:
كمينه:-۳.۴۱°
بیشینه:۱.۹۹°
به‌روز شده در: ۳۰ دی ۱۴۰۰ - ۲۲:۱۱
با وجود رشد بالا و عجیب معاملات بین بانکی، شاخص های پولی و کلان اقتصاد در ایران متناسب با آن رشد نکرده است
رابطه معاملات در بازار بین بانکی و قرض گرفتن از بانک های دیگر باید به صورت؛ وجوه استقراض شده از سایر بانکها < کسری وجوه بانکها < میزان وجوه لازم برای عملیات بانکی < کل موجودی بانکها < کل نقدینگی اقتصاد باشد. ولی این رابطه در ایران برعکس شده و وجوه استقراض شده از سایر بانکها بابت کسری موجودی، از کل میزان کسری، کل موجودی بانکها و حتی از کل نقدینگی کشور بیشتر است . وجوه استقراض شده از سایر بانکها 10 برابر بیشتر از کسری، موجودی بانکها و نقدینگی است. این وجوه در خرید و فروش ارز، طلا، زمین و املاک و کالاها و معاملاتی مصرف می شود که جزو درآمد ملی نیست
کد خبر: ۱۸۴۴۵۶
تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۴۰۰ - ۲۳:۲۵
خبراقتصادی - مجید امامی کارشناس اقتصادی
معاملات در بازار بین بانکی و قرض گرفتن بانک ها از یکدیگر آنهم با نرخ 18 تا 21 درصدی که بسیار کمتر از تورم 44 درصدی است از تحلیل و چشم کارشناسان و صاحب نظران به دور مانده و کمتر کسی به عدم تناسب حجم عظیم معاملات بین بانکی با شاخص های پولی و بانکی و اقتصادی توجه دارد.
در حالی که در سیستم بانکی آمریکا که بزرگترین بازار مالی و پولی جهان را دارد و با کرونا و بحران مالی مواجه بوده است، از سال 2008 تا 2017 معاملات بین بانکی نسبت به پارامترهای پولی و بانکی، همواره کمتر از 5 درصد بوده است. در ایران، حجم معاملات بین بانکی همواره بیشتر از پایه پولی، نقدینگی و درآمد ملی و دارای رشدی نامتعارف بوده و از سال 1392 به یکباره از 16 درصد پایه پولی به بیش از دو نیم برابر پایه پولی رسیده و هر سال با رشدی بسیار زیاد به بیش از چهل و پنج برابر پایه پولی در سال 1400 رسیده است.
رابطه معاملات در بازار بین بانکی و قرض گرفتن از بانک های دیگر باید به صورت؛ وجوه استقراض شده از سایر بانکها < کسری وجوه بانکها < میزان وجوه لازم برای عملیات بانکی < کل موجودی بانکها < کل نقدینگی اقتصاد  باشد. ولی این رابطه در ایران برعکس شده و وجوه استقراض شده از سایر بانکها بابت کسری موجودی، از کل میزان کسری، کل موجودی بانکها و حتی از کل نقدینگی کشور بیشتر است . آن هم نه کمی بیشتر بلکه 10 برابر بیشتر است.


بررسی ها نشان می دهد که بانکهای کشور مبالغ استقراضی از بازار بین بانکی را نه در عملیات بانکی ( شامل سپرده ها و تسهیلات بانکی ) بکار گرفته اند، نه آن وجوه را در تولید استفاده کرده اند و نه در بورس . بلکه احتمال قوی این است که این وجوه در خرید و فروش ارز، طلا، زمین و املاک و کالاها و معاملاتی که در حسابداری ملی جزو درآمد ملی محسوب  نمیشوند مصرف کرده اند و با استقراض وجوه بین بانکی، این کالاها را خریده و با تقاضایی که کرده اند موجب افزایش قیمت آنها شده و پس از گران شدن آنها این کالاها را بلافاصله به قیمت بالاتر فروخته و پس از تصفیه وجوه استقراض شده مابقی را بعنوان سود برای خود نگاه داشته اند و این کار را بارها و بارها تکرار کرده اند.
در این مقاله، سعی بر این است که روند معاملات بین بانکی در کنار روند سایر پارامترهای پولی و اقتصادی کشور بررسی و با سایر کشورها مقایسه  شده و این روندها با روندهای اقتصاد آمریکا نیز مقایسه شود تا ببینیم همشکلی بین روندهای ایران و آمریکا تا چه میزان است و اگر روندهای موجود در دو کشور تفاوت زیادی دارند در مورد این تفاوت ها حدس هایی زده شود و سوالاتی مطرح شود تا محققین اقتصادی  کشور را دعوت به پاسخ دادن به آنها کند.
کمیسیون اعتباری شورای پول و اعتبار، در دستورالعمل اجرایی عملیات بازار بین بانکی ( مصوب در 27 دی 1383) هدف از ایجاد این بازار را تسهیل جریان منابع ریالی کوتاه مدت بین اعضاء در جهت مدیریت کارآمد نقدینگی معرفی کرده است.
این بازار امروزه تقریبا در تمامی کشورهای دنیا رایج شده و در سیستم های مالی نقشهایی برای آن تعریف شده و بین شاخص های مختلف بازار پول، از جمله حجم معاملات بین بانکی، پایه پولی، نقدینگی، و سایر شاخص ها یک نوع نسبت و تناسب معنادار وجود دارد. اما در ایران در سال های اخیر این نسبت و تناسب معنادار نه تنها وجود نداشته، بلکه رشد معاملات بین بانکی و حجم آن بسیار بالاتر از سایر شاخص های پولی و بانکی بوده است و همین موضوع جای نگرانی دارد و سبب تخریب اثرات مثبت بسیاری از ابزارها و سیاست های پولی و بانکی شده است و کلیه پارامترهای پولی، مالی، اقتصادی و حتی سیاسی را تحت تاثیر قرار داده است.



