كارآفرینی ، واژه ای است نو كه از معنی كلمه اش نمی توان به مفهوم واقعی آن پی برد. این واژه به جای كلمه Entrepreneurship به كار می رود كه در اصل از كلمه فرانسوی ENTREPRENDER به معنای متعهدشدن نشأت گرفته است. بنابر تعریف واژه نامه وبستر كارآفرین كسی است كه متعهد می شود یك فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. بعضی از دانشمندان نظیر شومپیتر ، كارآفرین را مهمترین عامل توسعه اقتصادی دانستهاند. وی معتقد است كارآفرین یك مدیر صاحب فكر و ابتكار است كه همراه با خلاقیت، ریسك پذیری، هوش، اندیشه، و وسعت دید، فرصت های طلایی می آفریند. او قادر است كه با نوآوری ها تحول ایجاد كند و یك شركت زیان ده را به سوددهی برساند.
کار آفرينی
در تعاریف موجود مدیریت ، کارآفرینی مترادف ایجاد اشتغال نیست ؛ کارآفرینی در واقع فرایند ایجاد و تأسیس کسب و کار یا سازمان جدید است. اما یکی از اثرات قابل توجه آن ایجاد اشتغال است. اهمیت کارآفرینی از نظر ایجاد اشتغال باعث شده است تا طی دهههای 80 و 1990 میلادی بهتدریج وفاق عمومی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ایجاد شود، مبنی بر اینکه بحران بیکاری جز از طریق توسعه کارآفرینی و دمیدن روح نوآوری در کالبد اجتماعی امکان پذیر نیست.
برخی مواقع ناخودآگاه کلمه «کارآفرینی» و کلمه «اشتغالزایی» موارد استفاده مشابهی پیدا کرده است و کلمه کارآفرینی برای مجموعه اقداماتی که به ایجاد اشتغـال میانجامد نیز استفاده میشود. مثلاً به هر گونه سرمایهگذاریای که باعث ایجاد اشتغال شود یا هر گونه افزایش مهارت فنی یا حرفهای که احتمال اشتغال به کار را افزایش دهد و برای کسی کار ایجاد کند نیز کارآفرینی اطلاق میشود. لیکن هیچ کدام از اینها کــارآفرینی (Entrepreneurship) که در نظریات توسعه مطرح شده است نیست چرا که براساس نظریات اقتصادی و تجارب حاصله در اقتصادهای روبه رشد «کارآفرینان» موتور محرکه توسعه و رشد اقتصادی جامعه محسوب میشوند و در نتیجه اشتغالزایی یکی از فراوردهها و معلولهای این مهم است. در واقع کارآفرینی فراتر از شغل و حرفه است؛ یک شیوه زندگی است.
ويژگي های کارآفرين
1- نیاز به موفقیت ( Need for achievement ) :
عبارت از تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی به قصد موفقیت در موقعیت های رقابتی. کارآفرین کارهایی را انتخاب می کند که دارای ریسک و سختی متوسط و حساب شده باشد.
2- برخورداری از مرکز کنترل درونی ( Locus of control ) :
افراد دارای کنترل بیرونی معتقدند که وقایع خارجی که خارج از کنترل آنانست، سرنوشت آنان را تعیین می کند، این عقیده که شانس یا سرنوشت، زندگی شخصی فرد را کنترل نمی کند، از خصوصیات کارآفرینان است.
3- مخاطره پذیری ( Risk taking ) :
کارآفرینان لزوما در پی فعالیتی نیستند که مخاطره زیادی داشته باشد، بلکه مایل است مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی « معمولی » تلقی می شود، داشته باشد.
4- استقلال طلبی ( Need for independence ):
در واقع، نیاز به استقلال را می توان با عبارتی نظیر « کنترل داشتن بر سرنوشت خویش » ، « کاری را برای خود انجام دادن » و « رئیس خود بودن » تعریف کرد. و این عاملی است که سبب می شود که کارآفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند.
5- خلاقیت ( Creativity ) :
یعنی توانایی فکرهای جدید. خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری نهفته است.
سابقه كارآفرينی در ايران
علیرغم اینكه در كشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به بعد به موضوع كارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از كشورهای در حال توسعه هم از اواخر دهه 1980 این موضوع را مورد توجه قرار دادهاند، در كشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به كارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشكل بیكاری و پیشبینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد كه در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه كارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه كارآفرینی در سطح وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، جهاد كشاورزی، صنایع و معادن و همچنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیتهای آنها، مطرح شده است.
متأسفانه واژه كارآفرینی كه ترجمهای از كلمه Entrepreneurship است، موجب گردیده است كه معنی ایجاد كار و یا اشتغالزایی از این واژه برداشت میشود. در حالیكه كارآفرینی دارای مفهومی وسیع تر و با ارزش تر از اشتغالزایی است. این برداشت ناصحیح از این مفهوم موجب شده بسیاری از سیاست هایی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامهها و سخنرانیهای مسئولان در این خصوص، صرفاً جنبه اشتغالزایی برای آن در نظر گرفته شود. در حالیکه کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند: بارور شدن خلاقیتها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است و در صورتی که فقط به جنبه اشتغالزایی آن توجه شود، از سایر پیامدهای آن بیبهره خواهیم ماند .
نقش جامعه درترويج كارآفريني
امروزه كارآفريني بعنوان عنصر حيات آفرين و دگرگوني بخش و نيز عامل تغيير در تجديد ساختار جوامع ، ميرود تا در سازگاري و تعامل با تحولات عميق و شتابان عصر شگفتآور اطلاعات و ارتباطات و در راه ارتقا و رشد جهشي شاخصهاي توسعهاي ملتها در جايگاه عامل رقابتي نقش بارز و ارزندهاي را ايفا نمايد. كارآفرينان در مقام انسانهاي متعالي، جوامع را از ركود و ايستايي، خمودگي و سستي رهانيده و به سوي پويايي، حركت، انسجام و توسعه متوازن رهنمون ميسازند. آنان همچنين براي سازمانها، بنگاهها، اجتماعات و كشورها مزيتآفرين بوده و در اعتلا و ترقي انسانهاي ديگر و در جهت تامين آسايش و رفاه، خوشبختي و رفع نيازهاي اساسي جوامع خود از هرگونه كوشش و تلاشي فروگذار نميباشند.
با مطالعه در ويژگيها و خصايص رواني و رفتاري آنان به بسياري از عناصر تعاليآفرين همچون توفيقطلبي، سختكوشي، همت والا، اراده قوي، مسووليتپذيري و تعهد در قبال جامعه، آيندهنگري، برخورداري از روح متعالي ، شيفتگي نسبت به كار و تلاش ، ايثار و فداكاري و بسياري از شايستگيهاي ديگر ميرسيم كه لازمه بقا و دوام اجتماعات بشري بوده و توسط آنان تقديم جامعه ميشود در حالي كه آنان چشمداشت هيچگونه پاداشي را از جامعه ندارند. آنان همچنين از طريق خلاقيت و نوآوري و شناسايي فرصتهاي ارزشمند محيطي و از راه خلق ارزش، فوايد بيشماري را عايد و واصل انسانهاي نيازمند و جوامع بشري مينمايند.
كمترين كاري كه جامعه ميتواند در برابر آنان انجام دهد پذيرش آنان به عنوان عوامل شكوفا ساز و نوآفرين ميباشد، اما با مروري به عظمت كار كارآفرينان و زحمات زيادي كه آنان در راه توسعه جامعه متحمل مي شوند و تعهد بالايي كه نسبت به درخشش جامعه در آينده دارند افراد و گروههاي موجود در جامعه در كليه سطوح منجمله خانواده گرفته تا نهادهاي آموزشي، پژوهشي و پرورشي و سازمانهايي كه به هر نحوي از انحاي ممكن ميتوانند زمينهساز حركت و جوشش و خيزش فعاليتهاي كارآفرينانه باشند و در اين راه پا پيش نهند و آنان را در راه تحقق آرمانها و اهداف عاليهشان ياري نمايند چرا كه آنان نيازمند آنند تا از سوي جامعه و هم كيشان و همنوعان خود مورد پذيرش و قبول واقع گردند، جامعه امكانات و منابع لازم را در اختيارشان قراردهد، موانع و محدوديتهاي احتمالي را از پيش روي آنان بردارد و از نظر روحي و رواني مشوق آنان باشد تا حاصل اين تعامل و همفكري و همافزايي به صورت دستاوردهاي بيبديل كارآفرينانه سرانجام به خود جامعه برگردد.
