به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
سیاستهای اشتباه دولتهای نهم و دهم در حذف یارانه شیر وپرداخت یارانه به بنزین

دولتی که می‌رود، دولتی که می‌آید

بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته که باعث افزایش مداوم قیمت شیرخام و فراورده‌های شیری و حذف تدریجی آن از سبد مصرف خانوار و به تبع آن کاهش سرمایه‌گذاری در صنایع لبنی شد، فوری‌ترین اقدامی است که می‌تواند در دستور کار دولت یازدهم قرار گیرد
کد خبر: ۱۷۳۹۳
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۸



خبراقتصادی:حسین چمنی در یادداشتی تحت عنوان "دولتی که می‌رود، دولتی که می‌آید" که در اختیار ایسنا قرار گرفته، نوشته است که در کشورهای توسعه یافته و بسیاری از کشورهای در حال توسعه به شیر به دلیل اهمیت آن همچنان یارانه می‌دهند و ما در ایران به حذف یارانه شیر به عنوان یک موفقیت اقتصادی افتخار می‌کنیم!

وی همچنین عنوان کرده است که اختصاص یارانه به شیر و کمک به افزایش سرانه مصرف آن فوری‌ترین نیاز جامعه برای تامین امنیت غذایی و ارتقای شاخص سلامتی جامعه است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

با انجام مراسم تنفیذ، تحلیف و رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به وزرای پیشنهادی سکان اداره اجرایی کشور رسما به دولتی جدید سپرده می‌شود. دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما آنچه باقی می‌ماند آثار سیاست‌ها و عملکرد دولت‌ها بر ملت است که گاهی تا چند دهه باقی می‌ماند. تشریح آثار برخی از سیاست‌ها نیازمند بررسی عمیق است. اما مسائلی هستند که درک و تحلیل آنها نیازمند تحلیل عمیق کارشناسی نیست. آنقدر موضوع واضح و آثار آن آشکار است که همگان می‌توانند درک مشترکی از آن داشته باشند. یکی از وظایف ذاتی دولت‌ها تنظیم رابطه منابع و مصارف و به عبارت دیگر دخل و خرج کشور است. آنچه به عنوان ثروت ملی بدست می‌آید باید در جایی به مصرف برسد که بیشترین بازدهی را برای اقتصاد کشور و بالاترین اثر مثبت را در افزایش رفاه مردم داشته باشد. با این مقدمه اجازه دهید مستقیما وارد موضوعی شوم که موجب تقریر این نوشتار شده است.

پرده اول

اردیبهشت ماه سال جاری وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دولت دهم در مصاحبه‌ای اعلام کرد که سال گذشته 40 هزار میلیارد تومان برای بهداشت و درمان کشور هزینه شد که 25 هزار میلیارد تومان آن‌را مردم با تمام گرفتاری‌های اقتصادی از جیب خود پرداخت کردند. یک ضرب و تقسیم ساده نشان می‌دهد که جمعیت 75 میلیونی ایران بیش از 61 درصد یارانه نقدی دریافتی خود را بابت دارو و درمان هزینه کرده است. به عبارت دیگر 61 درصد یارانه‌ای که قرار بود صرف تغذیه و بهبود وضعیت اقتصادی مردم شود صرف بازیابی سلامتی در قالب حق ویزیت و هزینه دارو شده است، یعنی هزینه‌ای گزاف برای هیچ.

پرده دوم

جمعیت کشور از دوره جوانی پا به دوره میانسالی گذاشته است و طی چهار دهه آینده به یک کشور سالمند تبدیل خواهد شد. جمعیت امروز سالمندان کمی بیش از6 میلیون نفر است و طی 40 سال آینده به 26 میلیون نفر بالغ خواهد شد. براساس برخی داده‌ها 60 درصد هزینه‌های درمان متعلق به 8 درصد جمعیت سالمند فعلی کشور است. سالمندان کشور ما 20 سال زودتر از سالمندان کشورهای توسعه یافته زمینگیر می‌شوند. تعمیم این آمار به جمعیت 26 میلیونی سالمندان 40 سال بعد کشور، باید خواب را از چشمان همه مردم و مسئولان کشور برباید. اگر کاری نکنیم به زودی به یک کشور زمینگیر تبدیل خواهیم شد.

