به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
اشتغال زایی از نگاه شادروان دکترعظیمی

شغل از طریق خدمات حاکمیتی، رفاهی و پشتیبانی تولید ایجاد می شود نه در صنعت و کشاورزی

خدمات می‌تواند شامل هر نوع فعالیت خدماتی مانند خدمات بهداشتی، آموزشی، تجاری، بانکی، مالی، ایران‌گردی، حمل‌ونقل و ... باشد. حتی سیگارفروشی و روزنامه‌فروشی سر چهارراه و در گوشه و کنار خیابان که خدمتی را ارائه می‌دهند و تا موقعی که شغل بهتری ایجاد نشده، می‌توانند ایجاد رفاه کنند و به توزیع عادلانه‌تر درآمد هم کمک کنند.
کد خبر: ۲۱۰۳۴
تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۹


خبراقتصادی: در زمینه ایجاد اشتغال اولین فکر غلط در ایران این است که تا صحبت از اشتغال می‌شود، ذهن‌ها به سمت تولید کالا، کارخانه و کشاورزی معطوف می‌شود. در کارخانجات و کشاورزی، معیار فقط بازدهی است. با توضیحی که بعداً خواهم داد، اگر می‌خواهیم اشتغال کامل در جامعه داشته باشید، باید سعی کنید که در کارخانه‌ها و در کشاورزی اشتغال به حداقل برسد؛ یعنی باید در کارخانجات و مزارع کشاورزی فقط به این فکر کرد که بازدهی را بالا برد. اگر بشود یک کارخانه درست کرد که فقط یک نفر در آن کار کند. البته اگر بشود.
 برای ایجاد اشتغال کامل باید چنین کارخانه‌ای را طراحی کرد. این یک فکر غلط است که شغل در کارخانه و امثال آن است. این طرز تلقی جلوی ایجاد اشتغال را می‌گیرد. خط زنجیره‌های تولید کالایی باید بالاترین فناوری ممکن و بالاترین بازدهی را داشته باشد.
 اشتغال کجا ایجاد می‌شود؟ اشتغال بین خط زنجیره‌هاست که ایجاد می‌شود سه دسته فعالیت اشتغال ایجاد می‌کنند: خدمات پشتیبانی تولید، خدمات حاکمیتی و خدمات رفاهی.
کشورهای صنعتی که بالاترین نرخ اشتغال و کم‌ترین نرخ بیکاری را دارند، حدود 70 درصد شاغلان را در این سه بخش به کار گمارده‌اند و بقیه یعنی 30 درصد شاغلین به طور متوسط در کارخانجات و مزارع کشاورزی مشغول هستند. در ایران 46 درصد اشتغال در بخش خدمات و 54 درصد در تولید کالایی است. یعنی حدود 3.5 میلیون شغل در کشاورزی ، حدود 2.5 میلیون شغل در صنعت و 5/5 میلیون شغل در تولید این دو بخش داریم.
برای حل این مسئله باید مقرراتی در تسهیل خدمات وضع کرد و از طرف دیگر باید به دنبال افزایش بازدهی در تولید این دو بخش باشیم. برای حل این مسئله باید مقرراتی در تسهیل خدمات وضع کرد و از طرف دیگر باید به دنبال افزایش بازدهی در تولید خدمات وضع کرد و از طرف دیگر باید به دنبال افزایش بازدهی در تولید کالایی رفت.
 در جامعه ‌ایران مدام نیروی کار، ارزان و سرمایه گران شده است. نظریه قیمت‌های نسبی می‌گوید که شما از تجهیزات تکنولوژی استفاده نکنید، بلکه از نیروی کار استفاده کنید. در نتیجه، تکنولوژی ضعیف می‌شود. چرا ایران قبرستان ماشین‌آلات از رده خارج کشورهای دیگر شده است؟ این سیاست‌ها اشتباه است که با تبعیت از نظریه قیمت‌های نسبی، تولید را به طرف افزایش استفاده از نیروی کار ارزان برده‌ایم. این سیاست ضد اشتغال است. ما باید راهی پیدا کنیم تا مقررات را در جهت افزایش بازدهی آسان کنیم.
این کار با استفاده از امکانات قانون اساسي ممکن است چون این مقررات که اکثراً هم در هیئت دولت به تصویب رسیده، به قدری پیچیده شده است که اگر یک نفر هم بخواهد آن‌ها را اصلاح کند، چند سال طول می‌کشد تا یک مصوبه را از هیئت دولت بگیرد یا آن را لغو کند. اگر بخواهیم اشتغال ایجاد کنیم، باید اختیارات ویژه قانون اساسي را که هیئت دولت برای برخی کارهای ویژه می‌تواند داشته باشد به کار بگیریم تا به گسترش بخش خدمات رفاهی و.... بپردازیم و شغل جدید ایجاد شود...  




