به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
دكتر زهرا كريمي اقتصاددان در نشست مجازي كانون دانش آموختگان اقتصاد

اقتصاد ايران نيازمند يك تصميم فوري و بزرگ است/ دهه 90 دهه از دست رفته اقتصاد ايران بود

بسیاری از کارشناسان معتقدند که حل برخی مشکلات نهادی و ساختاری مانند امضا نشدن fatf و همراه نشدن با دولت برای ایجاد ثبات و کاهش مشکلات و کاهش تنش های سیاست خارجی و سیاست داخلی به یک اراده سیاسی بزرگتری نياز دارد. اقتصاد ايران بايد با يك تصميم بزرگ و يك اراده سياسي فراتراز دولت از وضعيت كنوني خارج شود و نبايد اين تصميم را تا انتخابات آمريكا در سال جاري و انتخابات ايران در سال آينده به تاخير اندازيم
کد خبر: ۱۵۷۰۴۰
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۱۶
اقتصاد ايران نيازمند يك تصميم فوري و بزرگ است/ دهه 90 دهه از دست رفته اقتصاد ايران بود
اقتصاد گردان  – محسن شمشيري
کانون دانش آموختگان اقتصاد، جلسه ماهانه خود را به صورت مجازي در شرايط شيوع كرونا، با محوريت بررسي گزارش مرکز پژوهش های مجلس در مورد اقتصاد ايران در دهه 1390 با حضور خانم دكتر زهرا كريمي اقتصاددان و عضو هيات علمي دانشگاه برگزار كرد.
دكتر كريمي با اشاره به شاخص ها و آمارها و نمودارهاي منتشر شده در اين گزارش، به نكات اساسي در ارتباط با كاهش رشد اقتصادي،  كاهش قدرت خريد خانوارها، تورم و رشد قيمت در بازار دارايي ها و اثر آن بر مصرف و قدرت خريد مردم، بيكاري پنهان و كاهش نرخ مشاركت،‌ نابرابري و افزايش ضريب جيني، بالا رفتن رقم خط فقر و افزايش خانوارهاي زير خط فقر به 18 درصد خانوارهاي كشور، كاهش سرمايه گذاري و محيط كسب وكار نامناسب، امضا نشدن FATF، اثر بورس بر خلق نقدينگي و رشد قيمت ها در كل اقتصاد، اثر كسري بودجه بر رشد نقدينگي و تورم، معكوس شدن رابطه ارز و بورس، پرداخت و در پايان تاكيد كرد كه اقتصاد ايران بايد با يك تصميم بزرگ و يك اراده سياسي فراتراز دولت از وضعيت كنوني خارج شود و نبايد اين تصميم را تا انتخابات آمريكا در سال جاري و انتخابات  ايران در سال آينده به تاخير اندازيم

رشد اقتصادي

مرکز پژوهش های مجلس گزارش ارزشمندی را در مورد اقتصاد ایران و رشد اقتصادی منتشر کرده که جای قدردانی و سپاسگزاری دارد. قبل از انتشار اين گزارش، برخی اقتصاد دانان و پژوهشگران و  کارشناسان نيز نسبت به روند نگران کننده اقتصاد ایران و کاهش رشد اقتصادی  و وضعيت ساير شاخص هاي كلان اقتصادي، وضعيت خانوارها، فقر و سياست پولي و بازار دارايي ها هشدار داده اند
البته مرکز پژوهش های مجلس، در گزارش خود، رشد اقتصادی را بين سال 1390 تا 1398 بررسی  کرده است اما باید توجه داشته باشیم که اقتصاد ایران از سال 1387  با روند نزولی رشد اقتصادی مواجه شده و به خصوص پس از بحران مالی جهان در 2006، به دلیل کاهش قیمت جهانی نفت، اثر خود را بر اقتصاد ایران گذاشته  و رشد اقتصادی را کاهش داده است. در اين دوره، قیمت نفت از حدود 147 دلار به 30 دلار کاهش یافت و ضربه بزرگی را به درآمد ارزی ایران وارد کرد و رشد منفی را در اقتصاد دیدیم.
با این که در سال های 88 تا 90، قیمت نفت دوباره افزایش یافت اما درآمد سرانه و مصرف خانوار همچنان کاهش یافته و قدرت خرید خانوارها کمتر شده است. یعنی حتی بهبود درآمد نفت نتوانسته قدرت خرید و درآمد سرانه را بهتر کند.  از سال 86 به بعد، درآمد سرانه و مصرف خانوارها روند منفی را نشان داده وروند نگران کننده ای داشته است .
اکنون این برداشت ایجاد شده که حتی اگر اقتصاد خوب کار کند و بهبود داشته باشد و درآمد نفت بهتر شود، به این سادگی نمی توان شاهد بهبود درآمد سرانه و مصرف خانوارها باشیم و اقتصاد به كارهاي بزرگتر از رشد درآمد نفت نياز دارد تا اوضاع را بهبود بدهد. این موضوع حتی قبل از تحریم ها نیز خود را نشان داده و متاثر از مسائل ساختاری، شاهد کاهش درآمد سرانه و مصرف و قدرت خرید خانوارها بوده ایم  و علاوه بر تحريم ها  و كاهش درآمد نفت، متاثر از فضاي كسب وكار و وضعيت كلان و ساختاري اقتصاد ايران بوده است.
به عبارت دیگر، اگرچه اقتصاد ایران بعد از انقلاب، عملکرد خوبی نداشته اما تا سال 1386 مصرف خانوار و قدرت خرید مردم رشد خود را حفظ کرده بود و از طریق یارانه های کالاهای اساسی، تامین مالی های مختلف، سیاست های مختلف، درآمد سرانه و مصرف خانوار و قدرت خرید مردم حفظ شده است.  ولی از سال 1386 به این سو، روند حفظ قدرت خرید خانوار قابل دوام نبوده، و شاهد روند نزولی قدرت خرید و مصرف خانوارها بوده ایم. خانوارها نه تنها نتوانسته اند قدرت خرید خود را حفظ کنند، بلکه قدرت خرید و مصرف آنها روند نزولی به خود گرفته و از اواخر دهه 1380، زنگ خطر کاهش قدرت خرید و مصرف خانوار به صدا درآمده است.
به عقیده کارشناسان، در فاصله سال های 88 به بعد، یکسری ناآرامی ها در کشور بروز کرده که بخش از آن می تواند ناشی از کاهش قدرت خرید مردم باشد که خانوارها احساس كرده اند قدرت خرید خود را از دست داده اند و چشم انداز بهبود برای قدرت خرید و درآمد و هزينه هاي  خود ندیده اند.
این روند نگران کننده  و علائم نامطلوب آن از سال 1390 به بعد نگران کننده تر می شود و تحریم های بین المللی از سال 1391 تا 1395،  اثر قابل توجهی بر این روند داشته و یک ضربه جدی به قدرت خرید خانوارها وارد کرده است. البته در سال 1395 متاثر از اجرای برجام، انتظار می رفت که شاهد بهبود روند قدرت خرید خانوار باشیم اما یکی دو سال پس از آن، دوباره آهنگ رشد منفی اقتصاد و کاهش قدرت خرید خانوار را شاهد هستیم.

تشديد التهاب بازارها از تيرماه 99

اگرچه گزارش مرکز پژوهش های مجلس در خرداد 99، وضعیت اقتصاد ایران را از سال 1390 تا بهار 99 بررسی کرده است. از تیرماه 99 نیز التهاب در بورس، بازار ارز و طلا، چشم انداز را نگران کننده تر از آن چیزی کرده که مرکز پژوهش های مجلس گزارش کرده و طبیعی است که این روند روی قدرت خرید خانوارها، رشد اقتصادی و شاخص های کلان و درآمد سرانه اثر منفی بیشتری خواهد داشت.
گزارش مرکز پژوهش های مجلس، در مورد رشد اقتصادی و براساس پیش بینی های صندوق بین المللی پول، به نکاتی اشاره کرده و نشان مي دهد كه از سال 97، رشد اقتصادی منفی شده و اين رشد منفي در سال 98 و 99 ادامه يافته است.
بانک مرکزی اعلام کرده که رشد اقتصادی در سال های 97 و 98 منفی 5.6 و منفی 6.5 درصد بوده است.  یعنی تنها در دو سال 97 و 98 بیش از 12 درصد  از تولید ناخالص داخلی کشور کاهش يافته و كيك اقتصاد ايران كوچك تر شده است همچنين در سال 99، با شیوع ویروس کرونا، تعطیلی برخی از کسب وکارها و فعالیت های اقتصادی در فروردین، عملا با ادامه تشدید رکود همراه شده است
حتی با باز شدن برخی فعالیت ها در اردیبهشت ماه، روند تشدید رکود متوقف نشده و التهاب بازارها و افزایش قیمت ها، عملا به تشدید رکود و کاهش رشد اقتصادی و مشکلات واحدهای اقتصادی دامن زده است.
علائمی که از بخش های مختلف اقتصادی ثبت شده نشان می دهد که خرید بسیاری از کالاها از جمله پوشاک و کفش، لوازم خانگی، شوینده وبهداشتی، و... کاهش داشته، تامین مواد اولیه برای برخی فعالیت ها با مشکل همراه است. خرید نیازهای حیاتی و معیشتی مردم کاهش یافته، اقتصاد به شدت دچار آسیب شده، حتی مراجعه به بیمارستان های غیر کرونایی و مطب های پزشکان، دندانپزشکی و... کاهش یافته است. مدیر یکی از بیمارستان ها گفته بود که راهی جز تعدیل نیمی از کارکنان خود ندارد. یعنی خدمات سلامت و بهداشت نیز تحت تاثیر قرار گرفته و بخش هاي مختلف اقتصاد نيز تحت تاثير قرار گرفته است.  

دهه 1390 دهه گم شده و از دست رفته

به عبارت دیگر، سال 99 تصویر ما از شرایط اقتصادی، نگران کننده تر می شود. آنچه که در گزارش مرکز پژوهش های مجلس آمده، نشان می دهد که میانگین رشد اقتصادی از سال 90 تا 98 حدود صفر بوده و اگر تصویر و وضعیت چهارماه اول سال 99 را به آن اضافه کنیم، به این نتیجه میرسیم که دهه 1390 در اقتصاد ایران یک دهه گم شده و از دست رفته از نظر رشد اقتصادي و سرمايه گذاري بوده است.
در صورتی که در دهه 1390، جمعیت جوان ایرانی وارد بازار کار شده و افراد بین 15 تا 65 سال که آماده کار و فعالیت است، بخش عمده ای از جمعیت ایران را تشکیل می داده و از اين فرصت مي توانستيم براي رشد سرمايه گذاري، اشتغال و توليد استفاده كنيم و رشد اقتصادي را افزايش دهيم.  
ولی این پنجره جمعیتی را بهره مند نشده ایم و عملا این جمعیت جوان و توانمند در مواردی تبدیل به  بيكاري و نگرانی و تهدید شده است. زیرا کیک اقتصاد ایران دائم کوچک تر شده و ضعیف شده  و فرصت های شغلی در حد مورد انتظار ایجاد نشده است. هر چند که با رشد فناوری ها، استارتاپ ها، شغل ها و درآمد های مختلفی ایجاد شده است اما در عین حال برخی شغل ها نیز از بین رفته یا کوچکتر شده است.  يعني افراد با شغل هاي تخصصي و حرفه اي عملا تبديل به راننده اسنپ شده اند.  
يعني فرصت های از دست رفته بسیار فراتر از فرصت هایی است که ایجاد شده و در این دهه، اضطراب، نگرانی و ناامیدی از آینده را تشدید کرده است. نگرانی از آینده در بخش های مختلف بروز کرده و باعث نارضایتی هایی شده که نشانه آن را در آبان 98 دیده ایم که باعث بروز ناآرامی هایی در کشور شد. یعنی آمارها و شاخص های اقتصادی به وضوح نشان می دهد که نارضایت های  اجتماعی روی هم انباشت و تل انبار شده است.

تورم

 خانم دكتر كريمي در مورد وضعيت تورم و ارتباط بازارها بر فشار وارد شده بر خانوارها گفت: گزارش مرکز پژوهش های مجلس، یکی از نکات بارز اقتصاد ایران را وجود تورم های بالا اعلام کرده، در برخی ماه های 1398، تورم به 50 درصد رسیده است. اقتصاد ایران چهارمین کشور از نظر تورم بالا بوده است بعد از ونزوئلا، زیمبابوه و آرژانتین، بالاترین تورم را در جهان داریم. ولی با این روندی که در سال 99 شاهد هستیم، می توان پیش بینی کرد که تورم ایران از آرژانتین پیشی گرفته و به رتبه سوم اقتصاد جهان از نظر تورم بالا برسيم.  
با شرایطی که در بازار ارز، پول و طلا، و بورس شاهد هستیم، فشار سنگینی از سوی بازار دارایی به سمت بازارهای کالاها و خدمات  وارد خواهد شد و رشد قيمت ها در بازار دارايي باعث رشد قيمت كالاهاي اساسي خواهد شد.  
اگر تورم همین طور افزایش یابد، مانند آرژانتین، عده ای ممکن است که کالا انبار کنند و به فروشگاه ها هجوم آورند.  این موضوع خطر خالی شدن فروشگاه ها را به همراه دارد و باعث تورم بیشتر خواهد شد و تقاضای بیش از حد و مصنوعی در برخی کالاها ایجاد خواهد کرد و امید است که این پیش بینی برای سال 99 تحقق نیابد. اگر در ماه های آینده این روند افزایش بورس و ارز و قیمت ها کنترل نشود، باید شاهد هجوم مردم به بازارهای کالا باشیم که وحشت زده به انبار کردن کالا بپردازند.
در گزارش مرکز، به این نکته اشاره شده که تورم به تنهایی نشانه فشار بر خانوارها و دهک های پایین درآمدی و فقیر نیست، رشد قیمت کالاهای معیشتی و مواد غذایی، شتاب بیشتری داشته و بالاتر از تورم میانگین رشد کرده و در عين حال بيكاري،‌ افزايش قيمت مسكن و ساير دارايي ها، نگراني از آينده، كاهش درآمد، تغيير شغل و... موضوعات ديگر، فشار تورم را تشديد كرده است.
افزایش قیمت برخی مواد غذایی در سال 98 به بالای 85 درصد رسیده است. اثر تحریم ها روی تورم و کالاهای معیشتی و مصرفی شدیدتر بوده و اثر نرخ ارز روی کالاهای معیشتی و مصرفی خانوارها و مواد غذایی بلافاصله و سریع و شدید بوده که نشان دهنده  اثر تحریم ها و نرخ ارز بر قدرت خرید خانوارها و معیشت و تورم کالاهای مصرفی بوده است.
 به دنبال افزایش نرخ ارز، تورم بالا رفته و اثر سریع روی بازار کالاها و خدمات گذاشته و قيمت ها را بالا برده است در نتيجه قيمت ارز نيز فشار بر خانوارها را افزايش مي دهد.  
مجموعه افزایش قیمت ها در بورس، بازار دارایی ها، ارز و طلا و قیمت کالاهای مصرفی، مواد غذایی و... نشانگر کاهش توان دولت و محدود شدن قدرت اثرگذاري سیاست های دولت در کنترل تورم است. مجموعه این عوامل یکدیگر را تشدید می کند و به دنبال افزایش نرخ ارز، تورم بالا می رود و یک اثر تشدید کننده متقابل روی بازار دارایی ها و کالاها و خدمات می بینیم. رشد قیمت ها و شاخص ها در بازار دارایی  و بورسي نیز دوباره روی تورم و نرخ ارز اثرگذاشته  و اثرات متقابل رشد قیمتها را تشدید می کند. به عبارت ديگر، همه شاخص ها و بازارها روي هم اثر مي گذارد و همه آنها نقدينگي و تورم و قيمت ها را افزايش مي دهند.  
این وضعیت نشانگر توان روبه افول دولت در بازار دارایی، کالاهای مصرفی و ارز و.. است. مجموعه شتاب قیمت ها نشان دهنده توان روبه افول دولت در بازار دارایی ها و تورم و کالاها و خدمات و کنترل و نظارت و اثر سیاست ها بر آن است.