پرده سوم

دولت وظیفه دارد در جهت ارتقای رفاه مردم حرکت کند. دو راه مستقیم برای تحقق این هدف مهم وجود دارد:

راه اول: افزایش درآمد مردم از طریق ایجاد اشتغال و افزایش درآمد سرانه است.

راه دوم: کاهش هزینه‌های آنان است.

بدیهی است که هر دو مسیر باید دنبال شود، اما مسیر اول با موانع بسیاری روبروست و به نظر می‌رسد در کوتاه‌مدت مسیر دوم راحت‌تر قابل دستیابی است. تلاش برای ارتقای شاخص سلامتی مردم می‌تواند بسیاری از هزینه‌های ضروری آنان را حذف کند. به یاد داشته باشیم که هزینه‌های درمان برخی از بیماری‌ها با توجه به سهم ناچیز بیمه‌ها، می‌تواند بسیاری از خانواده‌ها را به زیر خط فقر ببرد.

پرده چهارم

حدود 70 درصد از بیماری‌های غیر واگیردار از سبک زندگی به ویژه تغذیه ناشی می‌شود. کم‌خوری (در میان اقشار آسیب‌پذیر) و بیش‌خوری (در میان دهک های بالا) سبد غذایی ایرانیان را به گونه‌ای شکل داده که با هیچ هرم غذایی استانداردی همخوانی نداشته باشد. نسل میانسال امروز ما به سرعت تبدیل به جمعیت سالمند می‌شود و 80 درصد مشکلات سالمندان مشکلات اسکلتی و حرکتی و گوارشی است. شیوع این بیماری‌ها مستقیما به میزان دریافت کلسیم ارتباط دارد. آمارها می‌گویند 90 درصد مردم ایران کمبود کلسیم دارند و به واسطه آن سالانه هزاران مورد شکستگی استخوان ناشی از پوکی استخوان در کشور به وقوع می‌پیوندد. از سوی دیگر به واسطه کمبود کلسیم حداقل 150 میلیون دندان پوسیده در دهان مردم جا خوش کرده است که تاثیر مستقیم در گوارش و هضم غذا دارد.

پرده پنجم

به راستی چرا 90 درصد جامعه ما دچار کمبود کلسیم است؟ کلسیم از جمله ریزمغذی‌های مهمی است که در زمره بالاترین رده‌های مصرف روزانه ریزمغذی‌ها قرار دارد. یک مثال شاید به درک بیشتر این موضوع کمک کند. نیاز بدن یک بزرگسال به ریزمغذی مهم آهن روزانه 15 میلی‌گرم است، اما نیاز روزانه همین فرد به کلسیم معادل 1500 میلی گرم یعنی 100 برابر آهن است.

کارکرد ساختمانی کلسیم تقریبا مورد توجه همگان قرار دارد. بخش اعظم کلسیم دریافتی در استخوان‌ها و دندان‌ها ذخیره می‌شود. اما کارکرد غیرساختمانی کلسیم معمولا مورد غفلت واقع شده است. کلسیم عنصر حیاتی در بسیاری از اعمال متابولیک بدن از جمله تنظیم ضربان قلب، تنظیم اسیدیته معده، انبساط و انقباض‌های عضلانی و مهمتر از همه آنها ماشین انتقال پیام‌های مغز به سلول‌های عصبی قسمت‌های مختلف بدن است. از این رو مغز در طول شبانه‌روز نیازمند مصرف کلسیم است و این موضوع علت مصرف بالای کلسیم روزانه بدن را توضیح می‌دهد. چنانچه کلسیم موردنیاز بدن از طریق غذا وارد بدن نشود، مغز نیاز خود را به اجبار از طریق استخوان‌ها یعنی بانک بدن تامین می‌کند و به همین دلیل ساده افراد دچار پوکی استخوان می‌شوند.

