به تصور من نظام انگیزشی و نهادهای اجرایی در کشور دچار ضعف شدهاند و در کنار این دو عامل، فشار نظم بینالمللی بر اقتصاد کشور نیز بسیار قابلتوجه است
خبراقتصادی: به تعبیر من اقتصاد کشور ضربه مغزی شده است. اولویت اول پژوهشی ما درک و فهم علت و علل این ضربه مغزی شدن اقتصاد ایران و یافتن راهحلهایی است که بتوان آن را از این وضعیت خارج کرد. اقتصاد ایران به هر دلیلی از اقتصاد مولد به سوی اقتصاد دلالی حرکت کرده و بخشهای تولیدی در حال رکود است.
اقتصاد ایران مانند کسی است که دچار ضربه مغزی شده است در این حالت شخص زنده است ولی هیچ حرکتی ندارد یا حرکت آگاهانهای ندارد یعنی در حالت بیهوشی قرار دارد.
طی 30 سال گذشته، هزار میلیارد دلار از بخش نفت به اقتصاد کشور تزریق شده است که بخشی از آن، صرف مصارف داخلی و بخشی دیگر صادر شده است، درحالیکه در تمام این مدت، تولید سرانه در کشور رشد نکرده است.
به تصور من نظام انگیزشی و نهادهای اجرایی در کشور دچار ضعف شدهاند و در کنار این دو عامل، فشار نظم بینالمللی بر اقتصاد کشور نیز بسیار قابلتوجه است. جامعه اقتصادی ایران در مواجهه با این سه عامل دچار وضعیت نامطلوبی شده و از شکوفایی لازم برخوردار نیست. لذا تدوین برنامه توسعه کشور باید به طرف حل این مشکلات از طریق سیستم علمی، عقلانی و انسانی با توجه به شرایط موجود پیش رود.
اگر در مقیاس توسعه در نقطه پایینی قرار داریم، دلیل اصلی این ناشکوفایی در این واقعیت نهفته است که نتوانستهایم این استعدادهای بالقوه را شکوفا سازیم. در این راستا است که مسئله مشارکت وسیع مردم برای تحقق فرایند توسعه از قانونمندیهای اساسی زندگی و از ضروریات اصلی است. پس، بر اساس این قانون اصلی، کشور ما، همانند تمامی جوامع امروزی، جز از طریق تقویت مشارکت فراگیر تکتک اعضای جامعه امکان تحقق توسعه را به دست نخواهد آورد و در چنین شرایطی به صورت جامعهای وابسته، متزلزل، بحرانزده و دور از آرامش و آسایش انسانی باقی خواهد ماند.
تنظیم: خسرو نورمحمدی - محسن شمشیری