بازار کار

كريمي با اشاره به شاخص ها و وضعيت بازار كار گفت:  مرکز پژوهش های مجلس در مورد بازار کار نیز اعلام کرده که این بازار وضعیت نگران کننده ای دارد. حدود 60 درصد شاغلان با مزدهای پایین بدون چتر حمایتی قانون کار و پوشش بیمه ای در حال فعالیت هستند.  البته این گزارش امکان پرداختن به همه مشکلات و شاخص ها را نداشته است.  مزدهای واقعی در ایران روند نزولی داشته، بهره وری نیروی کار کاهش یافته و بسیاری از مشاغل ایمن و با بهره وری بالاتر به مشاغل ناامن و با بهره وری کمتر انتقال یافته اند. یک راننده اسنپ مي گفت كه  از مدير کارگاه تخصصی اطراف تهران به راننده تبدیل شده و بسیاری از شغل ها تبدیل به راننده اسنپ شده اند.
کاهش نرخ مشارکت در بازار کار، کاهش مزدهای واقعی و... نشانه وضعیتی است که نیروی کار و خانوارها را تحت فشار قرار داده و به دنبال آن پرداخت ها نیز به موقع نبوده و در نتیجه اعتراضات کارگری نیز افزایش یافته است.
این کاهش مشارکت در آمارها، ناشی از آن است که  حضور جوانان در دانشگاه ها به معنای بیکاری پنهان است و چون کار نبوده، به درس  و دانشگاه پناه برده اند و خود را مشغول کرده اند. یک بخش بزرگی از بیکاری پنهان نیز زنانی هستند که تحصیل کرده هستند اما تبدیل به زنان خانه دار شده اند و یا به ادامه تحصیل مشغول شده اند و یا عملا بیکار هستند و یا بیکاری پنهان دارند. تعداد این نوع بیکاری و کاهش نرخ مشارکت در حال افزایش است.

تشدید نابرابری

اگر تورم، کاهش درآمد سرانه و قدرت خرید و مصرف خانوارها را در نظر بگیریم، نشان دهنده وضعیتي نامناسب است اما وضعیت نابرابری نیز در کنار آن تشدید شده است. وقتی تولید سرانه تقسیم بر کل جمعیت شود میانگین درآمد سرانه را نشان می دهد اما به این معنی نیست که درآمد سرانه به صورت یکسان تقسیم شده است. بلکه شاخص ها نشان می دهد که نابرابری نیز تشدید شده و وضعیت را نگران کننده تر نشان می دهد.  ضریب جینی از 0.37 در سال 90 به 0.41 در سال 98 رسیده و نشانه تشدید نابرابری در این دهه 1390 است.

18 درصد خانوارها زیر خط فقر
عده ای با خودروهای لوکس و زندگی های پر از ریخت و پاش ، یک طبقه جدید مرفه را نشان می دهند که در کنار آن فقر گسترده و نابرابری ها و مشکلات خانوارها افزايش يافته است. خط فقر در تهران به 4.5 میلیون تومان رسیده و خط فقر در کشور به 2 میلیون تومان رسیده در حالی که حداقل دستمزد در سال 99 زیر 2 میلیون تومان است. به عبارت دیگر، با تشدید وضعیت تورم، خط فقر، دستمزدها، بیکاری، التهاب بازارها، تشدید نابرابری و... عملا میزان خانوارهای زیر خط فقر را از 15 درصد در سال 90 به 18.5 درصد در سال 97 افزایش داده است.
برای سال 99 این وضعیت نگران کننده تر است و فقر و نابرابری شدید تر را ایجاد کرده و باعث شده که عده ای از کارشناسان، نگران نوعی انفجار اجتماعی و بروز نارضایتی های شدید باشند. شاخص های اقتصادی نیز نگرانی از بروز نارضایتی و ناآرامی را نشان می دهد.

