بهاران نیوز - علی حسین مردی: ساعت ۱۱ با احسان
شریعتی قرار مصاحبه داشتم، در راه این جمله دکتر شریعتی خطاب به او را مرور
میکردم که میگوید: "اگر میخواهی اسیر دیکتاتوری نشی یک کار کن، بخوان،
بخوان و بخوان!”واین یعنی آگاهی همسنگ آزادی است. این دیدگاه در تاریخ فکر و
اندیشه همواره نگاه غالب بوده است . احسان شریعتی فرزند ارشد دکتر علی
شریعتی، که راه فلسفه در پیش گرفته، دانش آموخته دانشگاه سوربن فرانسه است و به هایدگر و فوکو علاقه دارد.درباره نسبت شریعتی و جریان های دانشجویی از او پرسیدم.
متنی که در ادامه می آید حاصل گفتگوی ما و مجله دانشجویی باران با خواهر زاده مهدی شریعترضوی یکی از شهدای ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲است.
اساسا چرا ۱۶ آذر منتسب به دانشجو است؟
بدلیل اینکه این روز مهمترین روز نمادین برای دانشگاه بود چرا که بعد از
کودتا در مقابل استبداد مقاومت کرد و سه شهید داد، از این رو به عنوان
مهمترین روزی شد که جنبش دانشجویی با آن شناخته و هر سال سالگردش برگزار می
شود.
رابطه دکتر شریعتی با دانشجویان چگونه بود؟
از ویژگی های دکتر شریعتی در دوران تدریس این بود که رابطه نزدیکی با
دانشجویان برقرار می کرد و به همین دلیل بعد از کلاس همیشه بحث و درسش
ادامه پیدا می کرد و به خیابان کشیده می شد. حتی یادم است که در خانه ما
اتاق پر از دانشجو بود . بنابراین از ویژگی های دکتر شریعتی این بود که به
سوالات دانشجویان پاسخ می داد هنوز هم از راه دور بعضی خاطره نقل می کنند
که وقتی در سنین نوجوانی بودند دکتر به سوالاتشان پاسخ جدی می داد.
تاثیر افکار و اندیشه های دکتر شریعتی را در برهه های زمانی مختلف بر جامعه دانشجویی چطور ارزیابی می کنید؟
ما دوره های مبارزاتی یا فرهنگی دانشگاه را که در پیش و پس از انقلاب داریم
حساسیت ها ، نیاز ها و ذائقه های دانشجویان در هر دوره متفاوت بود بنا بر
اقتضای نیاز زمانه ، هر نسل برداشت خاص خودش را داشته بنا بر این گاهی
اشتباه می شود که برخی فکر می کنند چون شریعتی تاثیر گذار بوده برجستگی
اندیشه اش در تاثیری که گذاشته بوده که البته من با آن زیاد موافق نیستم
چون شریعتی ابعاد سه گانه ای چون کویریات ، اسلامیات و اجتماعیات که مثلا
بعد کویریات پیش از انقلاب شناخته شده نبود اما الان بیشتر مورد توجه قرار
گرفته یا اسلامیات آن زمان بیشتر مورد توجه بود اما امروز کمتر اینها نشان
می دهد که در هر دوره تاثیرات شریعتی متفاوت بوده . دوره حسینیه ارشاد دوره
ای است که نه تنها دانشجویان بلکه بر کل طبقه فرهنگی جوان متوسط شهری
ایران تاثیر گذاشته ولی در دانشگاه که بود شکل کارش فرق داشت یعتی شکل کارش
علمی تر و مستدل تر و مستند تر بود اشتباهی که همه می کنند این است که فکر
می کنند کارکردهایی که دوره حسینیه ارشاد و دانشگاه و شهرستانهای کشور هست
باید همان خصوصیات آکادمیک دانشگاهی را داشته باشد که اینطور نیست و گاهی
به شریعتی انتقاد می شود.
