:
كمينه:۲۳°
بیشینه:۳۵°
به‌روز شده در: ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۲:۳۱
جمشید دموئی رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه لوترن کالیفرنیا
رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه لوترن کالیفرنیا گفت: بالا رفتن بی رویه نرخ ارز می تواند آتش تورم را دامن زند و در این شرایط لازم می نماید تا بانک مرکزی که قطعاً این شرایط را به دقت زیر نظر دارد، به آرام کردن بازار ارز اقدام کند.
کد خبر: ۱۵۷۲۶۳
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۲۴
اقتصاد گردان - جمشید دموئی، استاد اقتصاد و رئیس دانشکده اقتصاد و مدیر مرکز بررسیهای اقتصادی مسائل اجتماعی دانشگاه لوترن کالیفرنیا است. او مدرک کارشناسی خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه تهران و مدرک کارشناسی ارشد و نیز دکترای خود را از دانشگاه ساری در انگلستان دریافت کرده است.

وی سمتهایی همچون مدیرکل بخش مطالعات و سیاست‌های اقتصادی وزارت اقتصاد و دارایی ایران ، عضو و یا سرپرست هیئت نمایندگان در همایش‌های داخلی و بین‌المللی ، اقتصاددان ارشد و بعدها مشاور در برنامه توسعه سازمان ملل متحد و دفتر خدمات پروژه سازمان ملل متحد، رئیس کل شرکت پژوهش جهانی دموئی و... را در کارنامه کاری اش دارد.

او با بیان اینکه بالا رفتن نرخ ریالی ارز باعث می شود که درآمد ریالی دولت از محل درآمدهای ارزی آن بیشتر شود آنهم با وجود کسری بودجه، تأکید می کند: دولت باید دو هدف مهم را مدنظر قرار دهد  ایجاد ثبات اقتصادی (کنترل تورم) درمرحله اول و ایجاد زمینه های لازم برای رشد و توسعه اقتصادی در مرحله دوم با این یادآوری که روشهای مورد استفاده در این مسیر  تا حد ممکن تورم زا نباشند.

وی به دولت توصیه می کند از دخالت در بازار بورس خودداری کند چراکه این مسأله سبب ایجاد حباب شده و شکستن حباب نابسامانیهای خود را دارد.

دیگر نظرات این استاد ایرانی اقتصاد را در ادامه در گفت وگو با  تسنیم می خوانید.

    بانک مرکزی تغییرات نرخ ارز را زیر نظر دارد و ممکن است بپذیرد این افزایش اجباری است

تحلیل شما از وضعیت کنونی اقتصاد ایران با دلار بالاتر از 22 هزار تومانی چیست؟


عوامل مختلف اقتصادی می توانند در تغییرات نرخ ارز موثر باشند. آنها عبارتند از: نرخ تورم، نرخ بهره، تراز پرداختهای خارجی و یا تجاری، بدهکاری دولت، رابطه مبادله تجاری (که عبارت است از نسبت شاخص قیمت صادرات بر واردات)، رکود و یا رشد اقتصادی، ثبات اقتصادی و سیاسی یک کشور، نظر مردم و عوامل اقتصادی در هر دو زمینه های اقتصادی و سیاسی. نکته عمده اینکه تقریبا تمامی این عوامل تأثیرات متقابل بر یکدیگر دارند.

در شرایط کنونی بالا رفتن نرخ دلار بیش از هر چیز موجب افزایش تورم خواهد شد و از سوی دیگر درست است که بگوییم، افزایش آن و یا به عبارت دیگر اجازه دادن بانک مرکزی برای افزایش آن تا حدودی می تواند به خاطر تورم باشد. به عبارت دیگر، در اقتصادهایی که تعیین قیمت ارز به صورت مشخص دردست دولت است و یا دولت در آن تأثیر بسیار دارد، خواسته دولت و یا توان دولت برای این تغییرات حائز اهمیت فراوان است. بالا رفتن بی رویه آن می تواند آتش تورم را دامن زند. به نظر من بانک مرکزی این تغییرات را زیرنظر دارد و در شرایط حاضر ممکن است بپذیرد که بالا رفتن آن اجباری است. ولی تا چه حد، این سوال عمده دیگری است.