کاهش سرمایه گذاری و محیط کسب و کار نامناسب
 كريمي به رتبه ايران در محيط كسب وكار منطقه و جهان اشاره كرد و افزود: در کنار متغیرهای کلان اقتصادی که نشان می دهد رشد اقتصادی و تولید سرانه، و مصرف خانوارها کم شده، و نابرابری تشدید شده و تورم بیشتر شده است. شاخص های دیگری نیز وجود دارد که چشم انداز اقتصاد ایران در سال های آينده را روشن تر می کند و یکی از مهمترین آنها محیط کسب وکار و میزان سرمایه گذاری هاست.
سرمایه گذاری نیز در ایران از سال 90 کاهش یافته است. سرمایه گذاری بلندمدت عملا در ایران در حال توقف است و مجموعه سرمایه گذاری ها و طرح های عمرانی  اشتغال زا و بلند مدت، در حال کوچک شدن است. میزان سرمایه گذاری های بلندمدت و بزرگ کاهش یافته است. عده ای ترجیح داده اند که پول خود را به بازار دارایی مانند بورس، ارز و طلا و مسکن و خودرو ببرند تا هم ارزش ریال آنها آسیب نبیند و هم پول آنها بلافاصله قابل نقد باشد و نقد شوندگی بالا داشته باشد تا بتوانند از بازار دارایی مورد نظر خارج شوند. در حالی که سرمایه گذاری نیازمند چند سال صبر و انتظار است تا سرمایه گذاری به نتیجه برسد و بهره برداری شود و سود آور باشد.  
اگرچه ریشه کاهش سرمایه گذاری، در تنش ها، ناآرامی، نگرانی از آینده، خشونت، افزایش هزینه ها، سیاست خارجی و داخلی، فضای سیاسی داخلی وخارجی، بی ثباتی، وضعیت شاخص های کلان اقتصادی و... است اما می توان از نگاه دیگری، دلیل کاهش سرمایه گذاری را بررسی کرد و از نظر محيط كسب وكار به آن پرداخت.
مرکز پژوهش های مجلس در این مورد به شاخص هایی اشاره دارد که نشانه های بی ثباتی را آشکارتر می کند.  فضای کسب وکار در ایران در مقایسه با کشورهای جهان و منطقه نشان می دهد که رتبه ایران در سال 98 در بین 20 کشور منطقه، 17  بوده است. یعنی وضعیت ما بهتر از یمن و پاکستان بوده است و وضعیت و رتبه ایران از بسیاری کشورهای منطقه بدتر بوده است.
در سطح جهانی نیز رتبه مصر با وجود بهار عربی و تغییر حکومت ها، 93 بوده در حالی که رتبه ایران 99 بوده است. در مصر همچنان زدو خورد، فعالیت های تروریستی و... وجود دارد ولی به دلیل حفظ  روابط بین المللی رتبه بهتری از ایران داشته است. حتی رتبه لبنان با وجود مشکلات فراوان 88 بوده است. رتبه  کشور فقیر اردن 70 بوده است.
در مورد علت این وضعیت، هر چه باشد و درست یا غلط، تصویری به شرکت های بین المللی می دهد که باید به سرمایه گذاری در ایران چگونه نگاه کنند.
بعد از اجرای برجام، مبادلات آلمان با ایران 25 درصد افزایش یافت اما بعد از تحریم آمریکا، ریسک سرمایه گذاری افزایش یافت.

امضا نشدن FATF  

وي با اشاره به اثر قرار گرفتن در ليست گروه اقدام مالي گفت: یکی از عوامل موثر در این وضعیت، قرار گرفتن در لیست گروه اقدام مالی یا FATF  است که باعث می شود شرکت ها و بانک ها و حتی افراد ایرانی نتوانند از امکانات و روابط بانکی و کارگزاری استفاده کنند و نقل و انتقال مالی داشته باشند. بسیاری از ایرانیان حتی خارج از کشور نمی توانند از مبادلات بین المللی استفاده کنند و همین موضوع قطعا روی نقل و انتقال ها و سرمایه گذاری های داخلی و خارجی اثرگذار بوده است.
مجموعه تنش ها و بی ثباتی ها در مناسبات و مبادلات در منطقه و بین الملل، باعث شده که صاحبان سرمایه ایرانی و خارجی، وحشت زده کار را متوقف کرده اند وکار را شروع نکرده اند. یکی از مشکلات اساسی که باعث عملکرد ضعیف سرمایه گذاری شده همین موضوع اثر فضای کسب وکار بر سرمایه گذاری هاست.