ما باید این ایده را به طور صریح و غیرصریح نپذیریم که خدمات بد است و تولید (یعنی تولید فیزیکی) خوب است. این مفهوم غلط است. این را باید از  ذهن دور کرد تا بتوان به تجزیه و تحلیل درست انجام داد. باید توجه کرد که از دیدگاه استراتژی، حرکت اقتصادی در دنیای مدرن باید به گونه‌ای سیاست گزاری شود که تولید در بخش کارخانه‌ای و مزارع با حداکثر استفاده از تکنولوژی جدید و از ماشین‌آلات صورت گیرد. هرچه اشتغال کشور در این بخش کمتر باشد به نفع مردم است که از کار خسته‌کننده و یکنواخت کارخانه‌ای دور می‌شوند. در کنار این تکنولوژی قوی در کارخانه و زمین کشاورزی، باید اجازه داد تا بخش خدمات هر چه می‌خواهد و می‌تواند گسترش یابد. شغل ایجاد کند و درآمد و رفاه را توزیع کند. این نکته‌ای بسیار مهم برای کشور و برای سیاست‌گذاری‌های اقتصادی جامعه است. به نظر بنده اگر این نکته استراتژیک درک شود و مورد عمل واقع شود می‌توان امیدوار بود که ظرفیت بسیار چشمگیر جدیدی برای ایجاد اشتغال جدید در بخش خدمات ایجاد شود و بخش عمده مشکل بیکاری ما حل شود. به علاوه که تولید کارخانه‌ای و کشاورزی با محتوای فنی غنی هم به معنی کارایی چشمگیر در این بخش از فعالیت‌های اقتصادی می‌شود و جامعه جهش قابل‌توجه در شکوفایی اقتصادی برمی‌دارد، درک این نکته به این سادگی نیست، مسئله بسیار پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. حتی خود ما هم به عنوان اقتصاد خوانده‌های این مملکت در مقاطعی در این زمینه اشتباه می‌کردیم که باید اشتباهات را تصحیح کنیم و بعضی‌ها هنوز هم اشتباه می‌کنند که لازم است دوباره به این مسئله بیندیشند، تجارب سایر کشورها را ببینند، تئوریها را دوباره مرور کنند و ببینند که آیا در این زمینه به نتایج تازه می‌رسند.

تأکید می‌کنم که خدمات می‌تواند شامل هر نوع فعالیت خدماتی مانند خدمات بهداشتی، آموزشی، تجاری، بانکی، مالی، ایران‌گردی، حمل‌ونقل و ... باشد. حتی سیگارفروشی و روزنامه‌فروشی سر چهارراه و در گوشه و کنار خیابان که خدمتی را ارائه می‌دهند و تا موقعی که شغل بهتری ایجاد نشده، می‌توانند ایجاد رفاه کنند و به توزیع عادلانه‌تر درآمد هم کمک کنند. خلاصه کنیم، نترسیم که بخش خدمات خیلی بزرگ‌تر از این شود که هست. وقتی خیلی بزرگ‌تر از این شود که هست از این نگران باشیم که محتوای فنی تولید در کارخانه‌ها و در کشاورزی ارتقاء نیابد، آن وقت دچار مشکل جدی خواهیم بود.




تنظیم: خسرو نورمحمدی - محسن شمشیری
captcha