به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵

تهاتر بزرگ نفتی بین ایران و روسیه؛ ترس آمریکا از خبری که تکذیب شد

شاید آمریکا بتواند در مقابل این تهاتر و اعمال این‌چنینی، وضعیت را نه تنها برای ایران -از لحاط اقتصادی- که برای کل منطقه -از همه نظر- وخیم‌تر از وضعیت فعلی کند. چرا که تجربه دو سال گذشته نشان داده است که با تشدید تحریم‌ها علیه نفت ایران، و به تبع آن، با افزایش درآمدهای نفتی کشورهای مرتجعِ متحد غرب، خشونت و تروریسم در منطقه نیز افزایش می‌یابد
کد خبر: ۲۲۶۹۸
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۸
خبراقتصادی: در هفته‌های اخیر خبرهایی مبنی بر مبادله بزرگ نفت در برابر کالا مابین ایران و روسیه در آینده نزدیک، از خبرگزاری‌های مختلف مخابره شده است. این خبر ابتدا توسط خبرگزاری رویترز مخابره شد و در رسانه‌های ایرانی بازتاب وسیعی داشت. با این حال،  یک روز پس از انتشار این خبر، مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت، عقد هرگونه قرارداد و توافقنامه میان ایران و روسیه برای معامله پایاپای نفت و کالا را تکذیب کرد. به گفته وی، تاکنون هیچ گونه توافقنامه‌ای میان دو کشور انجام نشده است.


به گزارش پترونت، چنین مبادله‌ای به فرض این‌که عملی شود، می‌تواند میزان صادرات نفت ایران را حدوداً 50 درصد یعنی 500 هزار بشکه در روز افزایش دهد. همین مسئله باعث شد است تا به رغم تکذیب رسمی این خبر از سوی مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت، مقامات آمریکایی بارها نگرانی خود از انعقاد این تفاهم‌نامه را اعلام کنند. حتی بعضی از مقامات آمریکایی اعلام کرده‌اند که در صورت اجرایی شدن این مبادله، تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع می‌کنند. در این نوشته سعی خواهیم کرد، به این سؤال پاسخ دهیم که چرا علی‌رغم تکذیب ایران، آمریکا ترس خود را از مبادله نفت در برابر کالا بین ایران و روسیه کتمان نکرد. در واقع سؤال این است که در چنین مبادله‌ای، چه چیز هراس‌انگیزی برای آمریکا وجود دارد؟

جدا از صحت و سقم این اخبار و با فرض درست بودن کلیت خبر، چنین مسئله‌ای هم می‌تواند راه‌گشای برخی از مشکلات اقتصادی ایران باشد و هم از سویی باعث اختلالاتی در روند مذاکرات هسته‌ای؛ که طبعاً وجه دوم ممکن است در آینده و پس از اجرایی شدن این معاملات، مشکلات اقتصادی ایران را از سطح فعلی نیز فراتر برد. در این یادداشت سعی داریم تا جوانب مختلف این مسئله را مورد واکاوی قرار دهیم.

اقتصاد ایران از زمان وضع تحریم‌ها از ژوئیه 2012، تا کنون و حتا بعد از توافقات اولیه مابین این کشور و شش قدرت جهانی، نصف ظرفیت صادرات نفت خود را از دست داده است؛ تا حدی که بررسی‌های رسانه‌های خارجی از ضرر 5 میلیارد دلاری ایران در هر ماه از این بابت حکایت دارد. طبیعتاً و همان‌طور که به عینه می‌بینیم، کسر این حجم از نفت ایران، از بازار جهانی این کالا، مستقیماً باعث سود بادآورده‌ی سرشاری برای کشورهای تولیدکننده نفت و در صدر آنها عربستان سعودی و روسیه شده است. عربستان سعودی با حداکثرسازی تولید نفت خود، رکورد کم‌سابقه‌ای از تولید این کالا برای خود رقم زده و روسیه نیز صادرات نفت اورال خود به اروپا را تا دو میلیون و دویست هزار بشکه در روز افزایش داده تا به این طریق کمبود نفت ایران در بازار اروپایی احساس نشود.