کلسیم تقریبا در همه منابع غذایی وجود دارد اما تنها مصرف کافی و مستمر شیر و فراورده‌های شیری می‌تواند این مقدار نیاز روزانه را تامین کند و سایر منابع تنها به عنوان مکمل مورد استفاده قرار می‌گیرند. از این رو شیر را علاوه بر غذای بهشتی و کاملترین غذا، غذای بدون جایگزین می‌نامند. آمارها نشان می‌دهند که مصرف شیر در کشور ، در مقایسه با کشورهای توسعه یافته بسیار پایین و حدود یک سوم توصیه کارشناسان تغذیه است.





سرانه تولید شیرخام کشور به استناد گزارش‌های مرکز آمار ایران 88 کیلوگرم به ازای هر فرد ایرانی است. حداقل 5 درصد شیرخام تولیدی کشور به مصرف گوساله‌ها می‌رسد و حداقل 5 درصد از آن‌را باید به عنوان ضایعات برشمرد. بزرگترین میزان ضایعات شیر در تبدیل شیر به پنیر حاصل می‌شود که با توجه به فناوری و شیوه تولید پنیر در کشور حداقل 40 درصد ارزش غذایی شیرخام در قالب آب پنیر از دسترس مصرف‌کنندگان خارج می‌شود. از این رو مصرف سرانه شیر در شرایط عادی کمتر از 80 کیلوگرم برای هر نفر بوده است. این در حالی است که سرانه مصرف شیر و فراورده‌های آن در اروپای غربی و آمریکای شمالی از 270 تا 350 کیلوگرم و در برخی از آنها مانند هلند، نروژ، سوئد، دانمارک و نیوزیلند به بیش از 500 کیلوگرم در سال بالغ می‌شود. با این اوصاف می‌توان تصور کرد که چرا آمارها نشان‌دهنده 90 درصد کمبود کلسیم در ایران است.

پرده ششم

طی سال‌های اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها بی‌توجهی مسئولان و عدم حمایت از صنعت شیر کشور باعث شد وضعیت مصرف شیر بحرانی‌تر شود. مطالعات انجام شده در 50 شهر بزرگ کشور نشان می‌دهد طی دو سال 90 و 91 به ترتیب 6 و 16 درصد کاهش مصرف در کشور اتفاق افتاده است. حتی اگر موضوع کاهش تولید شیرخام به علل خشکسالی، کاهش میانگین شیردهی دام‌های شیری به دلیل افزایش شدید قیمت نهاده‌های دامی و تغییر جیره دامی دام‌ها و کشتار بخشی از آنها به دلیل عدم صرفه اقتصادی را نادیده بگیریم، همه دامداران و تولیدکنندگان صنایع لبنی به خوبی می‌دانند که در سال گذشته به دلیل کاهش اقبال مردم به خرید و مصرف شیر، حداقل 15 درصد شیرخام تولیدی کشور به شیرخشک صنعتی تبدیل شده که هم‌اکنون در انبارها موجود است و دوستان به دنبال گرفتن مجوز صادرات آنها هستند.

متاسفانه در این سال‌ها یارانه شیر، به قیمت از دست رفتن سلامت مردم حذف شد. این سیاست هم از منظر اقتصادی و هم از منظر اجتماعی عاقلانه نبوده است. تبعات کاهش مصرف شیر آنچنان بزرگ و غیرقابل تصور است که می‌تواند نه تنها اقتصاد خانوار، بلکه اقتصاد کلان کشور را تحت تاثیر قرار دهد.

مرکز آمار ایران می‌گوید حدود 4 میلیون نفر به صورت تمام وقت یا پاره‌وقت در بخش دامپروری مشغول به کار هستند. از سوی دیگر افزایش سرانه مصرف شیر می‌تواند به طول عمر همراه با کارایی جمعیت کشور و در نتیجه به افزایش تولید ناخالص ملی بینجامد.

