:
كمينه:۱۸°
بیشینه:۳۲°
به‌روز شده در: ۰۴ مهر ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
دکتر علی رحمانی رئیس اسبق بورس اوراق بهادار تهران در جلسه کانون دانش آموختگان اقتصاد به بررسی ابعاد و حواشی بازار سهام پرداخت / پول مردم را صرف تولید کنید نه سفته بازی
تا مهر و آبان تصور ریزش قیمت سهام در بورس را ندارم / برای جنگیدن با فساد باید از ابزارهای نوین مالی استفاده کنیم ابزارهای قدیمی مثل به کار گرفتن ژسه در دنیای جنگ های امروز است / افزایش سرمایه با سلب حق تقدم ومدیریت تقاضا برای سفته بازی، افزایش سرمایه شرکت های تولیدی صنعتی و بانک ها، یک ضرورت است. / نسبت قیمت به سود بسیار بالا ست و سود نصیب شرکت ها نمی شود نصیب سهامداران می شود. بورس هم خوب است و هم خطرناک است زیرا قیمت ها از استانداردهای قیمت به سود دور شده است و نسبت قیمت به سود که باید حدود 5 باشد، اکنون به عدد بسیار بالایی رسیده است لذا این خطر برای ریزش و سود کم دریافتی ایجاد شده است
کد خبر: ۱۵۸۰۰۲
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۳:۲۶
اقتصاد گردان – محسن شمشیری 

دکتر علی رحمانی استاد دانشگاه و رئیس اسبق بورس اوراق بهادار تهران در جلسه کانون دانش آموختگان اقتصاد که به صورت مجازی برگزار شد، در ارتباط با" قانون مداری و شفافیت در بورس" با اشاره به  ابزارها، نهادها، تشکل ها، و شاخص های مختلف مورد نیاز برای ایجاد شفافیت دربورس و شرکت های بورسی، نکات مهم و قابل توجهی را در مورد وضعیت سال جاری بورس، شاخص ها، نسبت های مالی، استانداردها و وضعیت فعلی و آینده بورس مطرح کرد و در پاسخ به پرسش های حاضران، به راهکارهایی برای بهبود روند کنونی بورس و هدایت نقدینگی به سمت تولید اشاره و تاکید کرد که باید از ابزارهای نوین در جهت ساماندهی بازار سرمایه استفاده کنیم و بهتر است که  به اصطلاح  برای جنگیدن با فساد به جای ژسه، از ابزارهای نوین مالی استفاده کنیم. 
وی افزود: شرکتی که می خواهد وارد بورس شود باید پیراهن سفیدی به تن داشته باشد که هیچ لک و رنگی روی آن نباشد و کاملا باید شفاف باشد و کشف قیمت آن نیز به درستی صورت گرفته باشد.
از تصویب قوانین و مقررات و استانداردهای بین المللی تا تشکیل سازمان های نظارتی، تشکل های دولتی، مدنی و خصوصی مرتبط با بورس، شفافیت در اطلاع رسانی به موقع و درست و قابل تحقق شرکت ها، شفافیت معاملاتی در مورد روند معاملات سهام شرکت ها، موضوع استانداردهای ارزش گذاری سهام و دارایی ها با توجه به کاربری و نوع استفاده آنها، استفاده از استانداردهایی مانند IFRS برای صورت های مالی بانک ها، استفاده از کارشناسان رسمی  و مستقل دادگستری، خارج نشدن مدیران و هیات مدیره از شرکت و عدم فروش سهام شرکت توسط آنها، پرداخت سهام به جای بخشی از حقوق یا مزایا و بازنشستگی، رعایت استاندارد نسبت های مالی مانند نسبت قیمت به سهام، و بسیاری دیگر از شاخص ها، موضوعاتی هستند که رعایت همه آنها لازم است و به شفافیت در بورس و شرکت های بورسی کمک خواهد کرد و موجب کاهش فساد، رانت اطلاعاتی، قیمت سازی، هیجان، حباب و... می شود.

بورس حداقل تا آبان ریزش ندارد 

رحمانی در پاسخ به این پرسش که آیا بورس در ماه های آینده ریزش خواهد داشت، با اشاره به افزایش نقدینگی جدید در بورس گفت: تا مهر و آبان تصور ریزش قیمت سهام در بورس را ندارم به این دلیل که فشار پول جدیدی که وارد بورس می شود مانع از ریزش قیمت سهام می شود. بورس هم خوب است و هم خطرناک است زیرا قیمت ها از استانداردهای قیمت به سود دور شده است و نسبت قیمت به سود که باید حدود 5 باشد، اکنون به عدد بسیار بالایی رسیده است لذا این خطر برای ریزش و سود کم دریافتی ایجاد شده است اما در عین حال فعلا برای خریدار و فروشنده به خاطر رشد قیمت سهام سودآوراست.
وی با اشاره به روش ها و ابزارهای مختلف تبدیل تهدید و خطرات بورس به فرصت حمایت از تولید و سودآوری برای مردم گفت: حداقل می توان با افزایش سرمایه شرکت های موجود بورس، فروش اوراق و افزایش سرمایه برای شرکت هایی مانند هپکو که مشکل دارند، می توان بسیاری از مشکلات را حل کرد. پول مردم باید به سمت تولید و سرمایه گذاری و رشد اشتغال برود نه این که عده ای بفروشند و عده ای بخرند و قیمت ها بی رویه رشد کند. 
وی در مورد اثر سیاست های اصل 44 و خصوصی سازی بر میزان شفافیت و اطلاع رسانی شرکت ها گفت: اطلاع رسانی شرکت ها و تقویت نظارت حداقل مزایای این سیاست ها بوده است. باید به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که دیدن گزارش صورت های مالی بانک ملت در سامانه بورس بهتر است یا ندیدن گزارش صورت های مالی بانک دولتی ملی بهتر است؟ در مجموع باید گفت که در مسیر خصوصی سازی در عین حال که انحراف ها و مشکلاتی بوده اما روند آن قابل دفاع است و راه رسیدن به دموکراسی و مردم سالاری اقتصادی همین است که خصوصی سازی و فروش سهام و حضور مردم در بورس را تقویت کنیم اما این پرسش اساسی وجود دارد که چرا دولت در برخی شرکت ها حاضر به ترک مدیریت نیست و با این که سهام خود را به مردم واگذار کرده اما همچنان در شرکت ها حضور دارد و مدیران را تعیین می ند و حاضر به ترک کامل مدیریت این شرکت ها نیست.

هدایت این همه پول به سمت تولید  کاهش مشکلات شرکت های حاضر در بورس


وی با اشاره به ضرورت ارائه راهکارهایی برای هدایت پول موجود بورس به سمت تولید گفت: بازدهی شش ماه گذشته و یکسال گذشته بورس متوسط 670 درصد بوده و بازدهی بازار سرمایه  در مقایسه با سایر دارایی ها و تورم، رقم بسیار سنگینی است و بخشی از آن مربوط به نقدینگی و ورود پول به بازار سرمایه است. عده ای فقط سهام می خرند و هر سهمی عرضه شود و به فروش رود را می خرند و کاری به بازدهی و اطلاعات و عملکرد و... ندارند.وقتی ما از این روند ایراد می گیریم عده ای پاسخ می دهند که پارادایم تغییر کرده و قیمت سهم باید براساس یک مدل دیگری تعیین شود و قیمت سهم بیش از اینهاست. 
ارزش بازار از 2500 تریلیون تومان به 8700 تریلیون تومان رسیده که سه برابر نقدینگی کل کشور است. یک جهش بسیار سنگینی است که بخش بزرگ آن یا سه برابر آن مربوط به شش ماه گذشته است. ارزش شرکت های بورس، فرابورس و... به تفکیک نشان می دهد که چه اتفاقی افتاده و به چه وضعیتی رسیده است. 
برخی بخش های بورس ارزش بالاتری را نسبت به متوسط بازار داشته اند و سهم برخی بخش ها از کل ارزش بازار کاهش یافته و یا بیشتر شده و در مجموع سهم آنها از کل بازار تغییر کرده است
میانگین معاملات روزانه بورس از حداکثر 4 تا 30 میلیارد تومان در سال های دهه 80 تا سال 96 به میانگین 3 تا 15 هزار میلیارد تومان در سال های اخیر رسیده است.  متوسط معاملات در سال 97 به 3 هزار میلیارد تومان و در سال 99 به 15 هزار میلیارد تومان رسیده است. کل کارمزد بورس تهران در یکسال قبلا 3 میلیارد تومان بوده است اما امسال بورس تهران  در سه ماهه 430 میلیارد تومان کارمزد داشته است. 
از ابتدای سال 99 تا 13 مرداد 99 در مجموع  159 هزار میلیارد تومان ارزش معاملات را فلزات اساسی تشکیل داده شامل فولاد مبارکه، فولادهای مختلف و مس بوده که جهش قابل توجهی داشته است.  135 هزار میلیارد تومان را شرکت های شیمیایی و 134 هزار میلیارد تومان را خودرو و قطعات خودرو تشکیل داده است.
به عبارت دیگر، حجم وحشتناکی از پول وارد بورس شده است که این معاملات و ارزش بازار و ارزش معاملات را ایجاد کرده است.  در حال حاضر 759 شرکت پذیرفته شده داریم و با عرضه سهام عدالت و... حدود 48 میلیون کد سهامداری ایجاد شده است. یعنی 58 درصد ملت ایران کد سهامداری یا معاملاتی سهام دارند و حجم زیادی از مردم درگیر بورس شده اند که باید روی عواقب اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن فکر کنیم.

نسبت قیمت به سود بسیار بالا 

رحمانی با اشاره به شاخص ها و نسبت های مالی ارزیابی وضعیت شرکت های بورسی تاکید کرد: برخی نسبت ها تحولات اخیر را نشان می دهد که می تواند هشدار دهنده باشد و باید براساس آن تدابیری انجام شود. نسبت قیمت به سود که دوره برگشت سرمایه را به ما نشان می دهد، در برخی سال ها 5.6 تا 8 بوده است یعنی مثلا اگر قیمت به سود 5 باشد یعنی 5 سال طول می کشد که از طریق سود، قیمت خرید سهام را بازیافت کنید. یعنی نرخ بازده  سالانه 20 درصد است. وقتی عدد از 6 بالاتر می رفت هشدار می دادیم که عدد بالا رفته و مراقب باشید که بازدهی کاهش یافته است. البته گاهی طرح های توسعه و سود شرکت در آینده می تواند افزایش نسبت قیمت به سود تا عدد 10 را توجیه کند زیرا در آینده تولید و سود و سرمایه بیشتر می شود و این توجیه دارد. برخی شرکت ها مانند غدیر، پتروشیمی خلیج فارس ... پروژه هایی دارند که این پروژه ها به بازدهی می رسد و می توان روی رشد آن حساب بازکرد که باعث ارزشمند بودن سهام و قیمت سهام در آینده می شود. اما به هر حال باید تناسبی بین این رشد و قیمت سهام شرکت ها وجود داشته باشد.
اما در شرایط امروز قیمت به سود برخی شرکت ها به عدد 77 رسیده است یعنی باید 77 سال منتظر بمانید تا سهمی که خریداری کرده اید بازگشت سرمایه داشته باشد و از محل سود آن قیمت آن بازیافت شود. اما در بورس امروز این نسبت به شدت بالا رفته و میزان سود به قیمت عملا به 1 تا 1.5 درصد رسیده است. 
البته برخی کارشناسان معتقدند که بورس انتظارات آینده را در نظر می گیرد و براساس انتظارات آینده است که قیمت سهام رشد می کند. پیش بینی ما در اقتصاد ایران بوده که ابر تورم یا رشد شدید نرخ ارز داریم که اتفاق افتاد و ممکن است که بیشتر شود.  لذا بالارفتن این نسبت قیمت به سود را توجیه می کنند
عده ای در سال های قبل که نرخ دلار 15 هزار تومان بود، نرخ دلار 25 تا 30 هزار تومان را مبنا قرار داده  و معتقد بودند که دلار تا 30 هزار تومان بالا می رود و لذا قیمت سهام نیز افزایش خواهد یافت. آنها به دنبال افزایش قیمت سهام بودند و براین اساس معاملات بسیاری شکل گرفت. اما پرسش اساسی این است که  چه عاملی می تواند افزایش قیمت سهام را در اقتصاد ایران توجیه پذیر کند آیا اقتصاد ایران تا 15 درصد و بیش از آن رشد خواهد کرد؟
قیمتی که برای برخی سهام شرکت های سرمایه گذاری داده می شود 5.28 برابر ارزش روز دارایی های آن است وقتی کل ارزش دارایی از ارزش سهام آن کمتر است معنای این رشد قیمت سهام چیست و با چه عاملی می توان آن راتامین کرد؟ یکی از شرکت ها گزارش تجدید ارزیابی سرمایه خود را تهیه کرده و کارشناسان دادگستری ارزش سرمایه را 170 میلیارد تومان اعلام کرده اند در حالی که سهام این شرکت همین حالا در بورس 850 میلیارد تومان معامله می شود.

سود نصیب شرکت ها نمی شود نصیب سهامداران می شود 

رحمانی با تاکید بر این نکته که باید سیل نقدینگی را به سمت تولید و جذب پول در شرکت ها هدایت کنیم و با افزایش سرمایه، حل مشکلات بدهی شرکت های موجود بورس به تقویت تولید اقدام کنیم، گفت:  بخش عمده ای از گردش پول در بازار ثانویه است و در بازار اولیه نیست. یعنی یک سهامدار می خرد و یک سهامدار می فروشد و پولی نصیب شرکت ها نمی شود.  
وقتی شرکت افزایش سرمایه می دهد سهامدار پول می دهد تا افزایش سرمایه انجام شود و سهم خود را افزایش دهد و پول به شرکت می آید و سرمایه به شرکت تزریق می شود و برای شرکت نفع دارد و به تولید کمک می کند. اما در بازار ثانویه،  مثلا یک سهامدار سهم ایران خودرو را می خرد و یکی می فروشد و چیزی نصیب ایران خودرو نمی شود. در حالی که اگر افزایش سرمایه یا اوراق بدهی ایران خودرو فروخته شود، مشکلات مالی این شرکت نیز برطرف می شود و این همه پول نصیب تولید می شود. 

افزایش سرمایه شرکت های تولیدی صنعتی، و بانک ها 

ارزش سهام هپکو 8700 میلیارد تومان است و برای یک میلیارد تومان مانده است. اما از طریق افزایش سرمایه هپکو می توان به راحتی پول قابل توجهی را به این شرکت وارد کرد و مشکلات آن را حل کرد. بدهی پرداخت می شود و سرمایه در گردش تامین می شود و البته باید بر آن نظارت شود و مراقب تضاد منافع ها باشیم.بسیاری از بانک ها و شرکت ها مانند اقتصاد نوین نیز می تواند با افزایش سرمایه مشکلات را حل کند و روی ترکیب سهامداران اصلی نیز تغییر زیادی رخ نخواهد داد. 
باید پول جدید وارد شرکت ها شود و شرکتی مانند ایران خودرو که زیان دارد و بدهی زیادی دارد باید از طریق پول جدید بدهی ها و ساختار مالی را اصلاح کند و به شرکت سودده تبدیل شود و مشکلات خود را حل کند.جالب این است که دولت به جای آنکه مشکل شرکت های موجود بورس را حل کند به دنبال عرضه سهام شرکت هایی است که در بورس حضور ندارند. این شرکت هایی که دچار مشکل هستند را نمی توان وارد بازار کرد زیرا استانداردهایی برای ورود در بورس لازم است و هر شرکتی نمی تواند به سرعت وارد بورس شود. به عبارت دیگر، ظرفیت بزرگی در بورس وجود دارد که به نحو مناسبی از آن استفاده نمی شود و یک فرصت را تبدیل به خطر کرده ایم. 
وی در مورد وضعیت کارگزاری ها نیز گفت: سال 92 ارزش یک کارگزاری بورس 2 میلیارد تومان بود ولی حالا  ارزش یک کارگزاری عادی به 130 میلیارد تومان رسیده است. برخی کارگزاری ها در سال 99 بیش از 1000 میلیارد تومان کارمزد ساخته است.لذا لازم است که به جای کارمزد، بخشی از این کارمزدها برای جبران برخی خسارت ها در بورس در صندوقی حفظ شود. 
وی در مورد بخشش مالیاتی سال های قبل شرکت هایی که متقاضی ورود به بورس هستند گفت: مصوبه سران قوا، فرصت مغتنمی است که می تواند برای ایجاد شفافیت در حساب و کتاب ها موثر باشد. برخی شرکت هایی که اخیرا وارد بازار شده اند با نسبت قیمت به سود 40 آمده اند یعنی به ازای هر یک تومان سود 40 تومان از سهامدار دریافت می کند. بنابراین شرکت ها انگیزه دارند که شفاف سازی کنند و سود را به صورت شفاف اعلام و وارد بازار شوند. این موضوع اگرچه ممکن است که رسیدگی به عملکرد گذشته را شامل نشود، اما حداقل به بهبود شفافیت شرکت ها در سال های آینده و پرداخت مالیات آنها کمک خواهد کرد. 

مدیریت تقاضا برای سفته بازی 

رحمانی با تاکید بر ضرورت جدا کردن تقاضا برای سفته بازی از تقاضای واقعی بازارهای دارایی گفت: همان طور که کینز اقتصاد دان مشهور مطرح کرده، یک بخش از تقاضا را تقاضای معاملاتی و یک بخش را تقاضا برای سفته بازی و سرمایه گذاری و بخش دیگر را تقاضای احتیاطی  تشکیل می دهد. وقتی عده ای 2 هزار دلار صرافی ها را خرید می کنند و در خانه خود ذخیره می کنند نشان می دهد که به دنبال تقاضای احتیاطی و حفظ ارزش پول خود هستند.لذا باید از امکانات کشور، سهام شرکت ها، سود آینده شرکت ها و همچنین پول های بلوکه شده کشور در بانک های خارج در جهت پاسخ به تقاضای سفته بازی استفاده شود و نباید همه مردم راهی بازار ارز و طلا و سهام فعلی شوند باید تنوع در دارایی ها ایجاد شود تا به تقاضای سفته بازی و کسب سود پاسخ دهد و همه به سمت بازارهای سنتی وفعلی سرازیر نشوند. به عبارت دیگر به جای این که در بازار سنتی فعلی با ژسه بجنگیم باید دارایی های مدرن دیگری را وارد بازار کنیم. 

پیراهن سفید

استاد دانشگاه الزهرا و علامه طباطبایی تاکید کرد: شرکتی که می خواهد وارد بورس شود باید پیراهن سفیدی به تن داشته باشد که هیچ لک و رنگی روی آن نباشد و کاملا باید شفاف باشد و کشف قیمت آن نیز به درستی صورت گرفته باشد. قبلا باید در عرضه های اولیه، 51 درصد سهام به فروش می رسید تا آن قیمت را معتبر بدانیم.لذا کشف قیمت در مورد شرکت های متقاضی ورود به بورس باید به درستی انجام شود.  باید تعهدات آینده، بازنشستگان، محاسبه اکچوئری و... بررسی شود مدیران شرکت های دانش بنیان و فناوری نباید پس از مدتی از شرکت خارج شده و سهام خود را بفروشند و شرکت دیگری مانند آن تاسیس کنند
عضویت در بورس باعث می شود که اولا اطلاع رسانی شرکت ها به موقع و کامل انجام شود و دوما باعث می شود که اطلاعات ریز در مورد ریسک ها و تعهدات تهیه و به سهامداران اعلام شود و این موضوع نظارت و شفافیت را تقویت خواهد کرد. 

متن کامل سخنرانی دکتر رحمانی در کانون دانش آموختگان اقتصاد به شرح زیر است: 

تحولات قانون و مقررات بورس

رحمانی در توضیح تاریخچه بورس در ایران گفت: اگر مروری بر بازار سرمایه داشته باشیم در سال 1317 مطالعه اولیه برای تاسیس بازار سرمایه شکل گرفته و در خیابان فردوسی فضایی برای بورس اوراق بهادار و کالا و... پیش بینی شده بود  اما تا 1345 به دلیل وضعیت جنگ جهانی دوم و... به عقب افتاد و پس از یک دوره فعالیت، با شروع انقلاب در سال 57 به کما رفت 
در سال 1368 موضوع فعالیت مجدد شکل گرفت. همسو با سایر تحولات در سال 84 قانون اوراق بهادار تصویب شد. قبل از این بازار پول شامل بانک مرکزی به عنوان سیاست گذار بوده و بورس نیز زیر مجموعه آن بود و سازمان کارگزاران بورس اوراق بهادار تشکلی بود که رئیس آن را بانک مرکزی تعیین می کرد. 
اما پس از آن، رئیس سازمان بورس اوراق بهادار زیر نظر وزیر اقتصاد تعیین می شود و در بازار سرمایه نظارت می کند. همچنین در سال 88 قانون توسعه نهادهای مالی را داشتیم. و تغییراتی نیز به لحاظ مقرراتی داشته ایم.شورای عالی اوراق بهادار توسط وزیر اقتصاد ودارایی تعیین می شود. سازمان بورس اوراق  بهادار نیز به عنوان یک نهاد غیردولتی، تعریف شده است. 
در زیرمجموعه شورای عالی اوراق بهادار، سازمان بورس اوراق بهادار را داریم که قبلا  سازمان کارگزاران بورس اوراق بهادار بوده که یک شرکت سهامی بوده و همه مردم می توانستند سهام آن را داشته باشند و البته طبق قانون هیچ کس نمی توانست بیش از 2.5 درصد سهام آن را داشته باشد. همچنین بعدها تاسیس شرکت بورس بهادار تهران را داشتیم  تابر شرکت ها نظارت کند و شرکت هایی که شرایط لازم را نداشتند اخراج می کرد.
 از سوی دیگر،  تعدای از شرکت ها می توانستند وارد فرا بورس شوند . در کنار آن بورس کشاورزی و بورس فلزات را داشتیم که در بورس کالا ادغام شد. در کنار آن بورس انرژی را داریم که به دلایل مختلف باید جدای از بورس کالا باشد. 
همچنین نام بانک های سرمایه گذاری با عنوان شرکت های تامین سرمایه تعریف شد و در حال حاضر در بازار سرمایه اینها فعال هستند. به عبارت دیگر، براساس وجود تشکل ها و سازمان های مختلف، اکنون بازار سرمایه بازار تحت نظارت است .  قبلا یکسری ناشران اوراق بهادار داشتیم که اوراق قرضه منتشر می کردند و حالا انواع اوراق بهادار را داریم. 
براساس سازمان ها و شرکت ها و نهادهایی که اکنون در بورس داریم، می توان گفت که نمود کامل آنچه باید در بازار رقابت کامل باشد را در بورس داریم. یکسری زیرساخت های عملیاتی داریم یکسری ناشران داریم و همچنین مجموعه کاملی از مقررات و روش ها را داریم .

عضویت در بازار سرمایه جهان 

سازمان بورس اوراق بهادار ایران عضو سازمان بورس اوراق بهادار بین المللی است و آنها نیز رویه هایی دارند که تقریبا همین رویه هایی است که در بورس اوراق بهادار ایران وجود دارد. اصول بازار را مشخص کرده بودند و ما بازار را براساس آن اصول چیده ایم. 
یعنی سعی کرده ایم که استانداردهای بین المللی را رعایت کنیم. در حال حاضر نگران خریداران زیاد هستیم. بحث شفافیت اطلاعاتی و معاملاتی وجود دارد. البته کشف قیمت براساس اجماع بازار انجام می شود. اما باید استانداردهای مورد نظر را در این زمینه ارزیابی کنیم.
قبلا باید در عرضه های اولیه، 51 درصد سهام به فروش می رسید تا آن قیمت را معتبر بدانیم. مبنا که عرضه شد 20 درصد تعداد سهم عرضه شده بود و ما آن معامله را باطل کردیم. زیرا کمتر از درصد مورد نظر بود. سیمان کردستان متعلق به سرمایه گذاری غدیر بود و به این دلیل که زیرمجموعه های آن را خودشان خریده بودند، در نتیجه معاملات را باطل کردیم و آنها را مجبور کردیم که یکبار دیگر با قیمت مناسبتری عرضه کنند براین اساس باید توجه داشت که کشف قیمت باید طبق ضوابط و قواعد خاص خود انجام شود. 

پیراهن سفید شرکت ها

شرکتی که می خواهد وارد بورس شود باید پیراهن سفیدی به تن داشته باشد که هیچ لک و رنگی روی آن نباشد و کاملا باید شفاف باشد و کشف قیمت آن نیز به درستی صورت گرفته باشد. شرکت ها را مدت ها پشت درب بورس نگه می داشتیم تا کار آنها به خوبی و به درستی انجام شود. به عنوان مثال در بحث واگذاری بانک های ملت، صادرات و تجارت، به این نکته توجه داشتیم که حقوق بازنشسته ها را خود آنها پرداخت می کنند. لذا صندوق بازنشستگی بانک ها حساب و کتاب جداگانه ای دارند و روزی که می خواستند عضو بورس شوند، به این تعهدات بازنشسته ها توجه نداشتند. 
در دنیا یک تعهد حسابداری وجود دارد که ما آن استاندارد حسابداری را نداشتیم تا تعهدات آنها را در نظر داشته باشد. در سال 1350 شرکت تلفن منحل اعلام شده بود و حقوق بازنشسته های آنها را شرکت مخابرات پرداخت می کرد. در این مورد نیز تعهدی ثبت نشده بود. در این زمینه، باید محاسبات اکچوئری در نظر گرفته شود و براساس امید به زندگی، سن و سال، نرخ رشد حقوق، بازده دارایی ها و... باید محاسبات انجام شود و تعهدات در نظر گرفته شود تا بتوان میزان درآمد و هزینه شرکت ها را به درستی محاسبه کرد. لذا باید قبل از ورود شرکت به بورس به این تعهدات بلندمدت شرکتها توجه داشت. 
در سیستم بانکی، روش شناسایی درآمد روش نقدی بود که با استانداردها فاصله داشت. براین اساس برای ورود بانک ها به بورس، یکسال زمان برای بررسی تعهدات، درآمدها و محاسبات صرف شد تا بانک ها آماده عضویت در بورس شوند و ذخیره کافی بگیرند. 
همچنین برخی شرکت ها نرخ بازدهی سرمایه گذاری ها را بالا می گرفتند و نرخ تعهدات خود را کم می گرفتند. در صورت های مالی بانک ها همیشه یک بند گزارش حسابرس به موضوع ذخیره تعهدات بازنشستگی اشاره دارد که اعلام می کند که این تعهدات کم است. 
همچنین نرخ هزینه های پزشکی نیز بالاست و برای آن نیز باید تعهدات و ذخیره کافی گرفته شود. 
در مورد یک شرکت فناوری و نرم افزاری، موضوع استهلاک نرم افزارها و توسعه آنها و توجه به این نکته که شرکت مشابهی تاسیس نشود و.... موضوعاتی بود که باعث شد پذیرش نشوند و آنها وارد فرابورس شدند. 
ذوب آهن در بورس تهران پذیرش نشد  زیرا در زمان  دولت مهندس موسوی پروژه هایی داشتند که تمام شده و کارگران بازنشست شدند و شرکت متعهد شده بود که از طریق صندوق بازنشستگی فولاد، به آنها حقوق بازنشستگی بدهد و پول آن را ذوب آهن پرداخت می کرد و لذا به این دلیل که میزان تعهدات روشن نبود، در بورس پذیرش نشدند.
بنابراین بسیاری از شرکت ها که پذیرش نشدند به این دلیل بود که تعهدات آنها مشخص نبود. 65 درصد وقت ما در آن دوران که در بورس بودم صرف آماده سازی شرکت ها بود 

اطلاعات مزیت رقابتی

البته برخی اطلاعات به عنوان مزیت رقابتی شرکت مطرح است که آنها نباید اعلام شود اما بخش عمده ای از اطلاعات و داده های شرکت باید بررسی و اعلام شود و میزان تعهدات و هزینه های آن مشخص شود. باید گزارش مالی بدهند و به موقع اطلاعات بدهند و برنامه پیش بینی درآمدها و هزینه ها و توسعه و سرمایه گذاری ها را بدهند.  

اثر بورس بر شفافیت اطلاعات

رحمانی با اشاره به اثر عضویت در بورس در انتشار به موقع اطلاعات شرکت ها گفت:  قبلا شرکت مخابرات هیچ وقت از آبان و آذر زودتر گزارش خود را اعلام نمی کرد. اما الان به جایی رسیده که اردیبهشت و خرداد مجمع برگزار می کند و این ها موضوعاتی است که از همان دوره اتفاق افتاده و شرکت ها آماده شدند که گزارش های خود را به موقع اعلام و اطلاعات شفاف به سهامداران و مردم بدهند. 

اطلاع رسانی و حاکمیت شرکتی

وی با اشاره به ضرورت اطلاع رسانی برای جلب مردم در بورس گفت:  چرا اقتصاد ایران به جایی رسیده که مثلا پزشکان مسکن می خرند و پول خود را صرف ساختمان می کنند و  چرا زیرساخت های لازم برای معرفی ارزش افزوده صنایعی مانند پتروشیمی به مردم را ایجاد نکرده ایم تا مردم پول و درآمد مازاد خود را در این صنایع و شرکت ها صرف کنند و به صورت سنتی پول خود را صرف مسکن و ساختمان و طلا و ارز و... نکنند ، بلکه وارد بورس شوند و در شرکت های صنعتی سرمایه گذاری کنند. 
باید شرکت های سهامی عام که می تواند منضبط شود را به مردم معرفی کنیم و به مردم اطمینان بدهند که پول آنها درست سرمایه گذاری می شود و مردم مطمئن باشند که این افراد درست و امین و خوش حساب هستند و می توانند از سرمایه های مردم محافظت کنند. 
این موضوع که شرکت ها شفاف باشند و اطلاعات آنها و تعهدات آنها درست به مردم معرفی شود را حاکمیت شرکتی می گویند. 
یک تیم حقوقی سه نفره را در بورس تشکیل و بررسی کردیم و متوجه شدیم که تمام موضوعات حاکمیت شرکتی به صورت پراکنده در قوانین و مقررات و روش ها وجود دارد و اینها باید عملیاتی  و منسجم می شد. 
در مقررات برخی شرکت ها یکی از ستون های اصلی اطلاعات شرکت  مقررات مربوط به بازار سرمایه است  و اگر شرکت وارد بورس شود همه آن را می بینند. به عنوان مثال مدیرعامل بانک ملت می گفت که برخی سهامداران یک سوالات ریز در مورد ریسک های مختلف مطرح می کنند که من به عنوان مدیرعامل تا این حد ریز نشده بودم. 
دکتر دانش جعفری در آن دوره که من رئیس بورس بودم وزیر اقتصاد بود و جالب این است که می گفت ای کاش بانک ملی نیز وارد بورس می شد تا اطلاعات خود را شفاف و مرتب کند و ارائه دهد و از استانداردهای بورس تبعیت کند و مردم براساس این گزارش های مالی عملکرد بانک و شرکت های مختلف و اطلاعات شرکت ها را ببینند. 

شفافیت معاملاتی 

علاوه بر شفافیت اطلاعاتی، یک شفافیت معاملاتی نیز وجود دارد و مثلا این  که اوراق بهادار در گذشته تا چه حد معامله شده و به چه قیمتی معامله شده و اکنون چه وضعیتی دارد نیز مطرح است. یعنی وقتی یک سهامدار متوجه می شود که سهام یک شرکت صف خرید یا صف فروش دارد، براساس میزان معاملاتی که در گذشته صورت گرفته می تواند به تحلیل آن بپردازد که به چه میزان و چند وقت صف خرید خواهد بود یا صف فروش خواهد بود و دلیل آن تقریبا چه رابطه ای با معاملات گذشته دارد.
البته یک عده ای قیمت سازی می کنند و صف خرید یا فروش درست می کنند که باید با آنها برخورد شود اما به هر حال تاحدودی می توان دریافت که در گذشته چه حجم معاملات صورت گرفته و اثر آن بر معاملات امروز و آینده چگونه است؟ 
همچنین باید به این نکته توجه داشت که در حال حاضر که هیجان بورس بالاست و تقاضای بسیاری در بورس وجود دارد نمی توان دقیقا نظارت و بررسی کرد که چه کسانی ممکن است صف خرید ایجاد کنند و یا قیمت ها را افزایش دهند و... 
اما در حالت عادی از روی معاملات می توان به این موارد نیز توجه داشت و اجازه نداد که شفافیت معاملاتی از بین برود. 
ما همیشه با شرکت های سرمایه گذاری این بحث را داشتیم که همه چیز باید روشن و بلافاصله باشد و مشخص شود که در چه ساعتی چه میزان معاملات صورت گرفته است. حتی اگر نامحسوس خرید داشته باشد آخر وقت مشخص می شود که حجم معاملات تا چه حد بوده و چه اثری روی عرضه و تقاضای بازار داشته است. 
از این طریق می توان دریافت که یک خبری شده و این خبر باعث شده که عده ای معاملات قابل توجهی انجام دهند و این موضوع می تواند امکان نظارت و بررسی را افزایش دهد. 
الان دولت سامانه مناقصه دولتی را گذاشته و دارایی ها به فروش می رسد و به بخش دولتی توصیه می شود که آنجا خرید کنند. اما در عین حال شفافیت معاملاتی وجود ندارد و مشخص نیست که قبلا به چه قیمتی و با چه حجمی معامله صورت گرفته است و آیا این قیمتی که امروز پیشنهاد شده با گذشته آن تناسب منطقی دارد یا خیر؟ و مشخص نیست که تا چه حد تبانی صورت گرفته است و مثلا از 5 معامله چند معامله تبانی است و... 
اما در بورس اوراق بهادار، گذشته معاملات مشخص است و به صورت شفاف قابل دسترس است که کدام سهم به چه قیمتی و به چه تعداد معامله شده  و صف خرید و فروش و میزان معاملات و... معلوم است و براساس آن می توان به شفافیت بیشتر قیمت و معاملات پی برد. 
روند معاملات در 4 سال قبل نیز معلوم است و هر گاه اتفاقی بیافتد و تحولی در مورد شرکت باشد و خبری باشد مشخص است و براساس آن می توان وضعیت سهام را به خوبی دریافت.
 
حسابرسان معتمد بورس 

علاوه براین نکات، بورس حسابرسان شرکت ها را قبول ندارد و یک سری حسابرس معتمد و مخصوص خود را دارد که از آنها سوال می کند. این حسابرسان رتبه بندی شده هستند و مثلا کسی که می خواهد فولاد مبارکه را حسابرسی کند باید حسابرس رتبه الف باشد. 

شاخص شفافیت اطلاعاتی 

این حسابرسان باید توانمندی خاص خود را داشته باشند. در این بحث ها یک شاخص شفافیت اطلاعاتی داریم که البته مشخص نیست که به چه دلیل از پایان سال 97 قطع شده است. در بازار یک سری پیش بینی ها انجام می شود و مثلا عملکرد یکسال آینده شرکت چگونه خواهد بود. در کنار این پیش بینی شرکت ها، این پرسش مطرح بود که این پیش بینی ها تا چه حد قابل تحقق است. سازمان بورس این موضوع را بررسی می کرد که آیا شرکت این اطلاعات و پیش بینی ها را ارائه کرده یا خیر و همچنین این گزارش پیش بینی تاچه حد قابل تحقق است. همچنین آیا اطلاعات پیش بینی به موقع ارائه شده است یا خیر؟
براساس این یک معیار شفافیت برای شرکت ها محاسبه می شد. مثلا شرکت ارتباطات سیار در زمان مقرر این گزارش پیش بینی را ارائه می داده و از این جهت، 100 درصد امتیاز مربوطه را گرفته است. قابلیت تحقق گزارش های آن 99.69 درصد بوده است یعنی اگر موضوعی را پیش بینی کرده که مثلا چقدر سود می دهد، این پیش بینی ها تقریبا به اندازه بیش از 99 درصد قابل تحقق بوده است. امتیاز اطلاع رسانی آن که براساس میانگین این دوتاست 99 بوده است.  بنابراین سهامدار به این شاخص های شفافیت مراجعه می کند که سهم بخرد. 
بانک مرکزی از سال 94 صورت های مالی را براساس استانداردهای IFRS به بانک ها ابلاغ کرد. اما بانک ها نتوانستند به موقع خود را به تنظیم صورت های مالی براساس این فرمت جدید برسانند و در نتیجه برای مدتی نماد معاملاتی سهام برخی بانک ها بسته شد و چند ماه و چند سالی طول کشید تا بانک های بورس بتوانند خود را با فرمت جدید وفق بدهند. 
لذا قابلیت تحقق گزارش های بانک ها در این مقطع و همچنین به موقع بودن گزارش ها  و نمره آنها از نظر بورس کاهش زیادی داشته است. وقتی فرمت گزارشگری بانک ها تغییر کرد بانک ها دچار مشکل شدند اما قبل از آن چنین مشکلی نداشتند. براین اساس در سال های اخیر بانک ها براساس استاندارد بین المللی گزارش تهیه می کنند و این موضوع به اصلاح ساختار مالی بانک ها کمک کرده است.
سرمایه گذاری صنایع پتروشیمی نیز جزو شرکت هایی است که امتیاز مناسبی از جهت گزارش های اطلاعات عملکردی و قابل تحقق بودن آن داشته است. اطلاعات ناشران نیز قابل انتشار در سامانه های مختلف است و شرکت ها ملزم هستند که پاسخ دهند و اطلاعات مورد نظر و پیش بینی های مورد نظر را به موقع در سامانه ارائه دهند. 

بازار پایه

در دوره ای که در بورس بودم 110 شرکت را از بورس اخراج کردم. بخشی از این شرکت ها، شرکت هایی بودند که به بازار سرمایه اطلاعات نمی دادند و  چون سهامدار داشتند باید آنها را به نوعی حفظ می کردیم که به صورت کامل خارج نشوند و لذا بخشی از آنها را به بازار پایه منتقل کردیم. بخشی از این شرکت ها نیز وارد بورس شده بودند اما سهم به مردم نمی فروخت و از معافیت مالیاتی استفاده می کرد. به آنها می گفتیم که سهم خود را به مردم عرضه کنید اما اعلام می کردند که سهم ما ارزشمند است و ما به همین دلیل آنها را از بازار اخراج کردیم. و شاید به همین دلیل من دو سال بیشتر در بورس نبودم و همین عامل اخراج من بود. چون سفت و سخت عمل کردم ....
براساس همین میزان شفافیت و اطلاع رسانی و قابل تحقق بودن اطلاعات و روند عملکرد و معاملات و... در بورس تهران به بازار اول و بازار دوم، تابلوی اصلی و تابلوی فرعی و... تقسیم شده اند. 
مقایسه بازدهی بازارها نشان می دهد که مسکن، بورس، دلار، سکه، سپرده بانکی، تورم و... چه عملکردی نشان می دهد و بورس و شرکت ها به چه نحو عمل کرده اند. 
از دی 96 یک رشد بازدهی در بورس شروع شده است. و به خصوص در یکسال اخیر و شش ماه گذشته بازدهی عجیب و غریبی در بورس داشته ایم. 
بازدهی شش ماه گذشته و یکسال گذشته بورس متوسط 670 درصد بوده و بازدهی بازار سرمایه  در مقایسه با سایر دارایی ها و تورم، رقم بسیار سنگینی است و بخشی از آن مربوط به نقدینگی و ورود پول به بازار سرمایه است. عده ای فقط سهام می خرند و هر سهمی عرضه شود و به فروش رود را می خرند و کاری به بازدهی و اطلاعات و عملکرد و... ندارند.
وقتی ما از این روند ایراد می گیریم عده ای پاسخ می دهند که پارادایم تغییر کرده و قیمت سهم باید براساس یک مدل دیگری تعیین شود و قیمت سهم بیش از اینهاست. 
ارزش بازار از 2500 تریلیون تومان به 8700 تریلیون تومان رسیده که سه برابر نقدینگی کل کشور است. یک جهش بسیار سنگینی است که بخش بزرگ آن یا سه برابر آن مربوط به شش ماه گذشته است. ارزش شرکت های بورس، فرابورس و... به تفکیک نشان می دهد که چه اتفاقی افتاده و به چه وضعیتی رسیده است. 
برخی بخش های بورس ارزش بالاتری را نسبت به متوسط بازار داشته اند و سهم برخی بخش ها از کل ارزش بازار کاهش یافته و یا بیشتر شده و در مجموع سهم آنها از کل بازار تغییر کرده است مثلا چند رشته ای ها 9 درصد، فراورده های نفتی 8 درصد، بانک ها و موسسات مالی 7 درصد، فلزات اساسی و شیمیایی با چند درصد تغییر در سهمشان از کل بازار مواجه شده اند. 
در بورس تهران وقتی 4 میلیارد تومان معامله می شد می گفتیم به به چه روز خوبی بود و چه معاملات ارزشمندی انجام شد. مرداد سال 87 که شرکت مخابرات عرضه شد 500 میلیارد تومان در آن روز سهم معامله شد و جهش قابل توجهی  بود. 
در سال 86 وقتی سهم فولاد مبارکه  180 تومان عرضه شد 20 درصد  آن به فروش نرسید  سهام مس از شستا و صبا تامین خریداری و عرضه شد. در  آن سال ها درمجموع ارزش روز معاملات از 30 میلیارد تومان بیشتر نشده است. 
 متوسط معاملات در سال 97 به 3 هزار میلیارد تومان و در سال 99 به 15 هزار میلیارد تومان رسیده است. کل کارمزد بورس تهران در یکسال قبلا 3 میلیارد تومان بوده است اما امسال بورس تهران  در سه ماهه 430 میلیارد تومان کارمزد داشته است. 
ارزش معاملات را چه چیزهایی می سازد. از ابتدای سال 99 تا 13 مرداد 99 در مجموع  159 هزار میلیارد تومان ارزش معاملات را فلزات اساسی تشکیل داده شامل فولاد مبارکه، فولادهای مختلف و مس بوده که جهش قابل توجهی داشته است. 
135 هزار میلیارد تومان را شرکت های شیمیایی و 134 هزار میلیارد تومان را خودرو و قطعات خودرو تشکیل داده است.
به عبارت دیگر، حجم وحشتناکی از پول وارد بورس شده است که این معاملات و ارزش بازار و ارزش معاملات را ایجاد کرده است. 
در حال حاضر 759 شرکت پذیرفته شده داریم و با عرضه سهام عدالت و... حدود 48 میلیون کد سهامداری ایجاد شده است. یعنی 58 درصد ملت ایران کد سهامداری یا معاملاتی سهام دارند و حجم زیادی از مردم درگیر بورس شده اند که باید روی عواقب اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن فکر کنیم. 
در کشورهای مختلف این موضوع متفاوت است در اندونزی 7 درصد مردم مستقیم در بازار معامله می کنند و بقیه فعالیت چندانی ندارند. در عربستان از 97 درصد سهامداران 3 درصد مردم واقعی بودند و 93 درصد شاهزاده ها بودند و به اسم افراد حقیقی معامله می کردند در حالی که پشت صحنه شاهزاده ها بودند. در ایران اکنون 48 میلیون ذی نفع و سهامدار داریم که 6 میلیون نفر آن فعال جدی هستند و گردش معاملات آنها ارقام قابل توجهی است. 

نسبت قیمت به سود هر سهم 

رحمانی با اشاره به شاخص ها و نسبت های مالی ارزیابی وضعیت شرکت های بورسی تاکید کرد: برخی نسبت ها تحولات اخیر را نشان می دهد که می تواند هشدار دهنده باشد و باید براساس آن تدابیری انجام شود. نسبت قیمت به سود که دوره برگشت سرمایه را به ما نشان می دهد، در برخی سال ها 5.6 تا 8 بوده است یعنی مثلا اگر قیمت به سود 5 باشد یعنی 5 سال طول می کشد که از طریق سود، قیمت خرید سهام را بازیافت کنید. یعنی نرخ بازده  سالانه 20 درصد است. وقتی عدد از 6 بالاتر می رفت هشدار می دادیم که عدد بالا رفته و مراقب باشید که بازدهی کاهش یافته است. در مورد چادرملو این شاخص 10 بود چون چند پروژه داشت که در حال تکمیل بود و روی بازدهی آینده اثر می گذاشت. به عبارت دیگر، نرخ رشد نیز در این شاخص محاسبه می شود و قابل توجیه است. 
قبلا اجاره به قیمت خانه مثلا 6 یا 7 درصد بود  و براساس یک شاخصی نرخ اجاره استخراج می شد. یعنی باید یک تناسبی بین قیمت ها و شاخص ها  و ارزش های بازار وجود داشته باشد که معقول و منطقی باشد. 
اما در شرایط امروز قیمت به سود برخی شرکت ها به عدد 77 رسیده است یعنی باید 77 سال منتظر بمانید تا سهمی که خریداری کرده اید بازگشت سرمایه داشته باشد و از محل سود آن قیمت آن بازیافت شود. اما در بورس امروز این نسبت به شدت بالا رفته و میزان سود به قیمت عملا به 1 تا 1.5 درصد رسیده است. 
البته برخی کارشناسان معتقدند که بورس انتظارات آینده را در نظر می گیرد و براساس انتظارات آینده است که قیمت سهام رشد می کند. پیش بینی ما در اقتصاد ایران بوده که ابر تورم یا رشد شدید نرخ ارز داریم که اتفاق افتاد و ممکن است که بیشتر شود.  لذا بالارفتن این نسبت قیمت به سود را توجیه می کنند
عده ای در سال های قبل که نرخ دلار 15 هزار تومان بود، نرخ دلار 25 تا 30 هزار تومان را مبنا قرار داده  و معتقد بودند که دلار تا 30 هزار تومان بالا می رود و لذا قیمت سهام نیز افزایش خواهد یافت. آنها به دنبال افزایش قیمت سهام بودند و براین اساس معاملات بسیاری شکل گرفت. اما پرسش اساسی این است که  چه عاملی می تواند افزایش قیمت سهام را در اقتصاد ایران توجیه پذیر کند آیا اقتصاد ایران تا 15 درصد و بیش از آن رشد خواهد کرد؟
قیمتی که برای برخی سهام شرکت های سرمایه گذاری داده می شود 5.28 برابر ارزش روز دارایی های آن است وقتی کل ارزش دارایی از ارزش سهام آن کمتر است معنای این رشد قیمت سهام چیست و با چه عاملی می توان آن راتامین کرد؟
یکی از شرکت ها گزارش تجدید ارزیابی سرمایه خود را تهیه کرده و کارشناسان دادگستری ارزش سرمایه را 170 میلیارد تومان اعلام کرده اند در حالی که سهام این شرکت همین حالا در بورس 850 میلیارد تومان معامله می شود.
شرکت های سرمایه گذاری که پرتفوی سهام مختلفی را در سبد خود تعریف کرده یک قیمتی را برای این پرتفوی در نظر گرفته است اما قیمت سهام این سبد 5 برابر ارزش آن است یعنی 5 برابر قیمت واقعی شرکت، سهام معامله می شود. 
البته برخی شرکت ها مانند غدیر، پتروشیمی خلیج فارس ... پروژه هایی دارند که این پروژه ها به بازدهی می رسد و می توان روی رشد آن حساب بازکرد که باعث ارزشمند بودن سهام و قیمت سهام در آینده می شود. اما به هر حال باید تناسبی بین این رشد و قیمت سهام شرکت ها وجود داشته باشد. 

جمع کردن سهام توسط حقیقی ها و حقوقی ها 

رحمانی با اشاره به روند عرضه و خرید سهام توسط حقیقی ها و حقوقی ها گفت: یک شاخص دیگر پولی است که افراد حقیقی آورده اند و وارد بازار شده اند و حقوقی هایی که پول را گرفته اند و خارج شده اند. یعنی در یک دوره ای شاهد حضور بیشتر حقیقی ها و مردم برای خرید سهام هستیم و حقوقی ها سهام می فروشند و یک دوره ای برعکس اتفاق می افتد و حقیقی ها می فروشند و حقوقی ها جمع می کنند و می خرند و پرسش اساسی این است که چرا در برخی دوره ها حضور حقیقی ها برای خرید سهام اینقدر زیاد شده و حقوقی ها در حال فروش هستند و یا برعکس چرا در دوره ای دیگر حقوقی ها می خرند و حقیقی ها می فروشند.
در برخی روزها مردم عادی و حقیقی 4 هزار میلیارد تومان خرید کرده اند و این موضوع حرفه ای ها را متعجب کرده که چگونه است که این حد معاملات انجام می شود و این حد پول وارد بازار می شود. 

سود نصیب شرکت ها نمی شود نصیب سهامداران می شود 

رحمانی با تاکید بر این نکته که باید سیل نقدینگی را به سمت تولید و جذب پول در شرکت ها هدایت کنیم و با افزایش سرمایه، حل مشکلات بدهی شرکت های موجود بورس به تقویت تولید اقدام کنیم، گفت:  بخش عمده ای از گردش پول در بازار ثانویه است و در بازار اولیه نیست. یعنی یک سهامدار می خرد و یک سهامدار می فروشد و پولی نصیب شرکت ها نمی شود.  
وقتی شرکت افزایش سرمایه می دهد سهامدار پول می دهد تا افزایش سرمایه انجام شود و سهم خود را افزایش دهد و پول به شرکت می آید و سرمایه به شرکت تزریق می شود و برای شرکت نفع دارد و به تولید کمک می کند. اما در بازار ثانویه،  مثلا یک سهامدار سهم ایران خودرو را می خرد و یکی می فروشد و چیزی نصیب ایران خودرو نمی شود. در حالی که اگر افزایش سرمایه یا اوراق بدهی ایران خودرو فروخته شود، مشکلات مالی این شرکت نیز برطرف می شود و این همه پول نصیب تولید می شود. 

باید افزایش سرمایه شرکت های تولیدی صنعتی، و بانک ها را شاهد باشیم

به دکتر همتی رئیس کل بانک مرکزی نامه نوشتیم و مطرح کردیم که بانک ها با نسبت کفایت سرمایه پایین مواجه هستند و بهتر است که ملزم شوند که با سلب حق تقدم افزایش سرمایه بدهند . سهم جدید به قیمت بازار بفروشند و پول آن در شرکت اندوخته شود و طبق قانون تجارت توان شرکت ها و بانک ها را افزایش دهد. عرضه سهام بیشتر شود و به تقاضای مردم برای خرید سهام پاسخ داده شود. 
حداقل باید از این فرصت استفاده شود و از حضور مردم و این پول استفاده شود و پول جدید وارد شرکت ها شود وپول بیشتری وارد شرکت ها شود و به تولید و رشد اقتصادی و سرمایه گذاری ها کمک کند. شرکت های درمانده مالی را نیز می توان از طریق بورس کمک کرد مثلا می توان به شرکت هپکو و آذر آب کمک کرد 
 ارزش سهام هپکو 8700 میلیارد تومان است و برای یک میلیارد تومان مانده است. اما از طریق افزایش سرمایه هپکو می توان به راحتی پول قابل توجهی را به این شرکت وارد کرد و مشکلات آن را حل کرد. بدهی پرداخت می شود و سرمایه در گردش تامین می شود و البته باید بر آن نظارت شود و مراقب تضاد منافع ها باشیم. 
بانک اقتصاد نوین 1400 میلیارد تومان زیان دارد اگر 40 درصد افزایش سرمایه دهد 1900 میلیارد تومان پول جدید وارد بانک می شود و این تحولات، ترکیب و کنترل سهامداران تغییر خیلی زیادی نخواهد کرد و سهم 40 درصدی می شود 32 درصد و لذا می توان مشکلات را از این طریق حل کرد. 
باید پول جدید وارد شرکت ها شود و شرکتی مانند ایران خودرو که زیان دارد و بدهی زیادی دارد باید از طریق پول جدید بدهی ها و ساختار مالی را اصلاح کند و به شرکت سودده تبدیل شود و مشکلات خود را حل کند. 

