به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
اقدامات لازم چین و کشورهای شرق در 20 سال آینده

کاهش نقش دلار در اقتصاد جهان و تجارت با چین و کشورهای شرقی بدون اقدامات اعتماد ساز و ثبات پولی ممکن نیست

متناسب با تبدیل چین به قدرت اول اقتصادی و افزایش سهم کشورهای شرق جهان، باید پول و سیستم مالی با ثبات و اعتماد ساز معرفی شود. چین و کشورهای شرق برای کاهش نقش دلار و سوئیفت در معاملات، باید اعتماد کشورها و شرکت ها را جلب کنند. اقدامات لازم برای کاهش سهم معاملات دلاری با پیش گرفتن چین از آمریکا در دو دهه آینده باید با ایجاد نهادهای مالی بین المللی و حمایت از شرکای تجاری همراه باشد. همان مسیری که اقتصاد آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی طی کرده باید برای چین و سایر قدرت های اقتصادی تجربه شود تا بتوان پول های دیگر را جایگزین دلار کرد
کد خبر: ۱۹۰۴۸۸
تاریخ انتشار: ۲۳ فروردين ۱۴۰۱ - ۰۸:۰۱
کاهش نقش دلار در اقتصاد جهان و تجارت با چین و کشورهای شرقی بدون اقدامات اعتماد ساز و ثبات پولی ممکن نیست
خبراقتصادی – محسن شمشیری
به دنبال رشد سهم چین از تولید ناخالص داخلی جهان که پیش‌بینی می‌شود تا ۲۰ سال آینده به قدرت اول اقتصاد دنیا تبدیل شده و از آمریکا پیشی بگیرد، این پرسش مطرح است که چین باید چه اقداماتی را در جهت جلب اعتماد کشورهای طرف تجاری، بازرگانان و شرکت ها انجام دهد تا آنها به جای معاملات دلاری، نگهداری ذخایر و پول خود  و بستن قرارداد به صورت دلار و معامله از طریق سوئیفت، به گونه ای دیگر عمل کنند و تجارت و انتقال پول و قراردادها را با یوان چین، ین ژاپن، روبل روسیه، و سایر پول های جهان انجام دهند؟
همچنین کشورهایی مانند روسیه، ایران، ترکیه و بسیاری دیگر از کشورها که به دلایل سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی در هشتاد سال اخیر هدف تحریم های آمریکا، تحریم دلاری و سوئیفت، تحریم بانکی و نفتی بوده اند و یا به دلیل رشد تعرفه های گمرکی و روش های دیگر با کاهش منافع، زیان، خسارت و کاهش مبادلات و کوچک شدن اقتصاد خود مواجه شده اند و مشکلات و چالش های فراوانی داشته اند نیز، به دنبال آن هستند که معاملات غیر دلاری با بازار جهانی داشته باشند. حتی برخی کشورها مانند ایران و روسیه تلاش کرده اند که ذخایر ارزی خود را به صورت غیر دلاری افزایش دهند و طلا، یورو، یوان، و سایر ارزها را برای گزارشگری ارزی خود و تبدیل ارزها انتخاب کرده اند.


نوع ارز

سهم از ذخایر ارزی جهان

دلار

60 درصد

یورو

21.2

ین ژاپن

5.3

یوان چین

2.5

سایر ارزها

11

 براین اساس، بسیاری از کشورها که هدف آمریکا بوده و یا از معاملات دلاری رضایت ندارند، تلاش کرده اند که از طریق معاملات دو جانبه و چند جانبه، تشکیل اتحادیه، پیمان های منطقه ای، تهاتر کالا و... سهم دلار در معاملات خود را کاهش دهند.