معاملات بین بانکی عمدتا با هدف هایی ازجمله حمایت از مدل بانکداری ذخیره کسری، منبعی برای تامین مالی بانکها، حفظ روند های بلند مدت منابع مالی بانکها، معیاری جهت تعیین نرخ وام کوتاه مدت، ابزاری برای انتقال سیاست پولی و کاهش اضافه برداشت بانکها از بانک مرکزی استفاده می شود.
بازار معاملات بین بانکی در ایران بطور رسمی از تاریخ 18 تیر 1387آغاز بکار کرد و از آن زمان تاکنون هر ساله با رشدی عجیب و باورنکردنی در حال بزرگ شدن است . عملکرد نظام بانکی ایران در بازار معاملات بین بانکی، تفاوتهای بسیار زیادی با عملکرد سیستم های بانکی سایر کشورها دارد.
ولع سیستم بانکی ایران در استفاده روزافزون از این بازار به حدی غیر عادی بوده که به نظر میرسد کلیه پارامترهای پولی، مالی، اقتصادی و حتی سیاسی را دستخوش تغییراتی غیر منتظره و ناشناخته کرده باشد. با این حال علیرغم رشد بسیار شدید این بازار در کشور و وجود روندهای غیر نرمال در این بازار و از طرفی تازه بودن این پدیده در اقتصاد ایران و عدم وجود تجربیات عملی از عواقب وجود چنین بازاری،  متاسفانه هنوز جامعه علمی کشور به تحلیل اثرات این بازار در اقتصاد کلان کشور رغبتی نشان نداده و سیستم بانکی بدون گرفتن هیچ بازخوردی از اقتصاددانان و متخصصین حوزه پولی، درحال تاختن در این ورطه است وجا دارد که شدیداّ نگران این تک تازی های مستانه باشیم.
روندهای مذکور برای دو کشور ایران و آمریکا بطور مجزا نمایش داده شده است : 
 

سال

نسبت بین بانکی بر پایه پولی ( آمریکا)

نسبت بین بانکی بر نقدینگی ( آمریکا)

نسبت بین بانکی بر سپرده ها ( آمریکا )

نسبت بین بانکی بر GDP ( آمریکا )

۲۰۰۶.

0.4619

 

 

 

۲۰۰۷.

0.5675

 

 

 

۲۰۰۸.

0.1879

0.0401

0.0435

 

۲۰۰۹.

0.1115

0.0283

0.0296

0.0157

۲۰۱۰.

0.0927

0.0220

0.0238

0.0125

۲۰۱۱.

0.0462

0.0123

0.0143

0.0078

۲۰۱۲.

0.0445

0.0110

0.0128

0.0073

۲۰۱۳.

0.0285

0.0096

0.0108

0.0063

۲۰۱۴.

0.0216

0.0072

0.0081

0.0049

۲۰۱۵.

0.0156

0.0048

0.0055

0.0033

۲۰۱۶.

0.0164

0.0044

0.0050

0.0031

۲۰۱۷.

