به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
محسن خلیلی

با تفاهم زيستن؛ از تقابل رستن

کد خبر: ۱۴۸۶۷
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۹۲ - ۰۳:۵۴


در شش دهه تلاش هميشه بر اين اعتقاد بوده‌ام كه رمز توفيق صنعتگران در درك و شناخت نيازمندي‌هاي اجتماع، سازماندهي، اتحاد و يكپارچگي درون جامعه صنعتي و همدلي و تعامل با دولتمردان و گردانندگان امور اجرايي كشور است.
در مقطعي از عمر و سلامتي هستم كه آرزو دارم خداوند آن قدرت را به من عنايت فرمايد كه بتوانم در كوتاه‌ترين عبارات نتايج عمر و تجاربم را براي صنعتگران ميهنم بيان کنم و نتايجي برخاسته از 60 سال تلاش مستمر مالامال از عشق به مردم و صيانت از وطن را تشريح كنم. در روزهایی هستیم كه دولت گرانمایه مستقر مقارن با روز «صنعت و معدن» تلاش‌هاي خود را به آخر مي‌رساند و سكان مملكت داري را به دولت منتخبي ديگر مي‌سپارد. روز صنعت را از خداحافظي دولت آقاي‌هاشمي شروع کردم و اكنـون بـا دولـت جليله آقاي احمدي نژاد بـه پـايـان مي‌رسانيم. صنعت كشور در هر دوره‌اي در مقام پيشراني اقتصاد ملي، در لواي راهبري و تلاش‌هاي مجموعه دست‌اندركاران اين عرصه، مسير تعالي و تكامل را پيموده و پيوسته در مسير رشد و تعالي سعي در ايفاي نقشي پررنگ‌تر در خدمت به جامعه داشته است.  فلسفه «روز صنعت و معدن» ايجاد فضايي جهت طرح مسائل و مشكلات فراروي اين بخش به منظور تعريف راهكارهاي منطقي و كارشناسي جهت برون رفت از اين چالش‌ها و تجليل از پيشرفت‌هاي صنعتي و معدني كشور و تاكيد بر توان و مزيت بيكران اين حوزه در رفع نيازمندي‌هاي جامعـه و خدمـت بـه توسعـه اقتصـادي و گستـرش رفـاه عمومي است. چنانكه في‌المثل «اشتغالزايي» يكي از ثمربخش‌ترين مزیت‌هاي صنعت است كه تامين نيازمندي‌ها و ايجاد خلاقيت و مشاركت عمومي انسان‌ها را در گردش چرخه معاش و سازندگي به ارمغان مي‌آورد. صنعت و صنعتي شدن و اشاعه فرهنگ صنعتي سرلوحه بقاي چرخه سلامت زندگي انسان‌هاي اهل تلاش است؛ به همين سبب ما صنعتگران دهم تيرماه؛ يعني روز «صنعت و معدن» را كه محـور تلاش و چالش بقا و تعالـي زندگي و صلح و سازندگي است، جشن مي‌گيريم. روز «صنعت و معدن» روز تجديـد عهد در زمينه بهره‌مندي از زندگي بهتر و مقابله با نارسايي‌ها و عقب‌ماندگي‌ها است. چنين روزي از ديد ما صنعتگران روز تجديد عهد و ميثاق با يكديگر و با رياست‌جمهوری، وزير صنعت، معدن و تجارت و ساير مسوولان است.
در شش دهه تلاش هميشه بر اين اعتقاد بوده‌ام كه رمز توفيق صنعتگران در درك و شناخت نيازمندي‌هاي اجتماع، سازماندهي، اتحاد و يكپارچگي درون جامعه صنعتي و همدلي و تعامل با دولتمردان و گردانندگان امور اجرايي كشور است؛ امري كه از آن با عنوان كاهش شكاف ملت با دولت يـاد مي‌شود. اصل مهمي كه در تجربه عيني و عملي خود به ضرورت آن واقف شدم، از گسست جامعه از دولت، از فرداي كودتا عليه دولت ملي دكتر مصدق و به غارت بردن خانمان اين بزرگ مرد تاريخ ايران است. بنابراین پيوسته بر اين اعتقاد پابرجا بوده‌ام و مساعي‌ام را در كاهش اين شكاف و جدايي تاريخي و ايجاد ارتباط و تعامل مصروف داشته‌ام. در اين رهگذر براي تحقق باور و اعتقاداتم، راه تشكل‌گرايي را برگزيدم و آن را بهترين وسيله ايجاد زبان مشترك دانسته و لحظه‌اي از آن غافل نبوده‌ام.
در شش دهه، لحظه‌اي از هدف مصلحت انديشي و سازندگي مبتني بر تشكل گرايي غافـل نبوده‌ام که تاسيس انجمن مديران صنايع، كنفدراسيون صنعت ايران، انجمن صنايع لوازم خانگي و ساير انجمن‌ها و تشكل‌ها از جمله آن است. در اين مسير سازنده و تكاملي، رنج‌ها متحمل شدم كه تاريخچه‌اي مفصل دارد. چنانكـه در دهه‌هاي اول و دوم تلاشم، تجربه و تخصص چنداني نداشتم؛ ولي هيچ گاه از تكاپو باز نايستادم، تا در دهه سوم كوشش‌هايم توفيق يافت و تعامل و گفت‌وگو با مسوولان برايم ايجاد شد. در سال‌هاي قبل از انقلاب اسلامي سختي‌هاي بسيار كشيدم و اكثرا مورد بازخواست مسوولان امنيتي قرار مي‌گرفتم و تحت كنترل بودم. در سال‌هاي پس از انقلاب و در دهه چهـارم تا اواسط دهـه پنجـم به‌شـدت مـورد بي‌مهري مخالفان بخش خصوصي قرار گرفتم و سر و كارم با دستگاه قضايي بود و پس از 245 بار احضار شدن از سوي مسوولان قضايي بالاخره تبرئه شدم و با صدور راي تعليقي و تقليل فشارها و مشكلات، توفيقات ارزشمندي را كسب کردم.
در دولت‌هاي سازندگي و اصلاحات مقدمه تفاهم و همكاري‌ام با مسوولان آغاز شد و اوج گرفت و مورد محبت و تشويق واقع شدم. در دولت حاضر به همكاري دعوت شدم و مورد تشويق قرار گرفتم و در چهار شوراي عالي دعوت به همكاري شدم و عاقبت به دريافت نشان «درجه دو كار و توليد» نائل شدم و تفاهماتم با مسوولان دولتي در محوريت داشتن توسعه صنعتي در روند توسعه‌اي كشور به حد اعلاي خود رسيد. در اينجا لازم است تقدير ويژه داشته باشم از دولت كه با اعطاي اين نشان به تلاش شصت ساله من در اثبات تز ضرورت همكاري دولت و صنعت، مهر تاييد زد. در اين مسير تكاملي بسيار تجربه آموختم. آموختم كه بايد براي توسعه و تعالي ميهن و صلاح و رفاه مردم، اقتصاد كشور هرچه بيشتر به ماليات متكي باشد تا درآمدهاي نفتي، بايد «تامين اجتماعي» را مورد حمايت قرار داد و از اداي آن شانه خالي نكرد و حتي تخفيف هم نخواست و پيوسته در پرداخت حقوق مرتبط صادق و صميمي بود؛ آموختم كـه بـا كارگـر مي‌شود تفاهم کرد و مذاكرات دسته جمعي و همدلي با آنان و سه جانبه گرايي مفاهيمي عيني و واقعي است و نه انتزاعي؛ آموختم كه آزادي و آزادسازي اقتصادي و ايجاد شرايط رقابتي امـري بـس مهـم و اساسي و محوري است و خصوصي سازي در اين چارچوب مي‌تواند موثر و موفق باشد؛ آموختم كـه بـا روساي جمهـور بـه عنوان بالاترين مقام اجرايي كشور مي‌توان هم‌زبان و همراه شد و به‌رغم بيان ديدگاه‌هاي انتقادي خود با زباني صادقانه و صميمانه و روش كارشناسانه، مورد تقدير و تشويق قرار گرفت. اين آموخته شايد مهم‌ترين آموخته‌ام باشد. اينكه بايد از بدبيني تاريخي به دولت و دولت ستيزي كه دست كم چند سده در ذهنيت تاريخي ما خانه كرده گذر كرد؛ ذهنيتي كه ملت در تقابل و در ضديت با دولت معنا مي‌شود. چنانكه يكي از متفكران مشروطه يكصد و پنجاه سال قبل مي‌نويسد: «ملت ما كـل اربـاب خدمـت را و كـل اربـاب مناصـب را اهل ظلمه مي‌شمارند. مادامي كه اين اعتقاد در نيت ملت باقي است، مغايرت باطني فيمابين ملت و ارباب خدمت جاويد است.... اين مغايرت باعث مفاسد عظيم است كه به تعداد نمي‌گنجد و رفعش از واجبات است». در خاتمه آنكه اميد بسيار دارم كه راه و مسيري كه اين خدمتگزار طي شش دهه عمر صنعتي خود طي کردم، امكاني باشد براي رهروان پرتوان حال و آينده تا از طريق مصروف و مجموع كردن هم و تلاش خود در مسير دوري گزيني از تضاد و دشمني و ايجاد اتحاد و انسجام و همدلي و فراهم آوردن فضاي آزادي «انتخاب» در تمامي عرصه‌ها براي هموطنان، شاهد ايراني پيشرفته، توسعه يافته و مرفه باشيم؛ چرا كه توسعه، جز در سايه همكاري، صميميت و اتحاد ملي در عين كثرت و تنوع افكار و عقايد ميسر نمي‌شود. به قول آمارتياسن، توسعه به مثابه آزادي!
*رييس هيات مديره انجمن مديران صنايع
captcha