اما از آنجا که سایر پول ها نسبت به دلار با نوسان بیشتری مواجه است و به خاطر جنگ، تحریم، ضعف اقتصادی یا کودتا و عوامل دیگر، پول هایی مانند روبل روسیه در مدت کوتاهی ارزش خود را از دست می دهد و با 50 درصد کاهش ارزش مواجه می شود و یا لیر ترکیه ظرف مدت کوتاهی با نوسان شدید مواجه می شود و یا به خاطر دخالت و دست کاری دولت چین و ژاپن در کاهش ارزش پول، شاهد کاهش ارزش یوان و ین بیش از تورم داخلی و جهانی هستیم، در نتیجه کشورها و شرکت های مختلف برای حفظ ارزش پول و ذخایر خود، سعی می کنند که ذخایر خود را به صورت دلار نگه دارند و یا قراردادها را به صورت دلاری تنظیم کنند تا در آینده کمتر با نوسان ارزش پول های دیگر مواجه شده و خسارت کمتری داشته باشند و به نوعی خود را با انتخاب دلار در شرایط با ثبات تری مواجه می کنند.
این موضوع باعث شده که به خاطر برتری اقتصاد آمریکا در هشتاد سال اخیر، حضور نظامی، تشکیل ناتو و همکاری آمریکا و متحدان اروپایی و آسیایی آن، هژمونی نظامی و سیاسی، تشکیل نهادهای بین المللی مانند بانک جهانی وصندوق بین المللی پول، ایجاد سیستم های مالی پیشرفته مانند سوئیفت، استانداردهای بانکی، بازارهای سرمایه، بورس و... برخوداری از فناوری پیشرفته، قدرت رسانه ها وروش های مالی و... عملا دلار بر اقتصاد جهان حاکم شده و نه تنها 60 درصد ذخایر ارزی جهان به دلار است بلکه برخی بازارها مانند نفت وگاز، تنها دلار را به عنوان ارز مورد معامله قبول دارند. زیرا ثبات ارزش دلار و حمایت اقتصاد آمریکا از آن موجب شده که شرکت ها برای حفظ منافع خود، به سمت دلار بروند. بسیاری از قراردادهای تجاری و صنعتی و بلندمدت نیز به دلار بسته می شود.
در مقابل سهم بالای دلار از ذخایر ارزی و معاملات دلاری که گاهی تا 100 درصد کل بازار نفت وگاز و... را در برگرفته است سهم یوان چین از ذخایر ازی 2.5 درصد، سهم ین ژاپن 5.3 درصد، سهم یورو 21.2 درصد و سایر ارزهای جهانی نیز معادل 11 درصد بوده است.
اقتصاد چین با این که بیش از 20 درصد تولید ناخالص جهان را دارد اما سهم اندکی از ذخایر ارزی و معاملات ارزی دارد. دلیل آن دخالت و دست کاری در نرخ ها و بی ثباتی در سیاست ها و اقداماتی است که اعتماد برانگیز نیستند و کشورها و شرکت ها نمی توانند به آن اعتماد کنند و در حال حاضر سهم ژاپن به خاطر جلب اعتماد بیشتر است.

در سال 2017، حجم کل تجارت جهانی 74 تریلیون دلار بود، در حالی که حجم معادلات مالی به 1.27 کوآدریلیون (10 به توان 15) دلار رسید؛ این بدان معناست که حجم مبادلات مالی 18 برابر بیش از مقیاس بخش واقعی بوده است. جالب تر اینکه 75 درصد این مبادلاتِ به دلار، یا در لندن و یا در نیویورک صورت گرفته است.
اگر به آمار سال 2017 نگاه کنیم، متوجه می شویم که چین، روسیه، ترکیه و ایران، 30 درصد تولید جهان و تقریبا 28 درصد از کل تجارت صادراتی جهان و 35 درصد از جمعیت جهان را به خود اختصاص داده‌اند. اما سهم آنها از ذخایر ارزی و معاملات ارزی و بستن قراردادها به پول غیر دلاری اندک است. در نتیجه اولین اقدام این کشورها این است که متناسب با سهم بالای 30 درصدی از اقتصاد جهان، اقدامات اعتماد ساز انجام دهند تا دیگران حاضر شوند که معاملات غیر دلاری و با پول این کشورها را انجام دهند.