0.0177

0.0049

0.0057

0.0035
















    

منحنی روند معاملات بین بانکی در کشور آمریکا همواره در زیر تمامی منحنی های پارامترهای پولی و اقتصادی ( پایه پولی، نقدینگی، سپرده های بانکی، تسهیلات بانکی و تولید ناخالص داخلی ) قرار داشته است و در مقایسه، نسبت به این پارامترها بسیار ناچیز و کم بوده است . معاملات بین بانکی در سیستم بانکی آمریکا از سال 2008 تا 2017 نسبت به پارامترهای یاد شده، همواره کمتر از 5 درصد بوده و در سالهای پس از 2013 حتی به زیر یک درصد کاهش یافته است.این را میتوان بر اساس رابطه مقداری پول ناشی از ثبات نسبی در ضریب فزاینده پولی و سرعت گردش پول و رشد قیمتها دانست .
سیستم بانکی آمریکا، از معاملات بین بانکی فقط  در جهت جبران کسری های بسیار جزیی در پرداختهای روزانه خود استفاده نموده است .
حال با نگاه به نمودارهای مشابه در سیستم بانکی ایران، شاهد یک پدیده عجیب و دستپاچگی سیستم بانکی در استفاده از بازار بین بانکی بعنوان  یک مصوبه قانونی خواهیم بود .
 

سال

نسبت مبلغ معاملات بین بانکی بر پایه پولی

نسبت مبلغ معاملات بین بانکی بر نقدینگی

نسبت مبلغ معاملات بین بانکی برجمع سپرده ها

نسبت مبلغ معاملات بین بانکی بر GDP

نسبت معاملات بانکی بر تولید ناخالص ملی به قیمت ثابت

نسبت معاملات بانکی بر تولید ناخالص ملی به قیمت جاری

۱۳۸۷.

0.000

0.000

0.000

0.000

0.000

0.000

۱۳۸۸.

0.199

0.051

0.056

0.029

0.019

0.029

۱۳۸۹.

0.192

0.045

0.047

0.026

0.021

0.026

۱۳۹۰.

0.188

0.041

0.042

0.022

0.024

0.022

۱۳۹۱.

0.164

0.035

0.036

0.022

0.027

0.022

۱۳۹۲.

2.625

0.486

0.511

0.311

0.515

0.311

۱۳۹۳.

8.682

1.455

1.569

0.986

1.915

0.986

۱۳۹۴.

14.331

2.160

2.295

1.920

3.283

1.920

۱۳۹۵.

17.218

2.470

2.722

2.347

4.460

2.347

۱۳۹۶.

29.947

4.187

4.345

4.174

9.758

4.174

۱۳۹۷.

40.342

5.691

5.771

5.571

17.459

5.571

۱۳۹۸.

52.973

7.560

7.665

7.650

29.391

7.650

۱۳۹۹.

49.005

6.468

6.456

6.424

 

6.424

۱۴۰۰.

45.384

10.082

11.405

 

 

 


چنانچه مشاهده می شود، برخلاف نمودارهای مربوط به کشور آمریکا، در ایران، حجم معاملات بین بانکی همواره بیشتر از پایه پولی، نقدینگی و درآمد ملی بوده و دارای رشدی نا متعارف بوده است . از سال 1392 به یکباره از 16 درصد پایه پولی به بیش از  دو نیم برابر پایه پولی رسیده و هر سال با رشدی بسیار زیاد به بیش از چهل و پنج برابر پایه پولی در سال 1400 رسیده است.
عجیب بودن این رفتار بانکها در این بازار به دلایل زیر است :
الف – بطور متعارف، در یک اقتصاد، میانگین پولی که بطور روزانه در خزانه بانکها باقی میماند تنها قسمتی از نقدینگی کشور است نه تمام آن. بعبارت دیگر درصدی از نقدینگی کشور وارد سیستم بانکی میشود نه همه آن .
ب – بانکها فقط درصدی از نقدینگی وارد شده به سیستم بانکی را در عملیات روزانه خود بکار میگیرند نه همه آنرا .
ج – بانکها به میزان درصدی از موجودی خود با کسری روزانه مواجه میشوند که برخی بانک ها را مجبور به استقراض از بازار بین بانکی میکند نه به میزان همه موجودی خود.
بطور خلاصه عرفاّ رابطه زیر باید برقرار باشد:
وجوه استقراض شده از سایر بانکها < کسری وجوه بانکها < میزان وجوه لازم برای عملیات بانکی < کل موجودی بانکها < کل نقدینگی اقتصاد 



ولی همانگونه که میبینیم این رابطه در ایران برعکس شده و وجوه استقراض شده از سایر بانکها بابت کسری موجودی، از کل میزان کسری، کل موجودی بانکها و حتی از کل نقدینگی کشور بیشتر است . آن هم نه کمی بیشتر بلکه 10 برابر بیشتر است. این نکته نشان می دهد که نسبت و تناسب و فرمول و رابطه درست در بازار پولی و بانکی رعایت نشده و استفاده از معاملات بین بانکی بسیار بیشتر از آنچیزی بوده که توصیه شده و باید باشد.
سوال بزرگ و مهمی که با دیدن این وضعیت در ذهن ایجاد میشود این است که بانکها با این همه پول چه کرده اند؟ و اساساّ پول قرض گرفته شده از بازار بین بانکی را در کجا بکار گرفته اند که حتی باز پرداخت نرخ بهره  17 تا 19 درصدی این استقراض نیز از جذابیت آن برایشان نکاسته است؟
دقت در روند سایر پارامترهای پولی و اقتصادی کشور میتواند به پاسخ این سوال کمک کند .
در وهله نخست گمان برده میشود که شاید از این وجوه در افزایش تسهیلات اعطایی استفاده شده است . ولی همانطور که در نمودارها مشاهده میشود افزایش حجم معاملات بین بانکی تاثیری در روند سپرده ها و تسهیلات بانکی نداشته و اساساّ از این بازار جهت استفاده در عملیات بانکی استفاده نشده است.


