:
كمينه:۲۸°
بیشینه:۴۲°
به‌روز شده در: ۲۸ تير ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۹
معمار صنعتی‌سازی و اصلاحات اقتصادی
از نگاه کارشناسان، تسهیل فضای کسب‌وکار، خروج ایران از رکود تورمی و ورود به دوره رونق غیرتورمی و توسعه صادرات به جای تمرکز بر واردات با ابتکار عمل او حاصل شد
کد خبر: ۱۳۷۸۲۷
تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۳
اقتصاد گردان - وزیر پیشین اقتصاد  یکی از بزرگ‌ترین تکنوکرات‌های ایران و رئیس دانشگاه تهران در انتهای دهه ۴۰ روز سه شنبه 4 تیر ماه 98   در سن ۹۰ سالگی درگذشت. 
نام علینقی علیخانی، با اصلاحات ثمربخش اقتصادی در دهه ۴۰ گره خورده است. برخی از کارشناسان و فعالان اقتصادی از او به‌عنوان معمار صنعتی‌سازی کشور یاد کرده و معتقدند که کنار گذاشتن او از ریل سیاست‌گذاری با پایان صنعت‌گرایی کشور همراه بوده است. از نگاه کارشناسان، تسهیل فضای کسب‌وکار، خروج ایران از رکود تورمی و ورود به دوره رونق غیرتورمی و توسعه صادرات به جای تمرکز بر واردات با ابتکار عمل او حاصل شد.
 علینقی عالیخانی، یکی از بزرگ‌ترین تکنوکرات‌های ایران و وزیر پیشین اقتصاد ایران در سن ۹۰ سالگی درگذشت. 
 او یک سیاست‌گذار مولف در دهه ۴۰ به حساب می‌آید؛ سال‌هایی که میانگین رشد اقتصادی ایران به سطح دو رقمی بیش از یازده درصد و میانگین سالانه نرخ تورم به رقم ۶/ ۲ درصد رسیده است. در سال ۱۳۴۱ که کشور دچار رکود شدیدی بود و دو وزارتخانه بازرگانی و صنایع نیز در برنامه‌ریزی برای مشکلات خود دچار اختلاف نظر بودند، این دو وزارتخانه ادغام شدند و وزارت اقتصاد ایجاد شد. در این زمان عالیخانی به‌عنوان سکاندار این وزارتخانه معرفی شد و با توجه به آشنایی خود از اقتصاد بخش خصوصی، در ابتدای فعالیت‌های خود ملاقات‌های متعددی با صاحبان صنایع برای شناخت وضعیت موجود داشت. 
او با تقویت بخش صنعت، تمرکززدایی از فعالیت‌های صنعتی، کاهش بیکاری با تقویت صنایع کوچک و ایجاد تنوع در فعالیت‌های اقتصادی باعث شد که سطح تولید ناخالص داخلی در دهه ۴۰ به شکل قابل توجهی افزایش یابد. او در این دوره چند راهبرد اساسی را در دستور کار قرار می‌دهد. راهبرد اول تقدم اصلاحات تجاری بر اصلاحات اقتصادی است. عالیخانی به این جمع‌بندی رسید که بازنگری در مقررات صادرات و واردات و تغییر تعرفه‌های گمرکی مهم‌ترین سیاستی است که باید دنبال کند و از این طریق اقتصاد را به تحرک درآورد.
 بنابراین شروع به اصلاحات تجاری کرد. طبیعتا هدف او از اصلاحات تجاری این بود که بیشترین تقاضا را وارد کشور کند. به همین علت او به تعدیل واردات و صادرات از منظر تحریک تقاضا نگاه می‌کرد. تحلیل عالیخانی این بود که رکود کشور ناشی از افت تقاضا است و اصلاحات تجاری باید با هدف تحریک تقاضا صورت گیرد. بنابراین شروع به بازنگری در همه تعرفه‌ها کرد.  او در این باره می‌گوید: «ما این کار را کورمال‌کورمال می‌کردیم و هیچ اطلاعی از میزان واردات و تفکیک واردات نداشتیم و فقط بر اساس اطلاعات موردی این کار را انجام می‌دادیم.»

راهبرد دوم انتخاب استراتژی جایگزینی واردات است. درواقع عالیخانی به این جمع‌بندی می‌رسد که آنچه را که قرار است وارد شود اگر در داخل قابل‌تولید است در داخل تولید کنیم. بنابراین با تعدیل واردات یک تقاضای جایگزین را متوجه تولید داخلی می‌کند.

