
سفر اخیر ژنرال «قمر جاوید باجوا» به ایران، نشانهیی از تغییری مثبت در روابط ایران و پاکستان است. این نخستین سفر رییس ستاد ارتش پاکستان به ایران در 2دهه اخیر محسوب میشود. سفر سال 1999 و 2000 پرویز مشرف نیز در آن بازه زمانی بیشتر از جنبه رییسجمهور بودن او اهمیت داشت تا رییسی ستاد ارتش. سفر اخیر برای شرکت در اجلاس اکو حتی سفری دوجانبه نبود. سفر ژنرال باجوا در اتمسفری رخ داده که رهبران و سیاستگذاران دوطرف تشخیص دادهاند که امنیت و رفاه اقتصادی آنها با یکدیگر گره خورده است.
سیر تکاملی فضای امنیتی جهان و منطقه نیز دو کشور را بیشتر به سمت یکدیگر سوق داده است. این موضوع که اتفاقهای دهه 1990 میلادی که موجب اتخاذ مواضعی متفاوت از سوی ایران و پاکستان در قبال افغانستان شد، شکستی در روابط ایران و پاکستان محسوب میشود و غیرقابل انکار است. آنها عملا جنگی نیابتی را در افغانستان دنبال کردند که طی آن ایران حامی اتحاد شمال بود و پاکستان از طالبان حمایت کرد.
فضای بیاعتمادی که از تضارب سیاستهای این دو کشور در افغانستان ایجاد شده بود دوستی و همکاری ایران و پاکستان در دیگر زمینهها را نیز تضعیف کرد. اقلیم بیاعتمادی و همکاریهای محدود با وجود تلاشهایی که در جهت نزدیکی این دو کشور در سالهای اخیر صورت گرفت همچنان بدون تغییر پابرجا مانده است. دوبرگردان پاکستان در حمایت از طالبان که بهدنبال فشار امریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر رقم خورد، زمینه غلبه تهران و اسلامآباد به فضای بیاطمینانی قبل و تعریف نقطهیی جدید در روابط خویش را فراهم کرد. با وجود این جزیره بیاعتمادی بسیار وسیع است و فشار بسیار زیاد امریکا به پاکستان، اجازه منتفع شدن کامل آنها از این موقعیت را نمیدهد.
تاریخچه پروژه خط لوله گاز ایران-پاکستان برای شفافسازی این مساله کافی است. پاکستان با کمبود عرضه داخلی گاز طبیعی مواجه است در حالی که ایران به عنوان دومین دارنده منابع گازی در دنیا و بهدنبال بازار برای فروش آن، میتواند تمام نیازهای رو به رشد گازی پاکستان را پاسخگو باشد. بنابراین، این پروژه، یکی از بهترین انواع در زمینه نفع دوجانبه بهویژه برای پاکستان است که از طریق پیادهسازی آن، دسترسی ارزان و امنی به منابع گازی خواهد داشت.
اما تحریمهای امریکا علیه ایران و فشارهایش بر پاکستان، تهران و اسلامآباد را از تکمیل این پروژه و عملیاتی کردن آن باز داشته است. در حالی که ایران این خط لوله را تقریبا تا نزدیکی مرز خود با پاکستان احداث کرده است، پاکستان در آزمون عمل کردن به تعهدات خود در این پروژه شکست خورده است.
درنتیجه پروژهیی که میتوانست در کنار تامین نیازهای گازی ما به نقطهیی مهم و تعیینکننده در روابطه دو کشور تبدیل شود، رویایی واقعینشده باقی مانده است. خوشبختانه اجرایی شدن دالان اقتصادی چین-پاکستان مسیر را برای تکمیل خط لوله گاز ایران-پاکستان باز خواهد کرد. در آیندهیی نزدیک پاکستان میتواند با کار گذاشتن خط لوله، کارخانهLNG پیشنهادی در بندر گوادر را به شبکه اصلی گازرسانی کشور بهعنوان بخشی از پروژه دالان اقتصادی چین-پاکستان متصل کند. بعدها در موقعیتی مناسبتر، این خط لوله میتواند به سرعت امتداد یافته و به خط لولهیی که از ایران وارد پاکستان میشود، متصل شود.
این تنها یک مثال از هزینههای سنگینی است که پاکستان باتوجه به تقاضاهای غیرمنطقی ایالاتمتحده پرداخته و میپردازد. همکاریهای امنیتی میان ایران و پاکستان حتی بیش از این نیز از واگرایی استراتژیک دو کشور آسیب دیده است. پاکستان با وجود برخی مشکلات همچنان و حتی در دوران پس از جنگ سرد با وجود خصومت میان تهران و واشنگتن، در برخی اهداف محدود، متحد ایالاتمتحده باقی مانده است. این عامل همکاریهای دفاعی ایران و پاکستان را که اوج آن به قبل از انقلاب اسلامی و زمانی که تهران و اسلامآباد هر دو بخشی از بلوک غرب به حساب آمده و توسط امریکا رهبری میشدند را به حالت تعلیق درآورده است. به اضافه این وضعیت به تروریسم و جنایت اجازه فعالیت در طول مرز ایران و پاکستان را داده است. ایران در زمانهای مختلف از فعالیت گروه تروریستی جیشالعدل که ادعا میشود در بلوچستان پاکستان استقرار دارد، شکایت کرده است. گزارشهایی مبنی بر کمک نهادهای رسمی و غیررسمی منطقه به این گروه تروریستی وجود دارد. هند به خوبی از اهمیت دوستی ایران و پاکستان و فواید اقتصادی و امنیتی آن آگاه است. دهلینو باتوجه به طرحهای ضدپاکستانی خود، بیشترین نفع سیاسی، اقتصادی و امنیتی را باتوجه به بیگانگی این دو کشور و از طریق قدرتمند کردن ارتباط خود با تهران و ایجاد سوءتفاهم در رابطه میان تهران و اسلامآباد برده است.
هندوستان موفقیتهای قابلتوجهی را در راه آسیبزدن به پاکستان و به رابطه پاکستان-ایران در این زمینه کسب کرده است. دستگیری یک افسر هندی به اتهام سرمایهگذاری در تروریسم در پاکستان در حالی که در تهران مستقر است تنها یک نمونه از چگونگی سوءاستفاده دهلی از خلأ ایجاد شده میان تهران و اسلامآباد است. سفر ژنرال قمر جاوید باجوا به تهران نشان میدهد که اسلامآباد نسبت به آسیبها و مخاطرات ادامه یافتن دوری از تهران برای امنیت و اقتصاد پاکستان آگاهی یافته است. ایران و پاکستان هر دو نیاز به تشخیص این امر دارند که منافع آنها در گرو نزدیک شدن در عرصههای اقتصادی، امنیتی، دفاعی و فرهنگی است. این دلگرمکننده است که در نتیجه دیدار قمر جاوید باجوا با رهبران سیاسی و نظامی ایران، دوطرف توافقهایی را در زمینه مبارزه با تروریسم و فعالیتهای بینالمللی جنایتکارانه امضا کردهاند. همچنین مذاکره و گفتوگوی رهبران ایران و پاکستان در زمینههای دیگری همچون افغانستان براساس درکی مشترک نیز امکانپذیر خواهد بود. آشتی ملی با حضور تمام احزاب سیاسی افغانستان، خروج نیروهای خارجی و عدم دخالت در امور داخلی افغانستان باید اصول راهنمای ثبات و صلح در آن کشور باشد.