وقتی برنامه های سال ۱۳۹۱ برای یکپارچه سازی فرایندهای بازرگانی و صنعت که نهایتا منجر به یک تولید ملی با ارزش میشد از سوی وزیر صنعت ، معدن و تجارت اعلام گردید ، متخصصان هم اذعان کردند یک برنامه هماهنگ و یکپارچه بدون نمونه در کشور دیده شده است ، ولی این وزیر متخصص نمی دانست که سیستم بانکی کشور همراهی لازم را نخواهد داشت و وظیفه تسهیل گری و ارائه تسهیلات به تولید ملی در سیستم بانکی کشور فراموش شده است.
به گزارش اطلاع رسانی سایپا به نقل از افکار نیوز تحولات اقتصادی سال ۱۳۹۱ در دو بخش قابل تامل است اول تاثیرگذاری هدفمندسازی یارانه ها و دوم تشدید تحریم های اقتصادی توسط کشورهای غربی بر ایران .
در مقطعی که فروش نفت ایران به کمترین حد خود رسیده بود و به همین دلیل تزریق ارز حاصل از فروش نفت به اقتصاد کشور معوق ماند وزارتخانه صنعت ،معدن و تجارت باید مشکلات اقتصادی مجموعه بزرگ صنعت را حل میکرد .
البته ابتدایی ترین نظر در تحلیل های اقتصادی کلان یک کشور این است که هدایت مالی و اقتصادی به عهده وزارت اقتصادی و مجموعه بانک مرکزی است ولی در سال ۹۱ نه تنها این مجموعه ها توان مدیریت مالی و اقتصادی کشور را نداشتند بلکه از کوچکترین پیش بینی ها و تحلیل های سیاسی که تاثیر بر اقتصاد داشت نیز ناتوان بودند و تمام مشکلات ناشی بر دوش دیگر مجموعه ها بود.
اقتصادی که سالها وابسته به ارز نفت بود و ارز نفتی واردات در جای جای آن ریشه دوانده بود دیگر ارزی برای واردات نداشت و تاثیرات آن مستقیم بر دوش مصرف کننده انتقال یافت ، البته باید برای این تغییر از سال ۱۳۸۴ که قیمت ارز غیرواقعی ثابت نگه داشته شد فکری می شد ولی بدنه ضعیف بانک مرکزی در تحلیل های سیاسی و اقتصادی این ضعف را به صنعت کشور و حتی بازرگانی انتقال داد.
در این میان یک وزیر ماند و فرایندی از بازرگانی و صنعت که به هم پیوسته شده بود و بدون پشتیبانی سیستم بانکی باید حرکت می کرد و در حالی که برای نیاز صنعت داخلی ، به سیستم بازرگانی چابک احتیاج بود ولی قوانین گمرکی و مالیاتی و عدم همراهی سیستم بانکی آن را فلج کرد .
وقتی برنامه های سال ۱۳۹۱ برای یکپارچه سازی فرایندهای بازرگانی و صنعت که نهایتا منجر به یک تولید ملی با ارزش میشد از سوی وزیر صنعت ، معدن و تجارت اعلام گردید ، متخصصان هم اذعان کردند یک برنامه هماهنگ و یکپارچه بدون نمونه در کشور دیده شده است ، ولی این وزیر متخصص نمی دانست که سیستم بانکی کشور همراهی لازم را نخواهد داشت و وظیفه تسهیل گری و ارائه تسهیلات به تولید ملی در سیستم بانکی کشور فراموش شده است .
تمام این معضلات باعث شد که آقای وزیر به سوی برنامه های ایضائی برود که بازار را به تعادل برساند و از تمام توان مجموعه خود برای روی پا نگهداشتن صنعت بدون پشتوانه استفاده کند که در این مورد با توجه به تخصص خاص این عنصر کابینه که به حق جزء برترین وزرا است موفق عمل کرد و هرگاه تهدیدی به بازار خاصی شد او بود که توانست با مدیریت بحران ، حرکت صحیح را به آن بازار برگرداند .
ولی در مقوله صنعت همه فراموش کردند که تهدید انجام شده به واسطه تحریم از بین بردن ریشه صنعت در ایران است ، صنعتی که براساس حرکتهای بزرگ در آن مورد توجه بسیاری از کشورهای غربی قرار گرفته بود و شکوفایی های بزرگی تا سالهای قبل داشت، اما در این میان برای رفع فشار بر صنعت و تولید ملی وزیر صنعت معدن و تجارت نیاز به همراهی بانک مرکزی داشت که از قبل مامور بود برای چنین روزهایی به داد صنعت برسد ولی صدای این وزیر متخصص در گوشه این باجه اقتصادی کشور باعث حرکتی نشد ، با اینکه شنیده شد ولی نه تنها حرکتی برای کمک به صنعت و تولید ملی نشد بلکه حرکاتی بر علیه این خواسته انجام شد .
شاید می شد در عدم همراهی اقتصاد کشور به علل رجوع شود و منتظر ماند تا با نهیب هایی از سوی جامعه سرخط شود ولی این کار برای یک مدیر بزرگ اشتباه بود و با پیگیری های زیاد و وارد شدن در زمینه توزیع ارز به جای بانک مرکزی توانست ریشه های فرایند بزرگ بازرگانی مرتبط به صنعت را در این بین نگهداری کند . هرچند صنایع داخل آسیب های زیادی از این بی مسئولیتی بانکها دیدند ولی مدیریت بحران آقای وزیر در پایان سال تولید ملی سبب شد که در روز اول فروردین ۹۲ مقام معظم رهبری نیز به این موضوع اشاره کردند و نگاه صرف به مسائلی همچون گرانی ها ، کاهش تولید در برخی واحدهای تولیدی و فشارهای اقتصادی را ارزیابی ناقص و نادرست خواندند و تاکید ایشان بر نگاه صحیح در میدان عظیم پرچالش ملت ایران در کنار نقاط ضعف و مشکلات ، پیشرفت ها و دستاوردهای بزرگ نیز دیده شود که نشان دهنده رضایت ایشان از حرکت های خوب این وزیر بود.
در واقع اگرچه در سال تولید ملی چالش بزرگ و تحریم های بی سابقه بر تولید ملی اثر گذاشت ولی یک مدیریت خوب در وزارتخانه بزرگ توانست این آسیب ها را به حداقل برساند که از این بابت باید گفت اگر در سال ۱۳۹۱ بخواهیم یک وزیر که به بهترین نحو مدیریت بحران را مدیریت نموده است انتخاب کنیم بهترین کسی را که می توان نام برد دکتر غضنفری وزیر صنعت ، معدن و تجارت است .