    به نظر من بانک مرکزی تا آنجا که بتواند در جهت جلوگیری از افزایش نرخ ارز برخواهد آمد
    روش فروش ارز بیشتر در بازار نیاز به تأمین ارز دارد
     آرام کردن بازار ارز ضروری است

این روند تا چه حد ادامه خواهد یافت؟

تاثیر بانک مرکزی در تعیین این نرخ به روشهای مختلف میسر است. تغییر شرایط اقتصادی در جهت مهار عواملی که به آن اشاره کردیم که در شرایط کنونی بسیار دشوار است. روش مستقیم آن فروش ارز در بازار ارز است و یا کوشش در جهت افزایش عرضه ارز در سامانه نیما.

ادامه این روند تأثیرات زیادی بر افزایش نرخ تورم خواهد گذاشت که آثار منفی آن بسیار زیاد است.  به نظر من بانک مرکزی تا آنجا که بتواند در جهت جلوگیری آن برخواهد آمد.

اما روش فروش ارز بیشتر در بازار نیاز به تأمین ارز دارد که در این مورد مشکل است به صورت مشخص و بدون داشتن اطلاعات کافی ابراز نظر کرد. مسأله دیگر کنترل تقاضاست.

ارز در شرایط فعلی ایران صرفا برای نیازهای ارزی در تجارت و مسافرت نیست بلکه یکی از بازارهای مالی برای حفظ ارزش نقدینگی عوامل اقتصادی ایران چه فردی و چه غیرفردی است. دانستن اینکه بانک مرکزی این اجازه را نخواهد داد، باعث تردید خریدارانی خواهد شد که ارز را برای حفظ ارزش پول خود می خواهند. مسأله دیگر، انتقال سرمایه به خارج از ایران است که مشکلات و دلایل خود را دارد. تمامی این موارد در رابطه متقابل با یکدیگرند و نیاز به ارام کردن بازار ارز ضروری است.

    انگیزه مشخص دولت باید ایجاد ثبات اقتصادی در کشور باشد
    افزایش نرخ ریالی ارز درآمدهای ارزی دولت را در شرایط کسری بودجه افزایش می دهد

به نظر شما دولت چقدر برای مدیریت این شرایط انگیزه دارد؟

انگیزه مشخص دولت باید ایجاد ثبات اقتصادی در کشور باشد. ولی از سویی شرایط اقتصادی دیگری نیز وارد این معادله خواهد شد که باید در آن موارد توجه بیشتری به شرایط جانبی و آثار آنها شود. به عنوان مثال بالا رفتن نرخ ریالی ارز باعث آن خواهد بود که درآمد ریالی دولت از محل درآمدهای ارزی آن بیشتر شود و در شرایط وجود کسری بودجه بسیار بالا این اتفاق می تواند مفید باشد. از سوی دیگر بخش قابل توجهی از نیازهای وارداتی دولت باید با نرخ رسمی تسعیر شود. این مسائل و مشکلات خاص سیاستهای غلط دولت در طی سالهای بسیار گذشته و حال است. دولت باید در مورد اهداف خود به صورت مشخص دو مسأله را در نظر بگیرد. ایجاد ثبات اقتصادی (کنترل تورم) درمرحله اول و در مرحله دوم، ایجاد زمینه های لازم برای رشد و توسعه اقتصادی . نقش دولت در نهایت ایجاد زندگی بهتر برای تمامی اقشار جامعه است.

متأسفانه نه تنها در زمان حاضر بلکه برای مدتهای مدید سیاستهای دولت در این زمینه ها با موفقیت همراه نبوده است.

    جذب نقدینگی برای فروش اوراق قرضه تا حد ممکن باید از منابع غیربانکی باشد
    افزایش درآمد دولت از مالیاتها و گرفتن مالیات مناسب از عوامل اقتصادی باید در صدر کار دولت در کوتاه و بلندمدت باشد
    درصد مالیات اخذ شده به تولید ناخالص داخلی ایران یکی از پایین ترینها در میان کشورهای جهان است

از چه مکانیزمهایی برای مدیریت این بازارها می تواند بهره گیرید؟


 در کوتاه مدت سمت گیری در جهت کنترل تورم از تمامی ابزار لازم و از جمله کنترل نرخ ارز گزینه مهم دیگر ایجاد شرایط لازم در جهت ایجاد و توسعه فعالیتهای مولد اقتصادی در تأمین کسر بودجه دولت باید از روشهای استفاده کند که تا حد ممکن تورم زا نباشد . جذب نقدینگی برای فروش اوراق قرضه تا حد ممکن باید از منابع غیربانکی باشد. بانکها نقش عمده ای در جهت تأمین نیازهای سرمایه گذاری در کشور را دارند.