تاثیر شیر در کاهش هزینه‌های درمان خانوارها نیز شگفت‌انگیز است. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اعلام کرده است که هر ایرانی به طور متوسط حداقل 2 دندان پوسیده دارد. اگر برای ترمیم هر دندان فقط 200 هزار تومان هزینه شود، اعتباری معادل سی هزار میلیارد تومان موردنیاز است . همین وزارتخانه اعلام می‌کند که دو میلیون خانم ایرانی هر لحظه در معرض شکستگی استخوان ناشی از پوکی استخوان هستند. اگر تنها 5 درصد دچار شکستگی شوند و یک چهارم این تعداد از مردان نیز دچار این عارضه شوند در سال با حدود 125 هزار شکستگی مواجه خواهیم بود.

20 درصد افرادی که دچار شکستگی ناشی از پوکی استخوان می‌شوند در کمتر از یکسال بعد از شکستگی می‌میرند و 50 درصد آنان برای تمام عمر زمینگیر می‌شوند. هزینه‌های درمان بیماری‌های ناشی از کمبود مصرف شیر مانند دندان و شکستگی استخوان بیشترین هزینه درمان در میان سایر بیماری‌ها را به خود اختصاص می‌دهند. حتما شنیده‌اید مرکز تحقیقات روماتولوژی کشور اعلام کرده است در سال 36 هزار سال عمر مفید به خاطر پوکی استخوان در کشور از دست می‌رود. آیا این آمارها ارزش توجه کردن ندارند؟

همه فواید شیر در موضوع ایجاد اشتغال، ارتقای شاخص سلامتی و بهره‌وری و نیز کاهش هزینه‌های درمان آیا گویای این نکته نیست که در سیاست‌ها نسبت به شیر ظلم شده است؟

بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته که باعث افزایش مداوم قیمت شیرخام و فراورده‌های شیری و حذف تدریجی آن از سبد مصرف خانوار شده و به دنبال آن کاهش سرمایه‌گذاری در این بخش، فوری‌ترین اقدامی است که می‌تواند در دستور کار دولت یازدهم قرار گیرد. کشورهای توسعه یافته و بسیاری از کشورهای در حال توسعه به شیر به دلیل اهمیت آن همچنان یارانه می‌دهند و ما به حذف یارانه شیر به عنوان موفقیت اقتصادی افتخار می‌کنیم!

حذف شیر یعنی داشتن ملتی بی‌دندان و زمینگیر، دارای طول عمر و بهره هوشی پایین و کوتاه قد و... حتما این صفات مطلوب هیچکس و از آن مهمتر در شان ملت تمدن‌ساز ایران نیست.

یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که جامعه به سرعت به سمت سالمندی می‌رود و اگر تغییر در سبک زندگی مردم اتفاق نیفتد، سالمندان زمینگیر، افراد سالم و فعال جامعه را نیز زمینگیر خود خواهند کرد، چون آنها ناتوان از انجام امور شخصی خود هستند.

به یاد داشته باشیم که حتی در مجموعه کالاهای اساسی نباید شیر را با سایر کالاها مساوی در نظر گرفت. چرا که سبد غذایی کشور گویای این واقعیت است که در مورد قند و شکر، روغن و غلات اضافه مصرف وجود دارد، اما بیشترین بی‌مهری متوجه شیر و فراورده‌های آن شده است تا جایی که مصرف آن حتی به یک سوم نیاز جامعه نمی رسد.

صرفه‌جویی چند صد میلیارد تومانی در هزینه‌های دولت، می‌تواند هزینه‌های چند ده هزار میلیارد تومانی درمان را به دولت و ملت تحمیل کند و این عاقلانه نیست. اختصاص یارانه به شیر و کمک به افزایش سرانه مصرف آن فوری‌ترین نیاز جامعه برای تامین امنیت غذایی و ارتقای شاخص سلامتی جامعه است. افزایش هر 10 کیلوگرم سرانه مصرف شیرحداقل 75 هزار فرصت شغلی مولد ایجاد می‌کند. این همه فایده را از این ملت بزرگوار و قانع دریغ نکنیم.
captcha