مسکن مهر قرار بود مشکل اقشار آسیب پذیر جامعه را حل کند که سال ها گرفتار خانه های استیجاری و مشکلات آن همچون اسباب کشی و افزایش کرایه سالیانه بودند و قدرت مالی لازم برای صاحب خانه شدن را ندارند اما این پروژه به دلیل آن که با تصدی گری شدید دولتی همراه شد، در عمل نه تنها مشکل را حل نکرد که بر آن افزود
ایمان فرجام نیا: مسکن مهر قرار بود مشکل اقشار آسیب پذیر جامعه را حل کند که سال ها گرفتار خانه های استیجاری و مشکلات آن همچون اسباب کشی و افزایش کرایه سالیانه بودند و قدرت مالی لازم برای صاحب خانه شدن را ندارند اما این پروژه به دلیل آن که با تصدی گری شدید دولتی همراه شد، در عمل نه تنها مشکل را حل نکرد که بر آن افزود.
به بیان دیگر به جای برداشتن ابرو، چشم هایی را کور کرد. قیمت تمام شده در پروژه هایی که بخش خصوصی انجام می دهد به دلیل رقابت وبهره گیری حداکثری از منابع با کمترین اتلاف، به مراتب پایین تر از آن چیزی است که توسط دولت و شرکت های اقماری آن انجام می شود.
این قاعده کلی، در مسکن مهر هم صدق می کند. در آغاز به کسانی که شرایط بهره مندی از مسکن مهر را احراز کرده بودند، وعده داده شد که با قیمتی حدود 10 میلیون تومان صاحب خانه می شوند ولی در عمل چنین خانه هایی برای آنها حدود 50 میلیون تومان خرج داشت. در شرایطی که زمان تحویل واحدهای مسکونی نیز بسیار طولانی شد. پیش از آن که دولت بخواهد وارد گود مسکن شود تا به کاهش مشکل مستاجرها کمک کند، صاحبخانه شدن کار به مراتب راحت تری بود
. قیمت متوسط یک آپارتمان نوساز و کوچک در محله های میانی شهر تهران، در سال 1384، حدود 25 میلیون تومان بود که تا 18 میلیون تومان آن هم با وام بانک مسکن قابل پرداخت بود. بدین ترتیب بسیاری از زوج های جوان می توانستند با پس انداز کردن درآمد خود در دوسه سال، خانه ای مناسب خانواده دونفره را بخرند و در آن سکونت کنند. خانه که از زیرساخت های مناسبی برخوردار بود و فاصله کمی با محل کار و خانواده آنها داشت.
اما اکنون چنین زوج هایی اگر شاهین سعادت بر شانه های شان بنشیند و لایق برخورداری از خانه مهر شوند، باید پس انداز چهار پنج سال خود را بدهند تا پس از سه چهار سالی در نوبت ماندن، خانه ای دور از شهر در اختیارشان قرار گیرد. خانه ای که به قول شاعر از پای بست ویران است و معلوم نیست تا پایان اقساط بانکی اش، سالم بماند. خانه دار شدن در همان محله های میانه شهر که 10 سال پیش کار ساده ای بود، اکنون به یک رویا می ماند چون قیمت آپارتمان متری 350 هزار تومانی به متری 5 میلیون تومان ترقی کرده است.
مسکن مهر در حالی چنین دستاوردهایی را برای زوج های جوان به ارمغان آورده است که در 8 سال گذشته، بخش مهمی از امکانات کشور را به خود اختصاص داد. در این مدت، بسیاری از طرح های عمرانی تعطیل شدند تا بودجه و سیمان و آهن برای مسکن مهر تامین شود.
بانک مرکزی نیز با وام های بی ضابطه خود به پروژ های مسکن مهر، زمینه ساز تورم لجام گسیخته ای شد که امروز همه مردم تاوان آن را پس می دهند. سرنوشت مسکن مهر نشان می دهد که اگر دولت به فکر مهربانی با مردم است، بهتر است به تجربه های جهانی اقتصاد احترام بگذارد و خود را از تصدی گری عمرانی و اقتصادی آزاد کند تا بخش خصوصی بتواند نیازهای جامعه را با شرایط منصفانه تری تامین کند.
دولت زمانی می تواند بر سیاست گذاری کلان و نظارت بر حسن انجام آن تمرکز کند که پای خود را از گلیم های ساخت و ساز و خرید و فروش بیرون بکشد.