اقتصاد گردان - عارف خواننده پاپ پس از یک دوره بیماری در سن 85 سالگی در گذشت
عارف عارف کیا حدود ۹۰۰ ترانه اجرا کرده است. آثار او در رادیو و تلویزیون و گاهی در فیلمهای سینمایی اجرا شدند. از آثار ماندگار او ترانههای سلطان قلبها، کی بهتر از تو، ستارهها و بغض دریاست.
بیماری عارف خواننده و ابتلای او به سرطان
دهم مرداد ۱۴۰۴ با انتشار ویدیویی کوتاه، از بیماری و کاهش وزن ۹ کیلوییاش خبر داد. عارف که قطعه «سلطان قلبها» را برای فیلمی با همین نام اجرا کرده گفت: اگر چه غده سرطانی کشف شده در کنار آپادیسیت او خوش خیم است اما پزشکان توصیه به شیمی درمانی و از بین بردن این غده کرده اند.
عارف عارفکیا، خواننده مشهور ایرانی و سلطان قلبها درگذشت
بیوگرافی عارف عارف کیا
نام:عارف
نام خانوادگی: عارفکیا
لقب:سلطان قلبها
تاریخ تولد:۱۹ مرداد ۱۳۱۹
محل تولد:تهران
پیشه:خواننده پاپ
عارف عارف کیا ، از ستارگان موسیقی پاپ ایران متولد ۱۹ مرداد ۱۳۱۹ است و 85 سال دارد.
اصالت عارف خواننده
عارف خواننده مشهور در تهران به دنیا آمده اما اصالتا اردبیلی است.
پدر و مادر عارف
پدرش، عبدالله عارفکیا، راننده کامیون و اهل اردبیل بود. مادرش، طاهره، متولد باکو در کشور آذربایجان، دانشجوی انصرافی رشته دندانپزشکی از دانشگاه مسکو بود. مادربزرگش نیز خواننده اپرا بود که در دوران جنگ جهانی دوم به همراه دخترش، طاهره، به ایران آمد. طاهره بعدها با پسر عموی خود، عبدالله، ازدواج کرد.
جدایی پدر و مادر عارف
پدر عارف به دلیل سفرهای کاری زیاد، فرصت چندانی برای حضور در کنار خانواده نداشت. این مسئله و اختلاف در طرز فکر باعث شد، پدر و مادرش در سه سالگی عارف از هم جدا شوند.
پس از جدایی والدین، عارف نزد پدر و نامادریاش زندگی میکرد. در آن دوران که کشور با قحطی ناشی از جنگ دست و پنجه نرم میکرد، بیماری همهگیر شده بود. عارف نیز به دلیل بیتوجهی و نامهربانی نامادریاش، به شدت بیمار شد. در همین زمان، مادر اصلی عارف با اطلاع از وضعیت پسرش، موفق شد حضانت او را بر عهده بگیرد.
خواهر و برادرهای عارف
عارف دو برادر بنام های محمدرضا و علیرضا و یک خواهر بنام شهرزاد دارد.
ازدواج و همسران عارف
عارف در دوران تحصیل و پیش از آنکه دیپلم خود را دریافت کند، اولین تجربه ازدواج خود را داشت که به طلاق ختم شد. متاسفانه، سه ازدواج بعدی او نیز سرانجامی جز ناکامی و عدم دستیابی به ثبات در زندگی مشترک نداشت. اسامی همسران عارف خواننده منتشر نشده است. در حال حاضر، عارف چندین سال است که با خانم عسل آزاد پیمان زناشویی بسته و زندگی مشترک خود را ادامه میدهد.
فرزندان عارف
عارف خواننده ای که به سلطان قلب ها معرف است، 4 دختر به نامهای سهیلا، سابرینا، نازلی و نیکیتا دارد که در اروپا و آمریکا زندگی میکنند. او همچنین یک پسر به نام سهیل داشت که در سن 41 سالگی در آلمان درگذشت.
علت فوت پسر عارف
سهیل تنها پسر عارف در سن 41 سالگی به علت ابتلا به سرطان لوزالمعده درگذشت.
مهاجرت عارف
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عارف حدود هفت ماه در ایران اقامت داشت و در این دوره، چندین اثر با مضامین انقلابی را اجرا کرد. با این حال، در نهایت در سال ۱۳۵۸، تصمیم به ترک ایران گرفت. ابتدا راهی انگلستان شد و پس از دو سال و نیم اقامت در این کشور، عازم آمریکا گردید و زندگی جدیدی را در آنجا آغاز کرد.
تحصیلات عارف
عارف دوران تحصیلات متوسطه خود را در هنرستان صنعتی گذراند و موفق به دریافت دیپلم در رشته درودگری (کار با چوب) شد. این رشته تخصصی، پایهای برای مهارتهای عملی و هنری او در زمینه ساخت و پردازش مصنوعات چوبی فراهم آورد.