نکته مهم بعدی، نسبت روند تسهیلات و سپرده ها به روند نقدینگی است . چنانچه مشاهده میشود در اکثر سالها نسبت سپرده ها و تسهیلات به نقدینگی بیش از 88 درصد و در بعضی سالها حتی بیش از 100 درصد بوده و میزان سپرده ها و تسهیلات بیش از میزان نقدینگی کل کشور بوده است.
 

سال

 پایه پولی بر حسب منابع

 نقدینگی برحسب عوامل موثر بر عرضه آن  

سپرده ها با کسر سپرده قانونی

تسهیلات اعطایی بانکها جمع

نسبت سپرده ها به نقدینگی

نسبت تسهیلات به نقدینگی

۱۳۸۷.

539406

1901366

1675776

1852355

0.881

0.974

۱۳۸۸.

603784

2355889

2131627

2289615

0.905

0.972

۱۳۸۹.

686398

2948874

2823184

3177895

0.957

1.078

۱۳۹۰.

764569

3542552

3438339

3803718

0.971

1.074

۱۳۹۱.

975795

4606936

4403691

4390642

0.956

0.953

۱۳۹۲.

1184878

6395505

6081109

5719260

0.951

0.894

۱۳۹۳.

1311479

7823848

7257035

6739744

0.928

0.861

۱۳۹۴.

1533001

10170201

9573934

7916102

0.941

0.778

۱۳۹۵.

1798000

12533001

11374092

9866616

0.908

0.787

۱۳۹۶.

2139001

15299001

14741887

12587132

0.964

0.823

۱۳۹۷.

2656001

18828001

18568347

15090207

0.986

0.801

۱۳۹۸.

3528001

24721001

24381081

19355793

0.986

0.783

۱۳۹۹.

4588001

34761001

34824035

27922693

1.002

0.803

۱۴۰۰.

10038366

45189301

39944313

32535364

0.884

0.720


به نظر میرسد که پیشی گرفتن مبلغ سپرده ها و تسهیلات از مبلغ کل نقدینگی کشور امری غیر ممکن باشد مگر آنکه وجوهی خارج از چارچوب نقدینگی به سیستم بانکی تزریق شده باشد که این وجوه نمیتواند از منبعی غیر از بازار بین بانکی تامین شده باشد .
رشد حجم معاملات بین بانکی حتی تاثیری بر رشد درآمد ملی ( چه به قیمتهای ثابت و چه به قیمتهای جاری ) هم نداشته و حتی میتوان دید که روند شاخص کل بورس نیز همبستگی چندانی با روند حجم معاملات بین بانکی ندارد .
نتیجه ای که می توان از مطالب ذکر شده و نمودارها گرفت این است که بانکهای کشور مبالغ استقراضی از بازار بین بانکی را نه در عملیات بانکی ( شامل سپرده ها و تسهیلات بانکی ) بکار گرفته اند، نه آن وجوه را در تولید استفاده کرده اند و نه در بورس . بلکه احتمال قوی این است که این وجوه در خرید و فروش ارز، طلا، زمین و املاک و کالاها و معاملاتی که در حسابداری ملی جزو درآمد ملی محسوب  نمیشوند مصرف کرده اند و با استقراض وجوه بین بانکی، این کالاها را خریده و با تقاضایی که کرده اند موجب افزایش قیمت آنها شده و پس از گران شدن آنها این کالاها را بلافاصله به قیمت بالاتر فروخته و پس از تصفیه وجوه استقراض شده مابقی را بعنوان سود برای خود نگاه داشته اند و این کار را بارها و بارها تکرار کرده اند.
در کل رفتار بانکهای کشور در بازار معاملات بین بانکی بسیار عجیب و غیر متعارف است و بسیار ضروری است که اقتصاددانان و متخصصین حوزه پولی و نیز بانک مرکزی بطور جدی تاثیرات این بازار بر اقتصاد را دقیقاّ بررسی کنند. مطمئناّ با تحلیل رفتار بانکها در این بازار بسیاری از سوالات اقتصاد ایران پاسخی روشن خواهند یافت .


نام:
ایمیل:
* نظر: