![]()
آیا می شد این روزهای اقتصاد ایران را پیش بینی کرد؟پس چرا مسولان این کار را نکردند.....دکتر ابراهیم رزاقی می گوید بدون شک پیش بینی این روزهای اقتصاد ایران خیلی کار راحتی بود اما مسولان هیچ وقت به حرف کارشناسان گوش ندادند وگرنه......استاد بازنشسته اقتصاد دانشگاه تهران در گفتگویی تفصیلی با پایگاه خبری-تحلیلی تراز می گوید:دولتها هم غفلت کردند و هم به نصایح بی توجه بودند.
آقای دکتر رزاقی؛ همان طور که مستحضرهستید اقتصاد ایران اکنون دچار چالشهای گسترده ای از جمله محدودیت فروش نفت شده وبه تبع آن کاهش درآمدهای ارزی شده است. تحلیل حضرتعالی از شرایط مذکور چیست؟
به نظرمن خیلی وقت پیش ها می توانستیم شرایط کنونی اقتصاد ایران را متصور باشیم. اتفاقی که اکنون برای اقتصاد ایران دربرهه کنونی افتاده ناشی از عدم توجه مسئولان به برخی از هشدارها بوده است. فکر میکنم الان مقداری برای ارائه راهکار دیرشده است. دولتهای ما قبل از اینکه این اتفاق از سوی دولتهای غربی رخ بدهد باید خودشان پیش دستانه صادرات نفت را به جهان قطع میکردند. خود بنده در گذشته بارها پیش بینی کرده بودم که بالاخره یک روزی فرا خواهد رسید و غربی ها را مجبور خواهد کرد که به دلیل مواضع جمهوری اسلامی دیگر از ایران نفت نخرند. آنها میخواهند ایران را تحت فشار قراردهند. این مسله کاملا قابل پیش بینی بود. بالاخره جمهوری اسلامی در حال حاضر یکی از قدرتهای بزرگ در جهان اسلام است. آنها با این کار میخواهند به جمهوری اسلامی ضربه بزنند.
با این توصیفات چرا دولتها هیچ اقدام مثبتی انجام ندادند؟
فکر میکنم غفلت و تنبلی مهم ترین عامل توجه نکردن دولتها به هشدارهایی بوده است که داده شده است. بنابراین لازم میدانم توضیحات کوتاهی را درباره عملکرد و روش دولتها در سالهای موردنظر بدهم. جریانپژوهی اقتصادی در ایران شامل دوره دفاع مقدس که توجه اقتصادی به داخل کشور دارد، دوره سازندگی که به اجرای سیاستهای تعدیل اقتصادی روی آورد و دوره اصلاحات که درباره ادغام در بازار جهانی و همچنین دوره عدالتگرایی که اوج وابستگی اقتصادی و ادغام در بازار جهانی است شامل می شود. هرکدام از دولتها اشتباهات اقتصادی گسترده ای را انجام دادند،هاشمی با انجام سیاستهای تعدیل اقتصادی خواست اقتصاد جنگ زده را از بحران آن دوره خارج کند، اما باید اذعان کرد با کارهایی که انجام داد بحرانهای زیادی برای اقتصاد ایران بوجود آورد که در نوع خود بی نظیر بود. او و کابینه اش هیچ گاه نتوانستند به اقتصاد ایران خدمت کنند. چراکه فقط خواهان اجرای سیاستهای اقتصادی بودند که از سوی مراکز بین المللی برای ایران تجویز شده بود. دوران هاشمی ثمر خاصی برای تولید نداشت. آن چه در این برهه رشد و توسعه پیداکرد دلالی، سوداگری و واسطه گری بود. در دوران خاتمی نیز همان گونه که می دانید شعار توسعه سیاسی اولویت دولت بود و حتی در سالهای اولیه دولت مسایل اقتصادی اهمیت خاصی نداشت،اگرچه در سالهای پایانی دولت آقای خاتمی،ایشان اقتصاد را الویت نخست برنامه های خود قراردادند و تا حدودی هم موفق بودند.اما در دولت اقای احمدی تژاد که به نوعی به دولت عدالت محور هم معروف شده بود برنامه هایی اجرا شد که اصلا با روح حاکم بر عدالت گری همخوانی نداشت.
آقای دکتر؛الان مقدار فروش نفت ایران ارقام قابل توجه ای کاهش داشته است. حضرتعالی آثار کاهش فروش نفت ایران را چگونه تحلیل میکنید؟
به نظر میرسد آثار اولیه کاهش فروش نفت در کاهش درآمدهای ارزی کشور،کاهش سهم ایران در بازار نفت جهان،کاهش قدرت چانه زنی با مشتریان ،کاهش نقش و میزان تاثیر در سازمان کشورهای تولیدکننده نفت و کاهش توان درون زای صنعت برای سرمایه گذاری در حفظ و نگهداشت چاهها و توسعه این صنعت خود را نشان میدهد.
پیامدها چه خواهد بود؟
وابستگی بودجه به نفت در اقتصاد ایران ،جایگاه این منبع درآمدی را به خوبی نشان میدهد. به طوری که با افزایش تعهدات مالی دولت در سالهای اخیر ،کاهش قابل توجه درآمدهای دولت به دلیل تحریمها و چسبندگی مخارج دولت،کسری بودجه بزرگی قابل پیش بینی است. به نظر بنده پیامدهای این اقدام برای اقتصاد کشور کاهش ارزش پول ملی،کاهش تدریجی ذخایر ارزی ،سربار شدن تورم ارزی به شاخص کل تورم در کشور ،کاهش درآمدهای دولت وهمان طور که گفتم افزایش کسری بودجه و افزایش فشار برفعالان اقتصادی در جهت وصول بیشتر مالیات خواهد بود.
چگونه می توان از پیامدهای احتمالی کاست؟به نظر می رسد برخی از این اتفاقات مانند کاهش ارزش پول ملی رخ داده است.آیا می توان جلوی مشکلات احتمالی آتی را گرفت؟
بدون شک میتوان با اقداماتی برنامه ریزی شده نگذاشت خسارتهای احتمالی بیشتر شود.به نظر بنده بهترین راهکار تدوین دو برنامه کوتاه مدت و بلندمدت است.طراحی یک برنامه مدون کوتاه مدت با نظر تمام کارشناسان اقتصادی به ما یک نقشه راه نشان میدهد،البته باید توجه داشته باشیم این برنامه باید خیلی سریع از سوی کارشناسان طراحی و حداکثر از شش ماهه دوم سال ۹۲ به اجرا گذاشته شود،در غیراینصورت و در صورت هدر رفت زمان ممکن است برخی نتایج و موفقیتهای این برنامه به صورت کامل نمایان نشود.