فرهنگ به افراد هویت می بخشد و باعث کنش متقابل میان آنها می شود . فرهنگ، به عنوان مجموعه باورها، نگرشها و اعتقادهاي قلبي يک گروه و جامعه، تشکيل دهنده شيوه زندگي آنها است. زماني که شيوه زندگي جامعه بر مبناي فرهنگ قوي علمي وتوسعه يافته قرار گرفت، به راحتي ميتوان بنيادهاي توسعه پايدار را بر آن استوار ساخت.
رابطه متقابل فرهنگ و رسانه ریشه در تاریخ حیات بشر دارد و میتوان گفت پیدایش رسانه همزاد جامعه بوده است. در طول تاریخ ، انسان برای انتقال پیام خود ، رسانهها را به کار گرفته و فرهنگ خود را نیز با آن گسترش داده است. لذا بحث فرهنگ رسانه هم نوعی بحث تاریخی به شمار میرود. انقلاب ارتباطات در دنیای جدید، مولد انقلاب فرهنگی هم بوده و رسانه به همراه خود، فرهنگ جدیدی را تولید نموده که متعلق است به جوامعی که انقلاب ارتباطات را تجربه کردهاند. این فرهنگ ؛ خاص ، پویا ( Dynamic ) ، تداومی ( Continual ) و کاملاً جدید بوده و باعث تولد همگرائی ( Congruence ) فرهنگی شده است. در واقع فرهنگ رسانهای ناشی از انقلاب ارتباطات، نوید بخش فرهنگی جهانی است که تجمیع ملتها و اندیشهها را در برخواهد داشت . به بیان مک لوهان در این دهکده جهانی ، ملتها چنان به یکدیگر نزدیک میشوند که به فرهنگی مشترک دست مییابند و زبان مشترک جهانی را شکل میدهند. منظور، پیدائی زبان نمادین جهانی است. نمادهای منفرد، تکافتاده و ملی، در پرتو انقلاب ارتباطات، به حریم جهانی وارد میشوند و مورد فهم و درک انسانها قرار میگیرند. جابجائی نمادها و ورود آنان به عرصه جهانی سطح تازهای در ارتباطات انسانی فراهم میآورد.
رسانه
امروزه رسانه تعریف گسترده ای پیدا كرده اند؛ یعنی رسانه مانند گذشته فقط به تلویزیون و رادیو و روزنامه و مجله و كتاب منحصر نیست. رسانه های گروهی به سبب انبوه و فراوان بودنشان به رسانه های فردی تبدیل شده اند و از طرفی به صورت یك جبهه عظیم فرهنگی درآمده اند. جبهه فرهنگی، به گستردگی همه كرات، كشورها، شهرها، كوچه ها و خیابانهاست. همه مغزها و اندیشه ها جبهه فرهنگی شده اند و علمدار جبهه فرهنگی، رسانه ها هستند. مک لوهان نسبت به تحولات تکنولوژی رسانه ها دید کاملا خوشبینانه ای دارد و امیدوار است با پیشرفت های فنی بشر به یک جامعه آرمانی دست یابد که در آن همگان همه چیز بدانند و به نظر مك لوهان تحقق این امر با رسانه های جمعی ميسر خواهد شد . او می گوید: اگر ارشمیدس نقطه اتکایی می خواست تا جهان را جابجا کند ، من رسانه ها را می خواهم تا جوامع را دگرگون کنم .
از جمله وظایف رسانه ها عبارت است از یاددهی و یادگیری، اندیشه پروری، هدایت و راهنمایی، افزایش آگاهی های اجتماعی و رشد اجتماعی در ابعاد مختلف . تمام سعی و تلاش رسانه های جمعی، رسیدن به اهداف و مقاصدی است كه در عین حال، هر كدام به نحوی دارای رنگ و صبغه تربیتی اند؛ زیرا این رسانه ها در اموری نظیر رشد شخصیت افراد در ابعاد مختلف، ایجاد ارتباط بین افراد و جامعه، كمك به افراد در فرایند سازگاری با جهان متغیر پیرامون و ... دخالت دارند.