راهبرد سوم ثروت‌آفرینی در بخش خصوصی است. عالیخانی می‌گوید: «من به این نتیجه رسیدم که باید اعتماد را در بخش خصوصی ایجاد کنم.» بنابراین استراتژی او «ثروت‌آفرینی با تکیه بر بخش خصوصی» می‌شود و این کار را با گشاده‌دستی بسیار انجام می‌دهد. به گفته او، اگر قرار باشد اقتصاد کشور راه بیفتد باید به بخش خصوصی اعتماد کنیم تا چرخ‌های اقتصاد کشوررا به راه بیندازند. بخش خصوصی دلخوش است به اینکه صفرهای سمت راست حساب بانکی‌اش زیاد شود. در این میان ما چرا باید نگران تحقق این دلخوشی بخش خصوصی باشیم؟ چرا نگران ایجاد ثروت و تولید ثروت در بخش خصوصی باشیم؟
 به گفته او، «خیلی‌ها به من فشار می‌آوردند که تو داری بخش خصوصی را لوس می‌کنی. شاید هم واقعا من این کار را می‌کردم؛ اما لازم بود بابت ثروت‌آفرینی برای بخش خصوصی تنشی ایجاد نکنم تا بخش خصوصی بتواند به من اعتماد کند و راحت ثروت‌آفرینی کند.»  با بهتر شدن شرایط اقتصادی در اواخر دهه ۴۰، هویدا و شاه عملا تمایلی به ادامه ماموریت عالیخانی نداشتند و با توجه به فشارهایی که از گوشه و کنار وارد می‌شد، تداوم کار برای عالیخانی دشوار شده بود. در آن برهه، ایران صادر‌کننده کالاهای صنعتی شده بود اما کنار گذاشتن تفکر صنعتی در اواخر دهه ۴۰ نقطه خروج قطار اقتصادی از ریل صنعتی بود که آثارش در نیمه‌های دهه ۵۰ صنعت ایران را زمین‌گیر و وابسته به مونتاژ کرد. 
عالیخانی در انتهای دهه ۵۰، با توجه به مخالفت‌ها و کارشکنی‌هایی که از سوی شاه و اطرافیانش متوجه او بود، از کارهای دولتی کناره‌گیری کرد و در بخش خصوصی به فعالیت پرداخت. او سال‌های پس از انقلاب اسلامی را در فرانسه و پس از آن در آمریکا گذراند و طی این مدت علاوه بر مشاوره‌های اقتصادی، فعالیت‌های انتشاراتی نیز داشت.



 علینقی عالیخانی فرزند عابدین در یکم بهمن ۱۳۰۷ به دنیا آمد و در ۱۳۲۵ از دبیرستان البرز با دیپلم رشتهٔ ادبی فارغ‌التحصیل شد. سپس وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و در رشتهٔ علوم سیاسی موفق به دریافت لیسانس شد[۳] عالیخانی در فوریه ۱۹۵۰ برای ادامهٔ تحصیل رهسپار فرانسه شد و در دانشگاه پاریس، نخست در رشتهٔ حقوق بین‌الملل عمومی به اخذ دیپلم مطالعات عالی (Diplome d’Etudes Superieures) و سپس در رشتهٔ اقتصاد به اخذ دکترای اقتصاد دولتی نائل شد.



درس گرفتن از تاریخ با جمع آوری یادداشت های علم 

یکی از اقدامات موثر عالیخانی، جمع آوری یادداشت های علم  نخست وزیر و یکی از عناصر کلیدی دوران پهلوی بوده که می تواند درس آموز و تجربه ای ارزشمند از اشتباهات و دستاوردهای گذشته کشور در طول تاریخ باشد و برای نسل های آینده پند آموز باشد. 



وزیر اقتصاد دان پدیده ای نادر 

در بهمن ماه سال ۱۳۴۱ کشور دچار رکود اقتصادی شدیدی بود و دو وزارت بازرگانی و صنایع ضمن عدم توانایی در برنامه‌ریزی برای رفع مشکلات، بین خود دارای اختلاف جدی در زمینهٔ حمایت از صنایع یا بازرگانی بودند و به همین دلیل با تصمیم مشترک شاه و نخست‌وزیر، این دو وزارتخانه ادغام شدند و وزارت اقتصاد ایجاد شد. به دلیل حساسیت‌های ایجاد شده در اثر اصلاحات ارضی، شاه به دنبال شخصی برای این وزارت خانه بود که تحصیلات اقتصاد داشته باشد اما در آمریکا تحصیل نکرده باشد. عالیخانی که جوانی تحصیل کرده در فرانسه بود و سابقهٔ فعالیت سیاسی و کمونیستی نداشت، به او پیشنهاد شد.
عالیخانی در هنگام شروع به کار از تجربه‌ای که در ارتباط با اتاق بازرگانی و شناختی که از اقتصاد بخش خصوصی پیدا کرده بود، استفاده کرد. ضمن اینکه دیدارهای فشرده و زیادی را در دو ماه نخست مسوولیتش با صاحبان صنایع در جهت شناخت وضعیت موجود داشت و موفق هم بود. وی چهار هدف را در اولویت اصلی سیاستگذاری اقتصادی قرار داد: علینقی عالیخانی (١٣٠٧- ١۳٩٨ ) از اولین کسانی بود که با داشتن تحصیلات عالی در رشته اقتصاد به عنوان سیاستمدار وارد تشکیلات سیاسی ایران شد. در آن زمان نه تنها در ایران، بلکه حتی در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان هم تخصص اقتصاد در دیوانسالاری بسیار نادر بود و داشتن وزیری اقتصاددان پدیده ای عادی محسوب نمی شد. وزارت اقتصاد که زمان از ترکیب چند وزارتخانه دیگر تشکیل شده بود در آن زمان عمدتا مسئولیت نظارت و هدایت شرایط وضعیت اقتصادی کشور و حل مشکلات اقتصادی را برعهده داشت.

تقویت بخش صنعت (در مقابل سیاست تقویت تجارت)
تمرکز زدایی از فعالیت‌های صنعتی و توزیع آن‌ها در کل مناطق مناسب کشور
کاهش بیکاری با تقویت صنایع کوچک در حال فعالیت
ایجاد تنوع در فعالیت‌های صنعتی و تولیدی
وی تا مرداد ۱۳۴۸ (۱۹۶۹) در این سمت خدمت کرد.

وی در چهارم تیر ماه ۱۳۹۸ درگذشت

نام:
ایمیل:
* نظر: