رییس اتاق ایران روز گذشته در هفتمین همایش سیاستهای پولی و چالشهای بانکداری و تولید و پنجمین همایش چشمانداز اقتصاد ایران در سال 1397، ضمن تاکید بر لزوم درک و شناسایی ریشه مشکلات و ارائه راهکارهای منطقی برای آنها از استقلال بانک مرکزی و تاثیر این سیاست بر آمادهسازی بسترهای توسعه پایدار سخن گفت.
اقتصادگردان- به گزارش پایگاه خبری اتاق ایران، غلامحسین شافعی در همایش چشمانداز
اقتصاد ایران در سال 1397، تاکید کرد: نگاه تکبعدی به مشکلات و تجویز
نسخههای جداگانه برای چالشهایی که اقتصاد کشور را فراگرفتهاند،
نمیتواند به حل آنها کمک کند. زمان آن رسیده نگاهی جامع و علت و معلولی به
مسائل و مشکلات کلان کشور داشته باشیم. او با بیان این نکته که رهایی از
مشکلات امروز در گرو درک صحیح از روند مشکلات به وجود آمده، تقدم و تاخر
آنها و فهم دقیق از ارتباط موثر بین آنهاست، تصریح کرد: قبل از هرگونه طرح
راهکار نیازمند شناخت صحیح از مشکلات و بحرانهای موجود در کشور، ارتباط
متقابل آنها با یکدیگر و روند شکلگیری این مشکلات هستیم. اگر نتوانیم این
ارتباط و روند مشکلات را به درستی درک کنیم، قادر نخواهیم بود بحرانهای به
وجود آمده را حل کرده و برای آنها راهکار صحیح ارائه دهیم. ممکن است با
راهکارهای نامناسب، موجب تشدید و تعمیق بحرانها شویم. شافعی ادامه داد:
پس از اینکه سالها برای هر یک از حوزهها به صورت جداگانه نسخه پیچیدیم و
در پی حل معضلات هر یک از این بخشها به صورت انفرادی و غیرریشهیی
برآمدیم، امروز زمان آن رسیده نگاهی جامع و علت و معلولی به مسائل و مشکلات
کلان کشور داشته باشیم و روند توأمان و سلسلهمراتب ایجاد این معضلات را
ریشهیی حل کنیم تا راهحل موثر برای خروج از آنها ارائه دهیم. رییس
پارلمان بخش خصوصی وضعیت بیکاری، رکود، فساد و عدالت اقتصادی را نیز
موردتوجه قرار داد و افزود: وضعیت کشور در بخشهای مختلف مناسب نیست، در
این شرایط باید پرسید بهراستی چرا اهداف توسعه در ایران محقق نمیشود؟ چرا
سیاستهای پولی و مالی نمیتوانند بستر مناسب برای رشد و توسعه فراهم
کنند؟ به گفته شافعی، به نظر میرسد در قدم اول باید بپذیریم که حرکتهای
انجام شده طی سالهای اخیر اجماع و اقناع مناسبی در بدنه کارشناسان مستقل و
کارآفرینان واقعی کشور نداشته است. هر چند در زمینه سیاستهای خارجی و
ثبات بخشی پارامترهای کلان اقتصادی به توفیقات خوبی دست یافتهایم، اما این
توفیقات نتوانسته ساختار مناسب برای جهش اقتصادی را فراهم و بسیاری از
ظرفیتهای بالفعل و بالقوه را عملیاتی کند. او نتیجه این روند را کاهش
سرمایهگذاری و بهرهوری فعالیتهای اقتصادی و افزایش پارامترهای بحرانساز
از قبیل بیکاری، تغییرات در هم گسیخته نرخ ارز، افزایش هزینههای تولید و
چرخش فعالیتهای اقتصادی به سمت بخشهای دلالی و واسطهگری میداند و از
سوی دیگر از رشد نگرانیهای اجتماعی، ضعف روزافزون عدالت اجتماعی، کاهش
اعتماد به سرمایهگذاری بلندمدت و نبود امنیت شغلی انتقاد میکند.