هر تحلیل موضوعی باید با منطق اقتصاد ایران سازگاری داشته باشد، تحلیلهای صرفاً تئوریک جز تلف کردن وقت و انرژی دستاورد چندانی ندارد، از سوی دیگر برای توسعه راه میانبر وجود ندارد. "
دکتر عظیمی دانشجویی تلاشگر بود که از همان ابتدا سلیقهای عمل نمیکرد و همیشه با مطالعه، کنجکاوی و نوآورانه به مسائل نگاه میکرد. حتی دو کتاب تازه انتشار یافته آن زمان را مطالعه کرده بود و در هیچیک از صفحات آن نبود که سؤالی را مطرح نکرده باشد.
" معتقد بود هر تحلیل موضوعی باید با منطق اقتصاد ایران سازگاری داشته باشد، تحلیلهای صرفاً تئوریک جز تلف کردن وقت و انرژی دستاورد چندانی ندارد، از سوی دیگر برای توسعه راه میانبر وجود ندارد. "
" طی عمر نسبتاً کوتاه توسعه، عوامل فراوانی به عنوان عامل اصلی توسعه، محرک، موتور یا زیربنای توسعه معرفی شدهاند. زمانی سرمایه و انباشت سرمایه مورد توجه بود و تصور میشد که هر کشوری که بتواند به حد معینی از آن دست یابد، راه توسعه را خواهد پیمود و به همین دلیل چه بسیار کشورها که بر دیگران جفاها روا داشتند تا به سرمایه کافی برای توسعه دست یابند. این فرضیه، آزمون زمانه را برنتابید. چه کشورها که به برکت منابع طبیعی هنگفت به سرمایههای کلانی دست یافتند ولی جز درخششی موقتی که به بهای فروپاشی ساختار موجودشان بدست آمد، طرفی بر نبستند. ارز هم سرنوشتی مشابه سرمایه داشت و جز وابستگی بیشتر گره ای از کار توسعهنیافتگی نگشود. تکنولوژی (فناوری) نیز سهم خویش را در این بازار داشت و چند صباحی دلربایی کرد ولی شیفتگانش بزودی دریافتند که این بت هم اگر درونی و خودی نباشد یا نشود و شرایط پیچیده و جامع کار کردنش فراهم نگردد، عیارش عاریتی و زودگذر است. کارگر ارزان، قطبهای توسعه و برنامه های متمرکز دولتی و غیره نیز هر یک بخت خویش را به بهای عقب نگاهداشتن حصول توسعه واقعی آزمودند و هیچکدام جز تجربهای در فرآیند طولانی آزمون و خطا نتیجهای ملموس بر جای ننهادند. در نهایت نوبت به عامل اصلی و حقیقی رسید و اکنون کم و بیش همه دریافتند که یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم. این انسان است که جهان را اداره میکند و توسعه را رقم میزند و این مقوله ایست که عظیمی بر آن بسیار پای فشرد و هرچه در توان داشت، خالصانه عرضه کرد... ما یک زمانی ابرقدرت جهان بودهایم و در حال حاضر نیز همه پیش نیازهای توسعه سریع را داریم. اتفاقاتی افتاده است که امکان بهرهبرداری بهینه از این شرایط را نداریم و عظیمی به دنبال این امّاها و اگرها و پرسشها در اقتصاد ایران بود. او با تسلط کاملی که به تئوریهای اقتصادی داشت میخواست این مسائل را در عمل واکاوی کند و پاسخ این سؤالها را بشناسد و به دیگران هم بشناساند. "