سال گذشته و در پی اوضاع نابسامان اقتصادی، ارزش سرمایهها و داراییهای موجود در اقتصاد کشور نوسانات شدیدی را تجربه کرد
خبر اقتصادی: صاحب نظران ریشه نوسانات این چنینی را فراز و فرودهای نرخ ارز میدانند به گونهای که این نرخ را شاخصی از وضعیت اقتصادی میدانند.
آنها همچنین بر این باورند که بین بازار ارز، سکه و طلا تفاوت آن چنانی وجود ندارد وتفاوت جزئی بین این دو بازار از تأثیر نوسانات بازار جهانی بر بازار طلا و سکه مؤثر ناشی میشود.
آنچه مسلم است این که در یکی دو ماه گذشته قیمتها در بازار طلا و سکه در داخل کشور اگر چه با اندکی مقاومت اما تحت تأثیر کاهش قیمت جهانی اونس، دوره کاهشی را آغاز کرده است و در کنار آن تحولات مثبت سیاسی موجب شده تا ریال در برابر دلار تقویت شود.
این دو رخداد صاحبان دارایی و آنهایی را که به دنبال حفظ ارزش سرمایههای سرگردان خود هستند، بر آن داشت تا نسبت به خروج از بازار ارز و طلا اقدام کنند که به دنبال این خروج شاخصهای بورس رشد نشان داد.
در روزهای جاری هم نه تنها اغلب کارشناسان بلومبرگ، تداوم روند کاهشی قیمت جهانی اونس را پیشبینی کردند، بلکه رئیس اتحادیه کشوری طلا و جواهر هم از «دلزدگی» صاحبان سرمایه از بازار طلا و سکه و هدایت آن به سمت بورس سخن گفت.
بر این اساس به نظر میرسد، ورود صاحبان سرمایه به بازارهای ارز و سکه که این روزها بوی افت ارزش از آن به مشام میرسد، ریسک بالایی به همراه داشته باشد.
در خصوص تداوم یا عدم تداوم این روند و همچنین نحوه حرکت سرمایهها از بازاری به بازار دیگر در ماههای پیش رو با دکتر علی اکبر نیکو اقبال اقتصاددان به گفت و گو نشستیم که در ادامه میخوانید:
بر اساس تحلیلهای صاحب نظران و در پی کاهش 200 دلاری قیمت جهانی اونس طلا رشد 12 ساله بهای جهانی اونس به پایان رسیده و در داخل کشور هم اگر چه با تأخیر این افت قیمت را در طلا و سکه شاهد هستیم و متعاقب این کاهش اخبار مثبت از بازار بورس شنیدیم، به نظر شما این کوچ سرمایه طولانی مدت خواهد بود؟
- متأسفانه در اقتصاد ما تعامل صاحبان سرمایه با بازارها کوتاه مدت است و با وجود این که نقش بازار جهانی و تحولات سیاسی را نمیتوان در خروج بخشی از سرمایهها از بازارهای طلا و ارز انکار کرد، اما در مقطع فعلی این هیجانهای انتخاباتی واکنشهایهای فوری صاحبان سرمایه را بیشتر توجیه میکند.
این گونه تغییرات در کوتاه مدت میتواند بر خروج سرمایهها از بازار ارز و طلا اثر بگذارد و کاهش ارزش دلار و سکه را رقم بزند. به هر حال نمیتوان توقع داشت این تغییرات بر نقدینگی تاثیر فوری داشته باشد. به فرض این که تغییرات فعلی تداوم داشته باشد و بیش از این شاهد خروج سرمایههای مردم از بازار طلا و ارز باشیم.
به عقیده شما با وجود نرخ 20 درصدی سود سپردهها و روند رو به رشد تورم که اکنون به طور رسمی به بالای 30 درصد رسیده است، میتوان انتظار داشت کوچ سرمایهها به مقصد بانکها و متعاقب آن به سمت بخشهای مولد اقتصاد کشور باشد؟
- تا کنون که اختلاف فاحش بین نرخ تورم و سود سپردهها سرمایهها را از بانکها فراری داده است و از این پس هم اگر تغییری در این دو نرخ رخ ندهد و یا اختلاف این دو بیشتر شود، بیشک صاحبان سرمایه ترجیح میدهند در جای دیگری سرمایه گذاری کنند؛ البته این حرکات نتیجه تفکری است که در صاحبان سرمایه نهادینه شده و متأسفانه دولت هم با سیاستهای ناکارآمد مالی و پولی در تقویت آن نقش داشته است.
آقای دکتر! با شروع فعالیت دولت جدید این انتظار وجود دارد که اوضاع بهبود یابد و سیاستهای اقتصادی و مالی تغییر کند، نظر شما چیست؟
- بدون شک این انتظار کاملاً بجاست چون دولت همواره نقش مؤثری در تشدید و یا تضعیف سفته بازی و روند معاملات ارز و سکه دارد. دولت جدید باید برای بهبود اوضاع، ثبات اقتصادی را حاکم کند، چون این نوسانات نه به نفع مردم است و نه به نفع اقتصاد... واقعیت این است که اتلاف سرمایهها نتایج اسفباری برای اقتصاد ما به همراه داشته است، پس در حال حاضر به سرمایه گذاریهای میان مدت و دراز مدت نیاز داریم. یقین بدانید دولت جدید میتواند نوسانات ارزش پول ملی و بازار ارز و سکه را از وضعیت «کمرشکن بودن» خارج کند، کما این که دولت فعلی هم این توان را داشت.
پیش بینی کلی شما از افق پیش روی اقتصاد ملی و نحوه گردش سرمایهها حداقل در سال جاری چیست؟
- بدون شک چون هزینههای جاری دولت سرسام آور است و نمیتوان در یک اقدام ضرب الاجلی به یکباره آن را کاهش داد و همچنین با توجه به نقدینگی بالایی که از محل پرداخت یارانهها به جامعه تزریق میشود، دولت آینده با شرایط سختی کارش را شروع خواهد کرد و نمیتوانیم در طول 6 ماه انتظار اقدامات آن چنانی و تحول جدی در حوزه سرمایه و کل اقتصاد کشور از سوی دولت جدید داشته باشیم. در همین حال انتظار میرود اقتصاد ما در 7- 8 ماه آینده نقطه عطفی ببیند، آن هم این که سیاستهای اقتصادی به سمت عقلاییتر شدن حرکت کند و تصمیمات هیجانی و زودگذر در آن به حداقل برسد.
این گونه اقدامات واکنش مناسب صاحبان سرمایه را در پی خواهد داشت و امیدواریم به واسطه آن اعتماد مردم به اقتصاد ملی تقویت شود و در کنار جذب سرمایههای داخلی روند جذب سرمایهگذاری خارجی هم بهبود یابد؛ این گونه حرکات بدون شک جو روانی موجود در اقتصاد کشور را آرام میکند.