موضوع حاکمیت دلار از جنگ دوم جهانی  و برتن وودز ایجاد شده است زیرا اقتصاد اروپا و ژاپن و انگلیس در معرض تورم و نوسان ارزش پول بوده است و کشورهای جهان به دنبال آن بودند که پول خود را به یک پول معتبر قفل کنند تا کمتر خسارت داشته باشند. اگرچه سیستم پایه طلا و دلار حاکم بود و بعد از مدتی روزولت اعلام کرد که ما قیم پول های جهان نیستیم و نمی توانیم ارزش پول و طلا را حفظ کنیم اما حتی بعد از برتن وودز و تلاش کشورها برای ایجاد سبد ارزی و پول های بین المللی، بازهم بازارهای جهان، دلار را انتخاب کردند زیرا آمریکا دور از جنگ بود، قدرت نظامی برتر، اقتصاد برتر و نظام سیاسی بهتری داشت و همه این عوامل در کنار تشکیل ناتو و اتحاد آمریکا و حامیان آن موجب شد که دلار با ثبات بیشتری همراه شود. امروز معاملات بورس و بازارهای مالی نیز در اختیار آمریکاست و همه این ها موجب حاکمیت دلار در 60 درصد اقتصاد جهان شده است.
این موضوع باعث شده که ذخایر ارزی جهان و معاملات به دلار باشد و در عین حال موجب شد که سالانه هزاران میلیارد دلار سرمایه از کشورهای جهان و بسیاری از افراد و شرکت هابه آمریکا بروند و اقتصاد آمریکا بیشتر تقویت شد. در نتیجه روشن است که نهادهای بین المللی و زیر ساخت ها و ایجاد سیستم با ثبات  اقتصادی، سیاسی، نظامی اجتماعی، فرهنگی،  و تاریخی و آنچه درهشتاد سال اخیر رخ داده موجب افزایش نقش دلار به عنوان پول بین المللی با کمترین نوسان شده است و ثبات ارزش و هژمونی اقتصاد وسیاست و قدرت نظامی آمریکا حامی ثبات ارزش دلار بوده است.
حتی امروز، هر روز صبح تمام ارزش پول های جهان ابتدا به دلار مشخص شده و بعد معاملات دیگر انجام می شود و همه این عوامل نشان می دهد که اقتصاد شرق و ایران وچین ابتدا به ثبات نیاز دارد تا جلب اعتماد کند و همه حاضر باشند که پول خود را به یوان و ریال حفظ کنند. می گویند که در گذشته، اعراب خلیج فارس ریال ایران را بیش از دلار قبول داشتند زیرا معتقد بودند که ارزش ریال ایران با ثبات بیشتر همراه است و نوسان کمتری نسبت به دلار دارد.
همچنین اشتباه بسیاری از کشورها  و موضع سیاسی آنها، ایجاد جنگ و تنش در جهان موجب شده که پول های دیگر کمتر مورد توجه قرار گیرند. برخی کشورها مانند چین و ژاپن در بازار و ارزش پول خود دخالت کرده و از طریق دستکاری در ارزش معاملات و کاهش ارزش یوان و ین به دنبال رشد صادرات خود بوده اند و این موضوع به معنای نوسان در ارزش یوان و غیر واقعی بودن آن است و کشورها و شرکت ها اعتماد به سیاست ها و عملکرد دولت و اقتصاد چین ندارند.