جامعه و كارآفرينان
مسووليت جامعه در قبال كارآفرينان:
1 - پذيرش كارآفرينان به عنوان عاملان تغيير و تعالي جامعه
2 - قدرداني و سپاسگزاري جامعه و نهادهاي مدني از زحمات و تلاشهاي خلاقانه كارآفرينان
3 - حمايتهاي روحي، معنوي و فكري از افراد كارآفرين
4 - حمايتهاي گسترده مادي از كارآفرينان
5 - حمايتهاي نهادي و سازماني در سه زمينه مهم آموزشي و پژوهشي و مشاورهاي
6 - ترجيح جامعه در انتخاب نهادهها و فرآوردههاي كارآفرينان در تامين نيازهاي خوددر مقابل وجود ساير فرآوردهها، توليدات
7 - نقش بسيار راهبردي و حياتي مجامع علمي و آكادميك به عنوان مغز متفكر و چشم بيناي جامعه و به عنوان پيوندگاه علم و صنعت ميتواند نقش بيبديلي در راستاي ايجاد موج عظيم كارآفريني و استقرار «نهضت ملي كارآفريني» در جامعه تلقي گردد.
ويژگی های جامعه کارآفرين
• تولید و ارایه مداوم کالا و خدمات
• توزیع مناسب کالا و خدمات
• ارایه عقاید و ایده های نو جهت بهبود و رشد اقتصادی
• کشف مداوم نیازهای ناشناخته
• حل مشکلات جامعه بطور پیوسته
• جلوگیری از رکود و کسادی بازار به خاطر فراهم ساختن نوآوری و خلاقیت برای افراد جامعه
کارآفرینان موجب تاسیس و ایجاد بنگاه های کسب و کار کوچک در جامعه می شوند که این بنگاه ها:
• رشد کرده و تبدیل به موسسات و بنگاه های تجاری متوسط و بزرگ می شوند.
• باعث تشویق و تقویت مبتکران مستعد در ارایه خدمات،فرآیندها و محصولات جدید می شوند که در جهت منافع جامعه است.
• به عنوان تهیه کننده مواد،مشتری و پیمانکار جزء در مقابل موسسات بزرگتر عمل می کنند که یک بازار بزرگ در جامعه است.
• رقابت اقتصادی میان شرکت های مشابه کوچک،بزرگ و متوسط ایجاد می کنند که منجر به توسعه و بهبود تولیدات،خدمات و کارآیی در جامعه می شود که باز در جهت منافع جامعه است.
اهداف اقتصادی جامعه
• اشتغال کامل
• رشد اقتصادی پایدار
• آزادی انتخاب
• فرصت های برابر برای مرد و زن
• امنیت اقتصادی
• عدالت اقتصادی
• تعادل اقتصادی
نقش کارآفرينان در نيل به اهداف اقتصادی
• افزایش کمی منابع مولد
• بهبودکیفی منابع
• پیشرفت در فن آوری
• بهره وری بیشتر
فرهنگ كارآفريني
از جمله اقدامات لازم براي به كارگيري ابزار كارآفريني در سطح كلان ، بسترسازي است . و يكي از مهمترين جنبه هاي آن ، ايجاد فرهنگ كارآفريني است .بستر فرهنگي ، به عنوان عاملي زيربنايي ، و يا حتي مبنا و اساس ساير بسترهاي لازم براي كارآفريني ، مستلزم تحولات عميقي در شناخت ،باورها ، حقوق ، آداب و رسوم و اخلاق يك ملت است .