قرض گرفتن از بانک مرکزی تأثیر منفی بر افزایش نرخ تورم خواهد داشت. برداشت از دیگر منابع و ذخایر که تأثیر آن بر تورم کمتر است و یا تأثیرگذار نیست لازم است. افزایش درآمد دولت از مالیاتها و گرفتن مالیات مناسب از عوامل اقتصادی باید در صدر کار دولت در کوتاه و بلندمدت باشد. درصد مالیات اخذ شده به تولید ناخالص داخلی ایران یکی از پایین ترینها در میان کشورهای جهان است. امکانات بسیاری در این زمینه وجود دارد که متأسفانه در طی سالهای طولانی به آن توجه لازم نشده است.

    بازار بورس بازار مهمی است و به صورت اصولی خود می تواند موجب افزایش بهره وری سرمایه گذاریهای تولیدی باشد
    دولت از دخالت در بازار بورس خودداری کند

دلیل توجه دولت به بازار بورس را در این شرایط چه می دانید؟

بازار بورس بازار مهمی است و به صورت اصولی خود می تواند موجب افزایش بهره وری سرمایه گذاریهای تولیدی باشد . در عین حال تغییرات بازار بورس می تواند برای مدتی در جهتی سوق داده شود که با واقعیتهای اقتصادی در یک سو نباشد. این خاصه بازار بورس ایران نیست و در بسیاری از بازارهای بورس جهان اتفاق می افتد. ولی در تمامی این موارد زمانی می رسد که بازار بورس خود را به صورت کامل و یا نسبی تصحیح می کند.

دولت در شرایط فعلی علاقه زیادی به بکار انداختن و رونق بازار بورس دارد.یکی از دلایل آن دلیلی است که در ابتدا پاسخ به این سوال به آن اشاره کردم. دلیل دیگر آن می تواند این باشد که از طریق افزایش شاخص قیمتها در بازار بورس، فروش دارائی های دولت در بازار سرمایه می تواندآثار مثبت در وصولات دولت و در نتیجه در تأمین کسری بودجه دولت باشد.

اما دخالت دولت در این بازار به صورت بی رویه و ایجاد حباب می تواند نتیجه منفی داشته باشد . شکستن حباب نابسامانیهای خود را دارد و دولت باید از آن احتراز جوید.

    دولت باید تمامی سیاستهای خود را در جهت مهار تورم به کار گیرد
    افزایش تورم و ایجاد بی ثباتی در اقتصاد این کشور موجب خسارت و جلوگیری از رشد اقتصادی می شود
    از بین بردن رانت خواری و فساد در اقتصاد کشور یک ضرورت است

توصیه شما برای دولت چیست؟

دولت باید تمامی سیاستهای خود را در جهت مهار تورم به کار گیرد. کنترل تورم یک اقدام اساسی است. افزایش تورم و ایجاد بی ثباتی در اقتصاد این کشور موجب خسارت و جلوگیری از رشد اقتصادی نیز خواهد بود.

نکته دیگر برداشتن قدم در جهت از بین بردن رانت خواری و فساد در اقتصاد کشور است.  دخالت دولت به صورت هدایت اقتصاد است و یا ایجاد اشکال در کارکرد عوامل اقتصادی. مالیات لازم ضروری است و باید از تمامی اشخاص حقوقی و حقیقی که در فعالیتهای اقتصادی دخالت دارند به صورت عادلانه گرفته شود. به کار بردن درآمدهای مالیاتی از طریق مخارج اجتماعی موجب رفاه مردم خواهد بود. نقش دولت در تولید نیست، نقش آن در هدایت اقتصاد است و توزیع مجدد درآمد جهت ایجاد و حفظ عدالت اجتماعی واقتصادی در کشور.

اگر در ایران بودید با وضع تورم فعلی، نرخ سود بانکی و وضعیت بازار برای حفظ ارزش پول خود چه کار می کردید؟

در هر سرمایه گذاری دو مسأله حائز اهمیت است. برگشت سرمایه (سود) و ریسک سرمایه (احتمال ضرر و از دست دادن سرمایه). من به این دو عامل به صورت عاقلانه و با توجه به شرایط موجود ایران از نظر اقتصادی نگاه می کردم و براساس تحلیلی مشخص  و از نظر علمی درست زمینه های مختلف موجود را از نظر سود و ریسک بررسی می کردم و براساس آن تصمیم می گرفتم.

مسأله مهم این است که سوددهی و ریسک در یک سو با هم حرکت می کند. برگشت بالا اغلب موارد با ریسک بالا همراه است.

