:
كمينه:۱۱.۵۱°
بیشینه:۱۱.۹۹°
به‌روز شده در: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۲
بهرام بیضایی، نمایشنامه‌نویس و سینماگر سرشناس ایرانی درگذشت 

واکنش‌های گسترده به درگذشت بهرام بیضایی

بهرام بیضایی، نمایشنامه‌نویس و سینماگر سرشناس ایرانی و استاد دانشگاهِ استنفورد، پنجم دی در سالگرد تولد ۸۷ سالگی‌اش در آمریکا درگذشت. در کنار برخی از بزرگان سینما و تئاتر، شورای اطلاع‌رسانی دولت هم در بیانیه‌ای بهرام بیضایی را «یکی از ستون‌های سترگ عمارت ادب و فرهنگ ایران» دانست
کد خبر: ۲۲۸۱۰۷
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۳

 

اقتصاد گردان - بهرام بیضایی، نمایشنامه‌نویس و سینماگر سرشناس ایرانی در ۸۷ سالگی و در روز تولدش، در آمریکا درگذشت. گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد اعلام کرده است که آقای بیضایی در سالگرد تولدش درگذشت. 

واکنش‌های گسترده به درگذشت بهرام بیضاییفهرست فیلم های برتر
    
1 فیلم وقتی همه خوابیم | ۱۳۸۷
2 فیلم سگ‌کُشی | ۱۳۷۹
3 فیلم کوتاه گفت‌وگو با باد | ۱۳۷۷
4 فیلم مسافران | ۱۳۷۰
5 فیلم شاید وقتی دیگر | ۱۳۶۶
6 فیلم باشو، غریبه کوچک | ۱۳۶۴
7 فیلم مرگ یزدگرد | ۱۳۶۰
8 فیلم چریکه‌ تارا | ۱۳۵۷
9 فیلم کلاغ | ۱۳۵۶
10 فیلم غریبه و مه | ۱۳۵۲
11 فیلم کوتاه سفر | ۱۳۵۱
12 فیلم رگبار | ۱۳۵۱
13 فیلم کوتاه عمو سیبیلو | ۱۳۴۹


واکنش‌های گسترده به درگذشت بهرام بیضاییمجموعه آثار بهرام بیضایی
(22 جلد)  چاپ دهه ۶۰ و ۷۰

نمایش در ایران / پرده خانه
در شبیخون نیشابور/ پرده‌ی نئی
قصه های میرکفن پوش
فیلم در فیلم / روز واقعه
اشغال / سگ کشی
اتفاق خودش نمی افتد
حقایق درباره لیلا دختر ادریس
طومار شیخ شرزین
سلطان مار/ عیار نامه
مقصد / ندبه / مرگ یزدگرد
دیباچه نوین شاهنامه
سه بر خوانی / جدال با جهل
آرش / پرونده قدیمی پیر آباد
درگذشت بهرام بیضایی، نمایشنامه‌نویس و سینماگر سرشناس ایرانی، موجی از واکنش‌های داخلی و خارجی را در پی‌دارد. او پنجم دی در سالگرد تولد ۸۷ سالگی‌اش در آمریکا درگذشت. در کنار برخی از بزرگان سینما و تئاتر، شورای اطلاع‌رسانی دولت ایران هم در بیانیه‌ای بهرام بیضایی را «یکی از ستون‌های سترگ عمارت ادب و فرهنگ ایران» دانست.

واکنش‌های گسترده به درگذشت بهرام بیضاییتدوین و تهیهٔ فیلم، شاعری، مقاله‌نویسی، ترجمهٔ چند نمایشنامه، پژوهشِ تاریخی و ادبی و استادی در دانشگاه را برشمرد. بیضایی از فیلم‌سازانِ صاحبِ سبک و معتبر و از نویسندگان و متفکّرانِ برجستهٔ نمایش و ادبیاتِ نوینِ فارسی به‌شمار می‌رود. بعضی از نمایشنامه‌هایش به زبان‌های دیگری ترجمه و در آسیا و اروپا و آمریکا و استرالیا چاپ و اجرا شده است. ده فیلمِ بلند و چهار فیلمِ کوتاه و کمابیش هفتاد کتاب و چهارده نمایش بر صحنه‌های شهرهای مختلفِ ایران و گاه غیر از ایران از سالِ ۱۳۴۱ به بعد بخشِ عمدهٔ کارنامهٔ هنریِ بیضایی را تشکیل می‌دهد. بسیاری از اهلِ نظر نمایشنامه و نمایش و فیلمِ مرگ یزدگرد را شاهکارِ او دانسته‌اند.

