فعالان بازار سرمايه كه در آن جلسه شركت كردند، هم اطلاعات ذيقيمتي دريافت كردند و هم با خوشبيني بيشتري از نتايج مذاكرات جلسه را ترك كردند...
خبراقتصادی: دکتر عبده تبریزی مدیرعامل سابق بورس تهران در گفت وگویی با تجارت فردا نکات جالبی را در مورد بازار سهام مطرح کرده است:
در سالهاي گذشته، رابطة معناداري بين اخبار حوزة ديپلماسي و بازار سرمايه وجود داشت. يعني انتشار اخبار منفي در مورد مذاكرات هستهاي، اثر مستقيمي روي بازار سرمايه داشت و به افزايش ريسك بازار منجر ميشد. اكنون چه رابطههايی ميان بازار سرمايه و مذاكرات هستهاي وجود دارد؟
اين رابطه به زمان خاصي ارتباط ندارد؛ بدیهی است بازار در توجه به فرصتها و ريسك، در كنار اخبار مربوط به شركتها و اقتصاد كشور، به اخبار سياسي بسيار علاقهمند است. بازار بهخوبي درمييابد كه مذاكرات ژنو و فراتر از آن هر حوزهاي از ديپلماسي بهطور مستقيم در رابطة ايران با جهان تأثير گذاشته و نهايتاً بر عملكرد شركتها و ميزان كارايي و سودآوري آنها مؤثر است. در شرايطي كه دچار حصر و محاصرة اقتصادي میباشيم، روشن است که هزينههاي معاملاتي بسيار بالا ميرود، فرصتهاي واردات و صادرات تضعيف ميشود، نرخ ارز دچار نوسانات شديد ميشود و دهها اتفاق مؤثر بر ريسك و بازده شركتها و فعاليتها در اقتصاد به وقوع میپیوندد. بنابراين، چه در گذشته براي اخبار بد، چه در شرايط بعد از انتخابات براي اخبار خوب، همواره حوزة ديپلماسي و بازار سرمايه رابطة نزديكي داشتهاند و بازار نسبت به اتفاقات بزرگ ديپلماسي کشور حساس بوده است.
سرمايهگذاران معمولاً براساس انتظاراتي تصميمگيري ميكنند كه از حوادث سياسي، اجتماعي يا اقتصادي دارند. در حال حاضر، انتظار سهامداران اين است كه مذاكرات هستهاي به نتيجه ميرسد. سؤال اين است كه اگر مذاكرات به نتيجه نرسد يا طولاني شود، معاملهگران چه تصميمي خواهند گرفت؟ آيا ماندن در بازار تصميم مناسبي است؟
سؤال شما، سؤال درستي است. سرمايهگذاران براساس انتظارشان از وقايع سياسي، اجتماعي و اقتصادي تصميم ميگيرند. بههرحال، اگر شما بخواهيد در سهام يك شركت توليدكنندة مس سرمايهگذاري كنيد، نگران قيمت جهاني مس هستيد؛ نگران اتفاقاتي هستيد كه در كشور توليدكنندة مس رخ میدهد؛ نگران توليد برق در ايران هستيد و بیشک در كنار توجه به فاكتورهاي اقتصادي، به فاكتورهاي سياسي هم توجه داريد. بازار نسبت به مذاكرات خوشبین است و انتظار مثبت از مذاكرات دارد. اما بازار چندان هم سادهلوح نيست كه فكر كند اين مذاكرات ظرف دورة زماني كوتاهمدت جواب ميدهد. بازار ميداند كه اينچنين نيست، و مذاكرات طولانيمدت است و در طول مدت نسبتاً طولاني به نتایج مورد انتظار خواهد رسيد. ولي، بههرحال جهت و تلقی بازار از مذاکرات مثبت است. ما اكنون در بازار سرماية ايران كلية نكات مثبت را بر قيمتها تأثير دادهايم. اگر نگاهي به ساختار قيمتها بعد از انتخابات بيندازيد، خواهيد ديد كه قبل از انتخابات سرمایهگذاران نسبت به نتايج انتخابات مثبت بودهاند، بعد از انتخابات نسبت به دولت و بعد از مذاكرات ژنو نسبت به نتایج مذاكرات مثبت بودهاند و اين انتظارات مثبت را روي قيمتها لحاظ كردهاند، و ميشود گفت آثار مثبت حاصل از اين رخدادهاي سياسي را پيشخور كردهاند. حتي امروز عدهاي از ما نگران هستيم كه قيمتها ممكن است بهسمت حبابيشدن پيش رود و همة دستاندركاران بازار بهويژه در روزهاي اخير نسبت به قيمتها حساسترند و به يك معني انتظار آن را دارند كه روند افزايشي تند بازار متوقف شود. فعلاً بازار نسبت به مذاكرات