نگاه دکتر علی شریعتی نسبت به مقوله دین و دموکراسی چه بود ؟
به طور کلی پروژه شریعتی این بود که چون جامعه ما از نظر فرهنگی خصلت دینی
دارد بنابر این باید روش برخورد درست با دین را روشنفکران اعم از مذهبی و
غیر مذهبی بدانند و این نیاز مند شاخت درست دین هست و هنگامی که تاریخ دین
را مطالعه می کنیم می دانیم دو روند در هر دینی وجود دارد یکی روند
بنیانگذاری ادیان توسط پیامبران که روندی مثبت برای مردم است و روند
نهادینه شدنش با متولیان رسمی پیدا کردنش که این معمولا دین را به بخش از
ایدئولوژی و فرهنگ طبقه حاکم تبدیل می کند و بنابر این شریعتی با نقادی
تاریخ دین می خواست که به باز سازی دستگاه فکری دین بپردازد در راستای
اینکه با پروژه رهایی بخشی که در دوره مدرن دنبال می شود همراه شود به
نوعی درواقع یک الهیات رهایی بخش انجام شود و از دموکراسی هم درسی که داشت
این بود که دستاورد های دوران مدرن نظیر تجدد ، سوسیالیسم (اندیشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی
است که برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی میکوشد،
جامعهای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته
باشند) و دموکراسی که البته اینها در پیش از دوره مدرنیته هم بوده ولی در
این دوران با گسست معرفت شناختی ای که شده مکانیزم متدولوژی( روش شناسی یا
وسیله شناخت هر علم
) و تکنولوژی آن برای تحققش بدست آمده بنابر این دین اگر نقادی ایدئولوژیک
شود می تواند به صحنه بیاید نه به عنوان یک ایدئولوژی مانند ایدئولوژی های
دیگر بلکه به مثابه یک جهان بینی انسانی ، فطری ، خدایی و معنوی که می
تواند پشتوانه ای برای سوسیال دموکراسی(مردمسالاری جامعه خواه) باشد و آن سه بعد عرفان ، برابری آزادی پشتوانه یکدیگر باشند.
لطفا تعریف مختصری از جامعه مدنی بگویید و به نظر شما نقش دانشجویان در تحقق جامعه مدنی چیست ؟
این ایده جامعه مدنی که از نظر فلسفه تاریخ سیاسی بر می گردد به یکی دوران
قرون وسطی که متفکرینی در مسیحیت پیدا شدند که یکی از آنها مارسیل پادو آ
ایتالیایی بود که برای اولین بار ایده جامعه مدنی را در فرهنگ مسیحی
اندیشید که گفت این کلیسا فقط کلیسا و روحانیت نیست بلکه آن بدنه مومنین و
آن جامعه مدنی هم بخشی از امت مسیحیت هستند بعد متفکرین سیاست جدید مانند
ماکیاول آمدند که بین حوزه های اخلاق و سیاست تفکیک می کردند و این فکر
جامعه مدنی تا دوره مدرن آمد که امثال هگل و دیگران راجع به تفکیک دولت و
جامعه مدنی می گویند که اصولا پایه فلسفه سیاسی مدرن هست این جامعه مدنی در
ایران هم بعد از انقلاب مطرح شده که منفک از دولت خود جامعه چگونه می
تواند درون خود نهاد های فرهنگی و صنفی و سازمانهای غیر دولتی به وجود
بیایند و به شکل عمومی ایده اش با الهام از آراء متفکرینی مثل هاور مارس و
دیگران مطرح شده در ایران هم در دوره اصلاحات این بحث خیلی مطرح شد و
همچنین جنبش های دانشجویی و فعالیتهای فرهنگی ، هنری ، سیاسی و … در این
مورد انجام شد. دانشجویان هم بدلیل اینکه الان کشور ما کشوری جوان است و
دانشگاهها که بعد از انقلاب عمومی تر شده و بعد امثال همین دانشگاه های
آزاد بوجود آمده اند تحقیقات نشان می دهد که نقش بسزایی در این مقوله دارند
در روستاهایی که این دانشجویان می روند اگر درست عمل کنند می توانند نقش
مهم فرهنگی اجتماعی داشته باشند بنابر این دانشجو ها اینجا یک نقش
استثنایی دارند که در کشور های جهان سوم سابق در مقایسه با کشور های توسعه
یافته نقش بسیار بسزایی ست.