بیضایی در تهران در خانواده‌ای «اهل شعر و سخن و ادب»به دنیا آمد. در کودکی اغلب از مدرسه به سینما می‌گریخت و فیلم تماشا می‌کرد. سالِ ۱۳۳۰، با خودکشیِ صادق هدایت، با کار و سرگذشتِ هدایت آشنا شد و از او تأثیر گرفت. سالیانی بعد از آن از دانشجوییِ ادبیاتِ فارسیِ دانشکدهٔ ادبیاتِ دانشگاهِ تهران کناره‌گرفت؛ ولی حاصلِ پژوهش‌هایش را به صورتِ کتابِ نمایش در ایران منتشر کرد، که یگانه تاریخنامهٔ مهمِّ نمایشِ ایرانی شد.
 هم‌زمان به نمایشنامه‌نویسی گرایید، آن هم با بهره گرفتن از شیوه‌های تعزیه که نیاکانش در آران برپا می‌کردند. بیشترِ نخستین نمایشنامه‌هایش – مانندِ پهلوان اکبر می‌میرد – با نمایشِ گروهِ هنرِ ملّی کامیابی یافت؛ هرچند گاهی چپی‌ها و گاهی راستی‌ها کارش را سخت نکوهیدند. سالِ ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین‌فر ازدواج کرد. بیضایی در اوایلِ دههٔ ۱۳۴۰ «هم با» گروهِ طرفه «بود و هم نبود»، و از هنگامِ تشکیلِ کانونِ نویسندگانِ ایران از بنیان‌گذارانش و، از جمله به همین خاطر، دچارِ بدگمانیِ ساواک بود. او سالِ ۱۳۵۷ از کانون کناره‌گرفت. دههٔ ۱۳۵۰ را به استادی در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاهِ تهران و نیز فیلم‌سازی گذرانید. سالِ ۱۳۵۸، پس از ده سالی که نمایشی اجرا نکرده بود، مرگ یزدگرد را بر صحنه برد؛سالِ ۱۳۷۱، که چند سالی از جدایی از همسرش می‌گذشت، با مژده شمسایی ازدواج کرد. از سالِ ۱۳۷۶ دوباره کارِ تئاتر دست داد و بیضایی به شوقِ نمایش از اقامتِ کوتاهش در استراسبورگ دست شست و تا ۱۳۸۶ به تفاریق توانست برای چند نمایش و فیلم و کتاب پروانه بگیرد.

واکنش‌های گسترده به درگذشت بهرام بیضاییسالِ ۱۳۸۹ به استادیِ دانشگاهِ استنفورد به آمریکا رفت. این هجرت دیرانجام‌ترین اقامتِ بیضایی دور از ایران بوده. او در آمریکا نیز پرکار بوده و، غیر از تدریس، به نوشتن و نمایش پرداخته است.
بیضایی، با نویسندگانی چون اکبر رادی و فیلم‌سازانی چون ناصر تقوایی و دیگرانی، در دگرگونیِ نمایش و سینما در ایران نقشِ مهمّی داشته است. او بارها در رأی‌گیری از ناقدانِ سینماییِ ایران برترین کارگردانِ تاریخِ سینمای ایران شناخته شده. باشو، غریبه‌ی کوچک، که اغلب برترین فیلمِ تاریخِ سینمای ایران شناخته شده،و سگ‌کُشی، که پرفروش‌ترین فیلمِ سالِ ۱۳۸۰ ایران شد، دو تا از برجسته‌ترین فیلم‌های بیضایی است.
 بعضِ تاریخ‌نگارانِ سینما سرآغازِ کارِ فیلم‌سازانی از نسلِ بیضایی و بنیانگذارانِ دیگرِ کانونِ سینماگرانِ پیشرو را سرآغازِ فصلِ جدیدِ سینمای ایران دانسته‌اند که «موجِ نو» نامیده‌اند؛ و فیلم‌های دههٔ ۱۳۵۰ بیضایی مانندِ غریبه و مه و کلاغ را در این جریانِ سینمایی گنجانیده‌اند. در تئاتر نیز اغلب او را مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسِ تاریخِ ادبیاتِ فارسی گفته‌اند که، با نمایشنامه‌هایی چون هشتمین سفر سندباد و ندبه و نمایش‌هایی چون مرگ یزدگرد و اَفرا، همراهِ چند هم‌روزگارش گونهٔ نمایشنامه را در زبانِ فارسی به «فرازهای در خورِ اعتنا» و نمایش را به پایه‌ای استوار رسانید تا روزگارِ زرّینِ دههٔ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ در نمایشِ ایران به حصول پیوست
واروژ کریم مسیحی، رضا قاسمی، سوسن تسلیمی، پرویز شهبازی و شماری دیگر از سینماگران و اهلِ نمایش و هنرمندان و اندیشه‌وران از شاگردانِ بیضایی بوده‌اند. بیضایی فقط فیلم‌نامه‌های خود را به فیلم درآورده و – به استثنای بانو آئویی و با وجودِ میل به نمایشِ کارهایی از زآمی موتوکیو و اکبر رادی و ویلیام شکسپیر – همواره نمایشنامه‌های خود را به نمایش درآورده است. او تهیه‌کننده و تدوین‌گر و طرّاح و کارگردانِ بیشترِ کارهای نمایشیِ خود بوده است. تأثیرِ بیضایی را بر اندیشه و هنرِ آزاد در ایران چشمگیر شمرده و او را در زمانِ زندگیِ خودش «با فردوسی قیاس کرده‌اند یا . . . وارثِ فردوسی، یا فردوسیِ معاصر، خوانده‌اند.»

واکنش‌های گسترده به درگذشت بهرام بیضایی