مثبت است، اما اگر در طي مذاكرات فني و مذاكرات سطوح وزيران در آينده مشكلاتي بروز كند، طبعاً بازار نسبت به آنها عكسالعمل نشان خواهد داد. اگر عناصر تندروي داخلي و يا عناصر تندروی خارجي، بهويژه در كنگرة امريكا، از پيشرفت مذاكرات جلوگيري كنند و نگذارند موضع عادلانه و عالمانۀ تيم مذاكرهكننده بهاجرا درآيد، و گزارشهاي خبري حاكي از نتايج منفي اين مذاكرات باشد، طبعاً بازار سرمايه هم نسبت به آن عكسالعمل نشان خواهد داد و ما شاهد كاهش شاخصها و قيمتها خواهيم بود. اما آن كاهش طبعاً بهمعني توقف كامل نيست. حتي با بدترين خبرها، سهام شركتهاي ايراني قيمتهاي خود را خواهند داشت؛ بنابراين، حتي در بدترين وضعيت مورد پيشبيني نيز بازار سرمايه به فعاليت خود ادامه خواهد داد.
در جهتگيريهاي دولت، يكي از مسیرهای مشهود، تكيه بر قابليتهاي بازار سرمايه براي جذب نقدينگي است. در اين زمينه دو ديدگاه وجود دارد: ديدگاه اول ميگويد بازار سرمايه ظرفيت جذب نقدينگي را دارد و ميتواند بهعنوان ابزاری مؤثر در مهار نقدينگي عمل كند. ديدگاه دوم اما اعتقاد دارد كه بازار سرمايۀ ايران عميق نيست و هرگونه اتكا به آن براي جذب نقدينگي ميتواند عواقب خطرناكي داشته باشد. بهنظر شما آيا بورس تهران از ظرفيت لازم براي ايفاي چنين نقشي در اقتصاد ايران برخوردار است؟
بيش از گذشته از اين ظرفيت برخوردار شده است. بههرحال، آنچه بعد از انتخابات شاهد آن هستيم، آن است كه در بخش سفتهبازانۀ اقتصاد، منابع از مسكن، ارز و طلا بهسمت بازار سرمايه و بازار سهام حركت كرده است. شاخص سهام به سرمايهگذاران علامت داده است كه جاي خوبي براي كسب سودهاي بسيار بالا در اقتصاد وجود دارد و مردم در زير چادر بازار سرمايه گرد آمدهاند. برای اینکه اين خيمه افراشته بماند، مديران بورس باید تلاش كنند تا منابع را از بازار ثانويه بهسمت بازار اوليه هدايت كنند. من خود بهعنوان عضو شوراي بورس تلاش كرده و در هفته حداقل يك يا دو روز تمام وقت و انرژي خود را صرف میکنم تا راههايي براي انتقال منابع از بخش سفتهبازانۀ بازار ثانويه به بخش بازار اوليه پیدا كنم. درخواستم از مديران بازار سرمايه اين است كه بتوانند بازار اوليه را تقويت كنند و بتوانند در شرايط جاري امروز پروژههای اقتصادی کشور را تأمين مالي كنند. بازار سرمايه بايد بتواند عرضه و ظرفیت آن را پیدا کند که تأمين مالي كند. شما درست ميگوييد: نقدينگيای كه اكنون در بازار ثانويه جمع شده را نميتوان بلندمدت در آن بازار نگاه داشت. ظرفيت بازار ثانويۀ سهام نگهداشت نقدينگي در آن مقیاسی نیست که اکنون در خود انباشته است. ما اگر نتوانيم اين منابع را بهسمت پروژههاي متعدد سودآور كشور و بهسمت سرمايه در گردش بنگاهها هدايت كنيم، بهزودي شاهد آن خواهيم بود كه اين نقدينگي با چرخش شاخص از اين بخش فرار ميكند و بهسمت فرصتهای سفتهبازانۀ ديگر ميرود. تلاش مديران بورس بايد اين باشد كه نقدينگي را بهسمت بازار اوليه هدايت كنند؛ جایی که البته ظرفيتها بسيار بالاست. هر وزارتخانهاي را كه نگاه ميكنيم، ميلياردها دلار پروژههاي در دست انجام دارد. كافي است مديران بخش دولتي بتوانند نرخهاي جذابي براي اين پروژهها ارائه بدهند، و بتوانند آنها را به بخش خصوصي انتقال دهند. بنابراين، در پاسخ به سؤال شما عرض ميكنم كه اگر بتوانيم منابع گردآمده در بازار ثانوية سهام را بهسمت افزايش سرمايه، بهسمت تأمين مالي پروژهها و بهسمت تأمين مالي سرمايه در گردش شركتها هدايت كنيم، امكان نگاهداشت اين منابع در بازار سرماية كشور وجود دارد.

