پل کروگمن استاد اقتصاد دانشگاه پرینستون و مقاله نویس نیویورک تایمز در یادداشتی که وی روز جمعه برای این روزنامه نوشته است استدلال می کند که قطعاً حباب در بازار اوراق قرضه ایجاد نخواهد شد و حباب در بازار سهام نیز به احتمال زیاد منتفی است
خبراقتصادی: سود شرکت ها در دوره ی کنونی حدود 2/21 بار بیشتر از اواخر دهه ی 1990 در آستانه ی ایجاد حباب است، اوج گیری شاخص های سهام بسیار بیشتر از آن مقطع زمانی، به معنای آن نیست که حبابی دیگر در راه است
با سیر اوج گیری شاخص های سهام در ایالات متحده و تحت فشار قرارگرفتن بهره ی اوراق قرضه، همه جا صحبت از حبابی جدید می شود. اما استاد اقتصاد دانشگاه پرینستون و مقاله نویس نیویورک تایمز، پل کروگمن، می گوید که به این گمانه زنی ها نباید اعتنا نمود.
در یادداشتی که وی روز جمعه برای این روزنامه نوشته است استدلال می کند که قطعاً حباب در بازار اوراق قرضه ایجاد نخواهد شد و حباب در بازار سهام نیز به احتمال زیاد منتفی است.
وی که جایزه ی نوبل را هم در کارنامه ی خود دارد در این مقاله تلاش می کند ابتدا حباب را تعریف کند؛ طبق تعریف وی، حباب وضعیتی است که در آن بهای دارایی ها بر اساس انتظارات غیرمعقول برای آینده تعیین شده است. درست هماند وضعیت قیمت ها در بحران موسوم به دات کام در سال 1999 و یا بهای مسکن در سال 2006. در این مورد آخر قیمت های مسکن در صورتی معقول به نظر می رسید که افراد به این نتیجه می رسیدند که بهای خانه برای سالیان زیادی با سرعت بیشتری نسبت به درآمد خریداران رشد می کند.
کروگمن در این یادداشت همچنین متذکر می شود که: در رابطه با اوراق قرضه، اگر شما بدانید که بانک مرکزی نرخ بهره ی کوتاه مدت را به زودی با نرخ 4 درصد و یا 5 درصد افزایش می دهد، اقدام به خرید اسناد خزانه ی میان مدت (ده ساله) با بهره ی کمتر از 2 درصد نخواهید کرد. سپس در ادامه استدلال می کند که چگونه افراد به چنین نتیجه ای می رسند:
بانک مرکزی هنگامی که نرخ بیکاری بالا و نرخ تورم پایین است معمولاً نرخ بهره را پایین نگه می دارد – در واقع همین وضعیتی که امروز وجو دارد. بانک مرکزی هم اکنون نمی تواند نرخ بهره را بیش از این کم کند زیرا همین الان هم نرخ بهره را نزدیک به صفر نگه داشته است. (اگر غیر از این بود، هم اکنون سرمایه گذاران فقط به سرمایه های نقدی شان چسبیده بودند). اما به دشواری می توان تصور کرد که بانک مرکزی در این شرایط و بدون آنکه نرخ بیکاری کاهش یافته باشد و یا تورم افزایش یافته باشد، نرخ بهره را افزایش دهد. هم چنین داده ها نیز نشان نمی دهند که در سال های آتی چنین چیزی در پیش باشد.
البته دلایل چندی برای ترس از ایجاد حباب وجود دارد اما قطعاً یکی از مهم ترین این دلایل نفرت شدیدی است که برخی از رئیس بانک مرکزی ، بن برنانکی، و هر آنچه که وی انجام می دهد دارند.
کروگمن می نویسد: آن ها می خواهند که سیاست های انبساطی بانک مرکزی پایان یابد و نیز می خواهند که این سیاست ها با شدت هرچه تمام تر شکست بخورند. با وجود این، معلوم می شود که نفرت از استاد ریشوی دانشگاه پرینستون مبنای خوبی برای راهبرد سرمایه گذاری نیست.
در رابطه با بازار سهام نیز وقتی به این نکته توجه کنیم که سود شرکت ها در دوره ی کنونی حدود 2/21 بار بیشتر از اواخر دهه ی 1990 در آستانه ی ایجاد حباب است، اوج گیری شاخص های سهام بسیار بیشتر از آن مقطع زمانی نمی تواند نشانه ی شومی باشد مبنی بر آنکه حبابی دیگر در راه است.