کارشناسان معتقدند الگوهای ازدواج در جامعه فعلی تغییر کرده است که ثمره آن نیز ازدواجهایی میباشد که تا سالها پیش رواج نداشت.
خبراقتصادی: امین جامعه در ادامه نوشت؛ نمونه آن نیز ازدواج دختران با پسران کوچکتر از خود و یا ازدواج پسران با دختران بزرگتر از خود است. برخی از کارشناسان این ازدواج را مثبت و برخی آن را منفی تلقی میکنند.در این گزارشی به بررسی این نوع ازدواج پرداخته ایم.برخی از کارشناسان نام این نوع ازدواج را، ازدواج با سن وارونه نهادهاند. به این معنی که قاعده اصلی سن ازدواج این است که پسر بزرگتر از دختر باشد. اما آیا واقعا رعایت سن در ازدواج به این معنی است که دختر حتما کوچکتر باشد؟
دکتر امانالله قرائیمقدم، جامعهشناس و استاد دانشگاه، به شدت از ازدواجهایی که در آن پسر از دختر کوچکتر باشد انتقاد میکند. البته وی با ازدواجهایی که پسر بسیار بزرگتر از دختر است نیز موافق نیست.
او که از مخالفان سرسخت این نوع ازدواجهاست، میگوید: مسئلهای که این روزها رایج شده، عدم تناسب سنی است مثلا دختر چندین سال بزرگتر است. یا اینکه پسر به طور نامتعارفی از دختر بزرگتر است. درصد طلاق در این گونه ازدواجها بالاست. زیرا پس از گذشت چند وقت، به دلیل عدم مقبولیت در فرهنگ عمومی کشور، دچار مشکل میشوند.
** آمارها چه میگویند
براساس آمارهای رسمی کشور در سه ماه آغاز سال گذشته 24 هزار و 967 پسر با دخترانی که یک تا 20 سال از خودشان بزرگتر بودهاند، ازدواج کردهاند. نگاهی اجمالی به این آمار نشان میدهد که این مسئله در حال تبدیل شدن به مسئلهای عادی بین دخترها و پسرهایی است که در سن ازدواج هستند یا از سن ازدواج آنها گذشته است.
** عشق و علاقه چه سهمی در این ازدواجها دارد
موضوع عشق و علاقه در این ازدواجها شاید فقط به صورت زبانی مطرح شده باشد و هیچ آمار و ارقامی در مورد آن وجود ندارد. زیرا به قول یکی از کارشناسان، عشق و علاقه در آمار و ارقام قابل ثبت نیست و صحت و سقم آن را نیز نمیتوان به درستی تشخیص داد.
مهین، مادری 55 ساله است، او بعد از گذشت 7 سال، هنوز وقتی درباره ازدواج پسرش صحبت میکند، آه میکشد.
او میگوید: پسرم بعد از سربازی برای درس خواندن به خانه یکی از دوستانش رفت و آمد داشت. آن دو برای کنکور درس میخواندند. در این رفت و آمدها پسرم عاشق مادر دوستش که اتفاقا همسر او از دنیا رفته بود میشود. آن زن، همکلاسی دوران مدرسه من بود. ظاهر جذابی داشت و ظاهرش کمتر از سن و سالش نشان میداد. با وجود درگیریهای فراوان، پسرم با آن زن ازدواج کرد و همسرم نیز بعد از دو سال از شدت غصه دق کرد و از دنیا رفت. هیچ گاه آن زن را نمیبخشم.
** مسئله اقتصادی و ازدواجهای امروزی
برخی کارشناسان معتقدند عامل اصلی این گونه ازدواجها، مسائل اقتصادی است و اینکه پسران برای تامین هزینههای زندگی با دختران بزرگتر و پولدارتر از خود ازدواج میکنند.
دکتر قرائیمقدم معتقد است: جوانانی که تن به چنین ازدواجهایی میدهند براساس عشق و علاقه واقعی ازدواج نمیکنند بلکه برای استفاده از منافع مادی و امکانات اقتصادی دختری را که بزرگتر است و شغل، درآمد، خودرو و خانه مستقل دارد، انتخاب میکنند. چنین پسرانی معمولا خود یا دانشجو و یا بیکار هستند و اگر هم شغلی داشته باشند با درآمدش نمیتوانند از پس پرداخت هزینههای یک زندگی مشترک برآیند به همین دلیل به سمت ازدواج با دختران بزرگتر از خود گرایش پیدا میکنند.