با نظر به مشکلات سیاسی عربستان و ایران هیچ نقطه‌ای ابهامی در مورد رفتارهای نفتی این کشور در دو سال گذشته به چشم نمی‌آید اما در مورد روسیه مسئله تا حدی پیچیده‌تر است: همان‌طور که در جایی دیگر نیز گفته‌ایم، روسیه بنا به جاه‌طلبی سیاسی خود در روابط بین‌الملل و موقعیت ویژه‌اش در تقابل با آمریکا، تنها نمی‌تواند به منافع زودگذر اقتصادی خود توجه داشته باشد. این کشور در حال سامان دادن به نظمی نوین در سیاست بین‌المللی با همکاری چین و متحدانی نظیر ایران است؛ بنابراین صرفاً نمی‌تواند به افزایش عایدات نفتی خود از قِبَل تحریم‌های اتحادیه اروپا و آمریکا دل خوش کند. روسیه مجبور است که نسبت به اقتصاد متحدان خود نیز حساس باشد و بر همین اساس نیز باید در زمینه تخفیف عوارض ناشی از این تحریم‌ها بر اقتصاد ایران، با این کشور همکاری کند و طبیعتاً در مذاکرات هسته‌ای بین ایران و کشورهای شش‌گانه از قدرت چانه‌زنی خود نیز به نفع این کشور استفاده کند.

با در نظر داشتن این پس‌زمینه، مبادله ادعایی رسانه‌ها مابین ایران و روسیه برای مبادله حجمی معادل 500 هزار بشکه نفت در روز از طرف ایران به ازای دریافت کالاها و تجهیزات روسی، چندان هم خبری اعجاب‌انگیز به حساب نمی‌آید. حجم این مبادله تا حد 1.5 میلیارد دلار در ماه تخمین زده می‌شود و طرف روسی نیز وجود چنین مذاکراتی را تاکنون تکذیب نکرده است. به نحوی که موضع روسیه در قبال خبر انجام مذاکرات جهت انعقاد تفاهم‌نامه‌ی مبادله نفت در برابر کالا، باعث واکنش تند و تیزِ کری، وزیر امور خارجه آمریکا در برابر لاوروف، همتای روسی خود و همچنین سخن‌گوی کاخ سفید شده است.

اگر فرض را بر صحت این خبر و اجرایی شدن احتمالی این پروژه در آینده بگذاریم، مجبور می‌شویم تا به صورت مشخص‌تر نیات و انگیزه‌های ایران و روسیه در این زمینه را بررسی کنیم: با فاصله کمی از جابه‌جایی قدرت اجرایی در ایران، در ماه نوامبر شاهد حصول توافقات اولیه مابین این کشور و قدرت‌های جهانی برای حل و فصل مسئله هسته‌ای این کشور بودیم. توافقی که بیش از سیاه و سفید بودن برای ایران خاکستری به نظر می‌رسد. هرچند که امیدواری‌ها برای بازگشت تمام ظرفیت صادرات نفت ایران به بازار جهانی در روزهای پس از توافق اولیه افزایش یافته است اما نباید فراموش کرد که در متن توافق ژنو به صورتی سلبی تنها ضمانت داده شده است که در شش ماه عملیاتی شدن این توافق‌نامه، صادرات نفت ایران از میزان فعلی (یعنی حدود یک میلیون بشکه در روز) کم‌تر نخواهد شد و فشار بیشتری بر کشورهای مختلف برای کاهش بیشتر واردات نفت آن‌ها از ایران صورت نخواهد گرفت. این مسئله در عمل درد چندانی را از مشکلات کوتاه‌مدت اقتصاد ایران دوا نخواهد کرد. هرچند که برای ادامه دادن به روند مذاکرات و به تبع آن یافتن راه‌حلی بلندمدت، به نظر می‌رسد که ایران با امضاء توافق‌نامه ژنو عقلانیت به خرج داده است. اما امضای توافق‌نامه ژنو به تنهایی نمی‌توانند پاسخ‌گوی ضروریاتِ مقطعی و کوتاه‌مدت اقتصاد ایران باشد.

