
به گزارش اوپک و براساس نمودار زیر پالایش نفت در آمریکا به ازای هر بشکه 30 تا 35 دلار مارجین(حاشیه سود) داشته است که بوضوح سود آوری آن را نشان می دهد. نکته اینجاست که بازده پالایشگاه و هماهنگی با بازار از نکات کلیدی است که باید به آن توجه کرد. مضافا بر این باید توجه نمود که این سود آوری در حالی است که بانکهای دنیا به درآمدهای ارزی ما که عمدتا از فروش نفت است حداکثر 2 درصد سود پرداخت می کنند و قوانین مالیاتی آنان نسبت به سوخت های فسیلی بسیار سخت گیرانه تر از ایران است و هزینه عوامل تولید نیز از قبیل نیروی انسانی گرانتر. البته اگر بحث اشتغال زایی ، تکمیل زنجیره ارزش، امنیت ملی و فروش آسانتر را هم اضافه کنیم مزیت ما چند برابر میگردد.

توجه به گزارش اتحادیه اروپا (2008) در خصوص سود آوری پالایشگاهها نشان میدهد که متاسفانه اطلاعات برخی از کارشناسان و مدیران ما در خصوص سود آور نبودن پالایشگاه ها صحیح نیست و با تعصب بر اشتباه خود اصرار دارند که این هشداری است برای ما که بدانیم مدیرانی که در گذشته تصمیماتی را گرفته اند به سختی حاضر به قبول و تغییر نگرش خود هستند ضمن آنکه باید توجه داشت که سود آوری پالایشگاه ها را بدلیل نوسانات شدید آن باید حداقل در یک دوره ده ساله مورد توجه قرارداد.
نکته حائز اهمیت دیگر در سود آوری پالایشگاه ها ترکیب فرآورده های خروجی پالایشگاه است که بر اساس نمودار زیر در سالهای اخیر بنزین و گازوییل از با ارزشترین محصولات پالایشی بوده و در عوض نفت کوره کم ارزش ترین محصولات میباشد که متاسفانه 30- 40 درصد خروجی پالایشگاه های ما را تشکیل میدهد. متن اصلی گزارش اتحادیه اروپا:

نکته دیگری که میتواند ما را به جهت صحیح راهنمایی کند روند سرمایه گذاری در صنعت پالایشگاهی است که جدول و نمودار زیر به خوبی آن را نشان می دهد سوال اینجا است که آیا بقیه دنیا نمیدانند سرمایه گذاری پالایشگاهی سود آور نیست و در این 20 سال سهم ما از این افزایش ظرفیت و سرمایه گذاری چه مقدار بوده است؟ از سال 1995 تا 2007 سالیانه بطور متوسط 30 میلیارد دلار در صنعت پالایشگاهی سرمایه گذاری شده است یعنی 360 میلیارد دلار آیا میتوان گفت این سرمایه گذاری عظیم غیر اقتصادی بوده است و به دور ریخته شده؟
ظاهرا برخی دوستان در فضای 1980 تا 1985 باقی مانده اند.


با نگاهی به جدول زیر می بینیم که دنیا برای ایجاد بیش از 7میلیون بشکه ظرفیت پالایشگاهی تا 4 سال آینده برنامه ریزی کرده است ما باید خود راتحمیل کرده و با توجه به عقب ماندگی ها تاریخی در این زمینه وبا اصلاح محیط کسب و کار این حوزه سهم خود را بگیریم.

اما نکته آخر و بسیار مهم قیمتی است که ما پروژه های خود را تمام میکنیم آیا ما میخواهیم برای ایجاد ظرفیت هر بشکه نفت خام 40000 دلار یا 30000 دلار یا 12000 دلار هزینه کنیم مسلما اگر بخش خصوصی توانمند و دارای تجربه داشتیم 12000 دلار را انتخاب میکرد تا هزینه های عملیاتی و سرمایه گذاری را به حداقل خود کاهش دهد. سرمایه باید مالک بالای سر سرمایه داشته باشد تا مسیر بهینه خود رابیابد.
*رئیس کمیته انرژی مجمع تشخیص مصلحت نظام