** فقط سن شناسنامهای ملاک نیست
در حالی که برخی کارشناسان تاکید دارند که حتما پسر از دختر بزرگتر باشد برخی دیگر معتقدند سن شناسنامهای نباید تنها ملاک ازدواج باشد.
دکتر غلامعلی افروز میگوید: محبوبترین بنا برای پیامبر اکرم(ص) خانواده و پرثوابترین واسطهگری، برای ازدواج است.
از منظر روانشناسی دینی، هر دختر و پسری که بلوغ جنسی را تجربه کند، سلامت عقلی، تعادل روان و عاطفی، کفایت شخصیتی و قابلیت مسئولیتپذیری اجتماعی دارد، میتواند زوجش را انتخاب کند و شغل یا میزان سواد تاثیری در این حق ازدواج ندارد.
استاد روانشناسی دانشگاه تهران بیان میکند: اینکه توصیه کنیم در ازدواج، دخترها باید چند سال کوچکتر از پسرها باشند مانع فرهنگی ازدواج است. در ازدواج اصلا نباید به شناسنامه نگاه شود. اگر در ازدواجها، دختر از پسر هم بزرگتر باشد اشکالی به وجود نمیآید همان طور که پیامبر اکرم(ص) با حضرت خدیجه(س) که 15 سال از ایشان بزرگتر بودند ازدواج کردند. در کل ما معتقدیم ازدواجهایی که در آن دختر دو سال از پسر بزرگتر است ازدواجهای مستحکمتری هستند.
** ازدواجهای غیرمتعارف بادوام
با وجودی که بسیاری از کارشناسان معتقدند که دختر باید کوچکتر از پسر باشد اما بسیاری از ازدواجها هستند که در آن مرد کوچکتر از زن است اما بعد از گذشت سالها زندگی آنها همچنان بادوام و مستحکم است.
مرتضی مردی میانسال است، او میگوید: 37 سال پیش هنگامی که دانشجو بودم خانوادهام یکی از دختران فامیل را برای ازدواج با من انتخاب کردند. آن زمان من در شهر خودمان درس نمیخواندم و فقط یک بار برای دیدن او آمدم و همان یک بار هم حرفهایمان را زدیم و قرار عقد گذاشته شد. وقتی به دانشگاه برگشتم همکلاسیهایم که از ماجرا مطلع شده بودند مرا مسخره میکردند و میگفتند تو با کسی که جای مادرت است ازدواج کردهای اما با وجود تمام این حرفها ما زندگی بادوامی داشتیم و اکنون نیز صاحب چندین فرزند و نوه هستیم.
دکتر قرائیمقدم در این باره میگوید: شاید چنین ازدواجهایی نکات مثبتی هم داشته باشد مثل اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. ولی در کنار این نکات مثبت، نکات منفی هم هست که خودنمایی میکند زیرا اگر خود فرد پذیرای شرایطش باشد تا اندازهای میتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند.
**این نوع ازدواج خوب است یا بد؟
دکتر مجید ابهری، استاد دانشگاه و آسیبشناس اجتماعی در این باره میگوید: بزرگتر بودن دختر از پسر در ازدواج تا 4 سال نیز مشکلی ایجاد نمیکند و در صورتی که سایر توافقها و تفاهمهای فرهنگی، اخلاقی، تحصیلی و فیزیکی وجود داشته باشد. بزرگتر بودن دختر از پسر مانعی ندارد اما اختلاف بیش از 4 سال ممکن است در زندگی آینده زوجین تاثیر منفی داشته باشد.
به هر حال عدهای از کارشناسان با این نوع ازدواج موافقند و عدهای هم مخالف. عدهای هم معتقدند که در این زمینه نمیتوان حکم قطعی صادر کرد. با نگاهی به دور و بر خود نیز به این نکته پی میبریم که اگر چه جامعه تا سالیان قبل با این شیوه ازدواج مشکل داشت اما اکنون تابوی آن شکسته شده و عده زیادی از جوانان به سمت این نوع ازدواجها گرایش پیدا کردهاند. قضاوت درباره خوب یا بد بودن آن نیز به سادگی میسر نیست زیرا هر زندگی مشترکی ویژگیهای خاص خود را دارد و افراد نیز دارای روحیات و خصوصیات متفاوتی هستند. لذا به هیچ وجه نمیتوان حکم و قانونی کلی درباره این نوع ازدواجها صادر کرد.