اثر بورس بر تورم و نقدینگی  

اين اقتصاددان همچنين با اشاره به تحليل نادرست اثر رشد بورس در جذب نقدينگي و تورم گفت: درخرداد و تیرماه 99، نگرانی از رشد بیمارگونه بورس افزایش یافت و بسیاری از اقتصاددانان نسبت به آن هشدار دادند. بسیاری گفت وگو کردند و نوشتند و هشدار دادند که اگر مهار نشود باعث از کنترل خارج شدن بازار می شود.
عده ای این تصور را داشته اند که اگر نقدینگی وارد بورس شود، خطر در بازار ارز و طلا کم می شود و تورم قابل کنترل می شود. اما این ها تصورات و تحلیل های نادرستی است. زیرا بازارها به صورت همسطح و با تاخیر چند ماهه تحت تاثیر یکدیگر هستند و رشد بورس، رشد بالای ارز و کالاها را نیز به همراه خواهد داشت. نقدينگي در همه بازارها جريان دارد و از بازاري به بازار ديگر سرريز مي شود.
 ما تحلیل درستی از بورس نداشتیم و بورس قبلا یک بازار حاشیه ای در بازار سرمایه ایران بود و سهم اندکی داشت. ولی وقتی در زمان کوتاهی رشد بیمارگونه ای پیدا کرد عده اي خوشحال شدند اما بورس رشد زیادی داشته و از نرم متعارف جهانی بیشتر رشد کرد. عده ای گمان می کردند که باعث جذب نقدینگی و کنترل تورم می شود. اما پس از مدتی مشخص شد که نه تنها کمکی به کنترل نقدینگی و تورم نمی کند بلکه عامل محرک خلق پول و نقدينگي، رشد پايه پولي، رشد نرخ ارز، تورم، نقدینگی و قیمت طلا و... است و عده اي به هر شكلي به دنبال خلق پول هستند تا پول خود را به سمت بورس هدايت كنند و سود ببرند و اين سوداگري عملا موجب شد كه  بورس اثر متقابل بر سایر بازارها با تاخیر چند ماهه داشته باشد و باعث التهاب سایر بازارها شود.  
در گزارش مرکزپژوهش های مجلس تاکید شده که در سال 99 طی دو ماه، 45 هزار میلیارد تومان نقدینگی  جذب بورس شده در حالی که در کل سال 98، در مجموع کل سال 30 هزار میلیارد تومان جذب بورس شده است.یعنی در دو ماه 1.5 برابر کل سال 98 پول وارد بورس شده است یعنی اگر میانگین جذب پول دو ماه از سال 98 معادل 5 هزار میلیارد تومان بوده، در دو ماه سال 99، به میزان 9 برابر میانگین دوماهه سال 98، پول جذب بورس شده است. اين وضعيت عملا باعث تشديد نقدينگي و تورم و رشد قيمت ها در كل اقتصاد مي شود.  
عده ای از مسوولان دولت نیز تشويق كننده جذب نقدینگی در بورس بودند و عده ای از کارشناسان تصور می کردند که بورس عامل خوبی برای کنترل تورم است. اما بعد از چند ماه برخی صاحب نظران متوجه شدند که اثر منفی بورس خود را نمایان کرده و حتی برخی کارشناسان نسبت به اثرات آن وحشت زده هستند. عده ای تشویق می کردند که خطری نیست و پول خود را به بورس بیاورید. اما پس از چند ماه،  اکنون میلیون ها نفر در بورس حاضر هستند و نگرانی در مورد سرمایه ها و افت شاخص ها و قیمت ها وجود دارد که چه بايد كرد تا این مسائل باعث اعتراض و ناآرامی نشود.

سود بانکی
كريمي با اشاره به وضعيت بانك ها و رشد هزينه بانك ها در جذب سپرده ها گفت: در گزارش مرکز پژوهش های مجلس، به  مشکلات رشد هزینه بانک ها نیز اشاره شده است و  میزان سودی که بانک ها به سپرده ها در سال های 97 و 98 پرداخت کرده اند بیشتر از درآمد تسهیلات آنها بوده است. یعنی درآمد بانک ها کمتر از سود سپرده ها بوده است و عملا دست بانک ها در جیب بانک مرکزی بوده است.
دولت با تشویق حرکت نقدینگی به بورس، امید این را داشته که جلوی افزایش قیمت ارز و طلا و تورم را بگیرد اما جذب شدید نقدینگی در بورس، و تشویق بانک ها و اقتصاد به خلق پول و نقدینگی و رشد تورم، عملا باعث شده که بورس به مرکز اخلال و پارازیت در اقتصاد تبدیل شود و فشار سنگینی را به بازار دارایی و ارز و تورم و مسکن وارد كند.  حتی در ماه های ابتدای 99، دولت و بانک مرکزی با کاهش نرخ سود در بانک ها، عملا زمینه هدایت نقدینگی به سمت بورس را فراهم کردند. اما اکنون بعد از رشد نرخ ارز و نگرانی در مورد بورس، دوباره به سمت افزایش نرخ سود سپرده ها رفته اند که عملا هزینه های بیشتری را برای بانک ها به همراه خواهد داشت.
کسری بودجه
نمودارها نشان دهنده وضعیت کسری بودجه، شکاف درآمد و هزینه دولت در سال های 98  و 99 است. یکی از راه های دولت استفاده از منابع صندوق توسعه ملی است اما بخش عمده ای از منابع این صندوق در چین، کره جنوبی و.... بلوکه شده است و دسترسی به آن ندارد.
دولت تاجایی كه می تواند از این منابع برای واردات دارو، کالاهای مصرفی و اساسی استفاده مي کند. در کنار برداشت از منابع صندوق توسعه ملی، بانک مرکزی نیز در حال ایجاد نقدینگی است . 48 درصد از کل بودجه 99  بايد از طریق انتشار اوراق بدهی و برداشت از صندوق توسعه ملی تامين شود. اين وضعيت كسري بودجه نشان مي دهد كه به سال های سخت دهه 60 و کسری بودجه 50 درصدی دولت بر گشته ايم.
 
