
با توجه به اینکه اقتصاد ما در وضعیت رکود و تورم قرار دارد و این مهم نشان از اقتصاد بیمار ما دارد، باید ریشه این بیماری را شناخت و عواملی که باید باعث این بیماری شده را نیز مورد ارزیابی قرار داد زیرا در غیراینصورت برخی تصمیمات غیرعملی خواهد بود. با توجه بهگفته وزیر اقتصاد و دارایی و برخی از کارشناسان، ثبات نرخ ارز بهتر از کاهش و افزایش آن است اما وزیر اقتصاد و دارایی نباید کاهش ارزش پول را به حال خود رها کند و اجازه دهد تورم همچنان در جامعه نقشآفرین باشد. باید ضمن توجه به ثبات نرخ ارز به تنظیم ارزش پول نیز توجه شود. اگر تثبیت نرخ ارز همراه با عوامل دیگر نباشد تنها یک بخش اصلاح میشود ولی بخش مهم باقی میماند. باید به گذشته نیز نگاهی انداخت؛ به اتفاقی که در دهه برای70 اقتصاد ایران افتاد و در زمان مرحوم نوربخش، رئیس وقت بانک مرکزی با کاهش ارزش پول مواجه بودیم، رئیسجمهوری آن زمان سیاستهایی مبنی بر اینکه نرخ ارز در 300 تومان تثبیت شود را در اعلامیهای در اردیبهشت ماه سال 74 اعلام کرد اما در بازار آزاد با افزایش نرخ ارز مواجه بودیم. در واقع این سیاست برای اقتصاد ما جواب نداد. نباید تنها به این مساله توجه کرد. با توجه به اینکه در منطقه با حوادثی روبهرو هستیم و از سوی دیگر محدودیتهای بینالمللی نیز داریم باید چارهاندیشی در زمینه جلوگیری از کاهش ارزش پولی نیز جدی گرفته شود. برخی از مدیران ما از جمله رئیس کل فعلی بانک مرکزی و وزیر اقتصاد باسابقه هستند و در دوره پیشین سمتهایی داشتهاند که این مزیت به شمار میرود اما باید به افکار عمومی پاسخ دهند، این مدیران چگونه اجازه دادند که در دوره 8 ساله دولت پیشین برنامههای اقتصادی بدینگونه پیش رفت. چرا به دولت تذکر ندادند و تنها از سوی کارشناسان اقتصادی به دولت تذکر داده میشد؟ درآمدهای حاصله از این 8 سال حدود 750 میلیارد دلار بوده که درآمد هنگفتی است و در تاریخ ما بینظیر و معادل 90 سال درآمد قبل از دوره آقای احمدینژاد بوده است. باید به دولت برای عدم ذخیره این درآمد هنگفت تذکر داده میشد. باید اقتصاددانان با مسئولان جلسهای بگذارند و در آن به این مساله توجه کنند که تثبیت نرخ ارز، اجازه دادن به افزایش و عادی شدن تورم در جامعه است. باید از کشورهایی در جهان که یا بر اثر توطئه نظام سلطه یا با توجه به اتفاقات سیاسی دیگر، ارزش پول ملی خود را از دست دادند و در راه بدست آوردن ارزش پول ملی خود سیاستهای درستی را به کار بردند تجارت را آموخت. مثلا کشور ترکیه در 10، 12 سال پیش با کاهش ارزش پول در کشور مواجه بود یا مالزی در سال 1997 و همین طور جمهوری خلق چین این چنین مسالهای داشت. اما بهعنوان مثال جمهوری خلق چین توانست با سیاستهای اقتصادی و تصمیمات درست برای کنترل نرخ ارز، در حال حاضر در رتبه اول صادرات جهان و رتبه دوم اقتصاد در جهان قرار بگیرد. این مساله بهدلیل حساسیت و ارتباط با زندگی روزانه مردم و با توجه به اینکه جهان در عصر ارتباطات در گوی بلورین قرار دارد، باید به مردم توضیح داده شود. به گفته ماهاتیر محمد که مالزی را از کشوری استعمارزده به کشوری پیشرفته تبدیل کرد، انقلاب آیتی تنها شانسی است که جهان سوم و کشورهای در حال توسعه برای رهایی از چنگ نظام سلطه در جهان دارند. بهاین دلیل باید به مردم توضیح داد در زمانی که بیشترین تورم را در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا داریم چه باید انجام دهیم و تورم و رکود چه تاثیری در جامعه میگذارد. باید خدا را شاکر بود که آقای رئیسجمهوری بهاندازه کافی در گفتار و کردارشان شفاف هستند؛ چه در حال حاضر و چه در زمان انتخابات. باید تمامی مسئولان نیز سنجیده و شفاف سخن بگویند و مردم را در جریان فعالیتهای خود قرار دهند. آقای سیف و آقای طیبنیا به عنوان رئیس کل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد باید در این روزهای باقیمانده از این وعده 100 روزه به نقش کلیدی خود در مسائل اقتصادی کشور بهدرستی عمل کنند.
* اقتصاددان