درصورتيكه ديدگاه اول مورد توجه قرار گيرد و بورس بهمثابة ابزاري براي تثبيت اقتصاد كلان كشور مورد استفاده قرار گيرد و از آن طرف، توفيق چنداني در مذاكرات هستهاي نداشته باشيم، چه اتفاقي براي سرماية مردم خواهد افتاد؟ آيا جبران چنين لطمهاي براي دولت تدبير و اميد امكانپذير است؟
اگر ما بتوانيم مثلاً منابع نقدينگي مردم را از طريق بازار پول يا از طريق بازار سرمايه فرقي نميكند، بهسمت انبوهي از پروژههاي بخش نفت، بخش راه و شهرسازي، بخش صنعت و معدن، بخش مخابرات، بخش ساخت مسکن هدايت كنيم، و همزمان مذاكرات هستهاي نامناسب پيش رود، آنگاه نرخهاي بازده كاهشي خواهد بود. اگر همزمان نتوانيم تورم را كنترل كنيم و تورم مسیر پرشتاب و غيرقابلمهار گذشته را درنوردد، البته اوضاع بسيار بد خواهد شد. اما حتي در شرايطي كه مذاكرات خوب پيش نرود و تورم بهطور نسبي كنترل شود، نرخهاي بازده و ريسك نامناسبتر خواهند شد، اما بدان معنا نيست كه نرخ بازده واقعي منفي شود و ريسك بسيار بالا رود. همه چيز به نحوة مديريت ما بستگي دارد. بايد بدانيم مذاكرات طولاني است؛ بايد بدانيم كه تلاش مذاكرهكنندگان متوجه رفع تحريمهاست؛ و در گام نهايي متوجه حذف همة تحريمهاست و آنگونه كه در جلسة اخير با آقاي دكتر عراقچي به فعالان بازار سرمايه گفته شد، خواستهاي طرف مقابل نيز از طرف ايران برآورده شده است. بنابراين، بسيار اميد ميرود كه مذاكرات به نتيجه برسد و مناسبات ما با دنيا برقرار شود. هر زمان كه اين مناسبات برقرار نباشد، به روایت تاريخ معاصر ايران، این قطع رابطه با دنيا به زيان توسعة تكنولوژيك و اقتصادي كشور است. بنابراين، تلاش دولت به نتيجه رساندن مذاكرات از طريق دادن امتيازات منطقي و اخذ امتيازات مناسب است و همة ما مسئوليت داريم در اين مسير به دولت كمك كنيم. البته، ممكن است مذاكرات بر روی اين ريل حرکت نکند و كشور آسيب ببيند و از مجراي اين آسيب، بازار سرمايه نيز مشکل پیدا کند. میدانیم چنين آسيبي محدود به بازار سرمايه يا بازار پول نيست، و كل اقتصاد كشور از اين مجرا آسيب خواهد ديد.
