برخلاف نئوکلاسیک ها در اقتصاد نهادگرایی فرض بر این است که انسان ها اطلاعاتشان کامل نیست، ظرفیت ذهنی محدودی دارند و در مبادلاتشان با یکدیگر با مخاطره و عدم قطعیت مواجهند فعالیت اقتصاد نهادگرایی جدید معطوف به مطالعه ی نهادها است
خبراقتصادی:فعالیت اقتصاد نهادگرایی جدید معطوف به مطالعه ی نهادها است منظور از نهاد ها ، قواعد بازیست ، که شامل قواعد نوشته شده ، نوشته نشده و توافقاتیست که روابط بین شرکت ها و همچنین بین دولت و شرکت ها را سامان می دهد .به طور کلی قانون اساسی ، قوانین حقوقی و قواعد نوشته شده به همراه هنجارهای نوشته نشده و رفتارهای انسانی هستند که اقتصاد جوامع را شکل می دهند اقتصاد نهادگرایی شامل دو حوزه وسیع و مکمل می باشد
تمرکز حوزه اول بر حقوق مالکیت و نقش شرکت ها و سازمان ها در جهت کاستن از هزینه های مبادله است ، مانند آنچه که رونالد کوز انجام داد و بعد ها توسط الیور ویلیامز توسعه یافت . حوزه دیگر اقتصاد نهادگرایی تاکید بر نقش دولت در ایجاد نظم و کنترل بیدادگری و همچنین نقش نهادها در جهت محدود کردن دولت در استفاده از قدرتش در مصادره کردن اموال و استثمار افراد است . این حوزه با تلاش های داگلاس نورث به جهانیان شناسانده شده است
اقتصاد نهادگرایی از جهت تاکید بر اهمیت منابع محدود ، بازار و رقابت مانند اقتصاد نئوکلاسیک است . اما برخلاف نئوکلاسیک ها در اقتصاد نهادگرایی فرض بر این است که انسان ها اطلاعاتشان کامل نیست ، ظرفیت ذهنی محدودی دارند و در مبادلاتشان با یکدیگر با مخاطره و عدم قطعیت مواجهند . برای کاهش مخاطرات و هزینه ها ، انسان ها قوانین ، قرارداد ها و هنجارها را تعبیه می کنند تا مبادلات را قابل پیش بینی تر کنند . چنین قوانین ، قراردادها ، هنجارها و عاداتی تاثیر زیادی بر نحوه عملکرد بازار ها خواهند داشت
نئوکلاسیک ها اینگونه می پندارند که عملکرد بازار وابستگی زیادی به عواملی مانند کیفیت و کمیت منابع ، سیاست های کلان اقتصادی و تغییرات تکنولوژی دارد . اما نهادگرایان معتقدند تسهیلات و هزینه های مبادله ای که توسط نهادها ایجاد می شود تاثیر به سزایی در نحوه ی استفاده از منابع ، نوع سیاست های انتخابی و اینکه آیا از تکنولوژی جدید استفاده شود یا خیر ، دارند .در واقع اقتصاد نهادگرایی نگاه ها را از سوی حوزه اقتصاد کلان صرف به سمت نهادها سوق می دهد
اگرچه از نهادها به عنوان محرک اصلی اقتصاد نام برده می شود اما هنوز تاثیر آنها به خوبی شناخته شده نیست . هنوز تحقیقات بیشتری نیاز است تا بتوان فهمید چگونه نهادها در جوامع مختلف با عقاید و آداب مختلف عمل می کنند . با شناخت بهتر نهادها می توانیم پاسخ بهتری به این سوال اساسی بدهیم که چرا برخی از کشورها ثروتمند و برخی فقیرترند.
هر دو به بازار احترام می گذارند. کلاسیک ها اعتقاد کامل دارند
نهادگرایان معتقدند که حضور دولت و بازار در اقتصاد کافی نیست و دولت مانند یک تاجر به نفع خود و دولتی ها و افراد نزدیک به خود توجه دارد و امتیازها و مجوزها را به آنها می دهد و در نتیجه باید به دولت انتقاد کرد و از طریق نهادهایی مانند احزاب، مطبوعات که رکن چهارم دموکراسی است و دستگاه قضایی سریع و قابل اعتماد ومقتدر، باید با رانت خواری، فرصت های ویژه و بادآورده و... فساد مالی و.... مقابله شود و هر دولتمردی که خطایی می کند بلافاصله باید انتقاد شود .... تا از این طریق هزینه های اجتماعی کاهش یابد و تعادل نسبی ایجاد شود.
نهادهایی مانند شورای رقابت، اتاق بازرگانی، انجمن حمایت از تولید و مصرف کننده، نهادهای حامی حقوق زنان،کارگران و... همگی نهادهایی هستند که به این تعادل کمک می کنند.
یکی از نهادهای مهم همین قیمت رقابتی در بازار است که اگر دولت قیمت گذاری کند رقابت از بین می رود و تولید کاهش می یابد و...
پس نهادگرایان با ایجاد تشکل ها و نهادهای مدنی تلاش می کنند که از دخالت بیهوده و نامناسب دولت جلوگیری کنند و در عین حال نهادگرایان برخلاف کلاسیک های اقتصاد معتقدند که بازار به تنهایی نمیتواند تعادل نسبی ایجاد کند و باید دولت و نهادهای مدنی نیز در کنار آن حاضر باشند.