آغاز علاقه عارف به موسیقی
علاقه عارف به موسیقی آذربایجانی، بهویژه آثار برجستهای چون ساختههای رشید بهبودوف، جرقهای در دل او برای یادگیری سازهای موسیقی روشن کرد. او ابتدا به فراگیری ساز ویولن و ضرب پرداخت و همزمان، شور و اشتیاق خود را برای خوانندگی نیز دنبال نمود.
این مسیر هنری از سنین پایین برای عارف آغاز شد؛ او در نه سالگی، اولین تجربه اجرای خود را با برگزاری کنسرتی برای سازمان حمایت از مادران و کودکان به نمایش گذاشت. با گذشت زمان و در دوران نوجوانی، استعداد و تلاش او به ثمر نشست و به عضویت گروه کُر ملی درآمد، جایی که دانش و تجربه موسیقایی خود را گسترش داد.
از کارگری عارف تا معلمی
عارف، همزمان با ادامه تحصیلات دبیرستان و فعالیتهای هنری در زمینه موسیقی، برای تأمین معاش، در کارخانه لاستیکسازی به عنوان کارگر مشغول به کار شد. پس از اخذ دیپلم، مسیر حرفهای خود را به سمت نقاشی و طراحی بیلبوردهای تبلیغاتی سوق داد.
این علاقه به هنر، او را به سمت آزمون استخدامی برای تدریس در هنرستان صنعتی قزوین رهنمون شد و در این آزمون پذیرفته شد. اما تقدیر چنین رقم خورد که تنها پس از دو سال و نیم تدریس، حادثه رانندگی ناگواری او را برای ۲۰ روز خانهنشین کند. پس از بهبودی و بازگشت به کار، به دلیل خواندن آواز در دوران مرخصی استعلاجی ناشی از تصادف، با اتهام دروغگویی مواجه شد و از سمت تدریس تعلیق گردید.
ورود عارف به تلویزیون
عارف، پس از تعلیق از تدریس، در سال ۱۳۴۰ و در سن ۲۱ سالگی، با آشنایی با اسد منصور، فعالیتهای اجرایی خود را در تلویزیون ملی آغاز کرد. او با همکاری نارملا، خواننده زن ایرانی-آشوری، در برنامه رنگینکمان به طور زنده به اجرای ترانههای دوصدایی میپرداخت. این اجراها که هفتهای ۲ تا ۳ بار پخش میشد، با استقبال گسترده مخاطبان روبرو گردید.
ورود عارف به بازیگری
فعالیت هنری عارف محدود به موسیقی نبود؛ او در سال ۱۳۴۴ با حضور در فیلم ‘در دنیا بیگانه بودم’ در نقش یک خواننده، تجربه بازیگری را نیز از سر گذراند. تا سال ۱۳۵۳، در شش فیلم دیگر با نقشهای متنوعی جلوی دوربین رفت. با این وجود، عارف همواره تاکید دارد که خود را یک هنرپیشه نمیداند، چرا که عشق و اولویت اصلیاش، خوانندگی است.
شهرت عارف و دستمزد او
نقطه عطف شهرت عارف در سال ۱۳۴۱ با ضبط اولین ترانهاش با همکاری پوران، به نام ‘هفت آسمان’، رقم خورد. انتشار این اثر بر روی صفحه گرامافون، او را به سرعت به اوج شهرت رساند. به پاس این همکاری موفق، مدیریت کمپانی رویال، دستمزدی معادل هزار تومان به او پرداخت کرد؛ رقمی که در آن زمان، با توجه به حقوق ماهانه ۹۰۰ تومانی معلمان، بسیار قابل توجه و چشمگیر بود.
همچنین، سال ۱۳۴۷ نقطه عطفی در شهرت او بود؛ چرا که اجرای ترانه ‘سلطان قلبها’ در فیلمی به همین نام، باعث شد تا این نام مترادف با او شناخته شود. در کنار این شهرت، لقب ‘حنجره طلایی’ نیز به خاطر صدای منحصر به فردش، لقب گرفت.
گروه موسیقی بهکده
در سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۲، عارف گامی نو در مسیر فعالیتهای هنری خود برداشت و گروه موسیقی ‘بهکده’ را بنیان نهاد. او با همراهی هنرمندان نامآشنایی چون سوسن، پوران و آغاسی، برنامههای اجرا شده در بیمارستانها و آسایشگاههای روانی را به صورت رایگان به روی صحنه برد. این اقدام خیرخواهانه، نشان از رویکرد انساندوستانه عارف در کنار فعالیتهای حرفهایاش داشت.