چرا در این حوزه ها کاری انجام نمی شود؟

جالب این است که دولت به جای آنکه مشکل شرکت های موجود بورس را حل کند به دنبال عرضه سهام شرکت هایی است که در بورس حضور ندارند. 
این شرکت هایی که دچار مشکل هستند را نمی توان وارد بازار کرد زیرا استانداردهایی برای ورود در بورس لازم است و هر شرکتی نمی تواند به سرعت وارد بورس شود. به عبارت دیگر، ظرفیت بزرگی در بورس وجود دارد که به نحو مناسبی از آن استفاده نمی شود و یک فرصت را تبدیل به خطر کرده ایم. 
سال 92 ارزش یک کارگزاری بورس 2 میلیارد تومان بود ولی حالا  ارزش یک کارگزاری عادی به 130 میلیارد تومان رسیده است. برخی کارگزاری ها در سال 99 بیش از 1000 میلیارد تومان کارمزد ساخته است. 
 مسوولان گفته اند که باید کارمزد کاهش یابد در حالی که بهتر بود از طریق این کاهش، صندوق جبران خسارت سرمایه گذاران ایجاد می شد که در یک جاهایی بتواند دست مردم را بگیرد و جبران خسارت شود. 

سهام عدالت 

در مورد سهام عدالت باید توجه داشت که مدیریت مستقیم بهتر است که در اختیار سهامداران باشد و خودشان بفروشند و بخرند و... اما در روش غیر مستقیم، سهام در اختیار شرکت های استانی است و آنها در بورس فعالیت دارند. سهام عدالت به طور متوسط 20 میلیون تومان ارزش پیدا کرده است. 
این سهام می توانست به مردم و خانوارها در شرایط کرونایی کمک کند و از این فرصت می توانستیم در جهت بهبود بازار و خانوارها کمک بیشتری بگیریم. 
وی در پاسخ به این پرسش که  عده ای در بازار قیمت و عرضه وتقاضا را به دست می گیرند و روی معاملات اثر می گذارند. فناوری بورس ضعیف است و قادر به پوشش نیازها نیست. از سوی دیگر سود برخی شرکت ها زیاد است اما قیمت آنها پایین است برخی شرکت ها سود کمی دارند اما قیمت بالایی دارند دلیل این موارد چیست؟ اظهار داشت:  در مورد هسته معاملات باید گفت در سال 84 از اتوس فرانسه یک سیستم خریداری کردیم که در 15 سال اخیر همچنان از آن استفاده می شود و در این دوره روی فناوری کار زیادی صورت نگرفته است در حالی که شرکت مدیریت فناوری درصدی از کارمزد را می گیرد و شرکت پول داری است که می توانست سرمایه گذاری کند و سیستم بخرد. البته با محدودیت های تحریمی نیز همراه بوده ایم.  
یک شرکت ملنیوم سریلانکایی نرم افزار معاملاتی عرضه می کرد. چون شرکت خدمات انفورماتیک را بانک مرکزی راه اندازی کرده بود عده ای تصور می کردند که  سازمان بورس باید صاحب نرم افزار باشد. این اشتباه قبلا مطرح بوده و دنبال خرید نرم افزار از شرکت سریلانکایی بودند. اما یک شرکت غربی محسوب میشد و وابسته به بورس لندن بود.  
برای فرابورس می خواستند از ملنیوم خریداری کنند و این شرکت توسط بورس لندن خریداری شد و البته رابطه بورس تهران با بورس لندن خوب بود و بورس لند بورس ایتالیا را خریداری کرده بود و مسوولان بورس لندن ابراز تمایل کردند که از طریق بورس ایتالیا به بورس تهران کمک کنند... به هرحال باید این موضوع مدیریت شود . در حال حاضر بورس و فرابورس در یک سامانه است و ساعات معاملاتی نیز تقریبا ثابت است. لذا می توانستیم براساس معاملات صنایع مختلف ساعت تعیین کنیم که ترافیک قابل کنترل باشد و یا ساعت معاملات را افزایش دهیم. 
در حال حاضر حجم زیادی سفارش وارد سیستم می شود و سهامداران به دلیل مشکلات سامانه و آنچه در آنلاین و سایت بورس و... مشاهده می کنند اطلاعات متفاوتی است  و ممکن است که زیان کنند. در مجموع باید گفت که در حوزه فناوری کار زیادی نکرده ایم و این سیستم از قبل بوده و خودمان را برای این شرایط آماده نکرده ایم. اما در عین حال می توان راهکارهایی برای معاملات آنلاین و تغییر ساعت ها و بخش ها انجام داد که فشار ترافیکی را کاهش دهد.

عفو مالیاتی شرکت های متقاضی ورود به بورس 

وی در مورد بخشش مالیاتی سال های قبل شرکت هایی که متقاضی ورود به بورس هستند گفت: مصوبه سران قوا، فرصت مغتنمی است که می تواند برای ایجاد شفافیت در حساب و کتاب ها موثر باشد. برخی شرکت هایی که اخیرا وارد بازار شده اند با نسبت قیمت به سود 40 آمده اند یعنی به ازای هر یک تومان سود 40 تومان از سهامدار دریافت می کند. بنابراین شرکت ها انگیزه دارند که شفاف سازی کنند و سود را به صورت شفاف اعلام و وارد بازار شوند. 
یک موضوع این است که سازمان مالیاتی ممکن است به این شرکت ها ایراد وارد کند که چرا سود آنها در سال جاری با سود سال های قبل متفاوت است و چرا سود در آن سال ها اینقدر متفاوت بوده است در این زمینه باید عفو مالیاتی صورت گیرد تا شرکت ها سود خود را شفاف اعلام کنند و مشکل ایجاد نشود و اگر فرار مالیاتی داشته اند کاری نداشته باشند و الان اجازه داده شود که شرکت ها وارد بورس شوند و با نسبت قیمت به سود 35 و 40 وارد بورس شوند و از این ثروت برخوردار شوند. 

مدیریت تقاضا برای سفته بازی 

رحمانی با تاکید بر ضرورت جدا کردن تقاضا برای سفته بازی از تقاضای واقعی بازارهای دارایی گفت: همان طور که کینز اقتصاد دان مشهور مطرح کرده، یک بخش از تقاضا را تقاضای معاملاتی و یک بخش را تقاضا برای سفته بازی و سرمایه گذاری و بخش دیگر را تقاضای احتیاطی  تشکیل می دهد. وقتی عده ای 2 هزار دلار صرافی ها را خرید می کنند و در خانه خود ذخیره می کنند نشان می دهد که به دنبال تقاضای احتیاطی و حفظ ارزش پول خود هستند. 
 به رئیس کل بانک مرکزی گفتم که از 7 میلیارد یورو پول بلوکه شده در کره جنوبی استفاده کنیم.  اگر این 7 میلیارد را تنزیل کنیم  و مثلا 6.6 میلیارد یورو شود و آن را در صندوق ETF بگذاریم  و به مردم یونیت بدهیم، می توانیم از رقم ریال جمع آوری شده بهره ببریم.  حداقل می توان 150 هزار میلیارد تومان نقدینگی جمع آوری کنیم و طبق گفته معاون اقتصادی بانک مرکزی، به ازای هر یک میلیارد دلار، معاون 2.8 واحد درصد از پایه پولی  و نقدینگی کاهش می یابد. 
اما مسوولان نگران آثار آن هستند و تصور می کنند که فشار بیشتری روی نرخ ارز وارد می کند در حالیکه به نظر من کمک خواهد کرد. ما در بازار ارز باید خلاقیت و نوآوری داشته باشیم نباید در بازار ارز با  ژسه بجنگیم باید از سلاح های مدرن استفاده کنیم. در حالی که بازار مالی به ما فرصت مهندسی مالی می دهد و مردم می توانند از فرصت های مختلف منتفع شوند. 
در حال حاضر بورس کالا را داریم که شرکت ها و محصولات مختلف می توانند وارد بورس شوند. ما شرکت هایی در کشورهای صنعتی داریم که کارشان اجاره داری است. ما می توانیم بازار اجاره و ملک را منسجم کنیم و پروژه های مختلف را وارد بازار کنیم و مردم نیز متناسب با توان خود خرید خواهند کرد و سود خواهند برد. 
باید ابزار مصون سازی و هجینگ داشته باشیم ما نمی توانیم تقاضای سفته بازی را تضمین کنیم. در حالی که باید تقاضای سفته بازی را از این طریق جدای از تقاضای واقعی مدیریت کنیم. باید همه این ها را مدیریت و تضمین کنیم تا سرمایه گذاران و سفته بازان به طریق دیگری در بازاری حضور یابند که اثر تخریبی روی بازار واقعی داشته باشد. تقاضای سفته بازی و هجینگ را باید مدیریت کنیم که در بازار ارز خراب کاری نکند. لذا باید از این ابزارهای جدید جهت مدیریت تقاضا برای سفته بازی استفاده کنیم. 

اوراق سکه 

وی با اشاره به ضرورت استفاده از ابزار اوراق سکه در بانک ها گفت: در بحث سکه نیز باید توجه داشته باشیم که بانک ها انبار سکه هستند و بانک خرید و فروش سکه انجام نمی دهد اما چند وقت پیش اینگونه مطرح شد که بانک ها در بازار سکه مداخله می کنند و سکه می خرند و می فروشند. بانک اعلام می کند که در خزانه سکه این تعداد سکه دارد و خریدار و سرمایه گذار یک تعداد سکه را خریداری می کند و اوراق آن را در دست دارد اما سکه همچنان در بانک موجود است و به صورت واقعی وارد بازار نشده بلکه اوراق آن خرید وفروش می شود که ربطی به بانک ندارد.  
مثلا 2 میلیون سکه در خزانه یک بانک موجود است و رسید آن در دست مردم است  اما این گزارش های اشتباه که ادعا کردند بانک ها خرید و فروش می کنند باعث شد که جلوی خرید وفروش سکه موجود در خزانه بانک ها گرفته شود. 
در کشورهای دیگر جهان نیز جلوی خرید و فروش طلا به این دلیل گرفته می شود که مانع ایجاد حباب شود و ما در ایران می توانیم خیلی راحت این وضعیت را نظام مند کنیم و اجازه خرید و فروش به بانک ها ندهیم اما وجود سکه در خزانه و خرید وفروش آن توسط مردم باعث می شود که امنیت بیشتری برای سرمایه گذاران ایجاد شود و سکه در خانه ها و طلا فروشی ها کمتر دست به دست شود و بخش عمده ای از تقاضای سکه با روش امروزی مدیریت شود. 