6 برابر شدن نقدينگي
استفاده دولت از منابع بانک مرکزی، رشد پایه پولی و رشد نقدینگی و تورم را به همراه خواهد داشت. پایه پولی در سال های 90 تا 98 چهار برابر و نقدینگی 6.4 برابر شده است.

شکاف بین درآمد و هزینه دولت زیاد شده و تورم نیز باعث رشد هزینه های دولت شده است. دولت از افزایش نرخ ارز سود می برد اما در تورم بالا هزینه های دولت نیز افزایش می یابد زیرا یکی از خریداران بزرگ کالاها خود دولت است و این موضوع عملا باعث رشد هزینه های دولت و كسري بودجه می شود.

بازارهای مالی
از سال 90 تا 98 نقدینگی، و پایه پولی سریع رشد کرده و افزایش ضریب فزاینده پولی نیز افزایش یافته و اثر بیشتری روی نقدینگی داشته و شیب رشد نقدینگی بیشتر شده  و آثار منفی خواهد داشت.
در تعاریف نقدینگی معمولا از M1  و M2 استفاده می کنیم که پول و شبه پول است اما در تعاریف دیگر نقدینگی می توان از M3 و  M4 نیز استفاده کرد یعنی ارزش اوراق سهام نیز می تواند روی نقدینگی و تقاضا اثرگذار باشد. چون اوراق قابل تبدیل شدن به پول و شبه پول است و اگر ارزش سهام را اضافه کنیم یک هیولای وحشت انگیز را در بازار پول وسرمایه و نقدینگی و تقاضا و تورم خواهیم داشت . لذا نبايد خيلي خوشحال باشيم كه بورس نقدينگي را جذب كرده زيرا همين اوراق سهام و خلق پول و اعتباري كه در بورس كارگزاري ها و شركت ها به سهامداران مي دهد، مانند خلق پول و رشد نقدينگي مخرب است و مي تواند آثار منفي داشته باشد.
ناترازی بانکی نیز تشدید شده و میزان درآمد بانک ها از هزینه های سود سپرده ها کمتر است و به همین دلیل دولت نرخ سود را کم کرد تا نقدینگی به سمت بورس برود اما عملا گرفتاری شدیدی ایجاد کرده و بانك ها دوباره مجبور شدند كه نرخ سود را بالا ببرند كه نقدينگي در بانك ها حفظ شود.  

تجارت خارجی
دكتر كريمي به كاهش تجارت خارجي و اثر آن بر اقتصاد ايران اشاره كرد و گفت: میزان واردات در سال های 96 تا 98 کمتر شده و  سهم و میزان واردات کالاهای سرمایه ای کاهش یافته  و تلاش دولت این است که کالاهای مصرفی و واسطه ای سهم بیشتری داشته باشد تا نياز معيشتي مردم حفظ شود اما اين موضوع به معناي كاهش سرمايه گذاري هاي مولد است. آمارها به وضوح نشان می دهد که وضعیت نگران کننده ای داریم اما در عین حال، تحلیل های مختلفی در مورد راهکارها و ریشه های این پدیده ها وجود دارد.