فرهنگ سازماني ازجمله خرده فرهنگهاي يك جامعه است كه به دليل ارتباط بسيار نزديكي كه با كارآفريني دارد، بر اين پديده تاثيرگذار است .
كارآفريني به عنوان يكي از ويژگي هاي فردي انسان ، از بعد فردي نيز، مستلزم بستر و چارچوب شخصيتي متناسب با اين پديده است . كارآفرين ، نيازمند برخي ويژگي هاي شخصيتي ذاتي و يا اكتسابي است، كه نقش بسزايي در موفقيت وي به عهده دارد.
فرهنگ كارآفريني در سطح ملي
فرهنگ جامعه در سطح ملي با تاثيرات قابل توجهي كه بر ويژگيهاي اكتسابي فرد مي گذارد، و همچنين محدوديت ها و فرصت هايي كه براي سازمان ها ايجاد كند، اثرات قابل توجهي بر فرايند كارآفريني مي گذارد.
فرهنگ گروه گرايي در كارآفريني
كارل ج .سامسوم و ميخائيل آگوردون تحقيقي درباره تفاوت فرهنگ دانشگاهيان و بازرگانان و تاثير آن بر كارآفريني انجام دادند . محققان در بررسي ويژگي هاي فرهنگي دانشگاهيان ، فعاليت آنان در يك محيط گروه گرا را به عنوان پديده موثر بر كارآفريني مطرح مي كنند.
گروه گرايي در ويژگي هاي فرهنگي كشوري مانند ژاپن در بارزترين حالت خود، در ايده زايي متبلور مي شود. حل گروهي مسايل چه در زمينه تجاري ، يا غير تجاري منجر به نوعي فرايند طوفان مغزي و به دنبال آن ، ارائه ايده هاي جديد مي گردد. اين ايده ها زماني كه با همفكري افراد با ديدگاههاي مختلف به نتايج جديدي منجر شود، عامل تقويت كننده كارآفريني به حساب خواهدآمد. گسترش چنين ويژگي فرهنگي در يك جامعه از يك طرف به دليل اثراتي كه بر نگرش فردي به جاي مي گذارد، و از طرف ديگر با ايجاد فرصت ها يا محدوديت ها و تغيير ارزش ها به طور غيرمستقيم ، پديده كارآفريني را تحت تاثير قرار مي دهد.
رابطه تحول فرهنگي و كارآفريني
كارآفريني براي توسعه اقتصادي يك جامعه به عنوان يكي از ارزانترين ابزارها با بهترين نتيجه و بيشترين كارآيي مطرح است و فرهنگ لازم براي اين منظور از اهميت خاصي برخوردار است .تربيت نيروي انساني و آموزش در جامعه با هدف بهره برداري آتي از اين نيرو صورت مي گيرد. اما امروزه بسياري از جواناني كه در دانشگاهها و مراكز علمي كشور به تحصيل مشغولند اميدوارند كه پس از فراغت از تحصيل هرچه سريعتر وارد "بازار كار" شوند. عبارت "بازار كار" عبارتي است بسيار حساس ، و برداشت جوانان از اين عبارت ، يكي از عوامل حياتي موثر در آينده كشور به حساب مي آيد.متاسفانه امروزه "بازار كار" در اذهان بسياري از جوانان و دانشجويان كشور يكسري پستهاي از پيش تعيين شده و بعبارتي يكسري "صندلي هاي پيش ساخته اي " تعبير مي شود كه در جامعه منتظر آنهاست . اما ديدگاه كارآفرينانه نسبت به پديده اشتغال ، تا حد زيادي از مشكلات جوانان در مواجهه با آينده ، خواهدكاست . يك چنين ديدگاهي مي تواند در پوشش تحولات فرهنگي لازم براي توسعه كارآفريني در كشور حاصل شود.
پيتر دراكر بيشتر كارآفريني را از ديدگاه نخست مدنظر قرار داده و در تعريف خود از كارآفرين مي نويسد:
" كارآفرين ، فردي است كه فعاليت اقتصادي كوچك و جديدي را با سرمايه خود شروع مي كند ".
