موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی، وبیناری با عنوان « ژئوپلتیکی شدن تجارت جهانی و تحولات منطقه ای و پیامدهایی برای اقتصاد ایران» برگزار کرد. از محورهای مهم این نشست، «تنش میان چین و آمریکا و برگزیت»، «حمایت گرایی»، «ملی گرایی اقتصادی»، «تنش های قره باغ» و «چالش های عضویت ایران در ترتیبات تجارت منطقه ای» بود
خبراقتصادي - در این نشست، علی زاهدطلبان، عضو هیات علمی و مدیر گروه پژوهش های حقوق اقتصادی و بازرگانی موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی به عنوان اولین سخنران در اظهاراتی گفت: ما در حال حاضر 305 موافقتنامه منطقه ای فعال داریم. این در حالی است که در زمان تاسیس سازمان جهانی تجارت در سال 1994 تنها 38 موافقتنامه فعال 38 وجود داشت. و حدودا 40 موافقت نامه دیگر نیز در دست مذاکره قرار دارد. بنابراین ما با یک روند شتابان شکل گیری ترتیبات تجاری منطقه ای مواجه هستیم.
او افزود: از نظر مشارکت کشورها در این موافقت نامه ها اتحادیه اروپا به عنوان طیفی از کشور های توسعه یافته در صدر قرار دارد. و منطقه غرب آسیا که ایران در آن قرار دارد، جزو رده های آخر از نظر مشارکت در ترتیبات منطقه ای است. در یک دهه اخیر تحولاتی رخ داده است که به نظر من شواهدی برای ظهور قدرت های جدید است. از جمله این شواهد می توان به «برگزیت»، «روی ار آمدن دولت دونالد ترامپ و شکل گیری ناسیونالیسم اقتصادی» و « کرونا و تردید در امنیت زنجیره تامین» اشاره کرد. زاهد طلبان در انتها سخنان خود را با طرح این سوال که «آیا روند تازه ای در جهان آغاز شده است؟» پایان داد.
وضعیت ایران
در ادامه این وبینار، محسن شریعتی نیا، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی در پاسخ به این سوال که آیا می توان تحولات جدیدی که در جهان رخ داده است را روند تازه ای دانست یا خیر؟ گفت: بله ما در جهان با روند جدیدی مواجه هستیم که ناشی از تغییرات ساختاری است.
او با بیان اینکه، ژئوپلتیکی شدن تجارت جهانی به معنای افزایش کنش گری دولت در تجارت جهانی است،گفت: بعد از جنگ سرد دولت ها تلاش می کردند تا از تجارت خارجی فاصله بگیرند. اما این روند تغییر کرده و دولت ها به تجارت برگشته اند که باعث تنگ شدن فضای تجارت می شود.
شریعت نیا جنگ تجاری بین چین و آمریکا را یکی از مهمترین جلوه های ژئوپلتیکی شدن دانست. تحریم های فزاینده ای که امروز در سراسر جهان شاهد هستیم، یکی دیگر از نشانه های ژئوپلتیکی شدن کشور ها است. وی با بیان اینکه، روند ژئوپلتیکی شدن ادامه پیدا می کند زیرا در متن تغییر سیستماتیک در سیاست بین الملل در حال رخ دادن است، ادامه داد: ما امروزه با دگرگونی در توزیع قدرت و بازنویسی قواعد رو به رو هستیم و شاهد افزایش توافق نامه ها تجاری، منطقه ای هستیم. این تغییر سیستماتیک هم فارغ از به قدرت رسیدن «جو بایدن» رئیس جمهور جدید آمریکا ادامه پیدا می کند. محسن شریعتی نیا در پایان سخنان خود، در مورد وضعیت ایران به این موضوع اشاره کرد که، آن شنبه ی معروف نخواهد آمد و ما به سمت انتخاب های پیچیده تر، دردناک و مبهم حرکت می کنیم و به همان موقعیت تاریخی خود به عنوان چهار راه حوادث برمی گردیم.
نظام چند قطبي
در ادامه این وبینار، مهدی فاخری، عضو هیات علمی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه نیز به شروع روند جدیدی در جهان از ابتدای قرن 21 اشاره کرد.
وی با بیان اتفاقاتی که از شروع قرن 21 رخ داده است، آن را کاملا متفاوت از قرن گذشته دانست. اتفاقاتی نظیر 8 جنگ، 20 عملیات ترروریستی مهم، 3 بیماری فراگیر و بحران های مالی این قرن.فاخری در ادامه گفت: شروع یک روند جدید از ابتدای قرن 21 با رخ دادن حادثه 11 سپتامبر بسیار واضح است. این روند شروع شده، ادامه می یابد و آینده قرن 21 را تحت تاثیر قرار می دهد.