اجرای عارف در مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی
اوج افتخارات فرهنگی عارف در شهریور ماه ۱۳۵۳ با اجرای زنده ترانه به امید دیدار در مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی، رقم خورد. این اجرای بهیادماندنی در ورزشگاه آزادی تهران، موجب شد تا او مفتخر به دریافت عالیترین نشان فرهنگی کشور شود؛ افتخاری که گواه جایگاه ویژه او در عرصه هنر و فرهنگ ایران بود.
آهنگهای عارف در وصف و ستایش امیرالمومنین
عارف در یکی از مصاحبه هایش عنوان نموده از شش سالگی، در محضر یکی از دراویش، درس تقوا آموختم و از همان زمان، چنان شیفته و مرید حضرت علی (ع) شدم که حس مسئولیتپذیری عمیقاً در جان و روح من ریشه دواند.
این ارادت، در نهایت به خلق آلبوم موسیقی کامل با مضامین ستایش و وصف امیرالمؤمنین (ع) انجامید. خود گواهی میدهم که هنگام خواندن این قطعات، گویی بر فراز آسمانها بودم و از زمین جدا شده بودم.
زندگی نامه
عارف عارفکیا متولد ۱۹ مرداد ۱۳۱۹ در تهران و از خوانندگان موسیقی پاپ ایرانی است که به سبک خوانندههای اپرا میخواند. آفریننده سبک خاصی در موسیقی پاپ ایران است که پیش از آن سابقه نداشته، بعدها این سبک خاص در میان مردم به نام تهحنجرهای شهره شد. به همین خاطر، عارف با لقب «حنجرهطلایی» شناخته میشد پس از آن لقب «سلطان قلبها» به او داده شد. عارف نزدیک ۹۰۰ ترانه خوانده که علاوه بر فارسی به زبانها و لهجههای مختلف نیز میباشند.
آغاز کار خوانندگی
عارف ۳ ساله بود که زندگی تازهای را در کنار خانواده مادرش (در خیابان نادری، کوچه شیروانی؛ در چهارراه استانبول) شروع کرد. زبان اول در این خانواده آذری بود، حتی پدر بزرگ و مادربزرگش زبان فارسی بلد نبودند. شرایط زندگی آنها از نظر مالی چندان خوب نبود، اما همه تلاش میکردند که کانون خانواده گرم باشد، تنها دلخوشی این خانواده گوش دادن به یک رادیوی لامپی با مارک AGA بود که همیشه بر روی موج رادیو بادکوبه تنظیم شده بود.
این رادیو هر روز از ساعت ۶ صبح تا شب روشن بود که مشتری اصلی آن داییاش بود. از این رادیو علاوه بر آهنگهای آذری و غربی، گاهی اوقات نیز اُپراهای معروف اروپایی پخش میشد. مشهورترین خوانندگان آذری که رادیو بادکوبه صدای آنها را پخش میکرد عبارت بودند از: رشید بهبودوف، بُلبل، گل آقا، شوکت و فاطمه. اینها اساتیدی بودند که صدایشان تعلیم دیده بود و هیچگاه «خارج» نمیخوانند. همین امر باعث شد تا عارف مخفیانه از این استادان تقلید کند و ناخودآگاه «درست خواندن» و «میزان خواندن» و «کوک خواندن» را فرا بگیرد.
حضور در رادیو و تلویزیون
در اواخر دهه ۳۰ خورشیدی، ایران دارای یک کانال تلویزیونی و دو کانال رادیویی بود. تلویزیون نوپا بود و در بین عموم مردم متداول نبود. عارف به راحتی میتوانست به رادیو نیرو هوایی (به مدیریت سرهنگ آقاخانی) برود و مشهور شود، اما در آنجا سبک متفاوتی از آهنگها اجرا میشد (که بعدها به سبک «کوچه بازاری» مشهور گشت). هدف اصلی عارف حضور در رادیو ایران بود، چرا که بسیاری از استادان موسیقی ایران در آنجا حضور داشتند. بزرگترین سدّی که سر راه او بود امتحان ورودی و تأییدیه شورای موسیقی رادیو بود که عبور از آن برای همه میّسر نبود.
فعالیت حرفهای
گروه گلدن رینگ (Golden Rings) اواسط دهه ۴۰ خورشیدی توسط جمشید زندی شکل گرفت که ترانههای شاد و جوانپسندی را اجرا میکردند. اغلب این ترانهها توسط سعید دبیری سروده میشد و همچنین نوازندگان گروه واروژ شبانی و فریبرز فرهادی بودند. پس از موفقیت «فیلم سلطان قلبها» و بیشتر شدن محبوبیت عارف، جمشید زندی پیشنهاد یک کنسرت مشترک را به وی داد. پس از این کنسرت، عارف در اواخر سال ۱۳۴۷ خورشیدی به این گروه نوظهور پیوست. اما پس از مدتی از گروه جدا شد، چرا که خود را برای خواندن ترانههایی به این سبک (راک اند رول) پیر میدید. تا قبل از انقلاب، گلدن رینگ در بین گروههای مشابه خود دارای طولانیترین حیات حرفهای بودهاست. ترانههایی که با صدای عارف از گلدن رینگ به بازار آمد عبارتند از:
قصه غصهها، مرد غمگین، آی دخترا، لالایی، پلهای شکسته، یک بوسه میخوام چند، عروس خونه، شاید بیاید.