اثر بورس بر رشد نرخ دلار

خانم كريمي به معكوس شدن رابطه بورس و نرخ ارز اشاره كرد و ادامه داد:  دکتر عبده تبریزی صاحب نظر اقتصادی نکات بسیار مهمی را در کانال اکو ایران در اين زمينه مطرح کرده كه بايد به آن توجه شود. برخي كارشناسان مي گويند قبلا وقتی نرخ ارز افزایش می یافت قیمت سهام کارخانه هایی که کالاهای وارداتی داشتند و یا صادرات داشته اند تحت تاثیر قرار می گرفتند و قیمت سهام آنها افزایش یا کاهش می یافت اما در حال حاضر قیمت سهام تابع این موضوعات نیست و ارزش سهام بسیاری از شرکت ها بدون اثرگرفتن از نرخ ارز بالا رفته در حالی که ارزش ذاتی آنها بسیار کمتر بوده است.
نرخ ارز برای خرداد 15 هزار تومان بوده است ولی در عرض یک ماه 23 هزار تومان شد مگر در این مدت نقدینگی تا چه حد رشد کرده است؟ بنابر این عوامل دیگری در این زمینه وجود دارد.  وقتی قیمت سهام بورس بسیار بالا رفته، روی نرخ ارز نیز اثرگذاشته است یعنی به جای این که نرخ ارز قیمت سهام را بالا ببرد. برعکس قیمت سهام باعث رشد نرخ ارز شده است.
یعنی برآوردی که دولت و کارشناسان مالی داشته اند که بورس و بازار سرمایه و بازار مالی می تواند نقدینگی را جذب کند و مانع از رشد نرخ ارز شود، اشتباه بوده و عملا نتیجه برعکس شده است و این بار قیمت سهام بوده که باعث رشد نرخ ارز شده است.
یعنی فشار بازار سرمایه است که روی بازار ارز  و کالاهای دیگر وارد شده و باعث رشد آنها شده است. بنابراین بورس ایران عملا باعث جذب نقدینگی و تورم نشده است. لذا بورس ایران را باید با بازار ونزوئلا مقایسه کرد نه با بازارهای توسعه یافته. زیرا عملا رشد قیمت سهام، التهاب بازارها و تورم و نقدینگی و رشد نرخ ارز را به همراه داشته است.
در روزهای اخیر اعلام شده بود که 300 میلیون دلار نیمایی وارد بازار شده است و عده ای از صادرکنندگان در حال بازگشت تعهد ارزی خود هستند و این عامل کاهش قیمت دلار در روزهای اخیر بوده است اما باید به عوامل ریشه ای و بنیادی توجه کنیم زیرا رشد نقدینگی، رشد بورس، و خلق پول از طریق رشد سهام و اعتباری که کارگزاران به خریداران سهام می دهند، عملا به معنای افزایش نقدینگی و قیمت سهام و تورم و اثر آن بر نرخ ارز و... است.
لذا وضعیت بازار سهام ایران در حال لطمه زدن به این بازارهاست و باعث تشدید نرخ ارز و طلا و.... شده است.
دكتر كريمي در پاسخ به پرسشي در مورد اثر ملاحظات و رقابت هاي سياسي در اقتصاد ايران گفت:
برخی ملاحظات سیاسی نیز باعث شده که عده ای با کاهش تنش ها همراهی نکنند تا امتیاز ایجاد ثبات سیاسی و اقتصادی به حساب دولت روحانی نباشد و لذا برخی تصور می کنند که ممکن است که این روند تا سال آینده ادامه یابد.
وقتی FATF امضا نمی شود و سخنان آقای همتی رئیس کل بانک مرکزی و مسوولان دولتی باعث تصویب آن نشد،  طبيعي است كه بر اقتصاد ايران اثر گذار است و لذا نباید اثر رفتار سیاسی جناح های مختلف را نادیده گرفت.  بسیاری از کشورها با وجود مشکلاتی که  دارند اين كنوانسيون ها را امضا كرده اند اما ايران امضا نكرد.
در اين زمينه، دکتر مسعود نیلی به  مشکل نهادی اشاره کرده و می گوید که برخی مشکلات را هیچ فردی در دولت، نمی تواند حل کند و این مشکلات نهادی به سادگی قابل حل نیست. یعنی با یک سیاست و یک تصمیم قابل حل نیست بلکه باید ساختار و نهادها را اصلاح کرد تا امکان بهبود فراهم شود.
بسیاری از کارشناسان معتقدند که حل برخی مشکلات نهادی و ساختاری مانند امضا نشدن fatf  و همراه نشدن با دولت برای ایجاد ثبات و کاهش مشکلات و کاهش تنش های سیاست خارجی و سیاست داخلی به یک اراده سیاسی بزرگتری نياز دارد.  
اما باید گفت که وضعیت اقتصاد ایران قابل ادامه نیست. باید فکری کنیم و چاره ای بیاندیشیم و از یک اراده سیاسی بزرگ برای حل مشکلات استفاده کنیم. عده ای منتظر انتخابات آبان آمریکا هستند و عده ای منتظر انتخابات سال آینده ایران هستند تا دولت جدیدی سر کار آید و بتوانند شرایط را برای تصمیم گیری های جدید فراهم کنند. اما کارشناسان می گویند که تصمیم گیری بزرگ هر چه زودتر ناگزیر است.  لذا عده اي معتقدند كه بايد انتخابات آمريكا و ايران انجام شود تا دولت جديد ايران تصميم اثرگذاري براي اقتصاد ايران بگيرد.
از جمله دکتر رنانی در این زمینه می گوید که تغییراساسی در تصمیم گیری های بزرگ اقتصادی ناگزیر است و باید از سقوط اقتصاد ایران به دره خطرناک جلوگیری کنیم. برخی کارشناسان معتقدند که باید یکسال آینده را به شکلی پشت سر بگذاریم و در یکسال آینده به سلامت عبور کنیم تا بعد از انتخابات آمریکا و انتخابات ایران، شرایط برای تصمیم گیری جدی در این زمینه ها فراهم شود.
captcha