وی قرن 21 را قرن قطبی شدن و شکل گیری قدرت های جدید دانست و ادامه داد: ما از نظام تک قطبی وارد نظام 2 قطبی شده و به سمت نظام سه قطبی حرکت می کنیم. همچنین در آینده ای نه چندان دور به نظام چند قطبی در جهان خواهیم رسید؛ که یکی از گزینه های محتمل برای این قطب چهارم هند است.
فاخری افزود ما امروزه شاهد یک انتقال قدرت از یک دولت انزوا گرا ، در برخی زمینه ها افراطی و حمایت گرا (آمریکا) به سمت یک حزب ظاهرا معتقد به چند جانبه گرایی، محیط زیست و تعامل دارد.
وی در ادامه به این نکته اشاره کرد که آمریکا با ریاست جمهوری «بایدن» تفاوتی با آمریکای زمان ریاست جمهوری «ترامپ» ندارد. به صورت کلی می توان گفت که با به قدرت رسیدن «جو بایدن» رئیس جمهور جدید آمریکا، این کشور به سمت تعاملات بیشتر حرکت خواهد کرد اما به هیچ عنوان به آمریکا به وضعیت زمان ریاست جمهوری اوباما بر نخواهد گشت.
فاخری همچنین افزود، سیاست های تجاری دولت جدید آمریکا، مشابه سیاست های دولت قبلی خواهد بود. اما ممکن است در رفتار متفاوت عمل کنند. در حقیقت آمریکا همان رفتار رقابتی سابق با چین، اتحادیه اروپا و در بعضی موارد با کشور های نزدیک تر مانند کانادا و مکزیک را پیش خواهد گرفت. وی در انتها با اشاره به این موضوع که هند احتمالا قطب چهارم در جهان باشد، گفت: باید منتظر تحولی جدید از کنار هم قرار گرفتن چین و هند در جهان باشیم.
عملکرد ایران
اما بهرام امیر احمدیان، عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، سخنان خود را با این نکته شروع کرد که ایران به عنوان یک کشور متاسفانه نظام بین الملل را قبول نداشته، اما خواستار فعالیت در این نظام است.
وی در ادامه به این موضوع اشاره کرد که در سال 1384 سند چشم انداز 20 ساله منتشر شد که بنا بر این سند ایران در سال 1404 باید تبدیل به قدرت در منطقه قفقاز شود اما تا امروز گامی در راستای رسیدن به این هدف برداشته نشده است.
امیراحمدیان همچنین افزود در سال 1375 راه آهن ایران به آسیای مرکزی وصل شد، که این خبر بسیار خوبی بود، اما ما نتوانستیم از این موقعیت پیش آمده در راستای تحقق سند چشم انداز 20 ساله استفاده کنیم. وی در ادامه به خط لوله انرژی دریای خزر به غرب، به عنوان یکی دیگر از نمونه هایی اشاره کرد که ما نتوانستیم از موقعیت بسیار خوبی که برای پیشرفت کشور ایجاد شده بود استفاده کنیم.
چالش های ایران
به عنوان آخرین قسمت این وبینار علی زاهدطلبان موارد زیر را از جمله چالش های ایران برای حضور در ترتیبات منطقه ای دانست که شامل مواردی چون «۱.بی ثباتی محیط پیرامونی و تنش-های سیاسی با برخی همسایگان، ۲.دوری بلند مدت ایران از نظام تجاری چند جانبه و ناسازگاری با قواعد آن، ۳.فقدان یکراهبرد مشخص و روشن با اثر بخشی عملیاتی، ۴. بی ثباتی اقتصاد داخلی و محیط تجاری کشور، ۵.نگاه تزئینی به موافقت نامه ها و عدم التزام با اقتضائات آن؛۶.ضعف تشکیلاتی و نهادی و فقدان سازو کارهای منسجم و فیصله بخش؛ ۷.فقدان وحدت فرماندهی و تداخل وظایف و مسئولیت های دستگاهی؛ ۸. فقدان زیرساخت های تجاری و فنی لازم برای اجرای صحیح و موثر موافقت نامه ها؛ ۹. کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصص و آشنا با موضوعات توافق های تجاری؛ ۱۰. عدم وجود سازوکار های موثر برای پایش موافقت نامه های تجاری.»