افزایش سرمایه با سلب حق تقدم

عده ای در بازار هم قسم شده اند که به هر شکلی از قیمت یک سهم دفاع کنند و اجازه کاهش آن را نمی دهند. در حالی که این موضوع یک تهدید بزرگ است و در زمان ریزش مشکلات عمده ای ایجاد خواهد کرد. براین اساس به نظر می رسد که افزایش سرمایه با سلب حق تقدم می تواند به رشد سرمایه ها و کنترل قیمت سهام کمک کند و اجازه رشد بی رویه قیمت سهام را نمی دهد.  لایحه افزایش سرمایه در دستور کار دولت است و می تواند در این زمینه موثر باشد. 
سازمان بورس مجوز به کانون سرمایه گذاران حقیقی بدهد که از منافع این سرمایه گذاران دفاع کند و سواد مالی سرمایه گذاران و ارائه اطلاعات مورد توجه باشد. در آمریکا موضوع اطلاعات و سواد مالی سرمایه گذاران حقیقی زیر نظر رئیس جمهور و وزارت خزانه داری است اما در ایران ما روی این مسائل کار نکرده ایم و لازم است که از منافع سرمایه گذاران دفاع کنیم و با ارائه اطلاعات، دانش و هوشیاری آنها را افزایش دهیم. باید چند اندیشکده در ساختمان قدیم بورس ایجاد کنیم و اینها به مردم و سرمایه گذاران کمک کنند. زیرا هر چه گفته می شود که این وضعیت خطرناک است عده ای اعلام می کنند که شما متوجه نیستید و هیچ خطری وجود ندارد. 

سامانه سجام 

سامانه سجام امکان خوبی است و شرکت سپرده گذاری مرکزی و اوراق بهادار عامل کاهش ریسک است. نقل و انتقال سهام و تسویه پول را انجام می دهد. تمام کارهای مربوطه به افزایش سرمایه، حق تقدم و... را چاتاس بانک در ترکیه انجام می دهد. ترکیه با این ابزار توانسته 70 درصد بازار سرمایه خود را از طریق سرمایه گذار خارجی تامین کند و جذب سرمایه انجام می شود. 
بسیاری از سرمایه گذاران و سهامداران ایرانی در چند دهه اخیر به خاطر کوچک بودن سبد سهام خود و یا سود کمی که از یک شرکت دریافت می کرده اند به دریافت سود خود بی توجه بوده و وقت و کرایه ماشین و... را صرف نکرده اند که اندکی سود دریافت کنند. در حالی که این کار را یک شرکت سرمایه گذاری می تواند برای سهامداران انجام دهد و سود سهام را دریافت و به حساب سهامدار واریز کند و سهامدار مجبور نباشد که به شرکت های مختلف مراجعه کند و سود دریافت کند. 
خاطرم هست که در دوره کاهش ارزش سهام، قیمت 4 هزار تومانی صدرا به 60 تومان کاهش یافت و لذا چنین وضعیت هایی را داشتیم که مدتی بعد به تدریج قیمت سهام افت کرد و به 2300 تومان و کمتر رسید. 

بورس حداقل تا آبان ریزش ندارد 

رحمانی در پاسخ به این پرسش که آیا بورس در ماه های آینده ریزش خواهد داشت، با اشاره به افزایش نقدینگی جدید در بورس گفت: تا مهر و آبان تصور ریزش قیمت سهام در بورس را ندارم به این دلیل که فشار پول جدیدی که وارد بورس می شود مانع از ریزش قیمت سهام می شود. بورس هم خوب است و هم خطرناک است زیرا قیمت ها از استانداردهای قیمت به سود دور شده است و نسبت قیمت به سود 5 اکنون به عدد بسیار بالایی رسیده است لذا این خطر برای ریزش و سود کم دریافتی ایجاد شده است اما در عین حال فعلا برای خریدار و فروشنده به خاطر رشد قیمت سهام سودآور شده است. 
در حال حاضر متاسفانه رانت اطلاعاتی وجود دارد و برخی قیمت های بالا را ایجاد کرده و بعد سهام خود را می فروشند و خالی می کنند  و از بازار آن شرکت خارج می شوند و عده دیگری سهام آنها را می خرند. یک فساد سیستمی پشت برخی معاملات هستند. 
یک عده ای از شرکت های با عملکرد ضعیف پول می گیرند تا این شرکت های ضعیف را در بورس پذیرش کنند. چون قیمت ها خیلی بالاست و آنها می توانند با فروش سهام ضعیف خود به قیمت بالا سود کنند. عده ای نیز در حال خروج و در رفتن از بازار هستند. 
وقتی گوگل وارد بورس نزدک در آمریکا شد، مدیران آن حق نداشتند که 51 درصد سهام آن را تا 6 سال بفروشند. زیرا این شرکت دانش بنیان بوده و مدیران باید در آن باقی بمانند تا همچنان به بهره وری و سود آوری مشغول باشند و سهامدار جدید دچار زیان نشود و مدیران همچنان احساس تعلق به شرکت داشته باشند. اما در حال حاضر شرکت هایی در فرابورس ایران داریم که سهامدار اصلی از شرکت خارج شده  و شرکت را فروخته و رفته و همه را خالی کرده است. 
در بورس های معتبر جهان، بیش از 50 درصد سهام را نگه می دارند تا همچنان سرمایه گذاری و بهره وری و سودآوری ادامه یابد. یعنی ریسک های مربوط به گزارش غلط دادن، فساد و رانت اطلاعاتی و اقدامات سیستمی در بورس ایران وجود دارد و نمی توان منکر آن بود. 
اما یکسری شرکت های صادراتی هستند که شفافیت دارند و سود خوبی داشته اند و مدیران و سهامداران اصلی و قدیمی آن حاضر به فروش سهام خود نشده اند. حداقل شرکت هایی که بنیان های قوی دارند را باید خریداری کرد و نباید پول خود را در بازار پایه صرف کنید و بهتر است که در شرکت هایی که عملکرد بهتری داشته اند سرمایه گذاری شود. 
همچنین باید تنوع به سرمایه گذاری ها داد باید بخشی را در صندوق طلا، گواهی سپرده طلا و شرکت های خوب گذاشت و نباید تمام پول خود را در شرکت هایی گذاشت که تنها رشد قیمت سهام دارند. 
وی در پاسخ به این پرسش که آیا عفو مالیاتی باعث عدم نظارت بر گذشته شرکت ها نخواهد بود گفت: ایجاد شفافیت و حساب وکتاب و پرداخت مالیات، باعث خواهد شد که عملکرد شرکت ها در آینده بهتر شود و حداقل این امتیاز را دارد که عملکرد شرکت ها را بهتر خواهد کرد.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا به کارگران و مدیران به جای پول و حقوق، سهام نمی دهند تا احساس تعلق داشته باشند گفت: در زمان انقلاب سپید و قبل از انقلاب نیز که سازمان گسترش شکل گرفت  چنین مشکلاتی وجود داشته و خسروشاهی از مسوولان وقت اقتصادی کشور در این زمینه می گوید در زمانی که ما دقیقا نیاز به تشکیل سرمایه داشتیم و باید سود را صرف سرمایه گذاری ها می کردیم به دلیل قانون آن زمان باید سود شرکت ها را تقسیم می کردیم تا بدهی شرکت ها به کارگران مستهلک شود. در حالی که لازم بود سهام به آنها بدهند و سود و پول موجود را صرف سرمایه گذاری ها کنند.
در کشورهای غربی نیز به جای حقوق سهام به مدیران می دهند. زیرا اگر سهام داشته باشد تلاش خواهد کرد و با رشد قیمت سهام و سود سهام با منافع بیشتری همراه خواهد شد.  مدیر باید در یک دوره حداقل 5 ساله زحمت بکشد تا بهره وری و عملکرد و سود شرکت بالا برود و بتواند از منافع سودی که ایجاد کرده بهره مند شود و این موضوع به احساس تعلق و ماندگاری مدیران کمک می کند. 
در شرکت های تک که نیروی انسانی و دانش افراد حرف اول را می زند به مدیران آپشن های مشخص از سهام می دهند و بخش عمده ای از حقوق و بهره وری آنها را سهام تشکیل می دهد. اما در مورد کارگران نمی توان حقوق و معیشت آنها را با سهام جبران کرد و لازم است که حقوق داده شود. اما درمورد مزایای پایان خدمت کارگران می توان سهام ارائه کرد. شاید این مزایا باعث شود که کارگران سهام کارخانه و شرکت خود را بخرند. در صندوق های بازنشستگی نیز امکانات خرید سهام شرکت ایجاد می شود. بانک ها و دولت نیز به کارکنان وام می دهد که سهام شرکت خود را بخرند و این موضوع باعث تشویق کارگران  و مدیران در بهبود عملکرد شرکت ها می شود. در شرکت سهامی عام تضاد منافع بالاست و باید مدیریت شود لذا باید مدیریت شود زیرا آینده و زندگی و بهره وری شرکت ها و منافع کارگران در آینده را تامین می کند. 