فرهنگ رسانه
در عصر ارتباطات، کشورهای بسیار دوردست همسایه نزدیک هم شدهاند و برای اولین بار در تاریخ بشر، جامعهای فرازمان و فرامکان در حال شکوفائی است. انسان در دوران حیات خود، همواره اسیر زمان و مکان بوده و دنیای رسانهای او را از این قيد و بند رها کرده و حال میتواند در کمترین زمان ممکن پیام خود را به دورترین نقاط جهان برساند. فرهنگ رسانهای ، نوید بخش رهايي انسان از مکان و زمان است.
در درون فرهنگ رسانهای ، مفاهیم اجتماعی نظیر فقر و غنا در کنار هم قرار میگیرند. فقرا که تا پیش از این از اغنیا بیخبر بودند، هماکنون سینه به سینه آنان حرکت میکنند. این پدیده فقط مربوط به مفاهیم درون جوامع نبوده و گسترة آن نیز به جامعه جهانی کشیده شده است. کشورهای در حال توسعه نیز با اطلاع کامل و به واسطة فرهنگ نوین رسانهها، دوشادوش کشورهای توسعه یافته قدم برمیدارند. فرهنگ رسانه، جهانی را متولد ساخته که در درونش نابرابریها برجسته است. خوبیها هم برجسته است.
محتوای فرهنگ رسانه ای فعلی اغلب در زمينه های قبلی آموزشی، اقتصادی و فرهنگی یک فرد جوان پنهان است. مفهوم فرهنگ رسانه ای به دلیل تنوع ، درجه و اهمیت نشانه ها و پیام های انتقالی و تأثیر متقابل و در هم پیچیده معانی، متحول شده است. در دنیای جوانان، اقتصاد، زمان فراغت و تحصیل اشباع شده است. در حال حاضر، فرهنگ جهانی رسانه ها تبدیل به نیروی آموزشی شده است که توانایی پیشی گرفتن از دستاوردهای آموزشی صنعتی را دارد.
مفهوم فرهنگ رسانه ای تنها دربرگیرنده ترکیب بی اهمیت نشانه ها و یا امور روزمره ناپایدار معانی جدید و قدیم نیست بلکه یک روش کامل زندگی است که در آن تصاویر، نشانه ها، متون و سایر برنامه های شنوایی- دیداری با ساختار واقعی مواد ، اطلاعات، نمادها و تولیدات مصنوعی در اتصال هستند.
فرهنگ رسانه ای فراگیر است و پیام های آن یک قسمت مهم از زندگی روزانه است و عمده فعالیت های روزانه بر پایه استفاده از رسانه ها شکل گرفته است. داستان ها و تصاویر موجود در رسانه ها ابزارهای مهم برای ساختن هویت هستند . تحت شرایط فعلی مکان های اندکی در دنیا باقی مانده اند که فرد می تواند از پیام ها و معانی جا گرفته در فرهنگ رسانه ای تلویزیونی شده فرار نماید.
در یک فرهنگ رسانه ای ، برای افراد جوان مشکل است که تشخیص دهند کدام برنامه بیشتر به واقعیت نزدیک است. کدام برنامه را می توان باور کرد و کدام تصاویر اهمیت دارند. این امر تا حدی به دلیل ظهور ارتباطات دیجیتالی شده و کالایی شدن فرهنگ است که به طور معناداری شرایطی را که تحت آن زندگی و فرهنگ تجربه می شوند را دگرگون نموده است.
فرهنگ رسانه ای به وسیله منابع متنوع تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی (ICT) تولید و بازتولید می گردد.
داگلاس کلنر معتقد است در فرهنگ رسانه ها آموختن شیوه های گوناگون تعامل با واقعیت اجتماعی حائز اهمیت است. کودکان و جوانان باید در معرض فرصت های کسب مهارت در زمینه سواد چندگانه قرار گیرند تا قادر شوند هویت ، روابط و گروه های اجتماعی خودشان را به صورت مادی و یا مجازی و یا ترکیبی از این دو توسعه دهند.
پ. ویلیز مي گويد :« رویه های فرهنگی غیررسمی مسلم فرض شده اند چرا که آنها رضایت و خوشی فراهم می آورند که شامل یک حس کاملتر و خوشایندتر از خود و درون دنیای فرهنگی خودتان است » .
رسانه فرهنگي
رسانه فرهنگي بهعنوان مهمترین وسیله ارتباطی فرهنگی، نظیر سایر نهادهای فعال در بخش فرهنگ و حتی همه نهادها و ابزارهای غیر فرهنگی مؤثر در بخش فرهنگ ملزم به رعایت منطق و اهداف برآمده از مبانی نظری انقلاب و متن سیاستهای فرهنگی هستند.
آن دسته از مواد و برنامههای رسانهها که مشخصا" دینی هستند یا به دین میپردازند میتوانند با تاکید بر وجوه معنوی و اخلاقی دین فضاهای آرامش آوری برای مخاطبان ایجاد کنند، ولی اگر در این مواد و برنامهها بیش از حد بر وجه تنذیری ادیان تاکید و از وجه تبشیری غفلت شود از کارکرد فرهنگي رسانهها در دراز مدت کاسته میشود.
با نگاهی اجمالی درمی یابیم که رسانههای ایران از لحاظ ارزشی، فرهنگي ، انسانی و عقیدتی نسبت به رسانههای سایر کشورها برتری دارند، ولی با این وجود جای این سؤال باقی است که از رسانههای ایران چه توقعی میتوان داشت؟
سؤال اینجاست که چرا با این همه تلاش و تکاپو و خطابه، هنوز فرهنگ و اخلاق رسانه اي جای خود را به معنای واقعی کلمه در رسانههای ما نیافته اند .
رسانههای ما در مواجهه با فرهنگ رسانه اي و رعايت ارزشها دست کم دو مشکل عمده دارند که هر کدام به نوعی مسیر را برای ورود فرهنگ و اخلاق در رسانهها دشوار می کند:
1- مشکلات تئوریک و نظری رسانه فرهنگي
2- ضرورتهای حرفهای رسانه فرهنگي
مشکلات تئوريک و نظری رسانه هاي فرهنگي
اصولا" جامعه ما همواره خود را از طرح مباحث نظری دور نگاه داشته و این قبیل مباحث را در سطح و ساده میخواهد ، اما دنیای ژرف امروز به بشر آموخته که اندیشهها را باید تا آخرین لایههای آن پیمود و تمام آنها را بادقت و وسواس وارسی کرد.
اگر معتقدیم نظام و جامعه ما نه شرقی و نه غربی است پس لازم است از رسانهها و ابزارهای ارتباطی و مفاهیم ارتباطی تعریفی روشن و درخور جامعه اسلامی خود ارائه دهیم و آن را بهعنوان اصل بپذیریم تا دچار بحران هویت در فرهنگ و اندیشه نشویم.
مخلص کلام اینکه فرهنگ و اخلاق اسلامي هنگامی در رسانهها ارج و قدر مییابد که کارکرد هنجارها در نظام ارتباطی بهطور اصولی شناخته شود و برای این مهم، در گام نخست باید به حل معضلات نظری و تبیین مبانی و اصول ارتباطی حاکم بر جامعه بشری پرداخت.
ضرورتهای حرفهای رسانه فرهنگي
در فرهنگ رسانهها شهرت حرفهای رمز و راز موفقیت است. تازگی، منفی گرایی و جنجال آفرینی امروز رسما" از ارزشهای خبری به حساب میآید و هر رسانهای که به بزرگ نمایی و جنجال در جامعه بپردازد طرفداران بیشتری در میان عوام دارد ؛ یک سازمان ارتباطی از نظر اقتصادی و اجتماعی باید پایدار و پویا بماند و این پویایی از یک طرف به استقبال مخاطب و از طرفی به وضعیت اقتصادی آن سازمان بستگی دارد. بنابراین مخاطب را باید مجذوب کرد و او را خرسند ساخت و همین بحث رسانهها و مطبوعات را به سوژه سازی ، حادثه پروری و عوام گرایی سوق میدهد و در اینجاست که رسانه باید در جهت فرهنگي شدن ، اخلاق حرفه اي و رسالت اصلی خود را به داوری بخواند.
رسانه فرهنگي از منظر اسلام
درحل مشکلات و معضلات مربوط به رسانه مي بايست به فرمایشات امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام توجه کنیم ؛
پژوهش درمورد خبر و رسانه در مواضع امیرالمؤمنین علی عليه السلام دارای دو منبع است :
الف) سیره گفتاری امام علی عليه السلام ، ب) سیره رفتاری امام علی عليه السلام
در مرحله تهیه خبر نیز حق گرایی اهمیت خاصی دارد چه بسیار اخباری که براساس گزارشهای شفاهی منابع غیرموثق تهیه میشود حال آنکه با آنچه رخ داده مخالف است.
« بدانید میان حق و باطل جز تا چهار انگشت نیست. از امام علی عليه السلام پرسیدند معنی این سخن چیست ؟ انگشتان خود را فراهم آورد و برداشت و میان دو گوش و دیده گذاشت، پس گفت: باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگویی دیدم » .
از سخنان یاد شده به خوبی اهمیت و جایگاه حق گرایی در دیدگاه امام علی عليه السلام بهعنوان معیاری عام در ساخت خبر نیز جاری است ممکن است بعضا این سؤال از سوی افراد مطرح شود که حق و باطل چنان در هم میآمیزند که تشخیص آنها از یکدیگر بسیار دشوار است و چه بسیار اختلافاتی که طرفین خود را محق میدانند و طرف مقابل را به پیروی از باطل متهم میسازند . در پاسخ به این سؤال بر این نکته تاکید میکنیم که هرچند حق و باطل همواره در کنار هستند ولی هیچ گاه با یکدیگر نمیآمیزند و دست آشتی به یکدیگر نمیدهند و به سخن امیرالمؤمنین علی عليه السلام « حق و باطل ( هیچ گاه ) با یکدیگر اجتماعی نمیکنند » .
امام علی عليه السلام در فرازهای گوناگونی از سخنان خویش به لزوم اهتمام به منبع خبر و پرهیز از نشر اخبار غیرموثق اشاره میکند. گاه به کسانی که از سر جهالت امور ناشایستی را به اهلبیت پیامبر نسبت میدادند نهیب زده ، آنان را از این عمل باز میدارد « پس آنچه را بدان علم ندارید بر زبان نیاورید » .
امام علی عليه السلام در وصیتنامه خویش به فرزندش امام حسن علیه السلام او را به پرهیز از ذکر اموری که به درستی آن واقف نیست فرا میخواند: « مگو آنچه را ندانی، هر چند اندک بود آنچه نمیدانی » .
حضرت امام علی عليه السلام نیز بهصورت آشکارتری بر لزوم موثق بودن منبع خبر تاکید مینمایند: «خبری را نقل مکن مگر از شخص موثق، چرا که درغیر اینصورت به دروغگویی بسیار دچارمی شوی» .
فرهنگ اسلامي و رسانه اسلامي
امروزه در پی سیطره کمیت بر بسیاری از شئون حیات آدمی شماری از رسانههای عمومی بويژه تلویزیون، سینما، مطبوعات و... نیز به آفت کمیت گرایی دچار شدهاند . گاهي سردبیر یک نشریه یا یک برنامه تلویزیونی برای آنکه بخش مربوط به اخبار و گزارشهای خبری خود را پرکند، یا یک خبرنگار به قصد بالا بردن آمار گزارشهای خبری خود دست به انتشار و نقل اخباری میزند که ممکن است در شرایط عادی راضی به انتشار و نقل آنها نشود.
در اینجا به ذکر یک مورد از سخنان گهربار حضرت امیر المؤمنین علی(ع) اشاره و اکتفا میکنیم:
« برتوباد دوری از زیاده گویی ، زیرا که هرکه کلامش فزونی یابد خطاهایش زیاد میگردد » .
ارزش هاي فرهنگي از موضوعات فلسفي گسترده تري گرفته شده اند كه بخشي از فرهنگ نيز به شمار مي رود . اين ارزش ها عمدتا" از طريق منابع مختلف بويژه رسانه ها ي عمومي ، وسائل ارتباط جمعي ، خانواده و . . . انتقال يافته و تمايل نسبي به استوار بودن دارند . همانند باورهاي فرهنگي مهمترين ارزش هاي فرهنگي باعث هدايت ادراك و ارتباطات مي شوند يعني ارزش هاي ما به صورت عمل در مي آيند .
مي توان گفت رسانه ها در الگو سازي فرهنگي و معرفي ارزش هاي فرهنگي نقش مهمي را ايفا مي كنند كه اين امر در خانواده نيز مهم شمرده مي شود البته رسانه ها نمي توانند معلم اخلاق باشند ولي در جامعه اسلامي انتظار مي رود رسانه ها در راستاي فرهنگي شدن ، اصول اخلاقي را رعايت كنند.
بنابراين شايسته است رسانه هاي خبري من جمله مطبوعات و راديو تلويزيون كه نه تنها آئينه فرهنگ يك جامعه بلكه پيام آوران آگاهي و ارشاد و هدايت هستند بيش از ديگر رسانه ها اخلاق قرآني را نصب العين خود قرار دهند و به عزت و آبروي ديگران خدشه وارد نسازند .
رعايت اصول اخلاقي در رسانه فرهنگي
بي ترديد رسانه ها نقش مهمي در تربيت کودکان ، نوجوانان و بزرگسالان ايفا مي کنند ، چرا که بخش زيادي از زندگي افراد جامعه ، در کنار اين وسايل سرشار از اطلاعات و داده ها سپري مي شود . وسايل ارتباط جمعي تمام جهات و ابعاد زندگي انسان ها اعم از بي سواد و با سواد را پوشش مي دهد . همه جا و به همه صورت پيام وسايل ارتباط جمعي شنيده مي شود و امواج اين وسايل به همه روزنه ها و آنچه در تمامي تاريخ انسان حريم امن او تلقي مي شد، رسوخ کرده است. اين وسايل اعم از رسانه هاي ديداري ، رسانه هاي شنيداري و رسانه هاي ديداري _ شنيداري بزرگترين سهم را در راه انتقال ميراث فرهنگي و فکري و تربيت افراد جامعه به عهده دارند که تعالي فرهنگ و تربيت انساني را موجب مي شوند و انسان ها مي توانند از رسانه هاي فرهنگي در راه رسيدن به تعالي و تربيت صحيح استفاده کنند .
منابع
1- نهج البلاغه ،
2- ساروخاني ، باقر ، جامعهشناسی ارتباطات، تهران ، انتشارات اطلاعات، چاپ هفدهم ،
3- ساروخاني ، باقر ، نگاهي به فرهنگ و رسانه ، فصلنامه فرهنگ و رسانه ، خرداد 86 ،
4- صادقی، رحمت اله، جدال رسانهای ، انتشارات گفتمان، چاپ اول، زمستان ۷۹،
5- استفانی ، لیزا ا ؛ پورتر، ریچارد ؛ سماور، لاری ا ؛ ارتباط بین فرهنگها ،
مترجمان: دکتر میرحسنی ، سید علی اکبر ؛ دکتر کیانی ، غلامرضا ؛ انتشارات باز، چاپ اول، ۷۹،
6- قهرمانی، مصطفی، مجله همراه، شماره ۹، سال ۳، خرداد ۸۰ ،
7- محمدی ، مجيد ، اخلاق رسانهها، نقش و نگار تهران ، ۷۹ ،
8- دکتر صادقی لواسانی نيا ، نادر ؛ زينلي ، حنانه ؛ فرهنگ رسانه اي ، همشهري ۱۳ مهر 84 ،
9- محقق ، جواد ، رسانه ، تربيت ديني ، آسيب ها و راهكارها