به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
400 نفر از ثروتمندان به اندازه 150 میلیون نفر آمریکائی ثروت دارند

گفتگوی اشپیگل با روبرت رایش وزیر کار دولت کلینتون: رشد بی سابقه شکاف طبقاتی در آمریکا

در تاریخ کشور، فاصله ی اقتصادی به ندرت به اندازه ی امروز بود.در سال ۱۹۷٨ آمریکایی ها با درآمد متوسط به طور میانگین سالانه ۴٨۰۷٨ دلار درآمد داشتند. چند درصد با درآمدهای بالا به طور میانگین ٣۹۰۰۰۰ دلار در سال به دست می آوردند. اما هم اکنون ۴۰۰ نفر از ثروتمندان آمریکائی به اندازه ی ۱۵۰ میلیون نفر آمریکائی ثروت دارند
کد خبر: ۲۰۶۳۵
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۰


روبرت رایش، وزیر کار ایالات متحده در اولین دوره ی ریاست جمهوری کلینتون در گفت و گو با اشپیگل از هرج و مرج حاکم بر ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی جامعه – به ویژه رویدادهای اخیر که به تعطیلی دولت منجر شد - می گوید. وی طرفدار بستن مالیات های سنگین بر درآمدهای ثروت مندان و مبارزه با نابرابری شدید اجتماعی در جامعه ی آمریکا است
اشپیگل: آقای رایش این روزها جامعه ی جهانی از بحران خودساخته ی ایالات متحده ی آمریکا که با تعطیلی دولت شروع شد، در حیرت است. آیا این برای شما یادآور تجربه ی ناخوشایندی نیست؟
رایش: آخرین تعطیلی دولت را در سال ۱۹۹۵ موقعی که در کابینه ی کلینتون بودم، تجربه کردم. در آن موقع باید ۱۵۰۰۰ نفر را به خانه هاشان می فرستادم، بدون اینکه بتوانم به آن ها بگویم کی حقوق هاشان را دریافت خواهند کرد.
اشپیگل: مردم، جمهوری خواهان را مقصر می دانند. آیا اوباما برنده ی این رخداد است؟
رایش: بسیاری از نمایندگان جمهوری خواه در حوزه های رای گیری شان مشکلی برای انتخاب دوباره ندارند. در این حوزه فقط کسی که خیلی از آنها راست تر باشد، می تواند پیروز بشود. هم چنین ثروتمندترین آمریکایی ها، آن ها را حمایت مالی می کنند. این که در سال های اخیر به ثروت مندان اجازه داده شد پول نامحدودی به مبارزه سیاسی تزریق کنند، تبعات بدی داشت: در هیچ یک از کشورهای صنعتی، نابرابری به اندازه ی ایالات متحده نیست.
اشپیگل: این خود موضوع فیلم مستند شما «نابرابری برای همه» - کاندید جایزه ی اسکار- است که این روزها شاهد اکران آن در سینماهای آمریکا هستیم. در این فیلم چهره ی سیاهی از ایالات متحده ترسیم می کنید. جامعه ای از هم گسیخته با تبعات نگران کننده ی اقتصادی. واقعاً اوضاع این اندازه وحشتناک است؟
رایش: در تاریخ کشور، فاصله ی اقتصادی به ندرت به اندازه ی امروز بود. در سال ۱۹۷٨ آمریکایی ها با درآمد متوسط به طور میانگین سالانه ۴٨۰۷٨ دلار درآمد داشتند. چند درصد با درآمدهای بالا به طور میانگین ٣۹۰۰۰۰ دلار در سال به دست می آوردند. امروزه کارگران فقط ٣٣۰۰۰ درآمد دارند. در حالی که چند درصد مذکور یک میلیون و یکصد هزار دلار درآمد سالیانه دارند. ۴۰۰ نفر از ثروت مندان آمریکائی به اندازه ی ۱۵۰ میلیون نفر آمریکائی ثروت دارند.
 
 
اشپیگل: شما در مقابل به عنوان یک راه حل پیشنهاد می کنید که مالیات بالاترین درآمدها به شدت بالا برود. منتها نتیجه ی چنین تدبیرهایی چندان قابل اطمینان نیست و حتی می تواند برای اقتصاد خیلی خطرناک باشد.
رایش: اینکه نتیجه ی مالیات های بالا، پائین آمدن تقاضا و در نهایت منجر به پائین آمدن رشد اقتصادی می شود، افسانه ای بیش نیست. در سه دهه ی بعد از جنگ دوم جهانی سقف مالیات ها هیچ وقت کم تر از ۷۰ درصد نبود. اما در آن زمان اقتصاد خیلی خوب رشد کرد. چرا که ما به مقدار زیادی در کارهای زیربنایی و آموزش و پرورش سرمایه گذاری کردیم. در حالی که امروزه سقف مالیات ها حدود ۲۲ درصد است. با این حال، درآمد متوسط کم تر و فشار بر طبقه ی متوسط بیشتر و بیشتر می شود.
اشپیگل: نامزد دمکرات ها «بیل ده بلاسیو» قول داده که بودجه ی لازم برای بهبود وضعیت مدارس دولتی را از راه افزایش مالیات بر درآمد ثروت مندان تامین کند.
رایش: چنین به نظر می رسد که ده بلاسیو پیروز خواهد شد، آن هم در نیویورک؛ در مرکز مالی دنیا. عوض شدن جو موجود را می توان حس کرد. مردم خسته شده اند.
اشپیگل: ولی این به آن معنا نیست که عوض شدن جو، نتایج سیاسی را نیز به دنبال خواهد داشت. بعد از بحران مالی، مردم علیه وال استریت خیلی خشمگین بودند. ولی همه ی این ها منجر به رفورم جدی مالی نشد.
رایش: اوباما فرصت بزرگی از دست داد. او می توانست بعضی قوانین محدود کننده را به اجرا گذارد. بلافاصله پس از بحران می توانست با اجرای دوباره ی قانون Glass-Steagall-Act بانک های سرمایه گذاری را از بانک های معمولی جدا کند.
اشپیگل: سال های ریاست جمهوری کلینتون در مقایسه با وضعیت امروزی به نظر رویایی می آیند. در آن موقع اقتصاد رشد می کرد. کسر بودجه ای وجود نداشت. با همه ی این ها، شما پس از دوره ی اول ریاست جمهوری کلینتون، وزارت را دلسردانه رها کردید. آیا امروز از این کارتان پشیمان نیستید؟
رایش: من دلسرد شده بودم. با این که رشد اقتصادی خیلی خوب بود، ولی ما نتوانستیم روند فزاینده ی نابرابری دستمزدها را متوقف کنیم.
captcha