ایران در ماه‌های آتی هم باید به فکر رفع و رجوع ضروریات مقطعی اقتصاد خود باشد و هم دورنمای حل ریشه‌ای مسئله هسته‌ای خود را در نظر داشته باشد. به این ترتیب باز هم می‌بینیم که مبادله نفت در برابر کالای ایران و روسیه به هیچ وجه مسئله‌ای دور از ذهن و شوکه‌کننده به حساب نمی‌آید.

در مورد روسیه هم باید گفت که این کشور در کنار چین نقش میانجی مذاکرات ژنو را برعهده داشته و در تمام مدت سعی کرده است که به گونه‌ای محتاطانه دو طرف منازعه هسته‌ای را به سمت یافتن راه‌حلی منطقی رهنمون سازد. هرچند که باقطعیت نمی‌توان حُسن‌نیت روسیه در مواجهه با مشکلات ایران را پذیرفت، اما نقشی که این کشور در آینده‌ی سیاسی دنیا برای خود متصور است باعث می‌شود تا ما هم به صورت منطقی نسبت به این مهم تاحدودی قانع شویم؛ البته باید در عمل و در آینده دید که روسیه از این تهاتر چقدر منتفع خواهد شد؛ با در نظر داشتن نفع اقتصادی روسیه از مبادله کالا به کالا با ایران می‌توان با قطعیت میزان حُسن‌نیت روسیه را سنجید، هرچند که ممکن است مسئله به این صورت رقم بخورد که روسیه و ایران در عمل هر دو به یک میزان از لحاظ اقتصادی منتفع شوند اما نباید فراموش کرد که در هر صورت روسیه با انجام این معاملات علناً با غرب درافتاده و این در شرایط فعلی عملی جسارت‌آمیز به نظر می‌رسد.

از سمتی دیگر، شاید انجام این معاملات در واقع نوعی برنامه حساب شده و نیت‌مند از طرف ایران و روسیه باشد. به این ترتیب که دو طرف با هماهنگی دست به این اقدام زده تا با کاهش اثرات ناشی از تحریم‌های یک‌جانبه غرب علیه صنعت نفت ایران در مذاکرات نهایی دست بالا را داشته و با رو کردن این برگ برنده؛ غرب را مجبور به پایان دادن به این بازی تقریباً بچه‌گانه در مورد برنامه هسته‌ای ایران کنند. وقتی غرب با این وضعیت مواجه شده باشد که تحریم‌ها در حال بی‌اثر شدن هستند، چه چیزی از ادامه‌ی تحریم‌ها بر علیه ایران به‌دست خواهد آورد؟ جز این‌که متحدان آمریکا نظیر فرانسه، ایتالیا و آلمان نمی‌توانند نفتی از ایران وارد کنند و شرکت‌های آن‌ها نیز نظیر پژو و توتال بازار ایران را از دست داده‌اند. وقتی تحریم‌ها شروع به بی‌اثر شدن کنند، غرب نیز در شرایط تحریم قرار خواهد گرفت، چرا که به‌صورت، داوطلبانه نفتی از ایران خریداری نمی‌کند و این امر هم باعث بالا ماندن قیمت‌های نفت و هم باعث تداوم محرومیت‌های اقتصادی برای برخی از کشورهای غربی خواهد بود.

با افزوده شدن 500 هزار بشکه نفت به ظرفیت صادرات فعلی که در بعضی اظهارات مقامات نفتی ایران تا حدود یک میلیون و 400 هزار بشکه در روز هم ذکر شده است، عملاً اقصاد ایران از محدوده ضرورت و اقدامات اورژانسی خارج شده و طبیعتاً با گذار از وضعیت بحرانی در مذاکره با کشورهای شش‌گانه چندان هم دست و پا بسته نخواهد بود.

پس نکته‌ی هراس‌انگیز چنین مبادله‌ای برای آمریکا این است که افزایش توان صادرات نفت ایران باعث می‌شود تا خواب و خیالی که آن‌ها با سلاح تحریم برای اقتصاد ایران دیده بودند، نقش بر آب شود. این مبادله در صورت اجرایی شدن، تحریم‌ها را بیش از هر زمانی دیگری سست خواهد کرد و فرمان عقب‌نشینی را نه از پای میز مذاکره در ژنو، بلکه با توجه به آمارهای افزایش صادرات نفت ایران، به آمریکا و متحدانش صادر خواهد کرد.

اما نباید به دامن این ساده‌انگاری افتاد که آمریکا و اتحادیه اروپا در مقابل همکاری اقتصادی دو کشور ایران و روسیه و چیزی که آنها تک‌روی روسیه قلمداد خواهند کرد، دست به هیچ اقدامی نخواهد زد. با در نظر داشتن موضع‌گیری سریع و تند مقامات آمریکایی و به خصوص  سخن‌گوی کاخ سفید مبنی بر مغایرت داشتن این تهاتر با توافق‌نامه اولیه ژنو، می‌توان انتظاار داشت که در صورت عملیاتی شدن مبادله نفت در برابر کالا مابین ایران و روسیه، غرب نیز یا دست به تشدید تحریم‌ها و برهم زدن توافق ژنو خواهد زد و یا در حالتی خوش‌بینانه‌تر، دور نهایی مذاکرات را با سخت‌گیری مغرضانه دنبال و در نهایت باعث شکست مذاکرات خواهد شد.

البته در این میان مشکلات کشورهای غربی در زمینه مدیریت بازار نفت و نیاز بازار جهانی به نفت ایران، ممکن است دستِ باز آمریکا و اتحادیه اروپا را عملاً در پوست گردو بگذارد، به خصوص وقتی نتوان برای نفت لیبی هیچ آینده خوش‌بینانه‌ای متصور بود و عراق را هم در سال جاری با مشکلات امنیتی بیشتری فرض کنیم و بحران سوریه را هم عملاً در بن‌بستی خونینِ فعلی بدون دورنمایی حتا کمی روشن‌تر در نظر آوریم.

ممکن است این اظهار نظر بسیار خوش‌بینانه به نظر برسد اما حداقل به عنوان یک احتمال قابل اعتناست: شاید ایران و روسیه با محاسبه تمام موارد فوق در حال حاضر در حال سامان دادن به برنامه‌ای منطقی برای برون‌رفت از مشکلات فعلی هستند؛ به این معنا که با پیش‌بینی رفتارهای غرب و همچنین مشکلاتی که پیشِ روی این کشورهاست، سعی می‌کنند هم مذاکرات هسته‌ای را برای رسیدن به راه‌حل نهایی دنبال کنند و هم مشکلات فوری و مقطعی اقتصاد ایران را بر طرف سازند. هیچ یقینی در کار نیست که ثابت کند این تهاتر برای خالی کردن دست آمریکا از برگ برنده خود در مذاکرات یعنی تحریم‌ها علیه نفت ایران، برنامه‌ریزی نشده است؛ شاید واقعاً آمریکا علی‌رغم موضع‌گیری‌های فعلی در عمل نتواند کار خاصی علیه این تهاتر انجام داده و تنها به میز مذاکرات اکتفا کند. اما نباید احتمال متضاد را نیز از نظر دور داشت، شاید آمریکا بتواند در مقابل این تهاتر و اعمال این‌چنینی، وضعیت را نه تنها برای ایران -از لحاط اقتصادی- که برای کل منطقه -از همه نظر- وخیم‌تر از وضعیت فعلی کند. چرا که تجربه دو سال گذشته نشان داده است که با تشدید تحریم‌ها علیه نفت ایران، و به تبع آن، با افزایش درآمدهای نفتی کشورهای مرتجعِ متحد غرب، خشونت و تروریسم در منطقه نیز افزایش می‌یابد.
captcha