به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
مهران ابراهيميان

اما و اگرهای اقتصاد ایران!

کد خبر: ۱۳۰۱۳
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۰:۵۸

بارها اين جمله را شنيده‌ايم كه اقتصاد علم مديريت و تخصيص منابع محدود براي خواست‌هاي نامحدود است. همين نحوه برخورد با علم اقتصاد است كه نتيجه آن تورم‌هاي بالا، توليد بالا، رفاه و بسياري از مجموعه‌هاي خوب و بد را حداقل براي زندگي دنيوي انسان‌ها رقم مي‌زند.

لذا به استناد اين تعريف علم اقتصاد است كه اصول مهمي چون اصول هزينه – فايده براي هر فعل اقتصادي رقم مي‌خورد و نتيجه آن نيز آن مي‌شود كه اكنون ما در اقتصاد با آن مواجه هستيم. 
اين مقدمه تكراري را از اين جهت بيان كردم كه اين روزها در ميان مسئولان و به خصوص نامزد‌هاي انتخاباتي واژه «‌اگر‌» را به وفور شاهديم و در ادامه توضيح خواهم داد كه در اقتصاد جاي اما و اگر نيست بلكه جاي انتخاب و ارجح دانستن يك موضوع به موضوع ديگر است. 
مثلاً گفته مي‌شود اگر ما اقتصاد را مردمي كنيم، مشكل تورم و اشتغال حل خواهد شد. اگر ما به اصول اسلامي پايبند باشيم دست جريان قدرت – ثروت از اقتصاد فعلي كوتاه خواهد شد، اگر ما به قوانين برنامه پنجم و چشم‌انداز اهتمام بورزيم، وضعيت اقتصادي بهبود مي‌يابد، اگر من انتخاب شوم اقتصاد را ۱۰۰ روزه بهبود مي‌بخشم يا من تورم را صفر مي‌كنم و.‌.‌.‌. 
حتي رئيس كل بانك مركزي نيز در آخرين اظهارنظرهاي سريالي و نااميد‌كننده‌اش اين روزها نيز سعي كرده كارنامه عمل خود را با يك «‌اگر‌» سفيد جلوه دهد. او گفته است: «‌اگر مسائل تحريم و اجراي هدفمندي يارانه‌ها نبود، تورم را به زير ۵ درصد مي‌رساندم.» 
درباره اظهار نظر رئيس‌كل بانك مركزي بدون رودربايستي بايد گفت كه اگر ايشان باز هم در دوره بعدي همچنان به رياست بانك مركزي تكيه بزنند باز هم بعيد است تغييري صورت بپذيرد چراكه ايشان در سال‌هاي با درآمد بالاي نفتي و فشار كم تحريم‌ها هم سمت‌هاي اثر‌گذاري هم چون دبير‌كلي داشته‌اند و لذا مي‌توانسته‌اند اين «اگر»‌ها را در سال‌ها پيش به منصه ظهور برسانند. 
به قول شاعر: دلم از طيبت پر ريبت توسخت گرفت 
تا شكايت نكنم از تو دلم وا نشود 
ولذا جواب به ايشان را با يك شعر معروف مي‌دهم كه: 
ملكا برتو دگر دوستي ما نشود 
بعد اگر شد شده است، اما حالا نشود 
اما در مورد نامزدهاي محترم نيز بايد گفت كه اقتصاد محل اگر‌ها نيست بلكه عرصه مديريت منابعي است كه بي‌شك محدود‌تر از گذشته‌اند. حتي نمي‌توان بر اساس توقعات و علقه‌اي خير‌خواهانه نيز موازنه 
منابع – هزينه‌ها را برهم زد، آنچنان كه طي سال‌هاي اخير چنين شد. 
عرصه كنوني توجه به يك بخش وكم كردن سهم يك بخش ديگر است كه بي‌شك آن بخش تا كنون توانسته است ضربات جبران‌ناپذيري را به اقتصاد بزند و به اين راحتي‌ها از ميدان به در نخواهد رفت. 
نامزدها بايد به هوش باشند كه تعريف اقتصاد مقاومتي در شرايط كنوني يعني تمركز بيشتر بر مديريت منابعي كه امروز بيش از پيش كوچك‌تر شده و نه خبري از واردات بي‌رويه است و نه خبري از تبديل ارزهاي اقتصاد تك‌محصولي و ريخت و پاش آن و آنچه هست، بيشتر معطوف به اقتصاد داخلي است. 
لذا نامزدها حتي در گفتمان مقابل مردم، در ميان طرفداران، در جمع خبرنگاران و رسانه ملي بايد اولويت‌ها و نحوه ترجيح دادن منابع محدود را در قالب برنامه‌اي مدون و برخاسته از اراده و علم اقتصاددانان ارائه كنند. وگرنه هر آنچه ديگر كه با «اگر» آغشته شود شعاري غير‌عملي و علمي در اقتصاد است. 
كاش بدانستي بر چه درايستاده‌اي 
كاش بدانستي بر چه قمر عاشقي
captcha