شما در دورهاي كه مديريت بازار را برعهده داشتيد، تجربۀ شكلگيري حباب را ديديد. فرآيند تخليه حبابها در اواخر دولت آقاي خاتمي آغاز شد و انتخاب آقاي احمدينژاد كه همزمان با افزايش ريسك بازار بود، اين روند را تشديد كرد. سؤال اين است كه در حال حاضر چقدر بيم شكلگيري حباب وجود دارد؟
در بازارهاي سرمايه هميشه امكان شكلگيري حباب وجود دارد، حتي در زماني كه اصلاً فكر آن را هم نميكنيد. بالاخره كساني كه در بازار فعالاند، دائماً علاقهمند به افزايش قيمتها هستند. عناصري كه فعاليت سفتهبازانه ميكنند، همواره وجود دارند. افرادي هم كه فعالیت مجرمانه میکنند، همواره وجود دارند. سرمايهگذاران حوادث گذشته را فراموش ميكنند: فراموش ميكنند كه در سال 83 چه اتفاقي افتاد، قبل از آن چه اتفاقي افتاده بود و بعد از آن چه اتفاقي افتاد. هميشه علاقهمندند نرخهاي بازده بالايي داشته باشند. مهم آن است كه مديريت بازار مردم را از معجزه پرهیز دهد. تيترهايي كه روزنامهنگاران ميزنند يا صدا و سيما پخش ميكند، و از "فتح قلههاي جديد" و غيره صحبت میشود، مردم را تهییج میکند. همة آنها در شكلگيري حباب تأثير دارد. امروز اگر مدير بازار بيايد و اعلام كند كه "مردم! قيمتها خطرناك است و در خريد تأمل كنيد،" بازار گوش نميدهد. بلافاصله ميگويند: "حتماً پشت كاسه، نيمكاسهاي است؛ آقايان مديران بازار تنگنظر هستند." اين تجربهاي است كه هميشه وجود داشته و براي همين، مديران بازارهای سرمایۀ جهان كمتر به اين صحنه وارد ميشوند و در سطح جهاني مرسوم نيست که مدیر بازار از قیمتها سخن بگوید. نهايتاً اين سرمايهگذاران هستند كه قيمتها را تعيين ميكنند و شرايط حبابي را بهوجود ميآورند. البته بیشک وظيفة دولت و در حوزة بازار سرمايه وظيفة شوراي بورس و سازمان بورس و اوراق بهادار بهمثابة نمايندة دولت، آن است كه از برگشت شديد بازار جلوگيري كند و نگذارد كار به انفجار در بازار بكشد. آنها با مراقبت و پايش دائمي بازار ميبايد از تشكيل حباب جلوگيري كنند؛ با افزايش شفافيت در بازار از تشكيل حباب جلوگيري كنند. اما اين كارها ساده نيست. حباب در بازار دائماً تشكيل و تخليه ميشود. وقتي به نرخ همبستگي GDP با مثلاً بخش ساختمان در كشور مراجعه ميكنيم، همبستگي بسيار خوبي ميبينيم كه در ايران اين همبستگي حدود 70 درصد است و در سطح جهاني رقم حدود 62 درصد است. يعني بخش ساختمان و فعاليت آن بهخوبي كليت اقتصاد را نشان ميدهد. اما وقتي نرخ رشد اقتصاد را با بازار سهام مقايسه ميكنيم، چنين رابطۀ همبستگي بالايي نميبينيم. نهتنها در ايران بلكه در بسياري از كشورها و شايد بتوان گفت در همهجاي دنيا، در بورسها دائماً شاهد شكلگيري و تخليۀ حباب هستيم. شاخص بورسها كمتر نرخ ضريب همبستگي مورد انتظار ما را با اقتصاد و بخش واقعی اقتصاد نشان میدهد. همين حالا به آمار اقتصاد ايران نگاه كنيد: در سال 91، 2/5 درصد رشد بخش واقعي اقتصاد نسبت به سال قبل آن منفی بوده، یعنی حداقل 5 درصد اقتصاد كوچك شده است و شايد 500 هزار نفر كار خود را از دست دادهاند، اما شاخص بالا رفته است. خوب همة اينها نشان ميدهد بخش واقعي اقتصاد و بخش مالي آن بهاصطلاح تفاوت فاز یا تقدم و تأخر دارند: يكي جلوي ديگري ميرود و يكي از ديگري عقب ميماند. بهعلاوه، كنش بازيگران در بازار به آن سمت ميرود كه دائماً حبابهايي شكل گيرد. خلاصۀ کلام اینکه ما هميشه در بازار حباب داريم، اما گاهي اين