اقتصادگردان – صنعت سیم و کابل به عنوان شریان حیاتی انتقال انرژی و زیرساختهای مخابراتی، امروزه در یک پیچ تاریخی قرار گرفته است. در حالی که بازارهای جهانی با سرعتی بیسابقه به سمت تکنولوژیهای نو (خودروهای برقی، دیتاسنترها و انرژیهای پاک) در حرکت هستند، تولیدکنندگان ایرانی برای بقا و رشد، ناگزیر از «جهانیشدن» هستند.
سعید بابایی، کارشناس اقتصادی و سیاسی، در یادداشتی تحلیلی ضمن آسیبشناسی این صنعت، بر لزوم همافزایی دیپلماسی اقتصادی و نظارت قاطع حاکمیتی به عنوان دو روی سکهی موفقیت در بازارهای بینالمللی تأکید کرد.
گذار از اشباع داخلی؛ ضرورت استراتژیک صادرات.
بابایی در ابتدای این تحلیل با اشاره به اشباع بازارهای سنتی گفت: تولیدکنندگان ما نباید صرفاً به تقاضای نوسانی داخل دلخوش کنند. صنعت سیم و کابل ایران امروز ظرفیت فنی بالایی دارد، اما این ظرفیت بدون صرفهجویی ناشی از مقیاس که تنها از طریق صادرات انبوه محقق میشود، در خطوط تولید مستهلک خواهد شد. ورود به بازارهای جهانی برای ما دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت برای پوشش ریسکهای ارزی و قیمت جهانی فلزات است.
دیپلماسی اقتصادی؛ حلقه مفقوده برندهای معتبر؛
این کارشناس اقتصادی با انتقاد از نبودِ رویکرد استراتژیک در حمایت از برندهای توانمند داخلی افزود: ما شرکتهای معتبری داریم که استانداردهای کیفی لازم را پاس کردهاند، اما در میدان رقابت جهانی، به تنهایی راه به جایی نمیبرند. در پروژههای بزرگ زیرساختیِ همسایگان، بسیاری از قراردادها در لایههای دولتی و دیپلماتیک بسته میشوند. دولت باید با فعالسازیِ واقعیِ رایزنهای بازرگانی و ایجادِ تسهیلاتِ دیپلماتیک برای کنسرسیومهای صادراتی، مسیرِ ورود این شرکتهای معتبر به وندرلیستهای پروژههای منطقهای را هموار کند. عدم استفاده از دیپلماسی اقتصادی برای ترجمه ظرفیتهای فنی به قراردادهای ارزی، یک فرصتسوزی است.
اخطار به سودجویان: کیفیت، خط قرمز امنیت ملی است
بابایی در بخش تند و صریح تحلیل خود به پدیده تولیدکنندگان متخلف پرداخت و تصریح کرد: در کنار فرصتها، ما با یک تهدید داخلی روبرو هستیم؛ وجود برخی تولیدکنندگان سودجو و متخلفی که با استفاده از مسِ کمعیار، آلومینیوم بازیافتی نامرغوب و کاهش غیراستانداردِ قطر هادیها، نه تنها ایمنی جان و مال مردم را به مخاطره میاندازند، بلکه به اعتبار کل برندِ ملی در بازارهای صادراتی چوب حراج میزنند.
وی ادامه داد: هر محموله کابلِ بیکیفیتی که از مرز خارج میشود، سدی بزرگ برای سایر تولیدکنندگان سالمِ ما در آینده ایجاد میکند. دستگاههای نظارتی، به ویژه سازمان ملی استاندارد، باید رویکردِ جراحیِ تخصصی را در پیش بگیرند. نظارت باید از یک فرآیند کاغذی به یک بازرسی فنیِ سختگیرانه تبدیل شود. تولیدکنندهای که با سلامت مردم بازی میکند، نباید اجازه یابد با نامِ تولیدکننده ایرانی در بازارهای جهانی حضور یابد.
بابایی افزود؛ استانداردسازی و شفافیت راهکار برونرفت از این چالش را در سه محور خلاصه کرد:
۱. حمایت دیپلماتیک: اتصال شرکتهای معتبر به پروژههای کلان بینالمللی از طریق رایزنیهای دولتی.
۲. پاکسازی بازار: برخورد قاطع با تولیدکنندگانِ زیرپلهای و غیراستاندارد که با دامپینگِ کیفیت، بازار را به آشوب میکشند.
۳. تولید هوشمند: تمرکز بر محصولات با ارزش افزوده بالا (کابلهای نسوز، فشار قوی و مخابراتی) که رقابت در آنها نه بر سر قیمتِ ارزان، بلکه بر سر کیفیت و مهندسی است.
بابایی در پایان تأکید کرد: صنعت سیم و کابل کشور اگر بخواهد از یک تولیدکننده سنتی به یک بازیگر تراز اول در منطقه تبدیل شود، باید همزمان دستِ یاریِ دیپلماسی را بگیرد و شمشیرِ نظارت را بر روی متخلفان تیز کند. این تنها مسیرِ نجاتِ صنعت سیم و کابل است.