاصل از صادراتی داشته ایم که ارز آن وارد کشور نشده و به کشور برنگشته است.
اقتصاد غارت شده
فکر میکنید که کشور چگونه ورشکسته میشود؟ الان اگر این ۱۲۰ میلیارد دلار را داشتیم صد مشکل ما را حل میکرد. همین امروز نیز این موضوع در حال تکرار است. مابه التفاوت نرخ بهره بانکی با نرخ تورم موجب میشود که این غارت اتفاق بیفتد. همچنین غارت از طریق خروج سرمایه در حال رخ دادن است.
تورم بالای 60 درصد مواد غذایی با وجود اختصاص دلار ارزان
غارت در اختصاص دلار رانتی ارزانتر از بازار به نهادههای دامی در حال رخ دادن است. اما با وجود اختصاص دلار ارزان به نهادههای دامی و مواد غذایی، باز هم نرخ تورم مواد غذایی دو برابر نرخ تورم سایر کالاهاست. چرا با وجود اختصاص دلار ۲۸۵۰۰ تومانی در سالهای اخیر شاهد نرخ تورم بالاتر مواد غذایی، نسبت به سایر کالاها هستیم؟
اما متاسفانه عدهای همین دلار ۲۸۵۰۰ تومانی را بین ۱۳۰ تا ۱۶۰ هزار تومان میفروشند و کسانی که این کارها را انجام میدهند همگی از اجزای نظام هستند.
ما شاهد هستیم که یغه کسانی که حدود ۵۰۰ هزار دلار تا یک میلیون دلار رفع تعهد ارزیشان به تاخیر افتاده را میگیرند اما به کسانی که میلیاردها دلار تاخیر در رفع تعهد ارزی دارند کاری ندارند.
در یکی از شرکتهای فولادسازی در سال ۱۴۰۰ حدود ۹۰ همت سود خالص داشته است اما امروز اگر بررسی کنیم یک دهم آن مقدار هم نیست.