علل رکود و منفعل شدن دانشجویان از نظر شما چیست؟
علتش این است که بعد از انقلاب بدلیل اینکه بسیاری از ارزش های مبارزاتی
گذشته به این نظاماتی انجامید و ایدئولوژی هایی مانند مارکسیسم که مهمی در
این جنبش ها داشتند با توجه به سقوط این نظامها و یا فساد بعضی کشورهایی که
از استعمار مستقل شده بودند نهایتا مقداری بحران ارزشی و ایدئولوژیکی پیدا
شد که به نوعی می توان نام آن را نئو لیبرالیسم(نظریهای در مورد شیوههایی در اقتصاد سیاسی است که بر اساس آنها با گشودن راه برای تحقق آزادیهای کارآفرینانه و مهارتهای فردی در چارچوبی نهادی که ویژگی آن حقوق مالکیت خصوصی قدرتمند، بازارهای آزاد و تجارت آزاد است، میتوان رفاه و بهروزی انسان را افزایش داد که نقش دولت،
ایجاد و حفظ یک چهارچوب نهادی مناسب برای عملکرد این شیوههاست.) منتشر در
فضا نامید. لیبرالیسم زمان جوانیش انقلابی بوده اما نئو لیبرالیسم یک نوع
بی خیالی و رکود در زمینه فرهنگی دارد و موانعی که وجود دارد و بهای
سنگینی که دانشجویان باید بپردازند برای مسئولیتهای سیاسی ، فرهنگی و مدنی
در این دهه های گذشته باعث شده است که یک سر خوردگی در یک دورانهای بسته
بوجود بیاید که سبب انفعال درونی و بیرونی فعالیتهای دانشجویی می شود.
در حال حاضر وظایف جنبش دانشجویی را چه می دانید؟
یکی از مهمترین وظایفش این است که یک سلول مطالعه ی دانشجویی داشته باشند
که البته من همیشه این را پیشنهاد داده ام . همانطور که می دانید جنبشهای
دانشجویی نقش بسیار مهمی را در انقلاب های مهم دنیا از سال ۶۷ در اروپا تا
در بهار عربی و در کل تمام تحولات داشتند . نظرم این است که خود جنبشهای
دانشجویی را مطالعه و دلایل رشد و پیروزی ها و یا رکودها و انفعالهایشان را
بررسی کنند و مجموعه تاملاتی در مورد جنبشهای دانشجویی در جهان و ادوار
مختلف در ایران( از ۱۶ آذر ۳۲ تا ۱۸ تیر ۷۸) را به شکل حافظه تاریخی در
بیاورند . این خودش کار تئوریک و مهمی ست دومین نکته این است که انجمن ها و
نهادهای مستقل دانشجویی در دانشگاهها به نوعی درست شود که وابسته به دولت
نبوده و مستقل باشند یعنی با کمک خود دانشجویان شکل بگیرد البته در
دولتهایی که مساعد باشند با مسئله استقلال نهاد های دانشجو یی طبعا رشد
خواهند کرد منظور اینکه این امر وابسته به جناحهای دولتی نباشد بلکه مستقل
باشد و در هر دوره ای با تکیه بر بدنه دانشجویی تامین شود همچنین ارگان و
ابتکار فکری داشته باشد و در دانشگاه فضای علمی و دموکراتیکی را برای تضارب
آراء و آزاد اندیشی ایجاد کند.
معیار سلامت جنبش دانشجویی چیست؟ اگر از سلامت برخوردار نیست، راه حل شما چیست؟
سلامت جنبش دانشجویی یکی به استقلال آن مربوط می شود و بعد به روحیه علمی
آن که باید در واقع صنف اتحادیه های صنفی دانشجویی از منافع دانشگاه و
دانشجو دفاع کند که آن از منافع ساده دانشجویی تا محتوای علمی ، شناخت
مسائل و ارتباط با دیگر دانشگاههای دنیا را دربر می گیرد اینها نشانه های
سلامت و حیات مدنی و علمی دانشجویی ست که جنبش دانشجویی باید در بدست آوردن
آن بکوشد.
و در آخر شما چه حد با دانشجویان در ارتباط هستید؟
من همیشه از زمانی که دانشجو بودم و به عنوان یک فعال دانشجویی شناخته می
شدم و به نوعی از ما به عنوان دانشجویان ارشاد یاد می شد و بعد هنگامی که
به ایران بازگشتم چه به عنوان استاد مدعو و چه زمان تدریسم در دانشگاههای
آزاد و سراسری با دانشجویان ارتباط زنده داشته و دارم بنابراین در این
چندسال گذشته با گرایشات و وضعیت کنونی دانشگاه و دانشجویان آشنایی پیدا
کردم و می شود گفت مخاطبین اصلی ما از بین جوانان باز دانشجویان هستند.
*دانشجوی ادبیات دانشگاه آزاد کرج