اقدامات لازم چین و کشورهای شرق در 20 سال آینده

اکنون روشن است که چین و کشورهای شرق مانند روسیه، ژاپن، کره، ایران و سایر کشورها باید اقداماتی در جهت اعتماد سازی انجام دهند تا نوسان پول آنها کمتر شود و بازرگانان وکشورها حاضر شوند دلار را کنار گذاشته و با پول های دیگر تجارت کنند. اما وقتی خود شرکت های چین و ایران حاضر نیستند دلار را کنار بگذارند چگونه انتظار دارند که دلار حذف شود. لذا در این راستا باید اقدامات مختلفی انجام دهند تا اعتماد بازار جهانی را جلب کنند و از ایجاد خسارت و نوسان برای خود و دیگران جلوگیری نمایند.
در آینده، سهم کشورهای آسیایی و شرقی از تولید کالا و خدمات و تجارت جهانی افزایش خواهد یافت و کشورهایی مانند هند، برزیل، ژاپن، کره، اندونزی، مالزی  و احتمالا ایران سهم بالاتری را از اقتصاد جهان خواهند داشت .در نتیجه بسیاری از کشورهای جهان که با آمریکا مرزبندی های سیاسی و ایدئولوژیک دارند و یا منافع خود را در تغییر ساختار تجارت جهانی دنبال می کنند در تلاشند که قدرت دلار از تجارت جهانی را کاهش دهند در حال حاضر اقتصاد آمریکا با وجود سهم ۲۵ درصدی از تولید ناخالص جهان، سهم خود را از تجارت جهانی و ذخایر ارزی و مبادلات پولی افزایش داده است.
از سوی دیگر کشورها تلاش می‌کنند  که معاملات خود را به دلار کمتر کنند. اما به خاطر نوسانات پول های دیگر، عملا معاملات غیر دلاری باعث زیان و خسارت می شود. زیرا تبدیل به پول های دیگر، عملا به معنای نوسان بیشتر است و نگهداری پول به صورت دلار با نوسان کمتری همراه است. از جمله در ایران و دوره احمدی‌نژاد تلاش کردند که گزارش های مالی خود را به یورو اعلام و ذخایر ارزی را به صورت یورو نگهداری کنند اما نتیجه آن چند میلیارد دلار خسارت نسبت به شرایط نگهداری ذخایر به صورت دلار بوده است.
همین مسئله باعث شده که تاجران و شرکت‌های بازرگانی و صنعتی و به خصوص معاملات نفتی و پالایشگاهی معاملات غیر دلاری را نپذیرند زیرا از محل نوسان پول‌های دیگر زیان دیده و منافع آنها کاهش می‌یابد. بسیاری از کشورها تلاش کرده‌اند دلار کمتری در تجارت خود داشته باشند اما از بابت تبدیل پول های خود به ارز‌های غیردلاری دچار زیان‌هایی شده‌اند و خسارتهای به همراه داشته است.
 این مطالب و موضوعاتی از این دست موجب شده که عملاً حضور پول های غیر دلاری در قراردادها و معاملات بین بین بانکی و بین کشورها کمتر باشد و اکثر شرکتها و بازرگانان و قراردادهای تجاری به دلار بسته شده است. در نتیجه تا زمانی که اقتصاد آمریکا قادر است نهادهای مالی و سیاسی را در اختیار داشته باشد و با متحدان خود هژمونی دلار را حفظ کند، نمی توان انتظار کاهش زیاد سهم دلار را داشت.
البته در سال های اخیر سهم دلار از ذخایر ارزی از حدود 70 درصد به 60 درصد کاهش یافته است اما اگر انتظار داریم که سهم یوان چین معرف اقتصاد برتر دنیا در 20 سال آینده باشد، باید در آسیا و شرق جهان نیز نوعی اتحاد بین کشورهای منطقه ایجاد شود و کشورهای منتقد آمریکا، به توافق برای ایجاد نهادهای مالی بین المللی برسند.
در نتیجه تا زمانی که اقتصاد آمریکا با کشورهای اروپایی و سایر متحدان خود در ناتو و کشورهای صنعتی دیگر هماهنگی دارند و همچنین هژمونی سیاسی و نظامی آمریکا در کشور جهان حاکم است و آمریکا از طریق نهادهای پولی و مالی و بین المللی قادر است که بر قراردادهای اقتصادی و حقوقی نفوذ داشته باشد و دلار با ثبات داشته باشد، نمی توان انتظار داشت که معاملات غیر دلاری بیشتر شود.

تغییر ارزش دلار متناسب با واقعیت های اقتصادی

 ارزش پول دلار آمریکا نیز متناسب با تورم  و تحولات جهانی تغییر می‌کند و فدرال رزرو دخالت و دستکاری دولت آمریکا در ارزش دلار را اجازه نمی دهد و کاهش و افزایش نرخ بهره نیز با حساسیت خاصی همراه است.
این درحالیست که در اقتصاد کشورهای شرقی به سادگی پول خلق می شود و دخالت های مختلفی از سوی دولت و بانک ها صورت می گیرد.