روشهای توسعه فرصتهای شغلی
بمنظور ایجاد اشتغال مولد و توسعه فرصتهای شغلی و کاهش میزان بیکاری در جامعه میتوان پیشنهادها و راهحلهایی را به این شرح مورد توجه قرار دارد:
-1 استفاده از ظرفیتهای موجود کشور و افزایش این ظرفیتها
-2 توسعه بخش خصوصی
-3 آموزش متناسب با نیاز بازار کار
-4 توجه به ویژگیهای بازار کار در هرگونه سیاستگذاری و تخصیص منابع در زمینه اشتغال
-5 توجه به برنامهریزی و فرهنگ برنامهریزی
-6 کاهش هزینههای تولید و توجه به صنایع کوچک و کارا
-7 افزایش فرهنگ کار و افزایش انگیزه کار در کشور و احترام به سرمایهگذاران و ایجادکنندگان شغل و فرصتهای شغلی
-8 تبلیغ برای عدممصرف کالاهای خارجی مصرفی
-9 و بالاخره افزایش سرمایهگذاری و توجه به کارایی سرمایهگذاری در کشور برای کاهش بیکاری در کشور.
در مرحله اول و در کوتاه مدت ، فعالیتهای عمرانی بهویژه توسعه ساخت مسکن را میتوان بهعنوان محور ایجاد اشتغال در پیش گرفت زیرا مشاغل بسیار متنوعی را ایجاد میکند و مصرفکنندگان زیادی دارد. چنانچه این کار با تسهیلات و هدایت مناسب همراه باشد، در کوتاهمدت میتواند از یک طرف نقش عمدهای در ایجاد مسکن که نیاز اکثر جوانان است داشته باشد و از طرف دیگر در ایجاد مشاغل متعدد در حوزههای خدمات و تولید بسیار مؤثر است و کارگاهها و کارخانههای کوچک و بزرگ هریک به سهم خود میتوانند از آن بهرهمند شوند.
پيشنهاد
در حال حاضر بیش از یک میلیون نفر در کنکور دانشگاهها شرکت میکنند و افراد با هزینههای زیاد وارد دانشگاه میشوند. ما میتوانیم در کنار دانشگاهها، در زمینه ایجاد مهارتها، فعالتر عمل کنیم. با ایجاد این کار میتوانیم، نه تنها مهارتهای جامعه خودمان را تأمین کنیم، بلکه نیروی انسانی ماهری را تربیت کنیم که در کشورهای همسایه نیز بازار کار دارند. باید دانشگاههای جامع علمیکاربردی توسعه یافته و دانشگاههایی در کشور تأسیس شوند که نیروی مورد نیاز صنایع مختلف را تربیت کنندبه این ترتیب فارغالتحصیلان این دانشگاهها هم با صنعت آشنایی دارند و هم یک ارتباط منطقی بین دانشگاه و صنعت ایجاد میشود. يادآور ميگردد، اساس فرآيند كارآفرينانه حولمحور جامعه كارآفرين ، دولت كارآفرين، نهادهاي مدني كارآفرين و به ويژه دانشگاهها و مراكز پژوهشي كارآفرين ميباشد و تنها در كنار حمايتهاي آنها و تعامل با كارآفرينان فعاليتهاي كارآفرينانه قابل پيگيري و انجام ميباشد.
منابع
1- جزوات درسي دانشگاه جامع علمي _ كاربردي
2- ماهنامه تدبير شماره 102
3- روزنامه دنياي اقتصاد ، 4 ارديبهشت 87
شهرام شيركوند ، حائز رتبه دوم در رشته مقاله اجتماعي مطبوعات سراسري در جشنواره هاي 18 و 19 بين المللي مطبوعات
، حائز رتبه سوم بخش ويژه جشنواره 19مطبوعات و رتبه سوم مقاله اجتماعي مطبوعات سراسري در جشنواره 17 مطبوعات