حباب شكل كلي و عمومي دارد، و گاهي روي يك يا دو سهم شكل ميگيرد. مدير بازار بايد مراقبت كند، اما طبعاً نميتواند قضاوت خود را در مورد اينكه آيا حباب وجود دارد يا نه، در نظام قيمتها دخالت دهد. نهايتاً، اين رأي جمعي سرمايهگذاران است كه به حبابهاي قيمتي منجر ميشود. بنده به سهم خود بهعنوان عضو شوراي بورس نسبت به تشكيل حباب در بازار سهام در شرايط فعلي هشدار داده و ميدهم و البته نگران آن هستم و ميبينم كه عدة زيادي از سرمايهگذاران و فعالان بازار، مديران تأمين سرمايهها، مديران كارگزاريها، مديران شركتهاي مشاورة سرمايهگذاري، مديران بورسها و همكاران سازمان بورس و اوراق بهادار و نيز همكاران شورا نگران اين وضعيت هستند. همة ما از شكلگيري حباب بیم داريم و همة ما از اينكه بازار دچار سقوط شود، بهشدت بيمناكيم، و البته بايد از آن اجتناب شود، و اين كاري است كه با پختگي و ارتقاي سطح تحليل ممكن است؛ وگرنه اگر مردم فقط نگاهي به شاخص كنند و براساس افزايش آن پول وارد بازار كنند، مشكلات زيادي درست خواهد شد. خوشبختانه در يكي دو ماه اخير، با شكلگيري صندوقهاي ETF، کورسویی از اميد ايجاد شده است. اميدوارم تا پايان سال شاهد حداقل 20 يا 30 صندوق مشابه باشيم تا حداقل مردم از خريد تك سهم دست بردارند و بهسمت خريد واحدهاي سرمايهگذاري صندوقها هدايت شوند. صندوقها عليالاصول توسط افرادي آگاهتر اداره ميشود و اين توقع وجود دارد كه سطح تحليل بازار در كليت آن افزايش يابد. همه اميدواريم با تحرک مديران صندوقها، امكان تصميمگيري عقلايي در مورد قيمتها بيشتر شود. بههرحال، بازار سرماية ايران اگر نتواند به جايي برسد كه نرخ بازده آن با نرخ رشد اقتصاد گره بخورد، دچار مشكل ميشود. اگر نرخ بازده بيخطر حدود 23 الي 25 درصد باشد، بالاخره بازار سرمايه با نرخ بازده 30 درصد خيلي از مردم را راضي ميكند؛ خيلي از پروژهها با اين نرخ قابلتحمل و قابلاجرا ميشود. از اينرو اميدوارم با فعالشدن ابزار جديد اوراق خزانة اسلامي، هرچه زودتر معيار مشخصي براي نرخ بازده بيخطر در كشور تعيين شود و در كنار آن نرخ بازده بازار به ارقام قابلتحمل براي اقتصاد ايران و هماهنگ با بخش واقعي اقتصاد برگردد. نرخهاي بازده بيمبناي بهويژه چند ماه اخير باید جاي خود را به نرخ بازدهي متناسب با ظرفيتهاي اقتصاد ايران بدهد.

پيام نشست اخير جمعي از مديران بازار سرمايه با مذاكرهكنندة ارشد هستهاي كشور چه بود؟ در جمعبندي نظرات دو طيف فعالان بازار سرمايه و ديپلماتهاي ارشد هستهاي، چه نكاتي مطرح شد؟ با توجه به تحليلهاي طرفين چشمانداز بازار سرمايه چگونه است؟
در روز شنبه 14 ديماه بههمراه عدة زيادي از همكاران به وزارت خارجه رفتيم و آقاي دكتر عراقچي، آقاي بعیدينژاد، آقاي انصاري و آقاي دكتر قمي، مذاكرهكنندگان ارشد ژنو، وقت مناسبي با اهالي بازار صرف كردند. در اين جلسه كه بانكداران خصوصي كشور و مديران ارشد بازار سرمايه و مدیران بنگاههاي اقتصادي بزرگ بازار حضور داشتند، آقاي دكتر عراقچي بهطور مبسوط و ظرف تقريباً دو ساعت گامبهگامِ مراحل مذاكره را توضيح دادند: مذاكره چگونه پيش رفت، استراتژي برد برد چگونه مذاكرات را به نتيجه رساند، خواستهاي طرفين چه بود، و عمدۀ خواستهاي طرفهاي خارجي چه بود. توضیح دادند که راهبرد غنيسازي پذيرفته شده است و در چندين جاي صورتجلسۀ مذاكرات این پذیرش آمده است؛ توضیح دادند که اقدام پيشبينيشده براي شش