به‌روز شده در: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
دکتر ابراهیم حیدری

اندیشه سازی، نهادسازی و حرکت متناسب با ظرفیت تاریخی

اول، اندیشه‌سازی بر پایه آزادی و حقوق برابر انسانها -دوم،شکل گیری نهادهای توسعه‌ای و اصلاح نهادهای قدیمی بر پایه اندیشه و بصیرت اصلی که انسان‌محور است و سوم بهبود عملکرد نهادها به تناسب ظرفیت تاریخی و ضرورت‌های پیشرفت جامعه.
کد خبر: ۱۲۳۷۴
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۱


دکتر عظیمی اعتقاد داشت یک جامعه برای قرار گرفتن در مسیر توسعه می‌باید در دوره گذار خود سه مرحله مهم را طی نماید: اول، اندیشه‌سازی بر پایه آزادی و حقوق برابر انسانها -دوم،شکل گیری نهادهای توسعه‌ای و اصلاح نهادهای قدیمی بر پایه اندیشه و بصیرت اصلی که انسان‌محور است و سوم بهبود عملکرد نهادها به تناسب ظرفیت تاریخی و ضرورت‌های پیشرفت جامعه. در این دیدگاه پویایی و تغییر شرط اصلی موفقیت در دوره گذار است که در پرتو عقلانیت سیاسی و اقتصادی تجلی یافته و از مسیر مشارکت جمعی می‌گذرد.   

دکتر عظیمی در آن دسته اقتصاد‌خوانده‌هایی که تئوری‌های اقتصاد لیبرالی و یا سوسیالیستی غربی را در حکم نسخه شفابخش جامعه می دانند قرار نمی‌گیرد. ایشان علیرغم اینکه بر برنامه‌ریزی توسعه تأکید داشت و طراح و مدرس برجسته آن در دانشگاههای معتبر کشور بود در گروه سوسیالیست‌های تخیلی که نظام اقتصادی مبتنی بر برنامه‌ریزی متمرکز دولتی را راهگشای توسعه و عدالت اقتصادی می‌دانند قرار نمی‌گیرد. باضافه او در رده اقتصاددانان لیبرال افراطی هم قرار نمی‌گیرد، جریانی که همه چیز را در آزادی افسارگسیخته نظام بازار دانسته و طرح حقیقت شکست بازار در تخصیص منابع و توزیع ثروت درآمد را برنمی‌تابند و مدل ایرانی آن حتا ملی شدن صنعت نفت را هم عامل عقب‌ماندگی می‌داند.

دکتر عظیمی اعتقاد داشت که توسعه دارای قانونمندی مشخصی است که رعایت آن در هر سرزمینی ضرورت دارد، اما الگوی پیشرفت در جوامع مختلف یکسان نیست و می باید متناسب با ظرفیت تاریخی جامعه تدوین شود. ایشان از جمله اقتصادخوانده‌هایی نبود که با ترسیم درخت زیبای توسعه غربی تنها آرزوی رویش آن در  سرزمین ایران را در سر بپروراند بلکه به درخت توسعه ایرانی می‌اندیشید که نهالش ریشه در تمدن و فرهنگ ایرانی و شاخ و برگ‌اش سر در اقلیم ایران داشته و با فکر و اراده ایرانی آبیاری شود.

مرحوم دکتر عظیمی اقتصاددانی چند بعدی بود. هم تئوری‌های و قانونمندی‌های علمی اقتصاد را بخوبی می‌دانست و آموزش می‌داد، هم به وجه کاربردی علم اقتصاد و بومی کردن و در خدمت گرفتن آن برای برنامه‌ریزی توسعه ایران همت داشت و هم شخصیتی سیاسی و مسئولیت‌پذیر اجتماعی داشت. اقتصاددانی بود که دغدغه ایرانی آزاد ، آباد و توسعه‌یافته در سر داشت و این دغدغه بر دایره مسایل و منافع شخصی و حس شهرت‌طلبی او سایه انداخته بود. زندگی علمی او نشان می‌داد که در امری سیاسی و اقتصادی مشارکت نمی‌جست مگر اینکه گامی به پیش برای گسستن مدارهای توسعه‌نیافتگی و هموار کردن مسیر پیشرفت ایران باشد هر چند متأسفانه به لطف حضور سیاسیون جویای نام فرصت‌های اندکی در برابر او قرار داده شد.
captcha