عارف در سال ۱۳۴۶ با همکاری ایرج گلسرخی سعی کرد تا برخی از آهنگهای اصیل ایرانی را همراه با ارکستر سمفونیک اجرا نماید. ترانههایی مانند شرح غم (چهره به چهره)، شرح پریشانی، همه هست آرزویم و بهار دلکش حاصل تنظیم ایرج گلسرخی بود که رُبع پرده آنها حذف شده بودند.
در سال ۱۳۵۰، به دعوت امان منطقی، عارف برای فیلم غلام ژاندارم ترانههایی اجرا کرد که از ملودیهای قدیمی و اصیل ایرانی بودند. این دو ترانه، همه چیم یار وای خدا بودند که خیلی زود بین مردم گل کرد، بهطوریکه هم ایرانیها را مجذوب کرد و هم خارجیها را.
این همکاری در فیلم جبار سرجوخه فراری نیز ادامه داشت و ترانهٔ سر کُتل پای کُتل خلق شد که بر روی آهنگ شیرازی مستُم مستُم نوشته شده بود.
در سالهای اخیر در چند مراسم که به نفع کمیته ایرانیکا برگزار شد، این ترانهها توسط عارف به صورت زنده اجرا گردید. عارف مجدداً این ترانهها را به همراه پیانو ضبط نموده و قصد دارد آنها را در یک آلبوم منتشر نماید.
مهاجرت
عارف در سال ۱۳۵۸ ایران را ترک کرد و به انگلیس رفت تا پس از توقف کوتاهی به آمریکا پرواز کند، اما سفر به انگلیس مصادف شد با تسخیر سفارت آمریکا در تهران. با تسخیر سفارت آمریکا در تهران و وقوع گروگانگیری، پاسپورت ایرانیان باطل شد و عارف مجبور شد در لندن بماند. او در حالی که اندوختهٔ مالی چندانی نداشت به «نایت کلاب پارس» دعوت شد.
با روبهراه شدن اوضاع مالی، او در ساختمانی که جنتی عطایی در آن زندگی میکرد ساکن شد. عارف پس از مدتی کابارهای را اجاره کرد که توسط سه ایرانی اداره میشد و برای افتتاحیهاش از جنتی عطایی، الهه، داریوش و فرامرز اصلانی دعوت به عمل آورد. چند روز قبل از افتتاحیه داریوش انصراف داد و هایده جایگزین وی گردید. این اولین اجتماع ۷۰۰ نفره ایرانیان در لندن پس از انقلاب بود. با مشکلاتی که بین ایرانیها و عربها-که مشتریان قبلی آن کاباره بودند- پیش میآمد، عارف با همکاری جنتی عطایی سالن دیگری را مجهز نمود و نام آن را «کومه» نهاد.
بعد از مدتی، آشنایی با کابارهدار دیگری به نام «دارابی» و شراکت با وی، شروعی دیگر در موقعیتی بهتر را برای عارف در پی داشت.
پس از آشنا شدن عارف با سفیر آمریکا در لندن، او توانست اجازه ورود به آمریکا را کسب نماید. اقامت کوتاه او در لندن ۲٫۵ سال طول کشید. او در اوایل دهه شصت خورشیدی (۱۹۸۰ میلادی) به لسآنجلس رفت و در اولین قدم توانست ترانه «سرباز کوچولو» را اجرا نماید. همکاری او با شرکتهای پارس ویدئو، شرکت ترانه، کلتکس رکوردز و آرفی رکوردز باعث انتشار بیش از ۱۰ آلبوم موسیقی شد.
عارف در سال ۱۹۹۶ با همکاری همسر سابقش شرکتی به نام Rfaye باز کرد که بیشتر آلبومهای عارف و دیگر خوانندگان مشهوری هم، چون هایده، مازیار آنجا تکثیر میشد. او یکی از اعضای فعال تیم فوتبال ستارگان (هنرمندان اهل لسآنجلس) بود و حدود ۲۰ سال هر چهارشنبه در پست دفاع چپ این تیم بازی کرد. از دیگر اعضای فعال این تیم فوتبال اندی، ستار، داوود بهبودی و کامبیر قربانی (پسر گوگوش) میباشند.