در فناوری و استانداردهای ارزش گذاری عقب هستیم 


رحمانی در پاسخ به این پرسش که آیا امکان نظارت بر عملکرد شرکت هایی که قیمت گذاری سهام شرکت های متقاضی ورود به بورس را انجام می دهند وجود دارد؟  گفت: سازمان بورس به شرکت ها و تامین سرمایه ها امکان ارزش گذاری و قیمت گذاری سهام را می دهد و  کارشناسان خبره در کانون کارشناسان رسمی دادگستری نیز در این زمینه مشارکت دارند و لذا موضوع استانداردهای ارزش گذاری سهام مطرح است. در جهان استانداردهای بین المللی ارزش گذاری و قیمت گذاری سهام داریم که مانند IFRS که استانداردهای بین المللی صورت های مالی بانک ها است در مورد قیمت گذاری سهام توصیه ها و روش ها و استانداردهایی را به شرکت های تامین سرمایه و کارشناسان خبره و رسمی ارائه می دهد. 
 اما ما به دنبال این استانداردها نرفته ایم و لازم است که یک مرکز پژوهش در عملیات ارزش گذاری داشته باشیم که یک سهم چگونه ارزش گذاری می شود و دارایی نامشروع چگونه ارزش گذاری می شود. 
وقتی می خواهیم یک ساختمان را ارزش گذاری کنیم باید سوال کنیم که بهترین راه استفاده از این ساختمان چیست و برای چه کاری و چه فعالیتی مناسب است تا بر آن اساس ارزش گذاری شود. 
اما بسیاری از ارزش گذاری های زمین و ساختمان براساس ملاک های محلی و سنتی انجام شده است مثلا یک زمین متعلق به بابک زنجانی یک عده معادل 60 واحد ارزش گذاری کرده اند عده ای دیگر 110 واحد و دو بار مبلغ قبلی ارزش گذاری کرده اند. یک گروه گفته اند که این آقا در این زمین امکان این تعداد تراکم، یک بخش مسکونی و یک بخش تجاری داشته و لذا براین اساس باید ارزش گذاری شود وهزینه ساخت را از ارزش آن کم کرده و پیش ینی کرده که ظرف چهارسال ساخته شود.  اما عده ای دیگر گفته اند که این زمین در فلان خیابان و محله است و پروانه ساخت به این محل برای ساخت این تعداد واحد داده می شود و لذا جمع این تعداد واحد براساس این قیمت این ارزش را ارائه می دهد. دادگاه نیز برای تصمیم گیری در این موارد دچار مشکل شده که کدام گزارش را باید مبنا قرار دهد. 
 در حالی که استانداردهای بین المللی به ما می گوید که کاربری این زمین چیست و برای چه کاری قابل استفاده است و لذا باید میزان کاربری تجاری و مسکونی و مجوز برج و میزان تراکم و قیمت ها را در نظر گرفت و این که برای چه کارهایی قابل استفاده است و نباید تنها میزان تراکم وتعداد واحد به روش عادی را مبنا قرار دهیم.
در مورد ارزش گذاری شرکت ها، دارایی های مشکل دار نیز باید به روش های استاندارد جهانی توجه کنیم . باید به گزارش های ارزش گذاری توجه کنیم. در آن دوره به آقای کرد زنگنه در سامان خصوصی سازی می گفتیم که گزارش های ارزش گذاری شرکت ها باید منتشر شود و مردم باید بدانند که این شرکت ها چگونه ارزش گذاری شده است و شفاف سازی می شود و از رانت اطلاعاتی جلوگیری می شود. 
سازمان بورس روی گزارش های ارزش گذاری حساسیت دارد و مدت ها نماد معاملاتی یک شرکت را متوقف می کند تا آن شرکت گزارش ارزشگذاری خود را منتشر کند. باید اطلاعات به موقع داده شود تا مردم و سرمایه گذاران به موقع از وضعیت شرکت ها باخبر شوند. 
لذا باید فناوری ارزش گذاری و استانداردهای ارزش گذاری تغییر کند و به روز شود و ما دراین زمینه خیلی عقب هستیم  و باید تجدید نظر شود. باید گروه های مختلفی در مورد ارزش گذاری فعال باشند و سازمان بورس و شرکت ها به گزارش ها و روش های بهتر توجه کنند. 


تشویق و تنبیه مدیران 

وی در پاسخ به این پرسش که "آیا مدیرانی که سود خوبی به سهامداران رسانده اند تشویق شده اند و یا در مقابل مدیرانی که رانت اطلاعاتی داشته اند و روش های نامناسب به کارگرفته اند تنبیه شده اند؟ آیا به روش کارشناسان رسمی دادگستری نیز نظارت می شود زیرا برخی اشتباه ها و خطاها به دلیل نظر غلط کارشناسان رسمی بوده است که نظر دقیق و استاندارد و مستقل نداده اندو..." اظهار داشت: باید روند ارجاع کار به کارشناسان رسمی اصلاح شود و سازمان بورس در جهت اصلاح این روش گام برداشته است و شرکت باید نامه به کانون کارشناسان بدهد و کانون یک کارشناس یا چند کارشناس خبره و مناسب برای کار را معرفی کند تا امکان ارتباط خاص بین شرکت و کارشناس رسمی فراهم نشود و استقلال کارشناس و همچنین روش های استاندارد حاکم شود و امکان تقلب و ارائه گزارش های غیر واقعی را از بین ببرد. از طریق دادگاه نیز باید فرآیند انتخاب کارشناس بهتر شود  و در کانون کارشناسان آقایان دکتر مظاهری و دیگران در حال اصلاح فرآیندها هستند. 
قبلا شرکت سرمایه گذاری ملی به مدیران خود سهام تشویقی ارائه می داد و دولت نیز در جاهایی 5 درصد سهام ترجیحی به مدیران می داد و برای کاهش مقاومت مدیران در مسیر خصوصی سازی نیز به مدیران سهام تشویقی می دادند. مثلا  مدیران شرکت مخابرات همکاری خوبی داشتند در مسیر خصوصی سازی شرکت و اطلاعات خوبی ارائه کردند اما در شرکت ملی صنایع مس همکاری مدیران خوب نبود و اطلاعات نمی دادند و...وقتی قانون 5 درصد سهام ترجیحی به مدیران تصویب شد مسیر خصوصی سازی و همکاری مدیران افزایش یافت. 
در مورد تنبیه مدیران نیز سازمان بورس به شدت برخورد می کند. مثلا شرکتی بوده که روز قبل مدیران تمام سهام خود را فروخته اند و فردا گزارش مالی شرکت را به بازار سهام ارائه کرده اند که باعث شد قیمت سهام کاهش یابد. در این مورد، همه اعضای هیات مدیره به دادگاه کشیده شدند و مبالغ سنگینی جریمه شدند. البته خیلی از این موارد افشا نمی شود اما پرونده های بسیاری در این زمینه وجود دارد که با سواستفاده های مالی برخورد می شود. به عبارت دیگر، اگرچه با ناکارآمدی مدیران برخورد زیادی صورت نمی گیرد اما اگر سواستفاده مالی کشف شود به شدت برخورد می شود. 

وی در مورد بیمه  مدیریت ریسک شرکت ها نیز گفت: حسابرسان به این نکته توجه دارند که پوشش بیمه ای خاص مانند بیمه آتش سوزی و بیمه کاهش تولید، بیمه مدیریت ریسک و... وجود داشته باشد و شرکت ها به برخی بیمه ها توجه دارند. مدیریت ریسک الزام نشده است اما در سال های اخیر که به سمت IFRS  رفته ایم موضوع افشای اطلاعات مرتبط با مدیریت ریسک مطرح و الزام آور شده و مدیران شرکت ها ملزم هستند که در گزارش ها و صورت های مالی خود به این ریسک ها توجه کنند. 

مزایای سیاست های اصل 44

وی در مورد اثر اجرای سیاست های کلی اصل 44 و واگذاری سهام عدالت به مردم گفت: حداقل مزایای سیاست های اصل 44 و خصوصی سازی ها، مطرح شدن در جامعه و اطلاع رسانی شرکت هاست که نظارت و شفافیت را تقویت خواهد کرد و از حالت قبلی بهتر است.  
اصل 44 موجب شد که سهام دولت به بخش خصوصی واگذار شود اما بخش خصوصی قوی ایجاد نشده که بتواند این سهام را مدیریت کند و شرکت های توانمندتری ایجاد کند. همچنین نحوه مدیریت سهام عدالت و نوع واگذاری ها نیز با انتقادهایی همراه شده و دولت در برخی شرکت ها حاضر به ترک مدیریت نیست و با این که سهام خود را به مردم واگذار کرده اما همچنان نمایندگی سهام عدالت و فروش سهام به مردم را به عهده دارد و مشخص نیست که چرا حاضر به ترک کامل مدیریت این شرکت ها نیست. 
مثلا در مورد سهام بانک ملت و صادرات و تجارت، دولت می توانست سهام خود را بفروشد و خارج شود اما همچنان به ماندن در این بانک ها به شکل های مختلف ادامه می دهد و از طریق صندوق سرمایه گذاری یکم یا ETF همچنان در بانک ها حضور دارد و مدیریت این بانک ها را در دست دارد زیرا دولت به نمایندگی از طرف مردم مدیریت این صندوق ها را به عهده دارد. سهام را فروخته اما همچنان مدیریت را در دست خود نگه داشته است.
در سیاست های کلی اصل 44  تاکید شده بود که بانک ملی و بانک های توسعه ای و تخصصی دولتی باقی بماند و بقیه واگذار شوند. لذا مشخص نیست که چرا دولت اینگونه عمل می کند و چرا کسانی که قبلا به شدت از خصوصی سازی دفاع می کردند اکنون در مقام مسوول اینگونه عمل می کنند و حاضر به ترک مدیریت دولتی در بانک ها و برخی شرکت ها نیستند. 
البته باید در مجموع اشاره شود که خصوصی سازی و سیاست های اصل 44 به افزایش بهره وری و بهبود عملکرد و مدیریت شرکت ها کمک کرده است اما در مواردی نیز مشکلاتی باقی مانده است. باید توجه داشت که ما قبلا سازوکار مناسبی برای واگذاری، اهلیت مدیران و.. نداشته ایم ولی حالا به تدریج به این نکات توجه می شود که باید مدیریت این شرکت ها که در بورس سهام دارند بهتر شود. زیرا این خصوصی سازی و فروش سهام در بورس بوده که این همه بحث و موضوع برای نظارت بر شرکت ها را مطرح ساخته است. 
به عنوان مثال  قبلا رانت هایی در مورد استفاده از انرژی ارزان، قیمت گذاری سنگ آهن، تولید و درآمد شرکت های فولادی، عرضه ورق از شرکت فولاد به خودروساز و فروش ورق در بازار آزاد و...  وجود داشت و به دنبال آن نبودیم که شفاف شود و لذا این مشکلات و حاشیه های مدیریت دولتی وجود داشت. اما حالا باید از شفافیت در بورس استفاده کنیم و به این نکات توجه کنیم تا رانت های دولتی از بین برود . در عین حال که همه چیز قابل دستکاری و دور زدن است باید تلاش کنیم که مکانیزم ها درست کار کند. 
اما در عین حال باید به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که دیدن گزارش صورت های مالی بانک ملت در سامانه بورس بهتر است یا ندیدن گزارش صورت های مالی بانک دولتی ملی بهتر است؟
مشخص است که مشاهده صورت های مالی یک بانک خصوصی شده به مراتب بهتر است و به شفافیت و نظارت و بهبود عملکردها کمک خواهد کرد و حمایت های مردم را نیز افزایش می دهد و منابع و امکانات بهتری را برای شرکت ها فراهم خواهد کرد. 
لذا افشای اطلاعات شرکت ها هر چند که ناقص باشد بازهم بهتر از این است که هیچ گزارش و اطلاعاتی از شرکت های فعال در اقتصاد ایران اعلام نشود. 
در مجموع باید گفت که در مسیر خصوصی سازی در عین حال که انحراف ها و مشکلاتی بوده اما روند آن قابل دفاع است و راه رسیدن به دموکراسی و مردم سالاری اقتصادی همین است که خصوصی سازی و فروش سهام و حضور مردم در بورس را تقویت کنیم. 
چرا باید 4 هزار میلیارد تومان از سیستم بانکی را به یک بانک بدهیم و در یک پروژه شرکت کند و سود هنگفت از محل رشد تورم ببرد اما به مردم تنها یک سود سپرده حداقلی بدهد. لذا باید سهام این بانک ها و شرکت ها به مردم واگذار شود و مردم نیز در سود این شرکت ها سهم داشته باشند. 
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۴:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۱
0
0
وام نمیدن
نام:
ایمیل:
* نظر: