تحلیل اوضاع کنونی اقتصاد ایران
ما در کشوری زندگی میکنیم که زمینه اقتصاد ما در طی 30 و چند سال گذشته به وضع خیلی خوبی جلو رفته است. وقتی نگاهی اجمالی به اقتصاد کشورمان میاندازیم، میبینیم که دارای حدود 120 میلیون تن محصول کشاورزی و چیزی حدود 600 میلیون تن بهرهبرداری از معادن هستیم
ما در کشوری زندگی میکنیم که زمینه اقتصاد ما در طی 30 و چند سال گذشته به وضع خیلی خوبی جلو رفته است. وقتی نگاهی اجمالی به اقتصاد کشورمان میاندازیم، میبینیم که دارای حدود 120 میلیون تن محصول کشاورزی و چیزی حدود 600 میلیون تن بهرهبرداری از معادن هستیم که این عدد بدون در نظر گرفتن ذخایرمان است. علاوه بر آن، کارخانههای تولیدی ما نسبت به 30 سال قبل رشد بالایی داشته و همچنین از نظر علمی هم پیشرفت قابل توجه داشتهایم، بنابراین زمینه پیشرفت در کشور موجود است و به نظرم ظرفیت برخورداری از یک اقتصاد شکوفا را داریم.
اما اینکه چرا در طول دو سال گذشته به وضع موجود دچاریم، توجه به سه عامل ضروری است. فکر میکنم در آینده برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور نیاز مبرم داریم تا به طور جدی به این سه عامل توجه کنیم. این مساله از آن جهت دارای اهمیت است که اگر به مواردی که لازم است توجه نشود، گرفتاریهای اقتصادی ما در سال 92 به طور قطع به مراتب بیشتر از امسال خواهد بود.
اولین مساله، فضای کسبوکار است که متاسفانه باید بگویم فضای کسبوکار در کشور ما متناسب با وضعیت اقتصادیمان نیست. دولت از آنجایی که از اقتصاد درکی دولتی دارد، به فضای کسبوکار در بخش خصوصی و غیردولتی بهای لازم را نمیدهد. برای همین است که فضای کسبوکار در بخش غیردولتی وضعیت مناسبی ندارد و توجه و رسیدگی به آن در آینده ضروری است.
دومین مسالهای که باید به آن توجه شود، اشتغال است. من فکر میکنم در ماههای آینده بزرگترین دغدغع کشور باید مساله اشتغال باشد؛ ضمن اینکه در نیمه دوم سال گذشته آثار بحران اشتغال را شاهد بودیم.
خوب است در اینجا به نکتهای اشاره کنم. همه ما یادمان است که مرحوم شهید رجایی در دورانی که رییسجمهور بود، میگفت کابینه من 36 میلیون نفری است. همانطور که میدانید، جمعیت کشور ما هم در آن سالها حدود 36 میلیون نفر بود. جمعیت کشور امروز 75 میلیون نفر است که اختلاف آن با زمان شهید رجایی، چیزی حدود 39 میلیون نفر است. ما در حال حاضر میدانیم که چیزی حدود یک میلیون و 200 تا یک میلیون و 500 هزار نفر هر ساله در کشور از مرز 20 سالگی میگذرند. این 5/1 میلیون نفر دارای چند نیاز هستند؛ مسکن، ازدواج، خوراک و پوشاک،از جمله مهمترین نیازهای این افراد را تشکیل میدهد. اما واقعیت این است که همه این نیازها یک طرف و نیاز اشتغال هم به طرف دیگر. یعنی اگر این تعداد نیروی انسانی جامعه ما که هر سال از مرز 20 سالگی عبور میکنند، بتوانند در جامعه برای خود شغلی داشته باشند، خودشان میتوانند بخش وسیعی از نیازهایشان را تامین کنند. پس ما باید بتوانیم هر ساله یک میلیون و نیم شغل ایجاد کنیم. این دغدغه اصلی کشور ما در حیطه اقتصاد در سال 92 باید باشد.
سومین مساله، بحث تولید است که نقش محوری در اقتصاد دارد. بهبود فضای کسبوکار و رشد اشتغال در گروی رونق تولید است و اگر بتوانیم تولید کشور را رونق ببخشیم، هم فضای کسبوکار رو به بهبود خواهد رفت و هم نرخ بیکاری کاهش مییابد.
اصلیترین عامل تولید هم سرمایهگذاری است و اساسا بدون سرمایه، تولیدی صورت نمیگیرد. البته تولید بدون برنامه موفق نخواهد بود. ما هر دو این مولفهها را باید در کنار هم ببینیم، اما در این دو زمینه دچار ضعف هستیم؛ هر چند میدانیم بدون تولید، خیلی از نهادهای اقتصاد اصلا معنا و کارکرد ندارند.
اسداله عسگراولادی/ رییس کمیسیون تجارت اتاق بازرگانی ایران