وقتی من را میبیند انگار چامسکی یا زیباکلام را دیده باشد، شروع میکند به عزت گذاشتن و سؤال کردن.
رضا ساکی: امروز صبح همان همسایهمان را دیدم. همان که دوربینهای مجتمع را کنار کولر خانهاش نصب کرده بودند و فکر میکرد دستگاه شنود است! بندهی خدا خیلی به من لطف دارد. وقتی من را میبیند انگار چامسکی یا زیباکلام را دیده باشد، شروع میکند به عزت گذاشتن و سؤال کردن. میگوید: مهندس شما که در روزنامه و رادیو و خبرگزاری هستی، به نظرت آن نامسلمانان مرسی را آزاد میکنند؟ دلار ارزان میشود؟ این آقای زم که نامزد ورازت ارشاد است، همان زم خودمان است؟ زم حوزه؟ نومحافظهکاران آمریکا یعنی چه؟ خیلی خطرناکاند؟ این دکتر کردوانی پیر شده یا راست میگوید سی سال دیگر سد کرج میخشکد؟ راستی شما برای وزارتخانه پیشنهاد ندارید؟
خلاصه هر بار برخورد میکنیم، کلی شرمنده میشوم، بندهی خدا من را در حد وزیر قبول دارد! دوست دارم یک بار توی چشمش نگاه کنم و بگویم پدر جان من آن کسی که شما فکر میکنید، نیستم! ولی میدانم که نمیتوانم. صبح میگفت: مهندس چرا آقای مطهری از شنود شکایت نکرده است؟ عجیب نیست؟ البته خواندم حاج آقا اژهای گفته: اصل موضوع شنود در دفتر علی مطهری ابهام دارد، این حرف یعنی چه؟ گفتم: چه عرض کنم؟ گفت: میدانم شما خبرنگاران چیزهایی میدانید که همه نمیدانند، من هم اصرار نمیکنم که بگویی! گفتم: ما هم چیز زیادی نمیدانیم! گفت: از ما که بیشتر میدانید، راستی انشاءالله به مراسم تحلیف آقای روحانی دعوت هستید؟ آقای خاتمی هم میآید؟ آن یکی چطور؟
ایسنا