الف- حاکمیت شرکتی و نظارت داخلی
یکی از راهکارهای اساسی در ارتقای سلامت بانکی، استقرار نظام حاکمیت شرکتی کارآمد در هریک از بانکهای کشور است. حل چالش مدیریت و مالکیت از مسائل اصلی تقریباً همه بنگاههای تجاری است. این موضوع در شبکه بانکی از اهمیت مضاعف برخوردار است.
عمده راهحلهای مطرح شده در این رابطه به طراحی یک نظام حاکمیت شرکتی ختم میشود و اینکه سهامداران بتوانند با استفاده از ابزارهای کنترلی و انگیزشی، مدیران و کارمندان بانک را با اهداف خود همراستا کنند. از آنجا که تامین مالی بانک عمدتا از دو محل سپردهگذاری و آورده سهامداران نشات میگیرد و غالب این وجوه از محل سپردهگذاری است، سپردهگذاران امکان نظارت مستقیم بر فعالیت و تصمیمگیری بانک را ندارند؛ لذا تنها سهامداران بانک هستند که باید برای حفظ سرمایه خود در این راستا کوشش کنند. ارتباط کفایت سرمایه و نظارت داخلی بانک (که بهواسطه سهامداران بانک اعمال میشود) اینگونه است که با افزایش سهم سرمایه از ساختار تامین مالی بانک، منافع بیشتری از سهامداران درگیر فعالیت و عملکرد بانک شده، سهامداران برای صیانت از ارزش سرمایه خود حساسیت بیشتری در نظارت بر مدیریت بانک اعمال کرده و در نهایت از ظرفیت ابزارهای قانونی خود در این امر (مانند تشکیل کمیته ریسک، کمیته حسابرسی و غیره) بیشتر استفاده خواهند کرد. این اقدام منجر به کنترل فعالیتهای تخصیص و سرمایهگذاری وجوه بانک شده و امنیت سایر ذینفعان بانک از جمله سپردهگذاران را نیز به ارمغان میآورد.
ب- حاکمیت شرکتی و نظارت بیرونی
به صورت طبیعی بانکها عناصر تشکیلدهنده بازار پول بوده و مقام ناظر این بازار بانک مرکزی است. با این حال نکته مهم در اینجا که معمولا به آن بیتوجهی میشود آن است که بانکهایی که سهام آنها در بازار بورس معامله میشود، باید در چارچوب قوانین نظارتی سازمان بورس و اوراق بهادار فعالیت کرده و از آن تبعیت کنند. لذا مقام ناظر بازار سرمایه در رابطه با نظارت بر برخی بانکها دارای وظیفه است.