ماه است و نتايج آن از 20 ژانويه بايد قابلرؤيت باشد؛ آنچه خارجيها گرفتهاند با برنامة بلندمدت كشور كه استفادة صلحآميز هستهاي است، منطبق است و آنچه ايران گرفته است، امتيازاتي است كه در گام نخست شامل رفع بعضی تحريمهاست: گشايش در امر صادرات مواد پتروشيمي؛ گشايش در امر معاملات بينالمللي صنايع خودرو؛ تسهيل انتقال از طريق چند بانك خاص براي ترکیب مشخصي از محصولات؛ تعيين چند بانك اروپايي بهطور رسمي براي رخنه در فضاي انسداد مالي ايران؛ امكان دادن ارز به زائران، بيماران و دانشجويان؛ آزادكردن تدريجي 2/4 ميليارد دلار از وجوه ايران و از همه مهمتر عدمافزايش تحريمها كه بهمعناي ادامة صادرات نفتي ايران در سطح 12 ماه اخير است. شرح آقاي دكتر عراقچي و همكارانشان عمدتاً بيانگر دشواري مذاكرات، دانش و مهارت مذاكرهكنندگان و توفيق كلي آنان در اين مذاكرات بود. بازار سرمايه از صرف وقت مناسب آقاي دكتر عراقچي و همكارانشان تشكر كرد و فرصت كمي داشت كه چند سؤال را نيز مطرح كند. البته آقاي دكتر نهاونديان نيز به جلسه رسيدند و طي سخناني كه حدود 20 دقيقه طول كشيد، دستاوردهاي مذاكرات را توضيح دادند. بازار سرمايه ضمن اعلام حمايت از اين اقدامات مثبت و تلاش تيم مذاكرهكننده در پي دو هدف بود: يك، حضور فعالان بخش مالي كشور در جريان مذاكرات، چرا كه آقاي انصاري که از بانك مركزي در مذاکرات حضوری مثبت و فعالانه داشتهاند، لزوماً از همة نيازها و خواستههاي بنگاهها در حوزة مالي مطلع نیستند؛ و دوم، تعيين اولويتها در جريان مذاكره. بازار سرمايه بايد بتواند به تيم مذاكرهكننده كمك كند تا فهرست مناسبي از درخواستها را داشته باشند. بنابراين، در پي توفيقات بهدستآمده در مورد برقراري بيمهها و حملونقل، طبعاً رخنه در انسداد مالي هدف مورد نظر بازار است. بسياري از اعتبارات كوتاهمدت و بلندمدت بينالمللي ايران مسدود شده و اين به بازار سرمايه لطمه زده است. شركتهاي بورسی بسياري از دنيا نسيه جنس ميخريدند، انتقالاتشان را با هزينههاي معاملاتي كم انجام ميدادند، LC باز ميكردند و از امكانات يوزانس استفاده ميكردند که اين امكانات در بسياري از حوزهها مسدود شده است. بنابراين، در اين دو مورد بازار سرمايه به تيم مذاكرهكننده ميتواند كمك كند. البته، انتظار تيم مذاكرهكننده و آقاي دكتر نهاونديان اين بود كه بازار سرمايه و مديران بنگاهها از طريق سمينارها و نيز از طريق حضور در جلسات مشترك با خارجیها، فعالانه جو رواني حاكم بر تحريمها را بشكنند تا کشور شاهد سفرهاي بيشتر سرمايهگذاران خارجي باشد و برعكس بازرگانان، صنعتگران و فعالان اقتصادي سفرهاي بيشتري به خارج بكنند. توضیح دادند مهم است تا آثار رواني تحميلشده كه باعث شده بسياري از فعالان بينالمللي بدون اينكه با تحریم خاصي مواجه باشند، از معامله با ايران استنكاف كنند، به چرخة مذاكره با طرفهاي ايراني خود بازگردند. طبعاً اتاق بازرگاني، كانون نهادهاي سرمایهگذاری، كانون بانكها، مديران بنگاهها و تشكلهاي صنوف و صنايع مختلف، ميتوانند نقش مؤثري در از ميان برداشتن اين جو رواني داشته باشند. آقاي دكتر عراقچي و آقاي دكتر نهاونديان تأكيد عمدهاي بر اين مسأله داشتند كه بخش خصوصي ميتواند كمك بسياري به اين امر بكند. بههرحال، فعالان بازار سرمايه كه در آن جلسه شركت كردند، هم اطلاعات ذيقيمتي دريافت كردند و هم با خوشبيني بيشتري از نتايج مذاكرات جلسه را ترك كردند.