نکته دیگر آنکه انتظارات زندگی ام را از نظر امکانات و اجبارات مالی در طی سال آینده  و چند سال بعد از آن در نظر می گرفتم و بر آن اساس قدرت تحمل ریسکم را ارزیابی می کردم. اگر نیاز به داشتن حدی از درآمد آینده ام را به صورت عاجل داشتم، از ریسک بالا پرهیز می کردم ولی آن را به صورت کامل کنار نمی گذاشتم.

در نهایت مجموعه ای را از نظر سرمایه گذاری در نظر می گرفتم و سرمایه موجودم را بین آنها براساس تحمل ریسکم تقسیم می کردم. گذاشتن بخشی از سرمایه ام در بانک با گذاشتن در بانکی که سود بیشتر می دهد (اگر این امکان وجود دارد) می گذاشتم و تحلیلی دیگر را در زمینه ها با ریسکهای مختلف به کار می گرفتم.

سرمایه گذاری در بازار بورس را با توجه به یک ارزیابی درست از امکانات اقتصادی موجود و آینده نزدیک و بازدهی شرکتهای مختلف در نظر می گرفتم و براساس قیمت منطقی فعلی آن سهام وارد بازار می شدم. ولی اگر قیمت آن سهام به صورت غیرمنطقی و غیرواقعی بسیار بالا بود، از خریدن آن دوری می کردم. ورود به بازار بورس یک بازی بی محتوا نیست و نباید به شانس واگذار شود.

خرید طلا و ارز و دیگر امکانات را نیز مورد توجه قرار می دادم ولی وارد شدن در هریک از این بازارها نباید بدون بررسی و محاسبه باشد. مشکل کنونی ایران در حال حاضر عدم وجود شرایطی است که بتواند براساس آن برآوردهای دقیق به عمل آورد و شکی نیست که همراه ریسک خواهد بود. اینکه یک سرمایه گذار تا چه حد می تواند ریسک را بپذیرد در این نوع تصمیم گیریها یک عامل اساسی است و از این رو افراد با درآمدهای متوسط معمولا در شرایط خوبی قرار ندارند.

چه معادله یا معادلاتی می تواند این شرایط را تغییر دهد؟

پاسخ به این سوال در واقع جمع بندی تمام نکاتی است که به آن اشاره کردم خلاصه آن به شرح زیر است:

کنترل تورم با اخذ سیاستهای لازم در جهت تحقق به این هدف. جبران کسری بودجه دولت یکی از زمینه های عمده در این مقطع زمانی است. دولت باید کوشش به عمل آورد که تأمین کسری بودجه آثار تورمی شدید نداشته باشد.

اخذ سیاستهای لازم در جهت سوق دادن نقدینگی های موجود در ایران که بسیار افزایش یافته است. به سوی سرمایه گذاریهای مولد و نه سفته بازی . در این زمینه دولت باید در جهت رفع مشکلات سرمایه گذاریها را نه تنها از نظر اقتصاد کلان بلکه در ایجاد شرایط لازم در زمینه های فعالیتهای صنعتی و خدماتی قدمهای لازم را بردارد.

کوشش در جهت دریافت هرچه بیشتر دارای های ایران در خارج کشور.

احتراز از سیاستهای ضد  و نقیض که موجب تشدید بحرانها می شود و نه علاج آنها. دولت باید روشی را انتخاب کند که تصمیم گیران اقتصادی به آن سمت گیری و آن سیاست اعتماد داشته باشد. ایجاد عدم اعتماد بدترین عامل خراب کردن یک اقتصاد است.

اصلاحات عاجل در رفع رانت خواری، فساد و اجازه ندادن به دخالت سازمانها و ارگانها در مسائل اقتصادی به صورت مستقل و جدا از مسیر درست آنها . بحث در سیاستهای دولت لازم است ولی داشتن چند دولت در یک زمان باعث کار به جایی نمی برد.

یکی از عمده ترین مسائل اقتصادی، عملکرد آن در اخذ مالیاتهاست. همان طور که گفته شد نسبت مالیات اخذ شده در ایران به کل تولید ناخالص داخلی کشور در نازلترین حد خود در بین کشورهای جهان است. ظرفیتهای مالیاتی را باید به صورت درست شناسایی کرد. اخذ مالیات باید به صورت پیشرفته آن به عمل آید. تمامی افراد حقیقی و حقوقی که در تولید دست دارند باید مالیات عادلانه خود را پرداخت کنند اگر تحت پوشش دولت نیستند و یا اینکه درآمد خالص آنها باید به خزانه دولت برمی­گردد، چنانچه به صورت وابسته به دولت عمل می کنند.

گفت وگو از: مریم سلیمی
نام:
ایمیل:
* نظر: