صندوق بین المللی پول اعلام کرد که سهم دلار آمریکا در ذخایر ارزی بانک های مرکزی جهان در سه ماه پایانی سال ۲۰۱۷ میلادی به کمترین رقم در ۴ سال اخیر رسید؛ در حالی که سهم یورو افزایش نشان می دهد. / كشورهاي جهان براي كاهش سهم دلار به اقداماتي گسترده از رشد اقتصاد وتجات نياز دارند

اقتصاد گردان - محسن شمشيري: گزارش صندوق بین المللی پول از سهم ارزهاي عمده و معتبر از ذخاير ارزي كشورهاي مختلف جهان نشان مي دهد كه سهم دلار از ذخاير ارزي و مبادلات ارزي جهان در حال كاهش است و اين در حالي است كه برخي كشورها از جمله ايران، روسيه، چين و... تلاش دارند تا سهم دلار را از مبادلات ارزي و ذخاير ارزي خود كاهش دهند و درقراردادهاي تجاري، صادرات، واردات، مشاركت در سرمايه گذاري و همچنين ذخاير ارزي و... از پول هاي غيردلاري مانند يورو استفاده كنند و سهم پول هاي ملي خود مانند ريال، يوان، روبل، لير تركيه و ساير پول هاي شركاي تجاري خود را در مبادلات و ذخاير ارزي خود افزايش دهند.
به گزارش رویترز، صندوق بين المللي پول در بررسي هاي خود اعلام کرده که سهم دلار آمریکا در ذخایر ارزی بانک های مرکزی جهان در سه ماه پایانی سال ۲۰۱۷ میلادی به کمترین رقم در ۴ سال اخیر رسید؛ در حالی که سهم یورو افزایش نشان می دهد. اين نكته نشان مي دهد كه پس از اعلام سياست هاي جديد ترامپ و دولت آمريكا مبني بر افزايش نرخ تعرفه واردات از چين و كشورهاي ديگر و همچنين اعلام تراز منفي تجاري آمريكا در برابر كشورهاي مختلف، تجارت جهاني وارد يك دوره جنگ تجاري شده و كشورهاي جهان تلاش دارند كه منافع خود و همچنين ارزش ذخاير ارزي را حفظ كنند.
از سوي ديگر، خصومت ها و اختلافات سياسي آمريكا با كشورهايي مانند ايران و ساير كشورها، تحريم هاي اقتصادي آمريكا عليه ايران، روسيه، كره شمالي و ساير كشورها، نيز باعث شده كه بسياري كشورها به دنبال حذف يا كاهش سهم دلار از ذخاير ارزي و معاملات تجاري خود باشند
صندوق بین المللی پول در اين زمينه، اعلام کرد که سهم دلار در ذخایر ارزی بانک های مرکزی جهان در سه ماه پایانی سال ۲۰۱۷ میلادی به کمترین رقم در ۴ سال اخیر رسید؛ این در حالی است که سهم دیگر ارزهای اصلی جهان در ذخایر ارزی بانک های مرکزی رشد پیدا کرده است. سهم دلار در سه ماه پایانی سال گذشته میلادی در ذخایر ارزی بانک های مرکزی جهان برای چهارمین دوره ۳ ماه متوالی با روند نزولی روبرو شده است و علت آن به تضعیف ارزش دلار به دلیل رشد سریع اقتصادی در خارج از ایالات متحده و گمانه زنی بر سر کاهش بکارگیری بسته های محرک اقتصادی از سوی بانک های مرکزی اصلی جهان نسبت داده می شود.
البته ذخایر ارزی جهان به دلار در سه ماه پایانی سال ۲۰۱۷ میلادی، ۶٣.٥ درصد از مجموع سهم ذخایر ارزی بانک های مرکزی را به خود اختصاص داد و به ۶.۱۳ تریلیون دلار کاهش پیدا کرد بر همین اساس یورو با ۲۰.۱۵ درصد از مجموع ذخایر ارزی جهان به عنوان دومین اندوخته بزرگ ارزی بانک های مرکزی جهان در سه ماه پایانی سال ۲۰۱۷. میلادی گزارش شده که بیشترین رقم در ۳ سال اخیر است و سهم ین ژاپن در سه ماه سوم سال ۲۰۱۷ میلادی با رسیدن به ۴.۸۹ درصد از مجموع سهم ذخایر ارزی بانک های مرکزی جهان به بیشترین رقم از سه ماه چهام سال ۲۰۰۲ میلادی به بعد رسید.
سهم یوآن چین در ذخایر ارزی بانک های مرکزی جهان در سه ماه پایانی سال ۲۰۱۷ میلادی به ۱.۲۳ درصد افزایش پیدا کرد و مجموع ذخایر ارزی جهان به ۱۱.۴۲۵ تریلیون دلار رسیده که بیشترین رقم از سه ماه دوم سال ۲۰۱۵ میلادی به بعد محسوب می شود.
بر پایه این گزارش صندوق بین المللی پول اعلام کرد که سهم پوند انگلیس، فرانک سوئیس، دلار استرالیا و کانادا هم در ذخایر ارزی جهان در سه ماه پایانی سال ۲۰۱۷ میلادی حاکی از رشد نامحسوسی در مقایسه با سه ماه سوم دارد.
اين گزارش در يك پيام ساده نشان مي دهد كه با وجود سهم بالاي چين در توليد ناخالص و تجارت جهاني، و سهم 25 درصدي آمريكا از توليد ناخالص و تجارت جهاني، همچنان آمريكا بيش از 63 درصد ذخاير ارزي را به عهده دارد و سهم دلار در مبادلات ارزي و قراردادها و تجارت نيز همچنان بالاست و سهم دلار در ذخاير و مبادلات ارزي متناسب با سهم آمريكا از اقتصاد و تجارت جهاني نيست بلكه سهم دلار از ذخاير ارزي جهان به ميزان 2.5 برابر سهم آمريكا از اقتصاد و تجارت جهاني است و سهم اندك 1 درصدي يوان چين از ذخاير ارزي با منطق و سهم اقتصاد اين كشور از اقتصاد و تجارت جهاني متناسب نيست. به عبارت ديگر، حتي سهم 20 درصدي يورو از ذخاير ارزي جهان و ثبات و تقويت ارزش يورو در برابر دلار در سال هاي اخير نيز با ميزان نفوذ و سهم اقتصادي كشورهاي اروپايي متناسب نبوده و پيشتازي دلار درذخاير ارزي و مبادلات و تجارت جهاني حكايت از شرايطي فراتر از سهم آمريكا در جمعيت، اقتصاد، توليد و تجارت دارد.
براين اساس، تغيير اين شرايط و كاهش سهم دلار از ذخاير و مبادلات ارزي، به اقدامات گسترده اي از سوي كشورهاي جهان نيازمند است و علاوه برعزم و اراده كافي براي حذف و كاهش سهم دلار در ذخاير ارزي و مبادلات ارزي، بايد اصلاحاتي در قوانين تجارت جهاني، نهادهاي بين المللي، تغيير رفتار نهادهاي مالي و پولي مانند بورس هاي جهان، بازار نفت، صندوق بين المللي پول، بانك جهاني، مبادلات و روابط بانكي جهان و... انجام شود. حتي مداخلات نظامي و سياسي آمريكا، تحريم هاي اقتصادي اين كشور عليه ديگر كشورها، مخالفت ها و خصومت هاي سياسي، پيمان هاي نظامي، شركاي سياسي و نظامي در مناطق مختلف جهان و... نيز بايد تغيير كند و ميزان حضور آمريكا در عرصه هاي غيراقتصادي و تجاري نيز بايد تغيير كند تا بانك هاي مركزي جهان به تدريج سهم دلار را از ذخاير ارزي خود كاهش دهند.

بايد توجه داشت كه همچنان دلار به ميزان دو سوم كل ذخاير ارزي جهان سهم عمده اي در ذخاير ارزي و مبادلات ارزي دارد و حذف يا كاهش سهم آن به عزم كشورهاي مختلف، اقدامات گسترده دولت ها و بانك هاي مركزي در زمينه افزايش سهم كشورهاي جهان از تجارت جهاني، رشد اقتصادي، سياست هاي اعتباري، نفوذ و سهم بيشتر در صندوق بين المللي پول و بانك جهاني و نهادهاي معتبر پولي و مالي، بورس هاي جهان، كاهش نوسان هاي ارزي و... نياز دارد و جلب اعتماد كشورها، بازارهاي ارز، دولت ها و فعالان اقتصادي، به سياست هاي باثبات و اقداماتي گسترده و تدريج نيازمند است. در شرايطي كه چين بزرگترين اقتصاد جهان و بانك ها و مبادلات تجاري را به خود اختصاص داده، و تنها سهم 1 درصدي در ذخاير ارزي جهان دارد، به اين معناست كه جلب توجه بانك هاي مركزي جهان به كاهش سهم دلار، به اقدامات عمده ديگري نياز دارد و تا اطمينان حاصل نكنند كه يوان مي تواند نوسانات ارزي جهان را پوشش دهد به سمت ارز غيردلاري نخواهند رفت و آنها بايد مطمئن باشند كه پول معتبري براي حفظ ارزش ذخاير و انجام امور تجاري، سياسي، نظامي و.. خود در اختيار دارند تا پول ديگري را به جاي دلار انتخاب كنند.
بر اين اساس، شايد بتوان نقش اروپا و كشورهاي آلمان، فرانسه، ايتاليا و.. در تجارت جهاني، سازمان ملل، و روابط بين المللي را به عنوان دليل و تكيه گاهي عمده براي افزايش سهم يورو از ذخاير ارزي معرفي كرد. زيرا نقش اروپا در روابط بين المللي و سياست خارجي نيز بانك هاي مركزي جهان را مجاب كرده كه به سمت يورو حركت كنند و ايران نيز در سال هاي اخير با افزايش سهم يورو از ذخاير خود و فروش نفت با يورو، تلاش كرده كه سهم دلار را كاهش دهد.
جنگ تجاري عاملي ديگر براي حذف دلار
جنگ تجاري نيز عامل ديگري براي حذف دلار اعلام شده است. كشورهاي مختلف از آمريكا تا چين و اروپا و ژاپن و ايران و... تلاش دارند كه با وضع تعرفه ها و خروج از پيمان هاي منطقه اي، از منافع خود دفاع كنند و به نظر مي رسد كه تجارت آزاد جهان و كاهش تعرفه ها باعث شده كه بسياري از شغل ها و فعاليت هاي داخلي لطمه بخورد و هر كشوري سعي دارد كه از منافع خود حفاظت كند و لذا جنگ تجاري غيرقابل اجتناب است و همين موضوع باعث توجه به تعرفه ها و حذف دلار از مبادلات و ذخاير ارزي نيز شده است.
در حال حاضر ایالات متحده آماده وضع تعرفه ۵۰ میلیارد دلاری بر روی کالاهای چینی را به عنوان یک اقدام تنبیهی بمنظور نقض حقوق معنوی شرکت های آمریکایی در پی گرفته است.از سویی دیگر سفیر چین در واشنگتن گفت: اگر آمریکایی ها دست به چنین کاری بزنند، با عمل متقابل در همان مقیاس روبرو می شوند و چین پیشرفت های خوبی را در جهت حفاظت از حقوق معنوی کرده و آماده بررسی مواردی است که در آن نقض قانون حقوق معنوی اتفاق افتاده است.بعداز اعلام وضع تعرفه بر روی ۱۲۸ قلم از کالاهای وارداتی آمریکایی که از روز دوشنبه لازم الاجرا شده؛ مقامات چینی به دنبال مذاکرات تجاری با ایالات متحده بمنظور پیشگیری از آسیب بیشتر در روابط پکن-واشنگتن هستند.تعرفه های متقابل چین پاسخی به تعرفه های آمریکا بر روی فلزات وارداتی است که در ماه مارس به امضاء ترامپ رسید و در حدود ۳ میلیارد دلار از ارزش کالاهایی را در بر می گیرد که از ایالات متحده وارد می شوند و سهم ناچیزی را دارد.
كاهش ارزش ذخاير ارزي به صورت غيردلاري
دليل ديگري كه باعث شده همچنان دلار سهم بيشتري از ذخاير ارزي داشته باشد نوسان ارزش يوان و يورو و ساير ارزهاي جهان بوده است. زيرا چين و ژاپن تلاش دارند كه با كاهش ارزش پول خود صادرات را افزايش دهند و اتحاديه اروپا نيز در دو دهه گذشته بارها با نوسان و بحران پولي مواجه شده است اما دلار آمريكا در برخورد با نوسانات و بحران ها، توان بيشتري از خود نشان داده است. لذا حفظ ذخاير به صورت غيردلاري با نوسانات و همچنين كارمزد تبديل ارزها با دلار مواجه است.
به عنوان مثال، تجربه برخي كشورها از جمله ايران نشان مي دهد كه حفظ ذخاير ارزي به صورت يورو، يوان، ين، لير، درهم، روبل، پوند و روپيه و... به جاي دلار، با نوسانات و نرخ آربتراژ، كارمزد تبديل پول در بازارها، كاهش ارزش ارزهاي ديگر در برابر دلار مواجه بوده و برخي كشورها و فعالان اقتصادي نتيجه گرفته اند كه اگر ذخاير ارزي خود را به صورت دلار حفظ كنند با نوسان و كاهش ارزش و هزينه هاي كمتري مواجه خواهند شد و حفظ ذخاير ارزي به صورت غيردلاري ممكن است كه منافع كمتري براي كشورها به همراه داشته باشد.
از اين رو، حذف دلار بدون اقدامات سياسي، نظامي، تجاري و بين المللي با موفقيت كمي مواجه خواهد شد و در صورتي كه چين و ژاپن و كشورهاي ديگر بخواهند با دست كاري پول خود صادرات را افزايش دهند باعث جلب اطمينان بانك هاي مركزي در حفظ ذخاير به صورت غيردلاري نخواهد شد.
تجربه كاهش سهم دلار در سال هاي بعد از جنگ اول و دوم جهاني
موضوع كنارگذاشتن دلار در مبادلات و ذخاير ارزي، در دوره هاي قبلي تاريخ اقتصادي جهان و به خصوص پس از جنگ هاي اول و دوم جهاني نيز تكرار شده و موضوع حذف دلار از مبادلات و ذخاير ارزي همواره مطرح بوده و در برخي دوره ها با موفقيت ها و تحولاتي مواجه شده اما به دلايل مختلف، دلار همچنان سهم عمده اي از مبادلات و ذخاير ارزي جهان كسب كرده و مداخلات نظامي آمريكا، نفوذ در نهادهاي بين المللي تجاري و سياسي و اقتصادي، فناوري هاي دست اول و سطح بالاي آمريكا در صنعت نفت، كالاهاي كشاورزي، مخابرات و اطلاع رساني و بسياري از صنايع ديگر، بازار گسترده مصرفي آمريكا و... باعث شد كه در دوره هاي بعدي نيز همچنان دلار در بازارهاي ارزي و ذخاير ارزي سهم عمده اي داشته باشد.
در دوره جنگ هاي اول و دوم جهاني، اقتصاد و تجارت جهاني با سقوط ارزش ليرانگليس و دلار آمريكا و مخارج سنگين جنگ مواجه شد و يا در دوره هايي كه افزايش قيمت نفت، عملا به معناي كاهش ارزش دلار بوده و قدرت خريد ذخاير ارزي كشورها را كاهش داده است، كشورهاي جهان تلاش كردند كه با تشكيل صندوق بين المللي پول و بانك جهاني و معرفي سبدهاي ارزي مانند اس دي آر كه تركيبي از پول هاي معتبر و قابل اتكاي جهان بوده، به نوعي با كاهش ارزش ذخاير ارزي و دلار مقابله كنند و با كاهش سهم پول هاي قالب در تجارت جهاني مانند دلار از قدرت خريد ذخاير ارزي خود محافظت كنند.
اين موضوع تاجايي پيش رفت كه رئيس جمهور آمريكا نيز اعلام كرد كه دلار نمي تواند قيم ارزش پول هاي ديگر در جهان و حفظ ارزش ذخاير ارزي باشد و برابري دلار در برابر طلا كنار گذاشته شود و نرخ دلار در برابر پول هاي ديگر شناور شد و رژيم ثابت ارزش دلار در برابر طلا نيز فرو ريخت و جاي خود را به سيستم شناور داد. از آن پس ارزش دلار در برابر طلا و ساير ارزها روبه كاهش گذاشت و در دوره هاي مختلف شاهد كاهش ارزش دلار در برابر ساير ارزها و دلار و نفت بوده ايم.
اگر چه در دوره هاي ديگر تاريخ اقتصادي جهان نيز موضوع انتخاب ارزهاي غيردلاري و سبدهاي ارزي مطرح شده بود، اما تجربه عملي در اين زمينه نشان داد كه به خاطر سلطه آمريكا در بازار نفت، فناوري هاي نفتي و همچنين سهم 25 درصدي اقتصاد آمريكا از تجارت و توليد صنعتي در جهان، عملا بسياري از قراردادهاي تجاري از جمله عمده قراردادهاي توليد و فروش نفت و... همچنان به صورت دلاري اجرا شده و مهمترين نكته در بازار ارز و طلا و قيمت نفت و فلزات و كالاهاي اساسي، كشاورزي، معدني و صنعتي، اين مشكل اساسي است كه همه ارزها و طلا و نفت و ساير كالاها هر روز به قيمت دلار تعيين و اعلام مي شود و حتي نرخ ساير ارزهاي عمده مانند يورو و يوان و ين و پوند نيز كه در مقاطع مختلف افزايش ارزش در برابر دلار داشته اند، هر روز در برابر دلار تعيين مي شوند و سپس نرخ ساير ارزها در برابر پول هاي ملي از جمله ريال در بازار اعلام مي شود.
چنين معظلات و مشكلات و واقعيت هايي باعث شده كه عملا سبد اس دي آر، و اعلام ساير ارزها به جاي دلار با موفقيت چنداني مواجه نباشد. اما در شرايط كنوني كه سهم اقتصاد چين و ساير كشورها از تجارت جهاني روبه افزايش است و موضوع جنگ تجاري، حفظ منافع ملي كشورها، خروج كشورهايي مانند بريتانيا ازاتحاديه اروپا، خروج آمريكا از پيمان منطقه اي نفتا، افزايش تعرفه هاي تجاري و همچنين حفظ منافع اقتصادي وسياسي كشورهايي مانند ايران در برابر آمريكا بيش از گذشته مطرح است، به نظر مي رسد كه اراده و عزم بيشتري از سوي كشورهاي جهان به كار گرفته شده تا به تدريج سهم دلار از ذخاير ارزي و تجارت و مبادلات ارزي را كاهش دهد.