اثرتورم بر معیشت و قدرت خرید مردم مهم است نه مقایسه رشد نقدینگی در دولت فعلی و قبلی
در ارتباط با اثر رشد نقدینگی و پایه پولی بر تورم، کارشناسان نظرات مختلفی دارند. برخی صاحب نظران می گویند که در ارزیابی اثر نقدینگی و پایه پولی بر تورم، تنها نباید به درصد رشد متغیرها بر تورم توجه کرد. بلکه باید حجم نقدینگی و پایه پولی افزایش یافته در یکسال اخیر مورد توجه قرار گیرد. زیرا در شرایطی که نرخ ارز افزایش یافته و همچنین نرخ دلار 4200 تومانی حذف شده است. در نتیجه اثر حجم نقدینگی و پایه پولی و افزایش آن می تواند آثار تورمی داشته باشد. به عبارت دیگر، آنچه بر تورم و معیشت و قدرت خرید مردم اثرگذار است باید مبنا باشد. وقتی مردم با آثار حذف نرخ ارز 4200 تومانی و تورم 40 درصدی مواجه هستند و نرخ مواد خوراکی تا بالای 80 درصد در یکسال رشد کرده است، و از سوی دیگر حقوق و دستمزد افزایش اندکی داشته است، در نتیجه آنچه عامل تورم 40 درصدی و رشد قیمت ها بوده باید مبنا باشد و این که رشد نقدینگی مبنای موفقیت دولت است یا حجم نقدینگی، به موضوع حاشیه ای تبدیل شده است.
اقتصادگردان- از سوی دیگر، باید توجه داشت که در بحث های کارشناسان بانک مرکزی و دولت با منتقدان آنها ازجمله آقای همتی، به عملکرد دولت ها و مقایسه آنها توجه می شود. در حالی که در نتیجه دولت های 10 سال اخیر، به رشد و افزایش نقدینگی دامن زده و عامل رشد نرخ ارز بوده اند و قیمت ها چند برابر شده و مردم قدرت خرید حتی برای گوشت و مایحتاج خود ندارند.
اما در مقابل عده دیگری از کارشناسان و مدافعان برنامه های دولت در یکسال اخیر معتقدند که در چند دهه اخیر نقدینگی همواره افزایش یافته و در نتیجه باید میزان رشد نقدینگی در سال جاری نسبت به رشد نقدینگی در سا لهای قبل از آن مورد توجه قرار گیرد. در نتیجه براساس این نظریه کارشناسان، از آنجا که رشد پایه پولی و نقدینگی در یکسال اخیر کاهش یافته پس باید برنامه دولت در کاهش تورم و نقدینگی و پایه پولی موفقیت آمیز ارزیابی شود.
اما منتقدان عملکرد دولت در یک سال اخیر می گویند نباید تنها به موضوع استقراض از بانک مرکزی و رشد پایه پولی توجه داشت زیرا اگر دولت کسری بودجه و مخارج خود را از راه های دیگری تامین کرده باشد، و ازمنابع بانک ها یا شرکت های دولتی استفاده کرده باشد، عملا به معنای رشد بدهی دولت است و در سا لهای بعد می تواند منشا رشد پایه پولی و نقدینگی باشد. زیرا دولت باید این بدهی ها را در آینده پرداخت نماید و به نوعی پیش خور کردن مخارج دولت است.
عبدالناصر همتی رئیسکل سابق بانک مرکزی با اشاره به افزایش پایه پولی به میزان ۱۳۴ هزار میلیارد تومان طی دوره ابتدای مهرماه ۱۴۰۰ تا پایان تیرماه ۱۴۰۱ و همچنین افزایش بیش از ۱۰۰۰ هزار میلیارد تومانی نقدینگی در دوره مذکور گفت که اطلاعات نادرست به رئیسجمهور در خصوص شیوه استقراض از بانک مرکزی و میزان خلق پول ارائه شده است.
در مقابل، کارشناسان مدافع دولت سیزدهم می گویند: متوسط رشد ماهانه پایه پولی در دهماهه عملکرد دولت سیزدهم ۲.۳ درصد و در دهماهه مشابه آن از ابتدای مهرماه ۱۳۹۹ تا پایان تیرماه ۱۴۰۰ و در زمان تصدی جناب آقای همتی معادل ۳.۴ درصد بود که ۱.۱ واحد درصد بیشتر از عملکرد دهماهه دولت سیزدهم بوده است.
این کارشناسان می گویند که فارغ از روش رئیسکل اسبق بانک مرکزی در تحلیل ارقام کلهای پولی، مقایسه سطح متغیرهای انباره (مانده) و بیتوجهی به رشد آنها در یک دوره زمانی، لازم به توجه است که متوسط رشد ماهانه پایه پولی طی دهماهه منتهی به پایان تیرماه ۱۴۰۱ (دوره استقرار دولت سیزدهم) معادل ۲.۳ درصد بوده این در حالی است که متوسط رشد ماهانه پایه پولی در دهماهه مشابه قبل آن (از ابتدای مهرماه ۱۳۹۹ تا پایان تیرماه ۱۴۰۰ و در زمان تصدی جناب آقای همتی) معادل ۳.۴ درصد بود که ۱.۱ واحد درصد بیشتر از عملکرد دهماهه دولت سیزدهم بوده است.
این امر در خصوص رشد نقدینگی نیز صادق است، به طوری که متوسط رشد ماهانه نقدینگی در دهماهه منتهی به پایان تیرماه ۱۴۰۰ معادل ۲.۸ درصد بوده این در حالی است که متوسط رشد ماهانه نقدینگی در دهماهه منتهی به پایان تیرماه ۱۴۰۱، علیرغم افزایش پوشش آماری و اضافه شدن اطلاعات بانک مهر اقتصاد در آمارهای پولی (بهواسطه ادغام بانکهای متعلق به نیروهای مسلح در بانک سپه)، معادل ۲.۶ درصد بوده که این رقم بدون لحاظ افزایش پوشش آماری به ۲.۴ درصد خواهد رسید.
در رد نظر آقای همتی، باید گفت که در ۴ ماه ابتدایی سال گذشته حدود ۵۸ هزار میلیارد تومان بر پایه پولی افزوده شد در حالی که علیرغم اینکه متغیرهای انباره همچون پایه پولی در طی زمان از تغییرات ریالی بزرگتری نسبت به گذشته برخوردار هستند در ۴ ماه ابتدایی ۱۴۰۱ رقم ریالی پایه پولی تنها ۴۹ هزار میلیارد تومان افزایش یافته است.در دوره ریاست همتی در سال ۱۳۹۹ نرخ تورم نقطه به نقطه برای چند ماه بالای ۶۰ درصد بود که پس از انقلاب، بیسابقه است.