کاهش ارزش روبل روسیه با جنگ اوکراین

همچنین سوابق سیاسی و حضور نظامی امریکا در جنگ دوم جهانی و اتحاد کشورهای هماهنگ با آمریکا در پیمان ناتو و غیره موجب شده معاملات دلاری بیشتر مورد توجه باشد زیرا با هر نوع تغییر سیاست آمریکا و متحدان آن در مقابل چین و ژاپن و روسیه و سایر کشورهای جهان شاهد کاهش ارزش پول آن کشورها و افت تجارت وصادرات آنها هستیم و لذا در چنین شرایطی که نوسانات ارزش پول در کشورهای مختلف وجود دارد بازرگانان و شرکت ها معاملات خود و قراردادها را غیر دلاری نمی کنند. وقتی حمله روسیه به اوکراین به صورت غیر منتظره انجام می شود و ارزش روبل روسیه را به همراه دارد و تحریم های جهان علیه روسیه صورت می گیرد، طبیعی است که هیچ نوع سیستم ارزی مانند سوئیفت در روسیه حتی از سوی شرکت های این کشور نیز پذیرفته نخواهد شد و کشورهای دیگر نمی توانند به روسیه اعتماد کنند.

از این موضوعات می توان نتیجه گرفت که در آینده اقتصاد چین و روسیه و کشورهای شرق جهان،  با پیشی گرفتن از اقتصاد آمریکا و تبدیل شدن به قدرت اول جهان، باید  اتحادیه و پیمان های منطقه ای تشکیل دهند و متحدان و شرکای تجاری خود را تقویت و حمایت کنند تا آنها نیز اعتماد کنند و به یوان یا پول دیگری معامله انجام دهند.
 
اما قبل از آن باید ثابت کنند که در نرخ ها و ارزش پول و تعرفه های تجاری  خود دست کاری نمی‌کنند و به بازرگانان و شرکت‌ها اطمینان دهند که ارزش یوان یا پول های دیگر و قرارداد های دیگر تابع واقعیت اقتصاد خواهد بود و ارزش پول متناسب با تورم تغییر خواهد کرد در آن صورت  به ‌تدریج شرکای اقتصادی چین کشورها معاملات غیر دلاری را افزایش خواهند داد علاوه بر این موارد نوع حمایت سیاسی و نظامی و هژمونی و حمایت از دولت های کشورهای مختلف و حفظ فضای کسب و کار برای شرکای اقتصادی چین و روسیه و کره جنوبی و هند و ایران اطمینان دهند که کشورها در بلند مدت از طریق معاملات غیر دلاری سود خواهند کرد.
 همچنین ایجاد نهاد ها و سیستم های مالی و پولی و استانداردهای بانکی شبیه آنچه آمریکا در حال حاضر در اقتصاد جهانی در اختیار دارد باید برای کشورهای شرقی مانند چین ایجاد شود.
سیستمی مانند سوئیفت باید جلب اعتماد کند و برای متحدان اقتصاد چین و هر کشوری در چارچوب مناسبات و قراردادهای اتحادیه مربوط به آنها حاکم شود و کشورها و بازرگانان نگران منافع خود و کاهش سود و همچنین منافع و خسارات و هزینه های مربوطه نباشند.
 به عبارت دیگر در ۲۰ سال آینده علاوه بر تولید و فناوری و افزایش سهم اقتصاد چین و سایر کشورهای جهان از تولید ناخالص و پیشی گرفتن از آمریکا و کاهش سهم آمریکا و متحدان آمریکا از تجارت جهانی، باید یک سری نهادها و قراردادها و فعالیت‌های مرتبط  ایجاد شود تا ثبات را در فضای پولی و ارزی و بانکی و انتقال پول کشورها حاکم کند و بازرگانان و شرکت‌ها به آن اطمینان کنند و مانند شرایط بعد از جنگ دوم جهانی که عملاً دلار به نوعی لنگر ارزی جهان و قیم پول های دنیا تبدیل شده بود، شاهد ظهور یک پول قدرتمند و موثر و با ثبات و متناسب با واقعیت های اقتصاد جهان معرفی شود.
 برای شرکای تجاری چین و سایر کشورها یوان و معاملات ارزی در چارچوب سوئیفت چینی، باید بتواند مانند سوئیفت آمریکا و دلار آمریکا نقش ثبات دهنده و حفظ منافع و کاهش نوسان آنها را به همراه داشته باشد.
captcha